این پژوهش با هدف «تعیین تاثیر نوع نیاز بر تمایل کارکنان به کارآفرینی سازمانی در ستاد مرکزی شرکت ملی نفت ایران» اجرا شد. متغیرهای تحقیق شامل انواع نیازها (نیاز به موفقیت/ توفیق طلبی، قدرت، احترام، خودشکوفایی، زیستی، امنیت و اجتماعی) به عنوان متغیر مستقل، و تمایل کارکنان به کارآفرینی سازمانی به عنوان متغیر وابسته، بوده است. برای گردآوری داده های مورد نیاز، از دو پرسشنامه دارای روایی و پایایی که در تحقیقات قبلی مورد استفاده قرار گرفته اند، پس از تصحیح و تعدیل برخی از سوال ها و بازآزمایی روایی و پایایی آنها، به ترتیب برای سنجش نوع نیازها و تمایل کارکنان به کارآفرینی سازمانی، استفاده شد. ضریب پایایی برای هر دو پرسشنامه برحسب آلفای کرونباخ به ترتیب، 85.65% و 86.68% به دست آمد. با بهره گیری از روش تحقیق همبستگی، تحلیل داده های تحقیق با نرم افزار SPSS، و استفاده از روش رگرسیون چندمتغیره، نتایج آزمون فرضیه های تحقیق در سطح اطمینان 0.95 به دست آمد. بر اساس یافته های روش رگرسیون چندمتغیره، فرضیه های هفت گانه تحقیق و در نتیجه تاثیر انواع نیازها بر تمایل کارکنان به کارآفرینی سازمانی مورد تایید قرار گرفت
یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار بر بانکداری الکترونیکی اعتماد مشتریان است. این تحقیق در بین عوامل مؤثر بر استفاده از بانکداری الکترونیک، تأثیر اعتماد و عوامل جمعیت شناختی مشتریان شعب بانک ملی شهرستان اراک، بر تصمیم آن ها برای استفاده از خدمات الکترونیکی ارایه شده توسط همان بانک، مورد بررسی قرار گرفته است. در تحقیق حاضر، که به صورت پیمایشی انجام شده است، 370 نفر از مشتریان بانک ملی شهرستان اراک به صورت تصادفی انتخاب شده اند که پرسش نامه تحقیق را تکمیل نموده اند. داده های تحقیق با استفاده از ""تکنیک رگرسیون لجستیک دو متغیره"" با هدف بررسی تأثیر اعتماد، جنسیت، تحصیلات، درآمد، شغل و سن، بر پذیرش و استفاده از بانکداری الکترونیکی تحلیل شده است. بر اساس یافته های تحقیق، بین اعتماد به ساختار سنتی بانک ها و پذیرش و استفاده از خدمات الکترونیکی آنان، توسط مشتریان، رابطه معناداری وجود ندارد. طبق یافته های تحقیق، مهم ترین دلیل عدم پذیرش و استفاده از بانکداری الکترونیکی توسط مشتریان، عادت به استفاده از خدمات سنتی، عنوان شده است. هم چنین از میان عوامل دموگرافیک مورد بررسی، عوامل جنسیت و شغل مشتریان بر خلاف تصور محقق، تأثیری بر پذیرش و استفاده از بانکداری الکترونیکی ندارد و متغیرهای سن، تحصیلات و درآمد نیز در محدوده های خاصی بر پذیرش خدمات الکترونیکی تأثیر گذارند.
چالش دنیای امروز برنامه ریزی برای تغییر نیست، بلکه یادگیری این امر است که چگونه باید با تغییر زندگی کرد و تغییر به یکی از ارکان اصلی زندگی در عصر اطلاعات بدل شده است، اما در این بین مشکل اصلی، فقدان مدل مفهومی منسجمی برای ایجاد تحول در سازمان ها می باشد که این موضوع باعث شکست بسیاری از برنامه های تحول سازمانی شده است. البته فقدان مدلی منسجم و در عین حال ساده برای تحول دور از ذهن نیست. از آنجایی که تحول دارای خاصیت هولوگرافیکی می باشد و تغییرات اجزاء بر روی کل و تغییرات کل بر روی اجزاء تاثیر می گذارد و به دلیل ماهیت پیچیده تحول، امکان ارایه مدلی ساده و قابل درک برای همگان وجود ندارد. از اینرو هدف این مقاله ارایه مدل هولوگرافیک تحول سازمان ها در عصر اطلاعات است برای تبیین ماهیت هولوگرافیکی تحول از روش مطالعه مبانی نظری تحقیق و تحلیل محتوا استفاده گردیده است . خروجی مطالعه تحقیق مدل هولوگرافیک تحول سازمانها در عصر اطلاعات است که در آن برای ایجاد تحول چهار حوزه وجدان، رفتاری، اجتماعی و فرهنگی در نظر گرفته شده است که در بین این چهار حوزه می بایست تعامل همه جانبه وجود داشته باشد. گام اول ایجاد تغییر در این تعامل ... .
طی50 سال اخیر نوآوری های پزشکی مهم ترین عامل در افزایش طول عمر در کشورهای توسعه یافته بوده است. بسیاری از جدیدترین و جالب ترین توسعه ها در پایپ لاین صورت گرفته است. نوآوری و تازه های پزشکی به همراه خود، ریسک نیز به دنبال دارند. این ریسک ممکن است در مرحله تشخیص یا جراحی و یا دوره درمان باشد. این ریسک شامل این موارد میشود: خطا، تست ناکافی تکنولوژی، افزایش ظاهری هزینه های سلامت و تهدید جامعه از جهت هرنوع تغییر ناگهانی طول عمر.
هم اکنون در دنیا سیستم های بین المللی متعددی در زمینه ارائه پوشش های بیمه مسئولیت مدنی شخص ثالث رانندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی، فعال بوده یا در حال تأسیس است. هدف کلیه این سیستم ها حمایت از زیان دیدگان حوادث رانندگی ناشی از وسایل نقلیه بازدیدکننده در کشورها و همچنین تسهیل عبور و مرور بین المللی و افزایش رفاه حال رانندگان و مسافران است. پیشرفت و توسعه متوازن در هم گراییهای اقتصادی منطقه ای و بین المللی مستلزم توجه به تمامی ابعاد آن و از جمله بیمه است. دراین میان به دلیل افزایش حجم صادرات و واردات و همچنین توسعه گردشگری، بیمه مسئولیت شخص ثالث وسایل نقلیه موتوری زمینی اهمیتی مضاعف خواهد یافت. این مقاله بر آن است تا علاقه مندان را با این سیستم ها آشنا نموده و تصویری مختصر از سیستم کارت سبز- که جمهوری اسلامی ایران نیز یکی از اعضای آن است- ارائه دهد.
پیشرفت در تکنولوژی همراه با کاهش موانع تجاری در بسیاری از کشورها، منجربه جهانی شدن تجارت شده است؛ ازاین رو با افزایش روزافزون بازار جهانی، طیف وسیعی از شرکت ها و سازمان ها با انجام تجارت در کشورهای گوناگون مانند صادرات و واردات محصولات، ارائه خدمات به خارج از کشور، سفر کارمندان به خارج از کشور یا دراختیارگرفتن کارمندان از خارج کشور، در معرض ضرر و زیان ها و ریسک های بین المللی قرارگرفته و با خطراتی چون تروریسم، آدم دزدی، ریسک مربوط به پول رایج، محدودیت های صادرات و واردات، مشکلات ارتباطی و تکنولوژی، ضعف بازار مالی و... روبرو می شوند؛ ازسوی دیگر مدیریت ریسک در یک شرکت جهانی با چالش هایی همچون ناتوانی ارزیابی دقیق ریسک در برخی کشورهای توسعه نیافته ، فقدان صنعت بیمه پیشرفته در برخی کشورها، قوانین محلی برخی کشورها در خرید انواع خاصی از بیمه ها، وجود تفاوت در مالیات بیمه کشورها، محدودیت های مرسوم پوشش بیمه و محدودیت در خرید بیمه به علت مخالفت عقاید مذهبی برخی از جوامع با پرداخت بهره روبرو است. برهمین اساس شرکت های جهانی به دنبال یافتن راه حلی برای جهانی شدن مدیریت ریسک و سازماندهی بیمه بین المللی برآمدند و شیوه های گوناگونی را برنامه ریزی کردند که محبوب ترین نوع و شیوه این است که یک بیمه گر جهانی از طریق مرئوسین خود و با بیمه گرهای شریک در هرکدام از کشورهایی که در آنها شرکت بیمه گذار فعالیت می نماید، کار می کند تا یک پوشش هماهنگ به صورت جهانی فراهم شود. شاید بزرگ ترین محرک افزایش توجه بین المللی به تجارت بیمه، جهانی شدن شرکت هایی است که بیمه خریداری می کنند و خدمات مدیریت ریسک را از بیمه گرها می خرند. این مشتریان جهانی، به طور فزاینده خواستار خدمات ریسک، با کیفیت بالا بوده و باعث گردیده اند که بسیاری از بیمه گرها، قابلیت های بین المللی خود را گسترش دهند. علاوه بر موارد فوق شرکت های جهانی برای بهینهکردن برنامه ریزی ها و شیوه های مدیریت ریسک و بیمه در سراسر دنیا، انجمن های علمی متعددی دراین زمینه تشکیل داده اند که سالانه نشست ها و کنفرانس های علمی بسیاری برگزار می نمایند و مقاله ها، نشریات و کتاب های بسیاری منتشر میکنند. در این گزارش علاوه بر بیان تاریخچه ای از تحولات مدیریت ریسک دنیا در قرن بیستم، به معرفی مهم ترین و معروف ترین انجمن های ریسک و بیمه در سراسر جهان می پردازیم. در ادامه نیز باتوجه به گسترده شدن صنعت بیمه و پیدایش دانش بیمه ای و همراه شدن این علم با فعالیت های اجرایی این صنعت، به معرفی دانشگاه ها و مراکز آموزشی از کشورهای آسیا-اقیانوسیه می پردازیم که برنامه های آموزشی در رشته های بیمه ای و اکچوئری و در مقاطع تحصیلی گوناگون ارائه میکنند.
بیمه حوادث و درمان از گروه بیمه اشخاص است و تنوع و گستردگی این بیمه ها، سؤال های گوناگونی را درپی داشته است. از جمله مهم ترین سؤال ها، ماهیت و توصیف حقوقی قرارداد بیمه حوادث و درمان است. این مقاله با بررسی نظریه های موجود به بیان ماهیت و ارکان، اوصاف و ویژگی های قراردادهای بیمه حوادث و درمان می پردازد. قراردادهای بیمه حوادث و درمان ازنظر حقوقی در زمره عقود معین غیر از عقود ذکرشده در قانون مدنی است؛ در این قراردادها به اعتبار وضعیت و نقش شخص ثالث، سه نوع تعهد به نفع شخص ثالث مطرح است که ماهیت حقوقی متفاوتی دارند. قراردادهای بیمه حوادث و درمان از جمله عقودی است که هم زمان، دو وصف جایز و لازم دارد و عقدی معاوضی، منجز، استمراری و تشریفاتی است. همچنین در این عقود شرط ضمن عقد وجود دارد که این شرط احتمالی و اتفاقی است.
این پژوهش با الهام از مدل سه شاخگی (عوامل رفتاری، ساختاری و زمینه ای) و با افزودن بعد چهارمی به این مدل (عوامل ماهیتی) موانع و راهکارهای پیاده سازی بیمه الکترونیک را در شرکت بیمه آسیا بررسی کرده است. فرضیه های اصلی تحقیق، وجود ارتباط بین عوامل ساختاری، رفتاری، زمینه ای و ماهیتی را با عدم توسعه بیمه های الکترونیکی در بیمه آسیا بررسی می کند. برای تحلیل آن نیز از آزمون های علامت (دو جمله ای)، همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس فریدمن و روش رگرسیون خطی استفاده شده است. آزمون ها و تحلیل های مرتبط با فرضیه های این تحقیق، این نتیجه را تایید کرد که تمامی عوامل یادشده، موانع پیاده سازی و توسعه بیمه الکترونیک در بیمه آسیا بوده و طبق آزمون رگرسیون خطی ترتیب اهمیت و تاثیرگذاری عوامل اصلی براساس ضرایب بتا به ترتیب ماهیتی، رفتاری، زمینه ای و درنهایت ساختاری است.
کارایی صنعت بیمه ارتباط تنگاتنگی با اطلاعات دقیق و صحیح ویژگی های بیمه گذار و خدمات بیمه گر دارد. نابرابری اطلاعاتی بین بیمه گذار و بیمه گر موضوع مطالعات حوزه اقتصاد اطلاعات است که منجربه بروز مسائل گوناگونی از جمله پدیده انتخاب وارون می شود. وجود اطلاعات نابرابر به دو صورت مخاطرات اخلاقی و انتخاب وارون خود را در بازار بیمه نشان می دهد و از عوامل کاهش کارایی در بازارهای بیمه محسوب می شود. هدف از این پژوهش بررسی وجود نابرابری اطلاعاتی شامل انتخاب وارون و مخاطرات اخلاقی در بازار بیمه اتومبیل ایران (مورد شرکت بیمه ایران) است. با استفاده از روش های پارامتری (معادله پروبیت، پروبیت دو متغیره) و تعاریف و مفاهیم ریسک و پوشش بیمه پیشنهادشده در کوهن (2005) به آزمون اطلاعات نابرابر میپردازیم. در این پژوهش اصلی ترین پیش بینی مدل های اقتصاد اطلاعات در صورت نابرابری اطلاعاتی یعنی همبستگی مثبت بین ریسک و پوشش بالاتر آزمون شده و شواهدی سازگار با وجود نابرابری اطلاعاتی در این بازار به دست آمده است
سرمایه های انسانی، منبع راهبردی سازمان ها هستند و توانمندسازی نیروی انسانی، رویکردی نوین در راستای توسعه ی منابع انسانی است که منجر به افزایش بهره وری، بهبود کیفیت محصولات و خدمات و سودآوری سازمان ها می گردد. هدف این مقاله، تحلیل اثرات توانمند سازی سرمایه های انسانی با استفاده از روش پویایی سیستم می باشد. بدین منظور، ابتدا به بررسی مفاهیم توانمندسازی منابع انسانی و رویکرد پویایی های سیستمی پرداخته شده و در ادامه مدل علّی تحقیق ارایه گردیده است. الگوی ارایه شده، چارچوبی را به منظور تحلیل پویایی اثرات توانمندسازی کارکنان مشخص کرده و مدیران را به یک ابزار قابل فهم و تصویری، برای درک و ایجاد دیدگاهی درباره اهمیت این عامل به عنوان مزیتی رقابتی، رهنمون می سازد.
حذف مرزهای سیاسی و اقتصادی و توسعه تکنولوژی ارتباطات، عرصه بازرگانی بین الملل را تغییر داده است. برگ برنده در بازار پیچیده رقابتی کنونی داشتن اطلاعات و بهره گیری از آن در تصمیم گیری های مرتبط با ورود، حضور و بقا در بازارهای برون مرزی است ?7?. پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان دستیابی به اطلاعات بازار صادراتی و بررسی تاثیر کاربرد این اطلاعات در تصمیم گیری صادراتی در میان صادرکنندگان محصولات صنایع غذایی انجام پذیرفته است. دراین پژوهش از روش توصیفی از نوع همبستگی برای گردآوری داده ها استفاده شد و سپس داده ها به کمک مدل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد وضعیت دستیابی به اطلاعات بازار صادراتی در میان صادرکنندگان مواد غذایی مطلوب نیست. همچنین در صورت دستیابی به اطلاعات بازار صادراتی از آن ها به صورت ابزاری / مفهومی در فرآیند تصمیمگیری صادراتی استفاده می شودکه این روند منجر به ایجاد دانش صادراتی در شرکت ها می شود. به عنوان نتیجه ی نهایی، یک مدل برای بررسی روابط میان دسترسی به اطلاعات بازار صادراتی و تاثیر استفاده ابزاری / مفهومی از اطلاعات بر فرآیند تصمیم گیری صادراتی ارایه شده است.
تجربه کشورهایی که بازار برق را خصوصی سازی کرده اند، نشان داده است فرض رقابت ایجاد یک بازار برق رقابتی به صورت طبیعی و خودکار همیشه صادق نیست. یکی از مهم ترین نگرانیهای تنظیم کنندگان بازار، افزایش و نوسانات قیمت مبادله شدهی برق است که ریشه در سوءاستفاده از قدرت بازار توسط بازیگران دارد. قدرت بازار عبارت است از توانایی یک فروشنده (یا عرضه کننده) یا جمعی از فروشندگان انرژی در افزایش قیمت برق به سطحی بالاتر از مقدار رقابتی آن برای مدتی قابل توجه، به طوریکه سود بیشتری را برای بازیگر مذکور به همراه داشته باشد. به منظور شناسایی توانایی بازیگران و آگاهی از میزان قدرت بالقوه و یا بالفعل آن ها در بازار، شاخص هایی تعریف می شوند که به وسیله آن ها میتوان پایش بازار برق را به صورت کارآمد تری به انجام رساند. هدف از این مقاله، تمرکز بر روی آن دسته از شاخص های قدرت بازار است که به ارزیابی میزان رقابتی بودن بازار می پردازد. تحلیل شاخص های فوق و رصد نمودن آن ها برای آزادسازی برق و هر چه رقابتیتر بودن آن ضروری است. در این شاخص ها فارغ از نوع جایگاه و رفتار هر یک از بازیگران بازار، به شکل و ساختار کلی پرداخته می شود. روش پژوهش کاربردی و بر حسب روش جمع آوری اطلاعات، توصیفی ـ تحلیلی و از نوع مطالعهی موردی با هدف آزمون مدل است. ابزار گردآوری اطلاعات اسناد مصرف برق سال 1386 در نیروگاه های کشور است. نتایج پژوهش نشان داد، بازار برق ایران در برخی نقاط کشور و نیز در برخی از ساعات از مقادیر آستانه خود تجاوز کرده و این نشان دهندهی وجود بازار متمرکز و غیر رقابتی است.
برخی از متفکران مدیریت از شکل «تحول گرا و خلاقی» از یادگیری در سازمان برای مواجهه با محیط متلاطم و رقابتی دفاع کرده اند که در نهایت منجر به پدیدار شدن ایده سازمان یادگیرنده شده است. در این راستا بررسی ارتباط بین ابعاد سازمان یادگیرنده و دیگر عناصر سازمانی از جمله رهبری، این امکان را فراهم می سازد تا بتوان برای بهبود یادگیری از ساز و کارهای مناسب بهره گرفت. به همین منظور تحقیق حاضر که پیمایشی از نوع همبستگی است و پژوهشی میدانی و کاربردی می باشد، جهت تبیین رابطه سازمان یادگیرنده با رهبری تحولگرا انجام شده است. جامعه مورد مطالعه، شامل شرکت های برتر صنعت پتروشیمی است که از بین این شرکت ها نمونه ای به روش تصادفی ساده انتخاب شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بین رهبری تحول گرا و ابعاد سازمان یادگیرنده رابطه معناداری وجود دارد. پیرامون رابطه با سطوح مختلف سازمان یادگیرنده بین رهبری تحول گرا و یادگیری در سطح گروهی و سطح سازمانی رابطه معنادار برقرار است.
زمینه و هدف: کشور جمهوری اسلامی ایران در همسایگی جنوب شرقی خود با بزرگ ترین تولیدکننده مواد مخدر جهان هم مرز می باشد، از این رو بیشترین آسیب های امنیتی و انتظامی را متحمل شده است. یکی از عوامل مهم در این زمینه شرایط جغرافیایی به ویژه ژئومورفولوژیکی مرزهای جنوب شرقی کشور است. گسترش واحدهایی مانند: بیابان های گرم و وسیع، کویرها و نمک زارهای متعدد، مناطق کوهستانی و دیگر زمین شکل ها، حاصل فرایندهای ژئومورفولوژیکی مسلط در این مناطق است، که شرایط مساعدی را برای قاچاقچیان مواد مخدر فراهم نموده و آنها با بهره گیری از این شرایط اقدام به اعمال غیرانسانی خود می نمایند. هدف از این تحقیق مطالعه تأثیر عوارض سطح زمین، قابلیت ها و محدودیت های ناشی از این اشکال بر قاچاق مواد مخدر می باشد.
روش: روش تحقیق در قالب جمع آوری اطلاعات بر پایه مطالعات میدانی (بازدید میدانی از مسیر نوار مرزی استان سیستان و بلوچستان از زهک تا جالق) و کتابخانه ای، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر نگرش سیستمی است. ابزار فیزیکی تحقیق شامل: نقشه های زمین شناسی در مقیاس 1:100000، توپوگرافی در مقیاس 1:50000، تصویر ماهواره ای منطقه و همچنین برخی از اسناد و مدارک مربوط به این محدوده بوده است.
یافته ها: نتایج نشان داد که قاچاقچیان مواد مخدر با شناخت کامل از وضعیت عوارض زمین و بهره گیری از آنها در بسیاری از موارد مبادرت به این عمل می کنند و پیشنهاد می گردد که نیروهای نظامی و انتظامی بیش از پیش از طریق بارگیری علوم زمین به ویژه ژئومورفولوژی، برای انجام مأموریت های محوله اقدام کنند.
زمینه و هدف: پدیده روسپی گری خیابانی به عنوان یک مسئله و معضل اجتماعی در جامعه ایران پدیدار شده است. نظریه پردازان بر این باورند که خانواده به عنوان یکی از عوامل اصلی مؤثر بر سن شروع روسپی گری، نقش مهمی را ایفاء می نماید. مقاله حاضر به منظور شناسایی عوامل خانوادگی مؤثر بر سن شروع روسپی گری خیابانی در تهران بزرگ از منظر جامعه شناسی مورد مطالعه قرار گرفته است.
روش: تحقیق از نوع پیمایشی است؛ ابزار آن پرسشنامه خودساخته که از روایی و پایایی لازم برخوردار می باشد (76/0=α). همچنین از روش نمونه گیری در دسترس استفاده که 512 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند.
یافته ها: میانگین سن شروع گرایش به روسپی گری حدود 19 سالگی بوده که اولین تجربه جنسی نامشروع، اثرات مهمی بر گرایش آنان به این حرفه فراهم نموده است. از عوامل مؤثر خانوادگی بر سن شروع روسپی گری خیابانی عبارت اند از: پایبندی مذهبی والدین، تحصیلات والدین، وجود اخلاق در خانواده، مهر و محبت و حفظ استقلال، اسباب آرامش و ایمنی در خانواده و غیره می باشد. اما
جنبه های عینی و ظاهری خانواده نظیر شغل و وضعیت اقتصادی و سبک پوشش و غیره بر سن شروع روسپی گری خانواده مؤثر نبوده است. بنابراین جنبه های فرهنگی و هویتی خانواده بر ابعاد عینی آن، تأثیر قابل توجهی بر سن شروع روسپی گری دارد.
نتیجه گیری: راه کارهای انتظامی و پیشگیرانه پدیده روسپی گری خیابانی، عبارت خواهد بود از: هماهنگی نیروی انتظامی با سایر نهادهای اجتماعی (خانواده، قوه قضائیه و سازمان بهزیستی و سایر دستگاه های ذی ربط)، در بحث پیشگیری انتظامی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب، مدیریت سامان دهی زنان خیابانی، مدیریت ساماندهی دختران فراری و جامعه پذیری مجدد آنان، اشاره شده است.
استفاده از دوربرگردانها به عنوان یکی از روش های مدیریت دسترسی و تسهیل روانی حرکت، از اواخر سال 1382، به طور وسیعی در شهر تهران و گسترش یافت که در آن تقاطعهای چراغدار به دوربرگردان تبدیل شدند. دوربرگردانهایی که در سطح تهران اجرا شده اند به طور عمده در معابر بزرگراهی درون شهری قرار دارند. هدف از اجرای طرح، کاهش تأخیر و افزایش ظرفیت روانی رانندگان بوده است. این مقاله به مطالعه تأثیر این دوربرگردانها بر ایمنی تردد می پردازد. برای تحلیل ایمنی دوربرگردانهای اجرا شده، از روش های آماری قدرتمند برای تحلیل و مدلسازی تعداد و نحوه تصادفها در ارتباط با پارامترهای هندسی و ترافیکی استفاده شده و طی آن 6 نمونه جهت ارزیابی ایمنی مطالعه شده اند، نتایج در رابطه با هندسه دوربرگردانها نشان می دهد که به طور متوسط، 10% افزایش در عرض بازشدگی شعاع جزیره پروانه و فاصله از تقاطع (طول تداخل) به ترتیب سبب 6/12، 6/37 و 36/2 درصد کاهش در تعداد تصادفهای جلو- پهلو می شود و 10% افزایش در عرض خط منجر به 20 درصد کاهش در تعداد کل تصادفها می شود. با افزایش سرعت در مسیر اصلی، تصادفهای جلو- عقب به دلیل تفاوت بیشتر سرعت مسیر اصلی و خصوصاً در خط سرعت، با سرعت های کم وسایل نقلیه ای که قصد دورزدن در بریدگی دوربرگردان را دارند افزایش می یابد و نیز با افزایش سرعت در مسیر فرعی همگرا به مسیر اصلی، تصادفهای جلو- عقب کاهش می یابند. همچنین تصادفهای با افزایش حجم ترافیک در مسیر اصلی و نیز حجم ترافیک دور زننده، افزایش می یابند.