"عصر کنونی، به عنوان عصر اطلاعات و یا دانایی نام گرفته است. در این عصر، فناوری اطلاعات به عنوان یک راهبرد و طرز تفکر جدید، تمام ابعاد زندگی بشر را تحت تأثیر قرار داده است و سازمانها نیز از مفاهیم و نهادهایی هستند که بهطور شدیدی تحت تأثیر فناوری اطلاعات قرار گرفتهاند، به گونهای که تصور سازمان امروزی بدون فناوری اطلاعات و کاربری آن غیر ممکن بهنظر میرسد.
پاسخگویی به نیازها و انتظارهای موجود و آینده جامعه در زمینه فناوری اطلاعات شرایطی را فراهم کرده است که سازمانها برای ادامه حیات خود به ناچار باید به فناوری اطلاعات روی آورده و از آن به منظور ارتقای بهرهوری سازمانی استفاده کنند. در این میان توسعه کاربری فناوری اطلاعات در سازمانهای دولتی در کشورهای در حال توسعه بهویژه ایران از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا از یکسو بهکارگیری و توسعه فناوری اطلاعات به عنوان یک راهبرد توسعه ملی در کشورهای در حال توسعه مطرح است و از سوی دیگر، نقش گسترده دولت در اقتصاد ملی، تولید ناخالص داخلی و بازار فناوری اطلاعات اهمیت موضوع را دو چندان میسازد.
با این شرایط، شناسایی عوامل مؤثر بر کاربری فناوری اطلاعات برای انتخاب مسیر و فرایند مناسب جهت بهکارگیری و توسعه فناوری اطلاعات امری ضروری است. در این راستا عوامل مدیریتی و ساختاری تأثیرگذار بر کاربری و نفوذ فناوری اطلاعات از اهمیت ویژه برخوردارند و شناسایی این عوامل میتواند فرایند توسعه فناوری اطلاعات در سازمان را سرعتبخشد و بهکارگیری فناوری اطلاعات در سازمانهای دولتی را گسترش دهد.
این مقاله نتیجه یک کار میدانی با هدف شناسایی عوامل مدیریتی و ساختاری مؤثر بر کاربری فناوری اطلاعات در سازمانهای دولتی است. در این مطالعه تأثیر عواملی مانند مهارت فناوری اطلاعات مدیر ارشد سازمان، حمایت مدیر ارشد سازمان از برنامههای توسعه کاربری فناوری اطلاعات، مهارت فناوری اطلاعات مدیر ارشد فناوری اطلاعات سازمان، حمایت مدیر ارشد فناوری اطلاعات سازمان از برنامههای توسعه کاربری فناوری اطلاعات، ساختار سازمانی مناسب بخش فناوری اطلاعات و نوع فعالیت سازمان بر میزان کاربری فناوری اطلاعات بررسی شده است."
انتخاب نیروی انسانی پروژه یا شکل امروزی آن گروه پروژه از دغدغههای مدیران پروژه است، زیرا ماهیت فعالیتهای پروژهای از جمله محدودیت زمانی و موقتی بودن ایجاب میکند که افراد بسرعت جذب فعالیتها شده و اغلب کارها و فعالیتهای نامتعارف را با تجربیات قبلی انجام دهند. پس در این تحقیق سعی شده است تا الگو و مدلی برای انتخاب نظاممند و بر پایه اصول علمی جهت انتخاب گروه(تیم) یک پروژه و یا مراحلی از آن ارائه شود. این مدل براساس الگوی سازگاری فازی پایهریزی شده است. مفهوم سازگاری فازی برای سنجش میزان تناسب بین دو مجموعه فازی استفاده میشود که در این تحقیق تناسب بین دو مجموعه فازی مهارتهای هدف پروژه و مهارتهای گروههای بالقوه مورد سنجش قرار میگیرد. در این تحقیق ابتدا با استفاده از برنامهریزی پروژه، فعالیتها و مهارتهای مورد نیاز، مدت زمان فعالیتها، هزینههای هر فرد و برنامه تخصیص افراد به پروژه استخراج میشود. در گام بعد درجه عضویت هریک از مهارتهای هدف پروژه تعیین میگردد و به صورت مجموعه فازی مهارتهای هدف تعریف میشود. سپس با استفاده از همین روش، مجموعه فازی مهارتهای افراد تعریف میشود. در گام بعد با استفاده از مفهوم اجتماع فازی، گروههای بالقوه تشکیل میشوند. در گام بعد با تعیین و تعریف سطح کیفی, گروهها پالایش میشوند. سپس با استفاده از مفهوم سازگاری، درجه سازگاری گروههای پالایش شده محاسبه میگردد. همچنین هزینههای هر گروه نیز مورد محاسبه قرار میگیرد. در گام بعدی با استفاده از مقادیر درجه سازگاری و مقادیر هزینه گروههای پالایش شده، ماتریس تصمیمگیری تشکیل میشود. در ادامه وزن شاخصهای درجه سازگاری و بودجه مورد نیاز هر گروه با استفاده از آنتروپی شانون تعیین میگردد. در پایان نیز با استفاده از روشSaw گروهها رتبهبندی میشوند و گروه بهینه انتخاب میگردد. در نهایت گروه انتخاب شده به پروژه تخصیص داده میشود. همچنین در پایان یک مورد کاربردی ارائه میشود.
رشد رو به گسترش اینترنت و به تبع آن، توسعه کسب¬و¬کارهای الکترونیک در جهان باعث شده تا وب¬سایتها از اهمیت بالایی برخوردار شده، نقش غیرقابلانکاری در برقراری ارتباط الکترونیکی بین سازمانها و مؤسسات با مشتریانشان پیدا کنند. هرچند در سالهای ابتدایی توسعه خدمات الکترونیکی، توسعه وب¬سایت از نظر کمی و اندازه مورد توجه بود، اما اکنون توسعه وب¬سایتها از نظر کیفی و کارایی مد نظر است؛ به این معنا که چگونه و با چه ابزارهایی می¬توان عملکرد وب¬سایتها را بهبود داد تا مشتریان زودتر و مؤثرتر به مقاصد خود در وب¬سایت دست¬یافته، از سرگشتگی آنها در شبکه عظیم صفحات وب جلوگیری گردد. در این راستا، ساختار وب¬سایت، بیانگر نحوه سازمان¬دهی پیوندها و ارتباطات صفحات وب¬سایت بوده، ارزیابی آن نیازمند استفاده از روش و شاخصی مناسب است. این مقاله، علاوه بر مرور روشهای فعلی مدل¬سازی وب¬سایت و ارزیابی ساختار آن، روشی را برای اندازه¬گیری وضعیت فعلی ساختار ارتباطات صفحات سایت ارائه کرده و نتایج استفاده از آن را در سایت یکی از دانشگاههای کشور ارائه می¬کند.