پدیده جهانی شدن، تحولات سریع و عمیق در ساختار مناسبات جهانی و شکل گیری قطب ها در جهان به ویژه طی نیم قرن گذشته، جستجوی تعریف جدیدی از تعاملات سازنده و مؤثر در روابط و همکاری های منطقه ای و شکل د هی به راهبرد توسعه ای در بخش جنوب غربی آسیا را ضروری نموده است. لذا ایران با درک شرایط جهانی برای همگرایی، منطقه آسیای جنوب غربی را به عنوان حوزه تعامل منطقه ای مورد تاکید قرار داده است.تشخیص موفقیت یا عدم موفقیت بلوک منطقه ای احتمالی برای ایران در منطقه آسیای جنوب غربی هدف اصلی این مطالعه است. در این مطالعه، مدل جاذبه مبنای الگوسازی برای برآورد اثرات تجاری قرار گرفته است تا با استفاده از امکانات این مدل (اقتصادسنجی با روش داده های تابلویی) برای دوره ی 2006-1995 تغییرات تجارت بین کشورهای عضو احتمالی و بین کشورهای عضو با سایر کشورهای جهان مورد بررسی قرار گیرد. نتایج برآورد، پتانسیل تجاری کشور ایران و یکپارچگی اقتصادی کشورهای عضو بلوک منطقه آسیای جنوب غربی را در تجارت دوجانبه مقدار 61 درصد نشان می دهد و بیان می کند، که حجم جریانات تجاری دوجانبه میان آنها افزایش می یابد. همچنین تخمین مدل بدون حضور ایران، همگراتر است و بلوک منطقه ای تجارت بین اعضای بلوک را به میزان 71 درصد افزایش خواهد داد.
این مقاله بر آن است که نخست، بر اساس شاخص های زیربنایی، آموزشی و بهداشتی، به اندازه گیری درجه توسعه یافتگی شهرستان های استان همدان در بخش روستایی و سپس، به مقایسه عملکرد برنامه ای دولت طی برنامه سوم توسعه بپردازد. از مدل تاکسونومی عددی برای همگن سازی و سنجش سطح توسعه یافتگی مناطق روستایی، از ضریب اختلاف ویلیامسون برای مقایسه ضریب نسبی تغییرات، و نیز از روش تحلیل عاملی برای رفع هم خطی، کاهش عوامل، و استخراج عوامل مؤثر بر عدم توازن منطقه ای استفاده شد. نتایج گویای آن است که طی سال های 1378 تا 1383، اگر چه سیاست های برنامه ای دولت در رشد و توسعه بخش های روستایی استان نابرابری توزیع امکانات و تسهیلات را در پی داشت، اما مقایسه ضریب تغییرات نشان می دهد که برنامه سوم توسعه با اثراتی مثبت بر توزیع متعادل تر امکانات توسعه ای در بخش زیرساخت ها، آموزش و بهداشت روستایی شهرستان های استان همراه بوده است.
همکاری مشترک بینالمللی به شرکتها فرصت میدهد تا نسبت به ارتقای مزیت رقابتی و انتقال تکنولوژی جهت افزایش منابع و قابلیتهای سازمانی خود اقدام کنند. سوالات اصلی این پژوهش عبارتند از: 1 چه عواملی در موفقیت همکاری مشترک واحد فناوری داخلی با شرکت خارجی تاثیرگذارند؟ 2 این عوامل چه ارتباطی با یادگیری دارند. جامعه آماری این پژوهش کلیه افرادی که به طور مستقیم در اجرایی ساختن طرح تحقیق و توسعهای شرکت ایران خودرو دخیل بوده است، محسوب میشود. نمونه آماری مناسب بر اساس فرمول نمونهگیری کوکران و انجام تعدیلات لازم در نهایت برابر با 105 نفر تعیین گردید جامعه آماری بالغ بر 250 نفر است که از این تعداد حدود 150 نفر انتخاب شدند و پرسشنامه بین آنها توزیع شد. از این 150 نفر، 105 پرسشنامه در تحلیل نهایی مورد استفاده واقع شد. برای تکمیل ادبیات پژوهش و مبانی تئوریک از روش کتابخانهای و برای گردآوری سایر اطلاعات مورد نیاز در مورد پروژهها از روش میدانی(پرسشنامه و مصاحبه) استفاده شده است. جهت بررسی میزان و نوع ارتباط بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته از آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده شده است. همچنین نتایج پژوهش نشان میدهد که انتخاب شریک، انگیزه شکل دهی همکاری، نوع کنترل و نفوذ بر شبکه همکاری، تجربه همکاری مشترک و انتظارات طرفین همکاری از جمله عوامل تاثیرگذار در یادگیری همکاری مشترک هستند.
کارآمدی نیروهای مسلح تابعی از کارآمدی نظام آموزشی آن است. توجه به نظام آموزشی و آگاهی از میزان اثربخشی و کارایی نتایج بدست آمده، یکی از مهمترین وظایف فرماندهان عالیرتبه نظامی بهشمار میرود. هدف این پژوهش دستیابی به الگوی ارزیابی عملکرد برای سنجش اثربخشی و کارایی نظام آموزش عالی دانشگاههای نظامی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است. برای دستیابی به این هدف، دو سوال طرح شده که محققین با استفاده از روش دلفی و با ابزار پرسشنامه، که برای جامعه آماری مورد مطالعه طراحی شده است در صدد پاسخگویی به سوالات تحقیق برآمدهاند. نتایج تحقیق منجر به طراحی الگوی ارزیابی عملکرد با 95 شاخص عملکردی گردیده که با بکارگیری آن میتوان کارایی و اثربخشی مراکز آموزش عالی نظامی را مورد سنجش و ارزیابی قرار داد. همچنین این تحقیق نشان داد که شاخصهای تدوین شده در راستای طراحی الگو، قادر به تبیین سنجش کارایی و اثربخشی مراکز آموزش عالی نظامی میباشند.
تکنولوژیهای نوین با پنج بعد سیستم وابسته به تکنیک، دانش، کنش، فرایند و شی واسط تعریف شده است که هر یک از این ابعاد با مولفههای عملیاتی خاص تاثیر ویژهای بر فعالیتهای خبری دارد و میتواند در کسب مزیت رقابتی موثر باشد. این تحقیق از روشهای پژوهشی اسنادی، دلفای و توصیفی بهره جسته و ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بوده که درجامعه آماری مدیران، سردبیران، روسای نمایندگی و خبرنگاران سازمانهای خبری و در حجم نمونه آماری 90 نفر انجام شد و با استفاده از آزمونهای فریدمن، علامت یک نمونهای، آزمون مقایسه زوجها و معادلات ساختاری به بررسی وضعیت 40 مولفه تشکیل دهنده ابعاد پنجگانه تکنولوژیهای ارتباطی در عرصه خبر و تاثیر آنها بر مزیت رقابتی پرداخته است. نتایج نشان میدهد، وضعیت مولفههای ابعاد گوناگون تکنولوژی در ایرنا نامطلوب است. مزیت رقابتی در وضع موجود متکی بر تکنولوژی به عنوان سیستم وابسته به تکنیک و ابزار است. در حالیکه نتایج تحقیق نشان میدهد مزیت رقابتی مطلوب ایرنا مستلزم تکیه بر تکنولوژی به عنوان دانش وتکنولوژی به عنوان فرآیند است. بر اساس نتایج تحقیق، استراتژی رقابتی ایرنا نیازمند توانمندسازی در تمام ابعاد پنجگانه است که در پایان پیشنهاداتی برای آن ارایه شده است.