اداره بهبود تغذیه جامعه با همکاری اداره بهداشت مواد غذایی مرکز سلامت محیط و کار درمعاونت سلامت وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی طی سال 1387 با هدف حفظ و ارتقاء سلامت کارکنان واحدهای دولتی از طریق بهبود کیفیت غذا و تغذیه و کنترل بهداشت غذا و محیط تغذیه آنان، اقدام به تدوین دستورالعمل کنترل سلامت غذا و تعادل ترکیب غذایی در واحدهای غذا خوری دستگاههای اجرایی مشمول ماده 160 قانون برنامه چهارم توسعه نمود.در این دستورالعمل معاونتهای بهداشتی دانشگاههای علوم پزشکی سراسر کشور و واحدهای تابعه موظف شدند حداقل یک بازدید در هرفصل سال از مراکز طبخ، تهیه، توزیع و انبار مواد غذایی دستگاههای موضوع این دستورالعمل داشته و ضمن آموزش مفاد آن دستورالعمل در صورت مشاهده هرگونه تخلف برابر مقررات قانون مواد خوردنی آشامیدنی و قانون تعزیرات حکومتی امور بهداشتی درمانی اقدام نمایند. علاوه بر تاکید بر لزوم رعایت مقررات بهداشتی در تهیه و طبخ مواد غذایی و بهداشت فردی و عمومی محل کار در این دستورالعمل با توجه به ضرورت تامین سلامت تغذیه ای مواد غذایی ارائه شده در رستورانهای مورد نظربه تعدادی از الزامات تغذیه ای جهت ارتقاء کیفیت تغذیه کارکنان دولت به کار گرفته شده است که مهمترین موضوعات اشاره شده عبارتند از کاهش مصرف و بهبود روش استفاده از روغنها، تاکید براستفاده از لبنیات، ممنوعیت مصرف نوشابه های گازدار کولا، نوع و کیفیت نمک مصرفی، استفاده از میوه و سبزی در کنار غذا و بهبود کیفیت میان وعده ها.این دستورالعمل طی سال گذشته به امضاء مقام محترم وزارت برای کلیه وزرای محترم کشور و معاونتها و سازمانهای تحت پوشش وزارت بهداشت ابلاغ گردید.
امروزه به دلیل پیشرفت های فناوری، کسب و کارها دگرگون شده و به سمت الکترونیکی شدن پیش می رود. تجارت الکترونیکی و کسب و کار الکترونیکی یکی از مشهودترین تمایلات در اقتصاد دیجیتالی است. در بازار اینترنتی نسبت به بازار سنتی این چالش وجود دارد که سازمان تجاری با رقبای بیش تری مواجه است و وفاداری مشتریان کم تر است. لذا در تجارت الکترونیکی، جذب، کسب اعتماد، رضایت و حفظ مشتریان برای سازمان تجاری مساله ای مهم و دشوار است. در این پژوهش به بررسی رابطه میان استفاده از تجارت الکترونیکی و متغیرهای مهمی چون رضایت، اعتماد و وفاداری مشتری پرداخته می شود. بدین منظور از دو جامعه آماری یکی در کشور ایران و دیگری در کشور لبنان، نمونه هایی از بین مشتریانی که خرید الکترونیکی داشته اند انتخاب شد. پرسشنامه ای مشتمل بر سؤالات چند گزینه ای طیف لیکرت طراحی و تدوین گردید و پس از آزمون روایی و اعتبار، بین افراد نمونه به طور الکترونیکی و حضوری توزیع شد. در مجموع 33 پرسشنامه از جامعه آماری دانشجویان در ایران و 32 پرسشنامه از جامعه آماری دانشجویان در لبنان جمع آوری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و نرم افزارLISREL تحلیل شد. نتیجه پژوهش حاکی است که اعتماد، وفاداری و رضایت در تعامل با هم بر افزایش خرید الکترونیکی تاثیرگذارند اما میزان و نحوه تاثیرگذاری و تعامل آن ها در کشورهای مختلف تفاوت دارد.
کارآفرینی سازمانی یکی از عواملی است که بیش ترین تاثیر را بر موفقیت و رشد اقتصادی بنگاه ها، کشورها و دولت ها داشته و از طرف دیگر، یکی از مؤلفه های مهم جهت ایجاد کارآفرینی در داخل سازمان، ساختار سازمانی مناسب است. در این تحقیق رابطهی بین مولفه های ساختار سازمانی (رسمیت، پیچیدگی، و تمرکز) با کارآفرینی سازمانی بررسی شده و برای ابزار تحقیق پرسش نامه ای حاوی 25 سوال با ضریب اعتبار برابر با 94/0 طراحی شد. نتایج به دست آمده از پرسش نامه های توزیع شده بین نمونه 106 نفری مدیران ادارات مرکزی بانکهای خصوصی، نشان دهندهی آن است که بین ابعاد ساختار سازمانی یعنی رسمیت، پیچیدگی، و تمرکز سازمانی با ابعاد کارآفرینی سازمانی شامل نوآوری، خطرپذیری و پیش گام بودن رابطه معنیداری وجود دارد. میزان هم بستگی ابعاد ساختار سازمانی با کارآفرینی سازمانی برابر با رسمیت (526/0-)، پیچیدگی (215/0-)، و تمرکز (501/0-) است. در انتهای مقاله نیز نتایج و پیشنهادهای به دست آمده از این تحقیق ارایه شده اند.
یکی از اهداف مهمی که از تشکیل بورس ها تعقیب می شود، ایجاد ساز و کار منظم و شفاف در تقابل عرضه و تقاضا برای تعیین قیمت دارایی های مالی است. در بازارهای مالی طراحان و قانونگذاران همواره سعی دارند تا موانع موجود بر سر عدم تقابل عرضه و تقاضا را بر طرف نمایند، زیرا به این وسیله قیمت دارایی های مالی به ارزش ذاتی آنها نزدیک تر می گردد. در بازارهای نوظهور قوانین و مقرراتی که مانع از تقابل عرضه و تقاضا می باشند بیشتر به چشم می خورند، در این بازارها گاه قانون گذاران به منظور حمایت از بازار در مقابل نوسانات و بحران های مالی قوانینی را برای ورود و خروج سرمایه، عرضه و تقاضای سهام و تعیین قیمت سهام وضع می نمایند. یکی از مهمترین قوانین که در این زمینه در بازارهای نوظهور وضع می شود، حجم مبنا است که در بازارهای مالی از آن به عنوان یک عامل کنترلی در برابر نوسانات قیمت سهام استفاده می گردد. در پژوهش حاضر جهت بررسی اثرات حجم مبنا بر بازار سرمایه به مقایسه دوگروه از معاملات در بازار اقدام شده است، گروه جامعه آماری شامل معاملات انجام شده با اعمال حجم مبنا و گروه مقایسه شامل معاملات انجام شده که حجم مبنا اثری بر آن نداشته است، می باشد. اطلاعات جمع آوری شده در خصوص نوسانات سهام وحجم معاملات در 10روز قبل و10 روز بعد از روز رویداد از طریق آزمون ویلکاکسون مورد آزمون قرار گرفت. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که سهام پس از رسیدن به حجم مبنا معمولاً روند بازدهی معکوس از خود نشان می دهد، بنابراین عکس العمل بیش از اندازه می تواند عاملی برای رسیدن به حجم مبنا باشد. نتایج همچنین نشان می دهد که حجم مبنا تاثیری بر حجم معاملات سهام ندارد