"شرکت Plateau ازجمله شرکتهایی است که به سازمانها در شبیه سازی و توسعه مدیریت استعدادها کمک می کند و آنها را توانمند سازد . Plateau در ارائه محصولات و خدمات لازم برای برنامه های جانشین پروری، جبران خدمت، مسیر شغلی و مدیریت یادگیری، سازمانها را مورد حمایت قرار می دهد . این شرکت یازده سال پیش تاسیس شد و طی این سالها توانست درآمد و رشد چشمگیری داشته، برنده جوایز متعدد و مختلفی شود . شرکتهای موفقی نظیر GE ، NASA و Nestle از جمله مشتریان این شرکت به شمار می روند .
"
شناخت و پیاده سازى دانش به عنوان تاثیرگذارترین عامل در خروجی بخش بهداشت، و ابزارى قدرتمند در ارائه ی خدمات مطلوب تر است. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی ابعاد فرآیند مدیریت دانش در مراکز بهداشتی و درمانی شهرستان یزد بود.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی- تحلیلی ؛ کارمندان بیمارستان هاى شهرستان یزد با مدرک تحصیلی دیپلم و بالاتر جامعه ى آمارى پژوهش را تشکیل می دهند. ابزارگردآورى داده ها، پرسشنامه اى ست که در شش بخش طراحی شد. در و آزمون هاى میانگین یک نمونه اى، تحلیل واریانس و توکی استفاده شده است. SPSS تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار
یافته ها: فرآیند مدیریت دانش در مراکز بهداشتی و درمانی شهرستان یزد با میانگین 2.85 کمتر از حد متوسط است ولی به کارگیرى دانش با میانگین 3.14 داراى بهترین عملکرد می باشد. بین ابعاد فرآیند درتمام مقایسه هاى بین ابعاد- به جز و تسهیم دانش با ارزیابی دانش (P= کسب و خلق دانش با نگهدارى دانش ( 0.407 ،(P= استراتژى دانش با نگهدارى دانش ( 0.916 تفاوت آمارى معناداروجود دارد. در رتبه بندى از لحاظ میانگین، به کارگیرى دانش با میانگین 3.14 در رتبه ى (P=0.601) نخست و ارزیابی دانش با میانگین 2.59 در انتهاى این طبقه بندى قرار دارند.
نتیجه گیری: به کارگیرى دانش در بین کارکنان مراکز بهداشتی و درمانی شهرستان یزد در وضعیت مطلوبی قرار دارد ولی در سایر ابعاد فرآیند مدیریت دانش مطلوب نیست. بین هریک از ابعاد فرآیند مدیریت دانش نیز تفاوت معنادارى وجود دارد."
از آنجا که انسان به هنگام برقراری رابطه با دیگران یا با یک سازمان به قضاوتی از میزان عدالت و انصاف طرف مقابل نیاز دارد و این قضاوت نیز با نخستین اطلاعات مرتبط به صورت عجولانه صورت می پذیرد بنابراین ، یافتن راههای شکل دهی قضاوت کلی از وجود عدالت و انصاف بسیار کارساز خواهد بود. در این مقاله معضل اجتماعی بنیادین ، فراگرد اکتشافی انصاف،ضمنی بودن الگوی آثار قضاوت درباره انصاف، آثار رجحان،اثر جایگزین و رابطه انواع عدالت و انصاف به عنوان پویایی اجتماعی مولد مورد تحلیل قرار گرفته است .
با استفاده از یک مدل قطعی برای گله های گاو بومی مطابق با نظام نرخ گذاری شیردر ایران، معادلات ضرایب اقتصادی تولید شیر، درصد چربی، درصد پروتئین، و طول عمر گله در دو گرایش حداکثر سود و حداقل هزینه و در محدودیت کل نهاده و برای شرایط بلندمدت یعنی متغیر بودن تمام هزینه ها بر حسب واحد گاو برآورد شدند. به وسیله روش شبیه سازی داده ها و بر اساس اطلاعات 100 گله گاو بومی در سطح استان گیلان، میزان حساسیت ضرایب اقتصادی صفات نسبت به 20 درصد تغییر(کاهش یا افزایش) قیمت علوفه و کنسانتره، هزینه های غیرغذایی، قیمت شیر، میانگین تولید شیر، درصد چربی و پروتئین، و طول عمر گله بررسی شد. ضرایب اقتصادی تولید شیر، درصد چربی، درصد پروتئین و طول عمر گله در شـرایط مبنا در گرایـش حداکثر سـود و در میانگـین اسـتان به ترتیـب برابر با 895، 27311- ، 13901 و9/196 در گرایش حداقل هزینه برابر با 05/1-، 2/3، 6/1 و 9/6- بود.در گرایش حداقل هزینه برابر با 05/1-، 2/3، 6/1 و 9/6- بود. افزایش 20 درصدی قیمت علوفه بیش از دو برابر افزایش قیمت کنسانتره بر ضرایب درصد چربی و پروتئین در دو گرایش تأثیر داشت. ضریب اقتصادی تولید شیر و سپس طول عمر گله در میان بقیه صفات در دو گرایش از اهمیت بیشتری برخوردار بود. ضریب اقتصادی نسبی طول عمر گله نسبت به تولید شیر در اکثر شهرستان ها در دو گرایش مثبت بود و افزایش راندمان اقتصادی نظام تولید در این صفت بیش از صفات دیگر و هم جهت با صفت تولید شیر بود. بر اساس نتایج به دست آمده، نظام های مورد بررسی از نظر تغذیه و هزینه های آن و میزان تولید شیر و هزینه های آن و همچنین، نحوه فروش شیر تفاوت زیادی داشتند و بدین ترتیب، رفتار ضرایب اقتصادی به دست آمده در برابر تغییر عوامل تولیدی در شهرستان های مختلف مشابه نبود؛ در عین حال، برخی از صفات از ثبات بیشتری برخوردار بودند. بنابراین برای هر نظام تولید، باید ضریب اقتصادی خاصی را برآورد کرد.
هر حوزه علمی نوظهوری با چالش تشریح موضوع متمایز و قلمرو نظری – مفهومی منحصر به فرد خود یا به بیان دیگر هویت علمی مواجه است. وجه تمایز حوزه های علمی در موضوع آن ها نهفته بوده و کارآفرینی نیز به عنوان یک حوزه علمی نوظهور از این قاعده مستثنی نبوده و در جهت نیل به یک هویت علمی متمایز، ناگزیر به عبور از چالش تعریف موضوع خود به عنوان یکی از الزامات بنیادین فعالیت های هویت آفرینی است. تعریف موضوع کارآفرینی به عنوان یک حوزه علمی زمینه وبستر لازم را جهت سامان دهی به فعالیت های آموزشی، پژوهشی و مشاوره آن به خوبی فراهم می کند. وحدت بخشی به فعالیت ها به ویژه یکپارچه سازی آموزش ها و پژوهش های پراکنده بر محور موضوع کارآفرینی موجب تسریع در رشد و توسعه کارآفرینی به عنوان یک حوزه علمی نوظهور می شود. این نوشتار دیدگاه های مختلف را درباره موضوع کارآفرینی به عنوان یک حوزه نوظهور علمی برسی نموده، سپس فرصت را با نگاه فرآیندی بر اساس منطق و استدلال قابل پذیرش همگانی به عنوان موضوع متمایز و یکپارچه ساز نظریه های و چارچوب ها و در عین حال بسیار با اهمیت برای دنیای پویای معاصر ارایه می نماید. در این نوشتار جهت بررسی ونیل به هدف از روش ترکیبی استفاده می شود.
رقابت در بازار محصول می تواند روی بسیاری از عوامل مطرح در شرکت اثرگذار باشد و با این اثرگذاری نقش بسیار پررنگی را در تصمیم گیری مدیران و سرمایه گذاران ایفا کند. از این رو، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر رقابت در بازار محصول بر سه معیار مهم در تصمیم گیری یعنی هزینه نمایندگی، ساختار سرمایه و هزینه سرمایه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. برای اندازه گیری رقابت در بازار محصول از شاخص هرفیندال – هیرشمن و هزینه نمایندگی از نسبت گردش دارایی ها، ساختار سرمایه از نسبت بدهی به جمع کل دارایی ها و هزینه سرمایه از میانگین موزون هزینه سرمایه استفاده شده است. پس از بررسی 90 شرکت در بازه زمانی 1388 تا 1393 (540 سال – شرکت) نتایج نشان می دهند که رقابت در بازار محصول بر هزینه نمایندگی و هزینه سرمایه تأثیر منفی و معناداری می گذارد امّا بین رقابت در بازار محصول و ساختار سرمایه رابطه معناداری وجود ندارد.
امروزه ماشینآلات متعددی جهت تولید محصول در صنایع الکترونیکی مورد استفاده قرار میگیرد. با توجه بالا بودن هزینه سرمایهگذاری ماشینآلات مونتاژ کننده قطعات الکترونیکی, چگونگی افزایش راندمان آنها از مسائل مهم در این صنایع محسوب میشود. در این مقاله سعی شده با مطالعه نحوه عملکرد ماشینآلات همزمان اکسیال و بریج زنی, ابتدا مدل ریاضی برنامهریزی خطی برای بهبود راندمان ماشینآلات فوق مطرح شود و سپس با ارائه یک مدل ابتکاری، تسهیلات لازم بهمنظور حل مسائل واقعی فراهم گردد. آنگاه نتایج حاصل, بر روی محصولات متفاوت مورد مطالعه قرار گیرد.
این مقاله با تبیین الگوی توسعه و برنامه های توسعه در ایران، برنامه ریزی اقتصادی را در کشور مورد نقد قرار داده و می کوشد توضیح دهد که از منظر «توسعه» و «خوداتکایی»، برداشت های کلان از منابع نفتی ایران برای صادرات و دریافت وام های کلان خارجی، و در کنار آن تحمیل فقر بر بخش قابل توجهی از مردم و کاهش سطح زندگی اکثر افراد جامعه، چه دستاوردی برای جامعه ایران داشته است. مؤلف با بررسی الگوی توسعه در برنامه اول و دوم ـ که در آن ها تنها بخش خصوصی مورد تأکید قرار گرفته بود ـ تغییرات ساختار اقتصاد و آثار و پیامدهای آن را ارزیابی کرده است. نویسنده مقاله، تجربه توسعه در ایران و برنامه سوم توسعه را که «تداوم الگوی توسعه ناکارامد» عنوان می شود تبیین کرده و بر این عقیده است که الگوی توسعه و راهبرد آن در شرایط ناکارامدی مدیریت توسعه اقتصادی کشور، زیان آور است؛ ضمن این که الگوبرداری از خارج و اجرای برنامه های تقلیدی توسعه، به معنای از دست دادن امکانات مادی، انسانی و زمان، برای آزمونِ چیزی آزموده، ارزیابی شده است
مهندسی ارزش یکی از ابزارهای خلق و بهبود ارزش برای محصولات و خدمات است که علاوه بر اینکه در زمینه های متفاوتی چون صنعت، کشاورزی، آموزش و پرورش، حمل و نقل و ... کاربرد دارد در حوزه راه و ترابری و پروژه های زیر بنایی نیز کاربرد دارد. هدف تحقیق حاضر شناسایی و اولویت بندی شاخص های مهندسی ارزش در پروژه های راه سازی اداره کل راه و ترابری استان سمنان با تکنیک دلفی فازی است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی است و از لحاظ گردآوری اطلاعات، توصیفی- پیمایشی به شمار می رود. در این خصوص پس از مطالعه جامع ادبیات، 23 شاخص شناسایی و پرسشنامه محقق ساخته بین 10 تن از خبرگان این حوزه توزیع و جمع آوری شد. با بهره گیری از دلفی فازی 13 شاخص رتبه بالاتر از 0.7 را کسب کرده و غربال شدند. برای اولویت بندی شاخص های شناسایی شده از رویکرد ترکیبی پروموتاسیون و الگوریتم ژنتیک استفاده شد. بر اساس یافته های پژوهش، شاخص های سازگاری با ماشین آلات موجود، کسب اطلاعات و تجربه در کار به ترتیب بیشترین اهمیت را در شاخص های مهندسی ارزش پروژه های راه سازی دارند. همچنین بر اساس نتایج پژوهش، شاخص سرعت تکمیل سفارات از کم ترین اولویت برخوردار بود.
تضاد منافع سهامداران با مدیریت یکی ازموضوعات مهمی است که طی دهههای اخیرموردتوجه محققین بوده است.طبق پژوهشهای مرتبط باحاکمیت شرکتی ساختارمالکیت یکی ازراهکارهای حل این معضل مطرح شده است. تحقیق حاضرنیزتاثیرساختار مالکیت راازدودیدگاه تعدادسهامداران عمده ونوع مالکیت آنها بر عملکردشرکتها موردبررسی قرارمی دهد. نمونه آماری نهایی تحقیق شامل56 شرکت دردوره زمانی سالهای79-1383 است که سهام آنهابطورفعال دربورس معامله شده است. شرکتهای موردبررسی برحسب نوع سهامدارعمده آنهادرگروههای بخش خصوصی،نیمه خصوصی،شبه دولتی،دولتی ونهادها طبقه بندی شده اند. بررسیها با استفاده از تحلیل واریانس و رگرسیون نشان میدهد که با افزایش تعداد سهامداران عمده، بازده حقوق صاحبان سهام شرکتها افزایش مییابد. این روند احتمالا ناشی ازافزایش کنترل سهامداران عمده وهم افزایی آنها درتاثیرگذاری برتصمیمات مالی شرکت است. اما بدلیل محدودیت پایین بودن حجم نمونه آماری، روابط بین متغیرهای ساختارمالکیت وعملکردشرکت ازلحاظ آماری معنادارنبودند.همچنین نسبت ROEتحت تاثیرعامل صنعت میباشد، اما صنایع موردمطالعه ازنظرشاخص P/E تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتنهاند. یافته نهایی تحقیق مویدآن است که ترکیبی از دو بخش خصوصی و دولتی درترکیب مالکیت شرکت در افزایش سودآوری شرکت مثمرالثمربوده است، به عبارتی دولت به عنوان یک ارگان کنترلی در بهبود بازده ROE شرکتها تاثیرگذاربوده است. همچنین عملکرد شرکتهای مورد بررسی بیشتر تحت تاثیر شرایط اقتصادی کشور و نوع صنعت است تا اینکه متاثر از اقدامات و تصمیمات مدیریتی باشد.
زمان بندی پروژه با منابع محدود یک مساله NP است. یکی از رویکردهای ابتکاری حل این مساله استفاده از قواعد اولویت بندی در برنامه ریزی فعالیت هاست. در این مقاله یازده قاعده اولویت بندی را به دو شیوه سری و موازی به صورت ایستا پیاده سازی کرده و این شیوه را با معیار تکمیل پروژه در زمان کوتاه تر، با یکصد و بیست مساله آزمون استاندارد حاوی 30 تا 120 فعالیت، با یکدیگر مقایسه کرده ایم. نتایج به دست آمده نشان می دهد: اولا رویکرد موازی در به کارگیری قواعد اولویت بندی از رویکرد سری کارآمدتر است؛ ثانیا برای بهره جستن از کارایی بیشتر رویکرد موازی، تنها کافیست حداکثر سه قاعده اولویت بندی دلخواه به صورت موازی به کار گرفته شود.
در بین دانشگاهیان در خصوص اینکه آیا حسابداری آنگلو- آمریکن سیستم مناسبی است که بدون هیچ گونه سؤالی توسط سایر فرهنگ ها و مردم جهان پذیرفته شود، تردید وجود دارد. حسابداری دانشی اجتماعی و کاربردی است. دانشی که با محیط، ارزش ها و هنجارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ای که در آن به کار گرفته می شود، رابطه ای ذاتی دارد. ازاین رو، منطق حکم می کند که در به کارگیری مفاهیم نظری و استانداردهای گزارشگری مالی، الزامات و ویژگی های محیطی جامعه هدف در نظر گرفته شود. این پژوهش با بهره گیری از روش های تفسیری، انتقادی و دلفی ضرورت این چارچوب مرجع را، در جوامع اسلامی تبیین نموده است. نتایج مطالعه نشان می دهد خبرگان دانشگاهی و حرفه ای گزارشگری مالی ایران، اتفاق نظر دارند که تفاوت اصول اقتصادی-اجتماعی واحد تجاری اسلامی از واحدهای تجاری اقتصاد سرمایه داری و عدم کفایت تأمین نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان مسلمان و واحدهای تجاری اسلامی توسط گزارشگری مالی مرسوم، ضرورت بازنگری و تدوین چارچوب نظری با رویکردی اسلامی به مثابه قانون پایه گزارشگری مالی اسلامی را می طلبد تا بتوان زمینه جذب اعتماد سرمایه گذاران مسلمان و جامعه اسلامی را فراهم آورد.
بیماری های مزمن مرتبط با تغذیه در سال 2005 ، علت 60% موارد مرگ ومیر در جهان بوده است و80% موارد مرگ دراثر بیماری های مزمن درکشورهای کم درآمد و متوسط اتفاق افتاده است. گزارش سازمان جهانی بهداشت در سال 2002 حاکی از آن است که پنج علت عمده مرگ ومیر، بیماری های قلبی،سکته ،سرطان،بیماری های مزمن تنفسی ودیابت است ورژیم غذایی مناسب همراه با تحرک بدنی کافی نقش مهمی در پیشگیری وکنترل این بیماریها دارد. براساس برآوردهای انجام شده 80% بیماری های قلبی،سکته ودیابت نوع 2 و40% سرطانها با کنترل عوامل خطر قابل پیشگیری است. بار ناشی ازبیماریهای مزمن ، کاهش درآمد ملی کشورها را بدنبال دارد. بعنوان مثال هزینه های درمانی این بیماریها درکشور چین طی سالهای 2005 تا2020 ، معادل 558 میلیارددلار برآورد شده است.
بخش قابل توجهی از جمعیت جهان را جمعیت فعال از نظر اقتصادی تشکیل می دهد و65% جمعیت بالای 15 سال جزو جمعیت فعال بشمار می روند. براساس برآوردها ،جمعیت فعال در سال 2007 ،تقریبا 1/3میلیاردنفر بوده است واین رقم تاسال 2020 به 6/3 میلیارد نفر می رسد.
نقش تغذیه مناسب در سلامت عمومی و بازده کاری به اثبات رسیده است. اززمان ایجاد سازمان بین المللی کار به تغذیه در محیط کار توجه خاصی شده است. در سال 1956 با برگزاری کنفرانس بین المللی کار ، راهنما ی احداث مراکز تغذیه وغذاخوری ها در محل کار به منظور حصول اطمینان از اینکه کارکنان در ساعات کاری خود غذای کافی ومناسب مصرف می کنند ، تدوین گردید. امروزه با توجه به معظل چاقی واضافه وزن در گروههای فعال چمعیتی که به کار اشتغال دارند ، توجه بیشتر به تغذیه سالم وایمن و آموزش تغذیه در محیط کار برای کنترل وپیشگیری از بیماری های مزمن مورد تاکید است.
تامین غذای مغذی وسالم همواره ارتقاء سلامت کارکنان را بدنبال داشته است. کارکنان برای حفظ سلامت و بازده کاری به تغذیه مناسب نیازدارند. کمبود های تغذیه ایی ( مانند کمبود ریزمغذیها) ، چاقی وبیماری های مزمن ازجمله دیابت ، سرطان وبیماری های قلبی عروقی بدلیل تغذیه نامناسب بروز می کنند. محیط کاربه دلیل سهولت دسترسی به گروه درمعرض خطر ، محیط مناسبی برای ترویج برنامه غذایی سالم ومناسب وکاهش ریسک بیماری های مزمن است.