منابع انسانی در دنیای امروز، بهترین مزیت رقابتی هر سازمان تلقی می شود و انسان بیش از هر زمان دیگری در نظریه سازمان اهمیت یافته است. نیروی انسانی به همان اندازه که می تواند سازمانها را در رقابت یاری دهد، ممکن است مانعی جدی بر سر راه سازمان باشد. در این مقاله تلاش می شود ضمن بررسی رفتارهای ضد شهروندی، اثرات عامل زمینه ای استرس، عوامل سازمانی بی عدالتی و فرهنگ و عامل شخصیت بر آن بررسی شود. هر چه اعضای یک سازمان رفتارهای ضد شهروندی بیشتری از خود نشان دهند، عملکرد سازمان بیشتر تحت الشعاع قرار گرفته و تصویر بیرونی آن آسیب می بیند. جالب آنکه نتایج پژوهش نشان می دهد که از بین عوامل مورد بررسی، بی عدالتی بیشترین تاثیر را بر بروز رفتارهای ضد شهروندی در سازمان دارد.
هدف این مقاله تدوین ملی برای ارزیابی کیفیت زندگی کاری کارکنان در سازمانها می باشد. برای رسیدن به این هدف مبانی نظری، پژوهشهای انجام شده داخلی و خارجی و تجارب شرکتهای بزرگ مورد بررسی قرار گرفت تا مواد اصلی مورد نیاز برای ارایه مدل را به دست دهد. داده های پژوهش به وسیله پرسشنامه ساختمند از سه گروه نمونه که جمعا 455 نفر از مدیران و کارشناسان جامعه آماری بوده اند، بدست آمد. از گروه اول و دوم برای ارزیابی مولفه های کیفیت زندگی کاری و اهمیت هر یک از آنها استفاده شده و از گروه سوم برای ارزیابی وضعیت کیفیت زندگی کاری در جامعه آماری که بیانگر ادراک آنان نسبت به کیفیت زندگی کاری بود، استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی، ابعاد مدل کیفیت زندگی کاری را در سه عامل ساختاری- مدیریت، روانشناختی و اجتماعی خلاصه می کند. نتایج بدست آمده، مولفه های متشکله مدل را برای ارزیابی وضعیت کیفیت زندگی کاری کارکنان سودمند و مناسب نشان داد. نتایج حاصله از تحلیل واریانس تفاوت معنی داری بین شاخص کیفیت زندگی کاری و متغیرهای تعدیل کننده (سن، جنسیت، تحصیلات، شغل و رده شغلی، سمت سازمانی، درآمد، پاداش و زمان انجام کار) را در سطح آلفای 5 درصد نشان داد.
در بیست سال گذشته، افراد بسیاری از کاربرد ساخت گرایی 1 در تدریس آگاه شده اند، آن را جانشین تدریس سنتی کرده اند و امروز پس از گذار از عصر رفتار گرایی و رشد شناختی به مقبولیت آن در عرصه آموزش و پرورش پی برده اند. با این وجود دلالت های معنایی و کاربردی ساخت گرایی برای یاددهی/ یادگیری و تدریس دروس مختلف بسیار متنوع، نامنظم و با شبهه و ابهام مواجه بوده است. نمونه های عملی کاربرد ساخت گرایی توسط معلمان و دانش پژوهان آنقدر شفاف نبوده که معنای واقعی آن در یاددهی/ یادگیری را بشناساند. در این مقاله، ذات گرایی در یادگیری به عنوان جانشین شفاف تر، کامل تر و مدلل تر ساخت گرایی معرفی شده و ادعا می شود که آن نظریه به دور از کم و کاست های ساخت گرایی می تواند ذات یادگیران را محور تلاش های آموزشی همه موضوع ها و رشته های درسی قرار دهد و موجب تاثیرات آموزشی و پرورشی عمیقی گردد. این مقاله با مقدمه ای کوتاه، پیشینه ای برای الگوی ذات گرایی در تدریس به جای معلم محوری و محتوا محوری فراهم می آورد، نمودهای عمده ذات گرایی را از تحلیلی برخی از زمینه های نظری موضوع کشف و فهرست می کند، به منظور عملیاتی کردن نمودهای ذات گرایی در یاددهی/ یادگیری نحوه استفاده از چهار خانواده الگوهای تدریس را معرفی می کند، حرکت به سوی استفاده از ذات گرایی در یاددهی/ یادگیری را آغاز می کند، برای نشان دادن اجرایی بودن الگوی ذات گرایی و بستر خیزش دارا بودن قابلیت تحول آموزشی آن، نمونه هایی از تدریس علوم تجربی سال های سوم و چهارم ابتدایی، جغرافیای پنجم ابتدایی، زبان انگلیسی و عربی و خواندن و نوشتن سال اول ابتدایی که در آنها از این الگو استفاده شده و با روش نیمه تجربی سنجیده شده اند را معرفی می کند. و سرانجام بیان پیشنهادها و توصیه ها پایان بخش مقاله می شود.
دراین مقاله نتایج حاصل از بهکارگیری نسبت شارپ و نسبت پتانسیل مطلوب (UPR) درارزیابی عملکرد شرکتهای سرمایهگذاری پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ارائه میشوند؛ در تحقیق به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که آیا ارزیابی عملکرد بر مبنای دو نسبت پتانسیل مطلوب و نسبت شارپ رتبهبندیهای متفاوتی را ارائه میکنند یا نه. رتبهبندیها برای دورهپنج ساله 84-80 برای شرکتهای سرمایهگذاری انجام گرفته است. دراین تحقیق که ماهیت متغیرها ترتیبی است، از روشهای آماری ناپارامتریک استفاده کردهایم. بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق بین رتبهبندیهای صورت گرفته براساس دو نسبت مذکور در بالا، ارتباط معنیداری وجود دارد و این ارتباط ناشی از وجود چولگی منفی در توزیع بازدهیها میباشد؛ به دلیل وجود چولگی در توزیع بازدهی بهکارگیری نسبت پتانسیل مطلوب در ارزیابی عملکرد ارجحیت دارد.
دادههای تجربی استفاده شده در این مقاله حاصل مصاحبه با 526 نفر در 64 روستا در استانهای آذربایجان غربی، اصفهان، خوزستان و گلستان، و روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای است. نتایج تحقیق نشان داد بیشتر پاسخگویان، وضع مالی، رفاهی، شغلی، مسکن و تغذیه زندگی روستایی را در حد متوسط یا پایین ارزیابی کردهاند. سن، وضع تأهل و تحصیلات افراد تأثیری در نگرش آنها به زندگی روستایی ندارد. اما نگرش زنان به زندگی روستایی بهتر از نگرش مردان است. روستاییان بیشتر ابعاد زندگی شهری را مثبت ارزیابی کردهاند. اما روابط مردم شهر با یکدیگر، وضع روحی و روانی و وضع سلامت جسمیمردم شهر، بیشتر نامناسب ارزیابی شده است. سن و تأهل افراد تأثیری در نگرش آنها به زندگی شهری ندارد. زنان در مقایسه با مردان روستایی نگرش بهتری به زندگی شهری دارند. با افزایش سطح تحصیلات روستاییان شاهد کاهش نسبی نگرش مثبت به شهر هستیم.
پژوهش ها نشان می دهند آموزش ضمن خدمت یکی از راه هایی است که قاعدتاً می بایست حس توانمندی کارکنان را پرورش دهد. در این پژوهش، ضمن بررسی رابطه بین آموزش های ضمن خدمت جاری سازمان و توانمندسازی کارکنان، سطح توانمندی کارکنان نیز سنجیده شده است. روش تحقیق به کار گرفته شده توصیفی از نوع همبستگی است و جامعه آماری تحقیق را کلیه کارکنان رسمی دارای مدرک لیسانس و بالاتر سازمان جهاد کشاورزی استان قم، تشکیل می دهند. داده های مربوط به ساعات آموزش ضمن خدمت کارکنان از شناسنامه های آموزشی آنان استخراج شده، داده های مربوط به سطح توانمندی کارکنان نیز از طریق مصاحبه و پرسشنامه به دست آمده است. همچنین در این تحقیق، متغیر سابقه خدمت نیز به عنوان متغیر مداخله گر وارد معادله شده است که داده های مربوط به آن از طریق بررسی اسناد و مدارک سازمان جمع آوری شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که سطح توانمندی کارکنان مورد بررسی در این سازمان، در تمامی ابعاد بالاتر از میانگین است؛ اما بین سطح توانمندی آنان و ساعات آموزشی ضمن خدمت طی شده، همبستگی مشاهده نشد.
با ورود فناوری های جدید اطلاعاتی و ارتباطی به حوزه تجارت، استانداردهای تجارت الکترونیکی به یک زبان مشترک تجاری در سطح بین المللی تبدیل شده است تا از طریق کاهش هزینه های مربوط به فرایندهای تجاری، افزایش سرعت مبادله اطلاعات تجاری به بنگاه ها کمک نمایند تا با افزایش رقابت پذیری خود در سطح ملی و بین المللی موانع رشد و حضور خود را در بازارهای جهانی هموارتر نمایند. اما در کشور ما اجرای استانداردهای تجارت الکترونیکی و استفاده از آن ها موانع بسیاری وجود دارد که مهم ترین آن ها آموزش و آگاه سازی می باشد. از این رو لازم است که در خصوص توسعه استانداردهای تجارت الکترونیکی به مقوله آموزش این استانداردها توجه خاصی شود. در ابن مقاله تلاش شده است تا با شناسایی بازیگران تجارت الکترونیکی و استخراج نقش های آنان در حوزه تجارت الکترونیکی، اهداف آموزش آن ها استخرج شده و دوره های آموزشی آنان با توجه به شرایط و ویژگی های خاص هر یک از مخاطبین طراحی و ارایه گردد.
یکی از مهمترین شیوههای بازنمایی محتوا، نمایهسازی است که با تخصیص توصیفگرها به مدارک، محتوای موضوعی آنها را نشان میدهد. از آنجا که نمایه و نمایهسازی در بازیابی اطلاعات از اهمیت چشمگیری برخوردار است، توجه به کیفیت و ارزیابی آن و ارائة معیارها و استانداردها، همواره مورد توجه محققان این حوزه بوده است. نمایهسازی فرایندی پیچیده است؛ در چنین وضعیتی ارائة تعاریف، اصول و روشها، میتواند گامی در استفادة بهینه از اطلاعات موجود باشد. این مقاله ضمن ارائة تعریف موجزی از نمایه، معیارهای ارزیابی نمایه را بررسی میکند، سپس به تعریف نمایهسازی میپردازد، و معیارهای ارزیابی نمایهسازی را مورد بررسی قرار میدهد. در نهایت نیز تعدادی از استانداردهای حوزة نمایهسازی را ارائه میدهد و به نتیجهگیری میپردازد.
اندازه گیری کارایی شرکت های سرمایه گذاری نه تنها برای محققان، بلکه برای مدیران مالی و سرمایه گذاران موضوعی مهم است که خرید سهام این شرکت ها را برای کاهش ریسک سرمایه گذاری مد نظر دارد . هدف تحقیق حاضر این است که با استفاده از رویکرد نا پارامتریک ابتدا شرکت های سرمایه گذاری را به دو دسته ی کارا و نا کارا طبقه بندی ، سپس با استفاده از شیوه هایA&P ، CEM و DEA/AHP شرکت های کارا را رتبه بندی کند .
این مطالعه به بررسی پیشبینیپذیری رفتاربازده سهام شرکتهای یذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران وهمچنین انجام عمل پیشبینی بازده با استفاده از شبکههای عصبی مصنوعی میپردازد. به منظور انجام عمل پیشبینی بازده، در مرحله اول روند گذشته سری زمانی مربوط به شرکتها و همچنین سه متغیر از متغیرهای تحلیل تکنیکی (شاخص سهام، حجم سهام مبادله شده و آخرین نرخ سهام در روز) برای مدت 5 سال(تیرماه 1377 لغایت 1382) مورد استفاده قرارگرفت وبا تغییر پارامترهای شبکه عصبی مصنوعی مدل بهینه جهت پیشبینی بازده روزانه سهام هر شرکت طراحی گردید. در مرحله دوم، پیشبینی بازده روزانه طی همان 5 سال صرفاً براساس اطلاعات گذشته یا روند گذشته سری زمانی انجام شد. در این پژوهش از شبکه عصبی مصنوعی با ساختار پرسپترون چند لایه (MLP) با توابع یادگیری متفاوت استفاده گردید. نتایج حاصل نشاندهنده آن است که: - رفتار سری زمانی بازده روزانه سهام شرکتها یک فرآیند تصادفی نیست و دارای حافظه میباشد. - شبکههای عصبی مصنوعی توانایی پیشبینی بازده روزانه را با میزان خطای نسبتاً مناسبی دارند.
در این مقاله ضمن شناخت مشارکتهای راهبردی و بررسی عوامل موثر بر موفقیت آنها، بر مبنای نتایج مرور تحقیقات، مهمترین عامل رفتاری موثر بر موفقیت مشارکتها (اعتماد) را شناسایی و انتخاب کرده و وضعیت آن را در یکی از مهمترین مشارکتهای راهبردی صنعت خودروایران موردتحلیل وارزیابی قرار میدهیم .بدین ترتیب عملکرد مشارکت راهبردی فوق را ازمنظر رفتاری و از طریق مهمترین عامل موفقیت آن و بصورت غیر مستقیم، مورد بررسی و موشکافی قرار داده و به کمک آن درک و بینش خوبی از اعتماد بین شرکا، ابعادمختلف آن و نیز میزان موفقیت مشارکت بدست میآوریم.