امروزه هیچ شکی نیست که در بستر جهانی شدن، تنها صنایعی از کشورها می توانند در حیطه رقابت با صنایع سایر کشورها موفق می شوند که از رقابت مندی بالاتر برخوردار باشند. مقوله رقابت مندی، یک موضوع چند سطحی بوده و در سطح بنگاهی، صنعت و ملی کاربرد دارد. از آنجا که بیشتر تأکید مطالعات نظری و تجربی بر روی رقابت مندی در سطح بنگاهی و ملی می باشد؛ این مقاله بر آن شد تا به تبیین این مفهوم در سطح صنعت بپردازد. برای دستیابی به الگوی جامع رقابت مندی کل صنعت، باید علاوه بر سطح صنعت، دو سطح ملی و بنگاهی نیز مورد بررسی قرار می گرفت. از این رو با برخورداری از یک نگرش چندسطحی، متغیرهای مناسب و اثرگذار بر رقابت مندی در هر سطح به تفکیک معرفی شد. سپس با استفاده از روش فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP)، الگوی عمومی مزبور بر اساس نظرات خبرگان برای شرایط ایران آزمون شد و مشخص شد که در صنعت ایران به طور کلی، رقابت مندی کل صنعت به شدت تحت تأثیر عوامل مطرح در سطح ملی یا فضای رقابت مندی کلان می باشد و بقیه عوامل در سطوح دیگر (مانند عوامل در سطح بنگاهی، بین بنگاهی و صنعت) از اهمیت چندانی برخوردار نیست. بنابراین جهت افزایش رقابت مندی کل صنعت کشور، باید تأکید بیشتری بر اصلاح و بهبود عوامل کلان در سطح ملی صورت پذیرد
در این تحقیق، روابط بین معیارهای غیرمالی و عملکرد مالی شرکت های بیمه دولتی شعب استان تهران بررسی شده و دو معیار رضایت کارکنان و رضایت مشتریان به عنوان معیارهای غیرمالی؛ و معیار سود ناخالص معاملات بیمه ای به عنوان معیار مالی درنظرگرفته شده است.
نتایج تحقیق نشان می دهد که بین شرکت های بیمه ازلحاظ میزان رضایت مشتریان تفاوت معنا داری وجود دارد و به طورنسبی شرکت های بیمه دارای سود ناخالص بالا، از رضایت مشتریان بالایی برخوردارند. بین شرکت های بیمه ازلحاظ میزان رضایت کارکنان تفاوت معنا داری وجود دارد و به طورنسبی شرکت های بیمه دارای سود ناخالص بالا، از رضایت کارکنان بالایی نیز برخوردارند. همچنین نتایج نشان داد که رضایت مشتریان شرکت های بیمه دارای رضایت کارکنان بالا با شرکت های بیمه دارای رضایت کارکنان پایین، ازلحاظ آماری تفاوت معنا داری ندارد.
"مقدمه: امروزه روشهای قدیمی ادارات و سازمانها پاسخگوی تغییرات سریع محیط اطراف نیست. این تغییر باعث شده است که شکلهای جدیدی از سازمان همانند سازمانهای یادگیرنده به وجود آید. از این رو، این تحقیق با هدف بررسی رابطهی بین تعهد سازمانی و میزان کاربست مؤلفههای سازمان یادگیرنده در بین مدیران بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان صورت گرفته است.
روش بررسی: این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی- همبستگی (رابطهای) بوده است. جامعهی مورد پژوهش از کلیهی مدیران بیمارستانهای آموزشی شهر اصفهان (210 نفر) انتخاب شده است. نمونهگیری به روش سرشماری صورت گرفته است. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامههای سازمان یادگیرنده و تعهد سازمانی بوده است که اعتبار و روایی آن مورد تایید قرار گرفته است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی به کمک نرمافزار 13SPSS استفاده شده است.
یافتهها: میانگین نمرهی سازمان یادگیرنده 5/59 (± 5/18 انحراف معیار) و میانگین نمرهی تعهد سازمانی در بین مدیران 8/60 (± 8/10 انحراف معیار) بوده است. به طور کلی بین میزان کاربست سازمان یادگیرنده و تعهد سازمانی مدیران (تعهد عاطفی، تعهد عقلایی، تعهد هنجاری) با کمک آزمون آماری Pearson رابطهی معنیداری وجود دارد.
نتیجهگیری: در محیط متحول امروزی که شاهد تغییرات بسیار سریع در حوزههای مختلف علم، فناوری، همچنین پیچیدگی و پویایی روز افزون عوامل محیطی هستیم تنها سازمانهایی میتوانند بقا یابند و رشد کنند که قادر به سازگاری فعال (تعادل پویا) با محیط پیرامون باشند که این هدف تنها در سازمانهای یادگیرنده محقق میشود.
"
زندگی در دنیای امروز، زندگی در حالت ثابت تغییر است. ظهور فناوری اطلاعات و ارتباطات و در نتیجه آن، دولت الکترونیک، از جمله مهمترین این تغییرات است. در صورتی که بتوان چالشها و موانع توسعه دولت الکترونیک را شناسایی و راهکارهای مناسب برای رفع آنها را اتخاذ کرد، پیادهسازی دولت الکترونیک مزایای متعددی را برای جامعه به همراه خواهد داشت. یکی از مهمترین این چالشها، پذیرش و بهکارگیری خدمات دولت الکترونیک ازسوی شهروندان است. دغدغه اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر پذیرش دولت الکترونیک در ایران است. این عوامل در قالب سه دسته متغیرهای فردی، سازمانی و اجتماعی طبقه بندی شده و مورد بررسی قرار گرفتهاند. پس از بررسی مبانی نظری پژوهش، عوامل مؤثر بر پذیرش دولت الکترونیک شناسایی شده و پس از تنظیم پرسشنامه بر این اساس، در مرحله اول با استفاده از نظرات خبرگان فناوری اطلاعات به بررسی مؤلفه ها و شاخص های مطرح پرداخته شده است. مؤلفه ها و شاخصهای تأیید شده در مرحله اول، در قالب پرسشنامه دوم در سطح شهروندان تهرانی توزیع شده و آزمون مدل با استفاده از نرم افزار لیزرل انجام شده است. نتایج نشان دادهاند که فراهم بودن زیر ساختها و در دسترس بودن خدمات، مهمترین عوامل مؤثر بر پذیرش دولت الکترونیک در ایران هستند.
دست نیافتن به اهداف سیاستهای عمومی یکی از مسائل حال حاضر اکثر کشورهای در حال توسعه است، که دلیل اصلی آن ضعف دولت افقی است. بدین معنا که هماهنگی لازم بین سازمانها در اجرای سیاستهای عمومی وجود ندارد. نگرشها و دیدگاههای نخبگان در دولت تأثیر مهمی برای این هماهنگی و یکپارچگی دارد. این پژوهش به مطالعه ذهنیت ها در باب موانع فراروی همسازی خطمشیهای عمومی در ایران می پردازد و با به کارگیری روش کیو به دنبال شناخت ذهنیت دستاندرکار خطمشیساز، مجریان و خبرگان خطمشی در خصوص چالشهای دولت افقی در ایران است. براین اساس بعد از مطالعه تالار گفتمان، بابه کارگیری فن دلفی دو دوری، نمونه کیو انتخاب شد. این نمونه در چهار طبقه (عوامل مدیریتی، برنامهای، ساختاری و رفتاری) قرارگرفت. با استفاده از روش کیو، گزارههای تالار گفتمان تحلیل و هفت الگوی ذهنی آشکار شد. این هفت الگوی ذهنی تجلی گفتمانهای مهم در تالار گفتمان ملی در مورد همسویی خطمشی در ایران است. پژوهشگران، این الگوهای ذهنی را بدین صورت نامگذاری کردند: هدف گرایی، وحدت گرایی، سیاستگرایی، ثباتگرایی، تعادلگرایی، عملکردگرایی و معماریگرایی. این هفت الگوی ذهنی در انتهای این مقاله براساس تئوریهای موجود به صورت جزئیتر تفسیر خواهند شد
مقدمه و هدف پژوهش: امروزه مدیریت بحران یکی از شاخه های مهم دانش مدیریت بوده و در سطح بین المللی و در کشورهای توسعه یافته، مورد توجه خاص قرارگرفته تاجایی که به عنوان یکی از دروس دانشگاهی مطرح می باشد. گواه این ادعا نقش مهم مدیریت بحران در سال های گذشته و در بحران های طبیعی و غیر طبیعی این کشورهاست.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش ذیل شامل کلیه روسای واحدها و دانشکده ها، معاونین و مدیران گروه و اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی می باشند. که از طریق روش نمونه گیری طبقه ای- تصادفی و با استفاده از فرمول کوکران تعداد 479 نفر به عنوان نمونه مورد پژوهش انتخاب شده اند.
یافته ها: نتایج حاصل از اجرای پژوهش نشان می دهد، از نظر مدیران و اساتید دانشگاهی: ابعاد فرهنگی- اجتماعی دارای کمترین اختلاف در وضع موجود و مطلوب می باشند و ابعاد سیاسی دارای بیشترین اهمیت و بیشترین انحراف از وضع موجود و مطلوب را دارا هستند. به بیان روشن تر مولفه سیاسی از نظر بحرانی بودن موقعیت آن در شرایط پیچیده تری نسبت به سه مولفه دیگر قرار دارد.
نتیجه گیری: با اجرای این پژوهش پیشنهادهای ذیل مطرح گردیده است: جذب و حمایت هیات علمی توانمند، توجه به اثربخشی اعضای هیات علمی، برگزاری دوره های بازآموزی اعضای هیات علمی، گسترش ارتباط با صنعت و جامعه، برقراری ارتباط با ذینفعان داخلی و خارجی، ارایه خدمات مشاوره ای به جامعه، توجه به صلاحیت های تخصصی مدیران، گسترش مدیریت مشارکتی در دانشگاه، توجه به ارزشیابی مستمر کیفیت در دانشگاهها، توجه به مدیریت دانش و دانش آفرینی در دانشگاهها، حضور فعال مدیران و معاونین در فعالیت های دانشگاهی، جلب رضایتمندی جامعه دانشگاهی.
کارآفرینی فرایند مرتبط با کشف، ارزیابی و بهره برداری از فرصت ها است که طی آن کالاها و خدمت های نوینی خلق یا ارایه میشود. از این رو تشخیص فرصت به عنوان یکی از مهم ترین تواناییهای کارآفرینان موفق است و به همین دلیل یکی از محورهای پژوهش های کارآفرینی به شمار میرود. فرصت های کارآفرینانه امکان دارد مستقل از فعالیت هایی که کارآفرینان انجام میدهند، وجود داشته باشند و یا شاید به وسیلهی فعالیت های کارآفرینان خلق شده باشند. این مقاله به شناسایی فرصت های کارآفرینانه از منظر کارآفرینی سازمانی پرداخته است نه ایجاد یک کسب وکار جدید. به منظور شناسایی و اولویت بندی فرصت های کارآفرینانهی شرکت قطارهای مسافری رجا، براساس الگوی اولویک، پرسش نامه ای (با آلفای کرونباخ 914/0) در 8 بخش با دو مقیاس سنجش ""رضایت"" و ""اهمیت"" طراحی شد و پس از تایید خبرگان مرتبط با موضوع تحقیق در بین مسافران اکثر مسیرهای شبکه حمل و نقل ریلی کشور توزیع و جمع آوری شد. درنهایت نتایج تحقیق بیان گر وجود فرصت های کارآفرینانه (به ترتیب اولویت) در ایجاد کوپهی معلولان، ارایهی خدمت های اطلاع رسانی در ایستگاه راه آهن، ارایهی خدمت حمل و نقل درب به درب، ارایهی کارت توقف گاه همراه با بلیت، ایجاد کوپه و سالن بازی، ارایهی خدمت الکترونیکی در ایستگاه راه آهن و ارایهی خدمت های اینترنتی است.
در این تحقیق، عوامل مختلف آموزشی که در برنامه ریزی بهبود بهره وری دانشگاه ها موثر هستند و در تحقیقات قبلی شناسایی شده اند، به روش تصمیم گیری گروهی، به صورت زوجی مورد مقایسه قرار گرفته و اهمیت نسبی هر عامل آموزشی نسبت به سایر عوامل تعیین و این عوامل رتبه بندی شده اند. کارشناسان آگاه به مسایل آموزشی دانشگاه ها در واحدهای منطقه 8 دانشگاه آزاد اسلامی که عمدا معاونین مدیران آموزشی و اعضای هیات علمی بوده اند، با استفاده از یک پرسشنامه مقایسات مذکور را انجام داده و با تلفیق نظرات این کارشناسان اهمیت نسبی هر عامل آموزشی و رتبه آنها تعیین شده است. چون تعداد عوامل آموزشی موثر بر بهره وری زیاد و ایجاد هر یک مستلزم هزینه و زمان بسیار زیاد است، با رتبه بندی آنها می توان مهم ترین عوامل مذکور را به ترتیب اهمیت نسبی آنها تعیین و به این طریق استفاده از امکانات و منابع مالی، انسانی و تجهیزات را بهینه نمود. بر اساس این تحقیق، عوامل مرتبط با کیفیت مدیریت دانشگاه و اساتید مهم ترین عوامل آموزشی موثر بر بهره بری دانشگاه ها تعیین شده اند.
تغییرات محیطی و افزایش رقابت جهانی، موضوع توانمندسازی و اینکه توانمندسازی تا چه حد می تواند بر عملکرد کارکنان تاثیرگذارد را، در کانون توجه مدیران قرار داده است. در همین راستا شرکت مخابرات استان گلستان اقدام به اجرای توانمند سازی کارکنان نموده است.حال مساله این است که اعمال توانمندسازی در این شرکت تا چه حد توانسته سازمان را از طریق بهبود عملکرد کارکنان به اهداف سازمانی برساند. بنابراین سوال اصلی پژوهش حاضر این است که: آیا اجرای توانمند سازی در شرکت مخابرات استان گلستان توانسته بر عملکرد کارکنان تاثیر بگذارد؟تحقیق حاضراز نظر نوع کاربردی و از لحاظ روش توصیفی و علی یا پس رویدادی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان مخابرات استان گلستان به تعداد 551 نفر و حجم نمونه 226 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. روش گردآوری داده ها کتابخانه ای و میدانی بوده و از ابزارهایی چون پرسشنامه و بررسی اسناد و مدارک موجود در جمع آوری داده ها استفاده شده است. پایایی، پرسشنامه ها با استفاده از روش آلفای کرانباخ به ترتیب برای پرسشنامه اول 98% و پرسشنامه دوم 95% برآورد گردید همچنین با استفاده از روش محتوایی روایی پرسشنانه ها مورد تائید قرار گرفت. برای تحلیل داده ها با هدف مشخص کردن صحت فرضیه های پژوهش از روش های آماری رگرسیون ساده، ویلکاکسیون و ضریب اسپیرمن استفاده گردیده است. نهایتا نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه ها نشان از تائید آنها با اطمینان 99 درصد دارد.
.نقد فرمول های فعلی شاخص های بازدهی کل و ارایه فرمولی جدید: چکیده: مطالعه حاضر با رویکرد کاربرد ریاضی در مالی و متفاوت با شیوه ها و روش های رایج نگارش مقاله های علوم انسانی است. به عبارتی دیگر میتوان این پژوهش را پژوهشی بنیادی و مبتنی بر دانش ریاضی جهت شفافیت و سلامت بیشتر اطلاعات بازار اوراق بهادار نامید. در این مقاله خطاهای اطلاعاتی که در فرمول های کنونی محاسبه شاخص های بازده دارند، مورد بررسی قرار میدهیم و به دنبال آن فرمول جایگزینی پیشنهاد میکنیم. در پایان به مقایسهی بازده های دو فرمول قبلی و فرمول پیشنهادی میپردازیم