هدف: راهبرد تشکیل سرمایه گذاری مشترک بین المللی، یکی از انواع اتحادهای استراتژیک اصلی است که با وجود پیچیدگی های زیاد، به واسطه مزایای متعدد، بارها از آن استفاده شده است. حاکمیت شرکتی نیز از جمله عواملی است که به موفقیت این استراتژی منجر می شود. با وجود این اهمیت، تاکنون در موضوع نحوه شکل گیری حاکمیت شرکتی در سرمایه گذاری های مشترک بین المللی، پژوهش جامعی صورت نگرفته و معمولاً فرض بر این بوده است که مؤلفه های حاکمیت شرکتی در حالت عام را می توان به مفهوم سرمایه گذاری های مشترک بین المللی تسری داد؛ اما نظر به پیچیدگی این مفهوم، تعمیم ابعاد مختلف حاکمیت شرکتی در حالت عام به سرمایه گذاری های مشترک بین المللی کار درستی نیست. به همین دلیل، این مقاله سعی دارد تا به شناسایی عوامل مؤثر بر شکل گیری حاکمیت شرکتی در تشکل های یاد شده بپردازد و مراحل متناظر آن را ارائه کند.
روش: برای دستیابی به این هدف، با استفاده از روش مرور نظام مند، در مجموع 400 پژوهش طی یک سال، استخراج و از میان آنها 60 مقاله و پژوهش به شکل عمیق بررسی شد.
یافته ها: شناسایی عوامل مؤثر بر شکل گیری حاکمیت شرکتی در سرمایه گذاری های مشترک بین المللی که متشکل از مشخصات والدین، ارتباطات میان شرکا، موضوع های کلان و انتظارها و برداشت های والدین است، همراه با 19 زیرمقوله و 75 کد (عامل) زیرمجموعه، از جمله یافته های اصلی این مقاله بودند.
نتیجه گیری: از آنجا که در پژوهش حاضر، تعداد زیادی از عوامل به شکل گیری الگوی حاکمیت شرکتی در سرمایه گذاری های مشترک بین المللی منجر شد، نگاه به این موضوع ژرف نگری خاصی را می طلبد و نمی توان آن را همانند پدیده ای ساده نگریست. به بیان دیگر، این موضوع از چندبُعدی و پیچیده بودن مفهوم شکل گیری حاکمیت شرکتی در سرمایه گذاری های مشترک بین المللی حکایت دارد و می توان از ابعاد مختلفی به این مفهوم پیچیده نگریست.
یکی از مهم ترین فاکتورهای بانکداری در راستای کاهش هزینه ها و افزایش سودآوری، مدیریت و ارزیابی مشتریان با ارزش می باشد. در دهه های اخیر محققان بسیاری به تجزیه و تحلیل ویژگی های مشتریان به منظور تعیین ارزش آن ها با استفاده از تکنیک های داده کاوی پرداخته اند و درخت تصمیم یکی از پرکاربردترین الگوریتم های داده کاوی در این زمینه است. از آن جایی که این الگوریتم برای ساخت درخت، تنها یک ویژگی را در یک زمان برای آزمون در هر گره در نظر گرفته و وابستگی بین ویژگی ها را نادیده می گیرد، بنابراین این مسئله باعث افزایش ماکزیمم حافظه مورد نیاز می شود. به منظور برطرف نمودن این مشکل، در این پژوهش روشی برای بهبود درخت تصمیم با استفاده از شبکه عصبی برای کشف وابستگی بین ویژگی ها با رویکرد کاهش ماکزیمم حافظه مورد نیاز پیشنهاد شده که در کنار مدل آر.اف.ام برای پیش بینی ارزش مشتریان جدید استفاده می شود. نتایج آزمایش ها نشان می دهد که روش پیشنهادی با استفاده از وابستگی بین ویژگی ها می تواند ارزش مشتریان جدید را با ماکزیمم حافظه مورد نیاز کم تری نسبت به روش پایه پیش بینی کند.
در گذشته معمولاً کانال سنتی یا همان خرده فروش ها برای فروش محصولات استفاده می شد؛ اما با توسعه یافتن تجارت الکترونیک، شرکت ها به فکر ایجاد کانال های فروش دیگری مانند وب سایت ها افتاده اند. باتوجه به وجود دو کانال برای فروش، انتخاب استراتژی مناسب برای قیمت گذاری اهمیت زیادی پیدا کرده است. همچنین در مبحث قیمت گذاری و برنامه ریزی تولید، ریسک فاکتور بسیار مهمی است. در این مقاله از سیاست برون سپاری برای مقابله با ریسک، استفاده و مدل ریاضی جدیدی برای تصمیم گیری هم زمان مباحث قیمت گذاری و برون سپاری در زنجیره تأمین سه سطحی و دوکاناله با وجود عدم قطعیت ارائه شده است. در مقاله ابتدا مدل غیرخطی برای سود زنجیره ارائه شده است؛ سپس باتوجه به پیچیده بودن مدل از روش فراابتکاری شبیه سازی تبرید و مدل سازی احتمالی براساس سناریو برای حل مدل پیشنهادی استفاده شده است. پارامترهای اولیه این الگوریتم با روش تاگوچی تنظیم می شوند. نتایج محاسباتی و تحلیل حساسیت نشان دهنده کارایی روش حل پیشنهادی برای حل مسئله است.
گفتمان درباره احیای دولت عمدتاً بر مفهوم سازی مجدد دولت متمرکز شده است تا حکومت علاوه بر اثربخشی بیشتر، بتواند از فناوری برای اداره بهتر با هزینه ای کمتر استفاده نماید. کمبود چارچوب نظری در این حوزه محققان را بر آن داشت تا در این مقاله دست به شناسایی عوامل مؤثر در بازآفرینی دولت به روش تحلیل تم بزنند. مقاله حاضر بخشی از یک تحقیق کیفی است. ابتدا، با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 نفر از خبرگان حوزه دانشگاهی و اجرایی دولت، عوامل مؤثر در بازآفرینی دولت شناسایی و کدگذاری شد و سپس با استفاده از تکنیک تحلیل تم، 4 تم اصلی مشخص گردید و درنهایت به طراحی الگویی جهت بازآفرینی دولت پرداخته شد. نتایج نشان داد که اولاً تأکید بر کارایی و کاهش هزینه، همچنان که بسیار مطلوب است، بدون ضمانت های مناسب برای پاسخگویی دموکراتیک و عدالت اجتماعی در اهداف خود شکست خواهد خورد. دوم اینکه، ارتباط و قابلیت اجرایی دولت بازآفرینی شده در کشورهای درحال توسعه محدود است؛ زیرا موجودیت نهادهای دموکراتیک مؤثر و حاکمیت قانون این امکان را از بانیان و طرفداران بازآفرینی دولت می گیرد. سوم و شاید مهم تر از همه اینکه، اشتیاق واضح و اغلب غیرانتقادی اصلاح نظام مبتنی بر بازار حکومت، مسئولیت پذیری دموکراتیک را تضعیف کرده و ممکن است نگرانی برای دولت به عنوان ضامن عدالت اجتماعی به وجود آورد. درنهایت نیز با خالی شدن تدریجی دولت، جامعه مدنی می تواند نقش بیشتری را بر عهده گرفته و به عنوان یک شریک، همراه با دولت و بازار، در اداره کشور قرار گیرد.
مقاله حاضر، برای انجام پژوهش در علوم اجتماعی و به خصوص در مطالعات مدیریت، روایت پژوهی مساله محور را پیشنهاد می دهد که پژوهش گران را قادر به درک عمیق تری از پیچیدگی های مسایل و ارایه راه حل های اثربخش تر می سازد. در ابتدا، برای تفکیک مفهوم روایت از سایر مفاهیم، سه شرط آینه کلیت، آینه بازخورد و آینه زمان، ارایه شده است و سپس روشی چهار مرحله ای برای برآورده نمودن این سه شرط، پیشنهاد شده است. این چهار مرحله عبارت اند از: شناسایی و انتخاب کنش گران، جمع آوری حکایت ها، تحلیل سه لایه ای و روایت گری مساله محور. روش پیشنهادی را می توان چه به صورت یک روش منفرد و چه به صورت ترکیبی با سایر روش ها برای ایجاد درک و توصیف عمیق تر از وضعیت پیچیده، به کار برد. در انتها، به عنوان مطالعه موردی، یک تحلیل روایت از جایگزینی خودروی پیکان در شرکت ایران خودرو، ارایه شده است. در این مطالعه موردی، سعی بر این است تا نشان داده شود که چگونه می توان از یک مساله پیچیده، لایه برداری کرد تا زوایای آن مشخص گردد.
فرار مالیاتی می تواند براثر بخشی سیاست های اقتصادی نیز اثرگذار باشد، زیرا این گونه سیاست ها بر اساس شاخص های رسمی (همانند بیکاری، تعداد نیروی کار، درآمد و مصرف) صورت می پذیرد و این در حالی است که وجود اقتصاد زیرزمینی سیاست مداران را با مشکل روبه رو ساخته و منجر به این می گردد که سیاست اقتصادی درست و مناسبی اعمال نگردد. لذ اگر بتوان عوامل مؤثر بر فرار مالیاتی را شناسایی کرد، آنگاه سیاست گذران به راحتی می توانند از سیاست های مناسب در جهت حداقل نمودن هزینه های فرار مالیاتی را بکار گیرند. هدف از این تحقیق شناسایی عوامل مؤثر بر فرار مالیاتی در ولایت بلخ سال (1397)، مطالعه موردی مالیه دهندگان متوسط هست. انتظار می رود در طراحی سیستم مالیاتی مورداستفاده قرار گیرد، بر علاوه ممکن است به عنوان مبنی برای مطالعات بیشتر مورداستفاده قرار بگیرد. تحقیق حاضر، تحقیق کاربردی نوع توصیفی می باشد. داده ها با استفاده از پرسشنامه به دست آمده و جامعه آماری این تحقیق را کلیه شرکت های که از پرداخت مالیه فرار نمودند؛ تشکیل می دهد. نمونه آماری تحقیق حاضر با استفاده از جدول مورگان به تعداد (251) شرکت نمونه انتخاب گردیده است. برای تجزیه وتحلیل از آزمون های کلموگروف-اسمیرنوف، فریدمن، الفای کرونباخ و ضریب همبستگی استفاده گردیده است. نتایج تحقیق نشان داد که تفاوت معنی دار بین نرخ بالای مالیات، پیچیدگی قوانین و مقررات مالیاتی، سرمایه اجتماعی و تورم با فرار مالیاتی وجود دارد. آزمون فریدمن نشان داد که فساد اداری و قوانین مقررات پیچیده ازجمله عوامل مهم در فرار مالیاتی مالیه دهندگان متوسط در ولایت بلخ محسوب می گردد. خروجی آزمون ضریب همبستگی نشان داد که بین سرمایه اجتماعی و قوانین پیچیده همبستگی قوی و معنی دار، بین تورم و سرمایه اجتماعی نیز همبستگی قوی و معنی دار وجود دارد.
پژوهش حاضر به دنبال بررسی چالش های کیفیت گزارشگری مالی در بخش عمومی با رویکرد زمینه بنیان می باشد. نتایج اینپژوهش نشان می دهد که مقوله های کیفیت گزارشگری مالی در بخش عمومی عبارتند از ساختار بودجه بندی، زیرساخت ها دربخش عمومی، کیفیت منابع انسانی، سیستم و مبنای حسابداری، آموزش و نظام پاسخ گویی حاکم بر جامعه به عنوان عوامل زمینه ایشناخته شده اند. کمبود نیروی انسانی متخصص، کمبود اساتید دانشگاهی و خبرگان حرفه ای، پایین بودن سطح تفکر سیستمی -تحلیلی، تغییر رفتار سیاست مداران و مقاومت نیروی انسانی در برابر نوآوری به عنوان ورودی ها معرفی شدند. ضعف در پیاده سازیحسابداری تعهدی، عدم اجرایی شدن کامل بودجه ریزی عملیاتی، نفوذ سیاسی در فرآیند تصمیم گیری، عدم دسترسی بهصورتحساب عملکرد سالانه بودجه و گزارش تفریغ بودجه و عدم شناسایی برخی از اقلام صورتهای مالی به عنوان فرآیندهاشناسایی شدند. پیامد کیفیت گزارشگری مالی در بخش عمومی عبارتند از عدم دستیابی به اهداف گزارشگری مالی بخش عمومی،عدم تخصیص منابع مالی به مخارج بخش عمومی، تشدید کسری بودجه، پراکنده کاری و ناکارآمدی گزارشگری مالی در بخشعمومی، افزایش اتلاف منابع و عدم تحقق مسئولیت پاسخ گویی است.
بررسی، ارزیابی و تشخیص گزارش های متقلبانه که از آن با نام گزارش های دستکاری شده نیز یاد شده است، سابقه دیرینه ای در ادبیات حسابداری و مالی دارد. سهامداران، مدیران را به عنوان نمایندگان خود در شرکت انتخاب می کنند و طبیعی است که نسبت به تشخیص صداقت در گزارشگری مدیران، حساس باشند. حسابرسان نیز در راستای بررسی های خود ملزم به ارزیابی و برآورد خطر تقلب در روش های اجرا شده توسط مدیریت واحد تجاری هستند تا بر اساس این ارزیابی، حجم آزمون های حسابرسی و متعاقباً حق الزحمة پیشنهادی خود را تخمین بزنند. پژوهش حاضر برای ارزیابی و تشخیص خطر تقلب مدیران، از یک روش غیرمالی استفاده کرده است که مشخصاً مبتنی بر تجزیه و تحلیل متن گزارش هیئت مدیره به مجمع عمومی صاحبان سهام است. در این روش، واژه های گزارش های هیئت مدیره به مجمع بررسی شده، پس از پالایش شدن، با استفاده از نوع خاصی از رگرسیون تحت عنوان رگرسیون هایLASSO الگویی برای ارزیابی و تشخیص شاخص خطر تقلب در شرکت ها ارائه شده است که با دقتی بین 89% تا 91% قادر به تشخیص صحیح شاخص خطر بالای تقلب در شرکت ها است.
این پژوهش بر موضوع تصمیم گیری در فضای عدم قطعیت و به صورت خاص بر تصمیم گیری در حوزه نوآوری و شرکت های دانش بنیان متمرکز است. تصمیم گیری در شرایط عدم قطعیت پیچیدگی های بسیاری دارد که اتکای صرف به تحلیل ها و الگوهای رایج در تصمیم گیری را مشکل می کند. بنابراین، لزوم توجه به روش های جایگزین به ویژه در محیط واقعی تصمیم گیری احساس می شود. در این پژوهش با رویکردی توصیفی، الگوی این نوع تصمیم گیری به صورت خاص در شرکت های دانش بنیان با روش های کمّی و مدل سازی معادلات ساختاری تبیین شده است. تحلیل های آماری بر اساس 320 پرسشنامه محقق ساخته شامل 77 گویه صورت گرفته و از روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار Smart PLS برای مدل سازی استفاده شده است. الگوی به دست آمده نشان می دهد که مقوله های زمان و اطلاعات در آفرینش عدم قطعیت نقش زیادی دارند. این عدم قطعیت درنهایت منجر به اتکای تصمیم گیران به روش های شهودی تصمیم گیری می شود. شرایط زمینه ای و مداخله گر به ترتیب شامل تلاط م مح یطی، رقبا، ت غییرات بازار، ت غییرات ف ناوری، تغییرات کلان و تجربه، آموزش، کنجکاوی و مخزن الگوهای ذهنی روی تصمیم گیری شهودی تأثیرگذار هستند که خود پیامدهایی شامل بهبود سرعت و دقت تصمیم گیری، خلاقیت، افزایش رضایت و بهبود عملکرد شرکت را به دنبال دارد.
Entrepreneurial ecosystem is a geographic framework that indicates that a person is supported by which factors for becoming a businessman. Effective factors on this issue include social, cultural, political and economic structures that should be considered in the context of different regions. In our research, we are going to identify not only international and national factors affecting entrepreneurship but also factors that will affect on the entrepreneurship of the region. The statistical sample includes 100 entrepreneurship development policymakers, entrepreneurs, and owners of knowledge-based companies. The data gathering tool of the interview was based on a closed questionnaire and the validity and reliability of this research were confirmed after the assessment. Based on the findings of this study from the descriptive aspect, this conceptual model has been appropriate for experts and entrepreneurs. Analysis of the main goals of the research shows that there are a number of factors on the region that the ecosystems of entrepreneurship are affected by them, which include geographic, demographic, institutional factors, and regional infrastructure.
بانکداری اجتماعی، رویکرد جدیدی از بانکداری است که همه بانکداران و مجموعه های اقتصادی را برای تصمیم گیری راهنمایی می کند و هدف های اقتصادی و اجتماعی را باهم مرتبط می سازد. مقاله حاضر به دنبال شناسایی پیشایندها و پیامدهای الگوی بانکداری اجتماعی در ایران است. ازاین رو، پژوهش دارای جهت گیری های بنیادین و کاربردی است. رویکرد فلسفی این پژوهش استقرایی- قیاسی است و استراتژی آن ترکیبی از رویکردهای کیفی و کمی است که با طرح شیوه های ترکیبی اکتشافی انجام می شود. جامعه آماری شامل خبرگان دانشگاهی و مدیران ارشد بانکی کشور است. به همین منظور، بانک هایی که در این زمینه فعال بودند برای بررسی انتخاب شدند و با استفاده از روش نمونه گیری نظری (گلوله برفی)، به مرور با 11 نفر مصاحبه های عمیق صورت گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که مقوله هایی مانند ارزش مداری، فرهنگ، نیاز به حکمرانی خوب و زیرساخت ها پیشایندهای بانکداری اجتماعی هستند. مقوله های مسئولیت اجتماعی، سرمایه اجتماعی، کارآفرینی اجتماعی، معنابخشی، سرمایه گذاری در بخش سلامت اقتصاد، قرض الحسنه، تأمین مالی خرد و هم راستایی با تولید ملی، ابعاد بانکداری اجتماعی هستند و درنهایت، مقوله های بهبود برند سازمانی، خلق ارزش برای مشتریان، پیامدهای اجتماعی، بهبود مسائل فرهنگی، پیامدهای اقتصادی و پیامدهای جهانی از پیامدهای بانکداری اجتماعی هستند. در بخش کمی نیز الگوی استخراجی با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفتند.
در فرهنگ و آیین ملل مختلف ، برخی رویدادها و مناسبتها هستند که نقطه عطف تاریخی و هویت بخش تمدن آنها محسوب می شوند؛ لذا مقدس شمرده شده و تبدیل به نماد آن فرهنگ و تمدن گردیده و همه ساله با برنامه ای شکوهمند ، آن رویداد تاریخی را گرامی داشته و هویت تمدنی خود را با آن بازنمایی کرده و آیین خود را از آن طریق ترویج و تبلیغ می نمایند. بدون شک نهضت عاشورا یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخی تمدن اسلامی است و پیاده روی اربعین نیز یکی از مهمترین نمادهای بزرگداشت و پاسداشت این رویداد بزرگ اجتماعی است که معرف هویت تمدن اسلامی به جهانیان است. اربعین روزی است که جابر بن عبدالله انصاری، صحابی رسول خدا(ص) از مدینه برای زیارت مرقد مطهر امام حسین(ع) به کربلا آمد. او اولین زائری است که قبر شریف آن حضرت را زیارت کرد؛ بر اساس این سنت پسندیده ، همه ساله شیعیان با پای پیاده به منظور زیارت آن حضرت، ضمن نشان دادن عظمت امام حسین(ع) و نهضت عاشورا، انسجام و یکپارچگی خود را در عرصه جهانی به نمایش می گذارند.
ایجاد بحران در سیستم بانکی ناشی از بازنگشتن مطالبات، به سرعت به بخش واقعی اقتصاد تسری می یابدو در نتیجه می تواند کل نظام اقتصادی را با مخاطراتی مواجه کند. صنعت بانکداری ایران، مهم ترین واسطه مالی است که با چالش مطالبات معوق، مواجه است؛ در نتیجه سبد تسهیلاتبانک ها در سال های اخیر به دلیل افزایش ریسک اعتباری، تسهیلات اعطایی به سمت مطالبات شبکه بانکی تغییر کرده است. در این مقاله با توجه به ارتباط گسترده شبکه بانکی با بخش های کلان اقتصاد کشور، با استفاده از روش تعادل عمومی پویای تصادفی نیوکینزی و با بهره گیری از آمار سالانه اقتصاد ایران در دوره 1392-1360، به بررسی واکنش متغیرهای کلان اقتصادی (نظیر تولید و تورم)و متغیرهای بانکی به این دو متغیر(شوک های مانده مطالبات معوق و افزایش مطالبات از شبکه بانکی) به عنوان شوک مصارفپرداخته شد. نتایج حاصل از بررسی آثارشوک های مورد بررسی، نشان داد با افزایش مطالبات معوق، سرمایه گذاری و تولید کاهش، تورم افزایش می یابدوبا افزایش مطالبات از شبکه بانکی، سرمایه گذاری و تولید افزایش و تورم کاهش می یابد.
با توجه به اهمیت پایداری در زنجیره تأمین شرکت هایی که فعالیت پروژه ای دارند، در این پژوهش به طراحی مدل عوامل مؤثر بر پایداری زنجیره تامین در تولید پروژه ای شرکت عمرانی پارس گرما پرداخته شد. بدین منظور با بررسی نظریه ها و مفاهیم و مطالعات کاربردی، توانمندسازها و عوامل مؤثر بر پایداری زنجیره تامین شناسایی گردید. سپس پروتکل مصاحبه تدوین شد. روش این پژوهش از نظر فلسفی در پارادایم تفسیرگرایی قرار می گیرد و از نظر هدف توسعه ای و کاربردی می باشد. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و روش جمع آوری داده ها میدانی است. در این پژوهش از مصاحبه و پرسشنامه برای اخذ دیدگاه افراد مورد نظر استفاده شد. تعداد خبرگان 10 نفر از مدیران و تصمیم گیرندگان شرکت پارس گرماست که با استفاده از نمونه گیری قضاوتی شناسایی و معین شدند. تعداد اعضای نمونه نیز 155 نفر است که با توجه به فرمول کوکران، تعداد 120 نفر انتخاب گردیدند. نتیجه تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که مدل پژوهش دارای هفت بعد اصلی ویژگی های پروژه، ویژگی های پیمانکاران، ویژگی های مدیران، ویژگی های ارتباطی، ویژگی های سازمان های نظارتی، ارزیابی عملکرد و ویژگی های جامعه است و هر یک از این ابعاد مؤلفه های فرعی نیز دارد.