زمینه و هدف: انسان ها دارای سطوح متعددی از نیازها هستند که هر کدام از این سطوح، نیازمند واکنش یا سبک خاص خود می باشند، از همین رو ضروری است که مدیریت، قبل از هر چیز، نیاز های کارکنان و اهمیت و اولویت این نیازها را از دیدگاه آن ها شناسایی نماید، تا بتواند با ارضای به موقع در بازدهی آن ها مؤثر باشد. در اهمیت این پژوهش همین بس که با شناخت سطح و اولویت نیاز اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم انتظامی، مدیران دانشگاه می توانند در سیاست ها و خط مشی های مدیریتی برای اثربخش کردن فعالیت و نقش اعضای هیئت علمی از آن بهره گیری نمایند. بر این اساس پژوهش حاضر، با هدف تعیین شناخت سطوح نیاز های اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم انتظامی بر مبنای تئوری سلسله مراتب نیاز های مازلو، انجام شده است.
روش: این پژوهش از نظر نوع، کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی است. برای جمع آوری داده ها از از پرسشنامه 60 سؤالی استفاده شده که توسط 165 نفر از اعضای هیئت علمی تکمیل شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق از نرم افزار spss استفاده شده است.
نتیجه گیری: نتایج به دست آمده حاکی از آن است که نیاز های اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم انتظامی با تئوری سلسله مراتب مازلو مطابقت نداشته؛ زیرا اعضاء نیازهایشان را به ترتیب: 1-خودشکوفایی 2-اجتماعی 3-احترام 4-فیزیولوژیکی و 5-ایمنی اعلام داشته اند. بین نیاز های پنجگانه اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم انتظامی با سن و جنسیت آن ها رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین نیاز های پنجگانه اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم انتظامی با میزان تحصیلات، سال های خدمتی و نوع عضویت آن ها رابطه معناداری وجود دارد و فرضیه ها تأیید شده است. از طرفی بین نیاز های اولیه و ثانویه اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم انتظامی رابطه وجود دارد.
عصر جدیدی که در آن قرار داریم، با ویژگی هایی چون نوآوری، توسعة دانش، جهانی سازی و افزایش رقابت معرفی می شود؛ به همین دلیل، سازمان ها از تمام توان خود برای پیروزی در رقابت فزاینده موجود استفاده می کنند که سرمایه های انسانی از مهم ترین آن هاست. برخی گروه های مشاوره صاحب نام در سال های اخیر نظر سازمان ها و محققان را به مدیریت استعداد به عنوان یکی از پراهمیت ترین موضوعات و چالش های اساسی مدیریت منابع انسانی جلب کرده اند. بر این اساس، توجه فزاینده ای در میان پژوهشگران و مدیران سازمانی در خصوص این موضوع به وجود آمده است. علی رغم این موضوع، بسیاری از نویسندگان به عدم شفافیت و ابهام در تعاریف، قلمرو و اهداف این حوزه به عنوان یکی از نقاط ضعف آن اشاره دارند. پژوهشگران به منظور برطرف کردن این ابهام، تحلیل های مختلفی انجام داده اند لکن بررسی های اخیر، آن ها را ناکافی ارزیابی می کنند. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی مشابه، به دنبال معرفی مبانی نظری مستحکمی برای بناگذاشتن تعاریف مختلف در خصوص مدیریت استعداد است؛ ازاین رو، از طریق اجرای پژوهشی کیفی در خصوص تحلیل تحقیقات سابق و با استفاده از روش تحقیق تحلیل مضمون و روش نمونه گیری نظری، به دسته بندی هشتگانه جدیدی از نگاه به استعداد دست یافته است. در نهایت، هشت دسته تعریف برای مدیریت استعداد ارائه شده که بر دسته بندی های پیشنهادی مذکور ابتناء شده است.
فساد اداری به طور مستقیم بر کارآیی نظام اداری، مشروعیت نظام سیاسی و مطلوبیت نظام فرهنگی و اجتماعی اثرات نابهنجاری دارد، اندیشمندان دیدگاه های مختلفی برای مدیریت فساد ارائه کرده اند، یکی از این دیدگاه ها مدیریت شیشه ای است که بر اساس آن فناوری اطلاعات، کلید اصلی کنترل فساد تصور می شود، در این پژوهش به بررسی این دیدگاه پرداخته شده است. جامعه آماری این پژوهش ادارات شهرداری جنوب استان آذربایجان غربی می باشد. ابزار گردآوری داده ها برای دولت الکترونیک پرسشنامه استاندارد تورس، پینا و رویود بوده و برای سلامت اداری از پرسشنامه استاندارد دکتر قرضاوی استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از آزمون های آماری کلموگروف- اسمیرنوف و آزمون همبستگی اسپرمن استفاده شده است و نتیجه گرفته شد که، فناوری اطلاعات نه تنها اثر قابل ملاحظه ای بر مدیریت فساد ندارد، بلکه در برخی موارد خود فرصت های جدیدی را برای فساد ایجاد می کند. بنابراین برای استفاده از فناوری اطلاعات به عنوان ابزاری برای مبارزه با فساد، باید به عوامل دیگری نیز توجه کرد.
دولت ها همواره برای نیل به اهداف والای توسعه ای خود از برنامه های توسعه و استراتژی های تدوین سیاست ها استفاده می کنند. در ایران نیز به تبع دیگر کشورهای برنامه های متعددی ارائه شده است که اخیرا نیز سند چشم اندار کشور تدوین شده است. در این سند دانشگاه ها به عنوان کانون توسعه ی علمی و فناوری از جایگاه و وظایف ویژه ای برخوردار هستند. در شرایط حساس کنونی تنها در شرایطی که دانشگاه ها از عملکرد مناسب برخوردار باشند، می توانند رسالت خود را در راستای تحقق اهداف سندچشم انداز به درستی انجام دهند. در این مطالعه با تأکید بر دانشگاه های غیردولتی و با ارائه یک رویکرد جدید سیاست های ارتقاء اثربخشی دانشگاه های غیردولتی براساس استفاده بهینه از منابع شان تدوین و ارائه گردیده است. منابع دانشگاه ها در این مطالعه در سه حیطه ی انسانی، ارتباطی و ساختاری قرار گرفته اند و بر این اساس پرسشنامه ی مشتمل بر 37 پرسش طراحی شده است که تعداد 83 پرسشنامه که توسط کارمندان و اعضای هیأت علمی دانشگاه های غیردولتی کشور عودت داده شدند. در این مطالعه ارتباط متغیرهای تحقیق با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری[1]، مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه تا حد زیادی دیگر نارسائی های دانشگاه های غیردولتی را نیز روشن نموده است که به منظور رفع این مشکلات، پیشنهادهایی برای انجام تحقیقاتی در آینده ارائه گردیده است.
افزایش فشارهای شغلی و سازمانی و وجود تقاضاهای متعدد محیطی، باعث ایجاد شرایط استرس زا و تحلیل منابع انسانی می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش عوامل شخصیتی در شکل گیری تحلیل رفتگی صورت گرفته است. روش انجام پژوهش از نوع توصیفی، همبستگی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل 186 نفر از کارکنان شرکت ملّی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران (منطقه قم) می باشد که بر اساس فرمول مورگان، 111 نفر به شیوه تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود. نتایج پژوهش نشان داد که ابعاد شخصیتی سازگاری، برون گرایی و گشودگی رابطه منفی و معنی داری با تحلیل رفتگی دارند، در حالی که بین روان-رنجوری و تحلیل رفتگی، رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. ضمن آنکه بین بعد شخصیتی وظیفه شناسی با تحلیل رفتگی رابطه معنی داری مشاهده نشد
عدم موضع گیری مناسب حسابرسان مستقل در گزارش های حسابرسی، منجر به انتقادات اساسی از حرفه ی حسابرسی در دنیا و افشای نواقص حرفه (در جهت حفظ منافع سهامداران و ذینفعان) شده است. در این زمینه، حسابرسان نه تنها باید به واقع مستقل باشند بلکه باید در رسیدگی و اعتباردهی راجع به صورت های مالی نیز مستقل به نظر آیند. با توجه به اهمیت استقلال، در این تحقیق به بررسی تأثیر انجام همزمان خدمات حسابرسی و خدمات غیر حسابرسی بر استقلال حسابرس پرداخته شد. همچنین تأثیر میزان خدمات غیرحسابرسی و نظارت یک نهاد مطمئن بر انجام همزمان خدمات حسابرسی و غیرحسابرسی و نیز تفکیک وظایف مؤسسات حسابرسی، بر استقلال بررسی شده است. جهت گردآوری داده های مورد نیاز از ابزار پرسشنامه استفاده شده که آن را در اختیار دانشگاهیان و تحلیلگران بورس قرار داده تا پاسخ شان را در رابطه با این امر ارائه دهند. به منظور جمع آوری اطلاعات پرسش نامه که در آن از طیف لیکرت استفاده شده، و بررسی فرضیات، آزمون نسبت به کار برده شده و از نرم افزار Minitab استفاده گردیده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل های لازم مشخص نمود چنانچه انجام خدمات حسابرسی و غیرحسابرسی توسط دو گروه مجزا در موسسات حسابرسی صورت گیرد و یا تحت نظارت یک نهاد مطمئن باشد، استقلال حسابرس خدشه دار نخواهد شد و اینکه میزان خدمات غیرحسابرسی و همچنین انجام همزمان خدمات حسابرسی و غیرحسابرسی بر استقلال حسابرس تأثیر دارند
نگرانی فزآینده ای در بین استفاده کنندگان از صورت های مالی در خصوص تقلبات در شرکت ها وجود دارد. فروپاشی غیرمنتظره شرکت های بزرگی همچون انرون و وُردکام در آمریکا باعث شده که ذینفعان شرکت ها توجه بیشتری به اعمال غیراخلاقی در سیستم های حسابداری و اقتصادی بنمایند. پدیده مدیریت سود یکی از مسائل بحث برانگیز حرفه حسابداری در دهه های اخیر است. این بحث مطرح می گردد که مدیریت سود، استفاده کنندگان از صورت های مالی را گمراه می کند. این امر بخاطر این است که زمانی که مدیران سود حسابداری را دستکاری می نمایند آنگاه صورت های مالی به شکل صحیحی ثروت اقتصادی شرکت را نشان نمی دهند و این نهایتاً منجر به سلب اعتماد ذینفعان یا سهامداران شرکت می گردد. هدف این مقاله در ابتدا بررسی مسأله اخلاقی مدیریت سود و ارزیابی پیشرفت تحقیق در مقابله با این مسأله از این جهت که آیا چارچوب ساختار اسلامی براساس عقاید اسلامی می تواند برخی بینش ها در الگوی رفتاری و فعالیتهای اقتصادی ارائه دهد که بتواند برای کاهش یا حذف پدیده مدیریت سود بکار گرفته شود، می باشد. به عبارت دیگر، مقاله یک چارچوب مفهومی از عقاید اسلامی و مسأله مدیریت سود مطرح می نماید که راهنمایی برای نیّات مدیران و همچنین رفتارهای آنان به سوی حالات بهتر باشد (که از قرآن و سنت استخراج شده است).
مدیریت زنجیره تامین یکی از مهمترین استرات ژیهای رقابتی است که در شرکتهای مدرن اساتفاده ما یشاود.
هدف اصلی مدیریت زنجیره تامین ادغام تامین کنندههای مختلف برای برآوردن تیاضای بازار است. باه هما ین
دلی فرآیند ارزیابی و انتخاب تامینکنندگان نی حیاتی و تاثیر قاب توجهی روی ماد یریت در زنجیا ره تاام ین
دارد. این میاله، یک مدل ترکیبی را بر اساس نگرش هوشهبندی و انتخاب تاام ین کننادگان ارا ئا ه ما یدهاد. باه
حوری که ابتدا روش هوشه بندی K هارمونیک که یکا ی از روشهاا ی پرکااربرد در آناال یز هوشاه بناد ی محساوب -
میشود برای هوشه بندی تامین کنندگان مورد استفاده قرار میگیرد، سپا بر اساس هروجی حاص از هوشاه بناد ی،
یک مدل نند هدفه برای انتخاب مناسبترین تامین کننده در نیر گرفته میشود. از آن جا که مسئله نندهدفاه
مورد مطالعه به دسته مسای NP-hard تعلد دارد، برای ح مادل پ یشانهاد ی در یا ک زماان موجاه از الگاو ریتمهاای
ژنتیاک مرتاب ساازی ناامغلوب NSGA-II) ( و ژنتیاک رتباهبنادی ناامغلوب NRGA) ( بهاره گرفتاهایام. نتاایج
محاسباتی بدست آمده نشان میدهد که آنالیز هوشهبندی میتواناد باه عناوان یا ک راه کاار ماوثر در انتخااب
تامینکنندگان در نیر گرفته شود. برای ارزیابی تاثیر آنالیز هوشهبندی بر روی انتخاب تاام ینکننادگان نناد ین
مجموعهی داده در نیر گرفته میشود
در سال های اخیر پژوهشگران سازمانی به دلیل پیامدهای منفی که رفتارهای غیرمولد فردی در محیط کار داشته اند علاقه زیادی به مطالعه و ارائه راه کارهایی جهت اصلاح این گونه رفتارها از خود نشان داده اند. به تازگی محققان با رویکرد جدیدی به نام مربیگری به دنبال اصلاح این گونه رفتارها در محیط کار می باشند، اگرچه در حوزه مربیگری سازمانی مباحث تئوریکی مطرح شده است، ولی تحقیقات میدانی کمی به بررسی نقش مربیگری سازمانی در اصلاح رفتارهای غیرمولد فردی در محیط کار پرداخته اند. از این رو هدف از این مطالعه بررسی تأثیر مربیگری سازمانی بر رفتارهای غیرمولد فردی در محیط کار با نقش میانجی جو سازمانی مثبت است. جامعه آماری این پژوهش مشتمل بر کارکنان شرکت های پتروشیمی منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر است. نمونه پژوهش از بین کارکنان سازمان های یادشده به روش تصادفی ساده 253 نفر در نظر گرفته شد. پس از بررسی داده ها، تجزیه و تحلیل آن ها نتایج بدین صورت حاصل شد که مربیگری سازمانی تأثیر مثبت و معناداری بر جو سازمانی مثبت دارد. همچنین جو سازمانی مثبت بر رفتارهای غیرمولد فردی در محیط کار (قلدری در محیط کار و از خود بیگانگی شغلی) تأثیر منفی و معناداری دارد. نتایج نشان داد که جو سازمانی مثبت در رابطه بین مربیگری سازمانی و رفتارهای غیرمولد فردی در محیط کار (قلدری در محیط کار و از خود بیگانگی شغلی) نقش میانجی کامل ایفا می کند.