مسئله ساختار سرمایه از موضوعات بحث¬ برانگیز در حیطه مالیه شرکتی است. پژوهشگران مختلف با ارائه نظریات و تئوریهای گوناگون، به دنبال یافتن راهی برای تعیین ساختار سرمایه بهینهای هستند که هزینه سرمایه شرکت را حداقل و ارزش آن را حداکثر کند. همگام با شکلگیری تئوریهای جدید و معرفی متغیرهای تاثیرگذار، فقدان پژوهشی جامع که به طور همزمان به آزمون آخرین نظریات موجود بپردازد، احساس میشود. در این تحقیق سعی شده است تا با بررسی دقیق و کامل ادبیات موضوع، متغیرهای اثرگذار شناسایی و با استفاده از الگوریتم کاهش داده Forward Stepwise و ابزارهای اقتصادسنجی، مدل مناسبی ارائه شود. بدین منظور با استفاده از تکنیک غربال¬گری، تعداد 78 شرکت از شرکت¬های پذیرفته شده در بورس تهران انتخاب گردید و اثرات متغیرهای ارائه شده در تئوری توزان، تئوری سلسله مراتب گزینههای تامین مالی، تئوری هزینههای نمایندگی و تئوری زمانسنجی بازار طی دوره 1380 تا 1384 مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت برای کل نمونه و همچنین هر کدام از صنایع، مدل رگرسیونی که بهترین برازش را از دادههای موجود به دست می¬دهد، ارائه شده است.
با توجه به اهمیت کسب و کارهای کوچک و متوسط در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها و توجه ویژه برنامهریزان و سیاستگذاران توسعه به این مقولة مهم، ضرورت دارد تا نسبت به بهبود وضعیت این مؤسسات اقدام اساسی صورت پذیرد. صاحبنظران و محققین در مطالعات مختلف دریافتهاند که چاره علاج ناپذیر اثربخشتر نمودن کسب و کارهای کوچک و متوسط، اشاعه فرهنگ کارآفرینی در تمامی مراحل و فرآیند این سازمانهاست و لازمة فرهنگسازی نیز وجود مدیران با مهارتهای کارآفرینانه است. در این مقاله که برگرفته از پژوهشی سازمانی است، تلاش میگردد تا ضمن مروری بر ادبیات تحقیق در حوزه اثربخشی سازمانی کسب و کارهای کوچک و متوسط و مهارتهای کارآفرینی، روششناسی تحقیق بیان شده و در نهایت با توجه به فرضیات تحقیق، یافتههای پژوهشی که از واحدهای تولیدی گردآوری شده است، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و پیشنهادات حاصله برای بهبود اثربخشی در کسب و کارهای کوچک کشورمان با تأکید بر توسعه مهارتهای کارآفرینانه مدیران ارائه شده است.
هدف این مقاله ارائه الگویی رسانهای بهمنظور نهادینه کردن برنامههای راهبردی جامعه میباشد. بر اساس الگوی ارائه شده رسانههای جمعی از طریق اثرگذاری بر چارچوبهای شناختی، هنجاری و تنظیمی جامعه واقعیتهای اجتماعی را نمودار میدهند، وانگهی مهمترین ویژگی یک عمل نهادی شده نیز واقعیت اجتماعی شدن آنست. بدینمنظور میبایست محتوای رسانهای خود از انطباقشناختی، هنجاری و تنظیمی لازم با اهداف و ویژگیهای مورد انتظار برنامهریزان برخوردار باشد. با استفاده از روش دلفای مهمترین ویژگیهای مورد انتظار یاد شده در مورد برنامه چشمانداز بیست ساله مشخص شده و از بین رسانههای جمعی نیز تلویزیون به دلیل فراگیر بودن آن انتخاب شد. بهمنظور آزمون مدل به تحقیقی پیمایشی پرداخته شد که جامعه آماری آن کلیه شهـروندان ساکن شهـر تهران در فاصله سنی 20 الی 64 سال بوده و با استفاده از فرمول کوکران نمونه معرفی از آنها انتخاب و به روش تصادفی ساده مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد که برنامههای تلویزیون انطباق محتوایی لازم را با ویژگیهای مورد انتظار طراحان چشمانداز ملی از ابعادشناختی، هنجاری و تنظیمی ندارند، همچنین در جامعه نیز این انطباق فرهنگی از حیث شناختی، هنجاری و تنظیمی وجود نداشته و از سویی ویژگیهای یاد شده در جامعه نهادینه هم نیستند. بهمنظور تبیین مدل به روش مدلسازی معادلات ساختاری و از نرمافزار لیزرل استفاده شد. با بهکارگیری آزمون تحلیل مسیر کلیه اثرات معنیداری در مدل تأیید شده و از سویی براساس شاخصهای تناسب مدل، آن مدل مناسبی تشخیص داده شد، بهعبارتی نتایج آزمون مدل نشان داد که آن از قدرت تبیین مطلوبی برخوردار است، بهنحوی که الگوی رسانهای یاد شده 38 درصد تغییرات در میزان نهادی شدن ویژگیهای مورد بررسی را در جامعه تبیین میکند و بقیه به عوامل دیگری غیر از برنامههای تلویزیون مربوط میشود.
یکی از محبوبترین ابزارهای مدیریت استراتژیک، بیانیه ماموریت است که البته بهرغم این محبوبیت مورد انتقادهای زیادی هم قرار گرفته است. در جهت بهبود فهم خود از ارزش استراتژیک بیانیه ماموریت و همچنین بهمنظور ارایه رهنمودهای علمی و عملی در مورد تدوین بیانیه ماموریت به شرکتها، سعی شده است تا با بررسی متون مختلف مدیریت استراتژیک به مدلی جامع و کامل در مورد تدوین بیانیه ماموریت دست یافت. در نتیجه بررسی و تجزیه و تحلیل مدلها، در نهایت از میان 22 عنصر تعیین شده، 9 عنصر بهعنوان مهمترین عناصر بیانیه ماموریت شناخته شد و مدل خود را برای تدوین بیانیه ماموریت، براساس این عناصر ارایه کردیم. سپس براساس مدل معرفی شده به تجزیه و تحلیل و بررسی تطبیقی بیانیه ماموریت شرکتهای کامپیوتری ایرانی و خارجی پرداخته شد. هدف در این بررسی تطبیقی این بود که بتوان نقاط اشتراک و افتراق، قوت و ضعف بیانیه ماموریت شرکتهای داخلی و خارجی را یافته و با مقایسه آنها بتوان رهنمودهای مفیدی را در تدوین بیانیه ماموریت ارایه کرد.
در این مقاله که در راستای تبیین تأثیر شیو ه های تبلیغاتی بر رونق صنعت توریسم در سازمان میراث فرهنگی، جهانگردی و صنایع دستی انجام گرفته است ، نخست اهمیت توریسم و نقش آن در تأمین درآمد ملی کشورها تشریح و سپس به وضعیت این صنعت در ایران پرداخته شده و در ادامه ضمن ارائ ه مدل تحلیلی تحقیق و با استفاده از ابزارهای ت بلیغاتی از قبیل شرک ت در نمایشگا ه ها و کنفرانس های بین المللی ، استفاده از رسانه های جمعی و بهره برداری از مجله های تخصصی و ایجاد مراکز دفاتر جذب توریسم مطرح و سپس با توجه به پرسشنام ه های توزیع شده میان کارشناسان سازمان جهانگردی، گردشگری و صنایع دستی، اطلاعات حاصله تجزیه و تحلیل و نتایج مربوط به آزمون فرضیات ارائه می گردد. با توجه به داده های تحقیق، مشخص گردیده است که استفاده از مجله های تخصصی توریسم بین المللی بیشترین نقش را در توسعه گردشگری دارد.
"مقدمه: نظام های اطلاعات در سیستم سلامت با گردآوری، تحلیل و انتشار داده ها، زمینه ی استفاده از اطلاعات به منظور بهبود و ارتقای سلامت جامعه را فراهم می سازند. این مطالعه برای ارزیابی وضعیت نظام رسمی آماری سلامت در دانشگاه علوم پزشکی تبریز طراحی و اجرا شد.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی انجام شد. واحدهای آمار مستقر در مراکز آموزشی-درمانی، بیمارستان های عمومی و مراکز بهداشت شهرستان شهر تبریز به وسیله ی چک لیست تهیه شده، مورد بررسی قرار گرفت و داده ها پس از جمع آوری، با استفاده از نرم افزار SPSS آنالیز آماری شد.
یافته ها: در 6/15 درصد واحدهای آمار وابسته به دانشگاه، شرح وظایف واحد آمار به صورت مکتوب وجود داشته و در 9/21 درصد سازمان ها، نیازهای اطلاعاتی سازمان تعیین شده است. در 3/89 درصد مراکز، جمع آوری اطلاعات آماری طبق برنامه ی استاندارد انجام می گیرد و در 3/81 درصد آنها داده های جمع آوری شده از لحاظ صحت داده ها، بررسی می شوند.
نتیجه گیری: با توجه به جایگاه نظام اطلاعات در هر سازمان و نقش اساسی آن در اتخاذ سیاست های درست، ایجاد نظام هماهنگ و یکپارچه ی اطلاعات و توانمندسازی کارشناسان در زمینه ی استفاده ی صحیح از داده ها، از اولویت های ضروری به شمار می رود."
آویناش دیکسیت استاد اقتصاد در دانشگاه پرینستون است. او در سال 1944 در شهر بمبئی هند به دنیا آمد و دوره کارشناسی اقتصاد را در دانشگاه کمبریج انگلستان گذراند. دیکسیت دکتری اقتصاد را از MIT دریافت نمود. پژوهش های دیکسیت دامنه گسترده ای از مسایل اقتصادی را در بر می گیرد اما مشهورترین اثر وی کتاب «راهبردی فکرکردن » (که همراه با باری نابلوف نوشته است) به کتابی پرفروش در سطح بین المللی تبدیل شده است. این کتاب توضیح می دهد چگونه می توان از نظریه بازی در حوزه های تجارت، سیاست و حتی موقعیت های اجتماعی و خانواده استفاده کرد. دیکسیت همچنین با بررسی رفتار بنگاه ها نشان داده است چگونه یک بنگاه اقتصادی، موقعیت مسلطی را در بازار برای خود برقرار کرده و آن را حفظ می کند. او در شیوه تفکر ما درباره تصمیمات غیرقابل برگشت- تصمیماتی که نمی توانیم از آن منصرف شویم- (یا فقط با صرف هزینه سنگین قابل برگشت و انصراف است) انقلابی ایجاد کرد. مایکل پارکین نویسنده کتاب درسی علم اقتصاد درباره این موضوعات با آویناش دیکسیت گفتگو کرده است.