علت اصلی حاشیه نشینی، کنار گذاشتگی کمابیش اجباری بخشی از جامعه در روند توسعه است. عدم تعادل در بخش های اقتصادی در مناطق مختلف، باعث ایجاد سیل مهاجرت جمعیت، که میزان طبیعی رشد آن نیز بالاست، به سوی شهرهای بزرگ می گردد. اما این علت نمی تواند کاستی های فعالیت برنامه ریزی فضایی در این شهرها را توجیه کند و نقایص آن را بپوشاند. این نوع برنامه ر یزی از الگوهای برنامه ریزی شهری کشورهای توسعه یافته و آن هم الگوهای قدیمی آن اقتباس شده است که پاسخگوی نیازهای جامعه در حال گذار نیست.
در این مطالعه به بسط نظریه کلاسیک EOQ بر اساس تقسیم بندی اقلام انباری به اقلام پر تحرک و کم تحرک و با در نظر گرفتن ذخیره اط مینان مورد نیاز پرداخته شده است. فرضیات اساسی مدل EOQ بازنگری و مورد دقت نظر قرار گرفته و تعدیلات لازمه در این خصوص جهت بسط این نظریه به عمل آمده است.بدین ترتیب مقدار سفارش انجام شده در سیستم بر اساس حداکثر و حداقل مقدار سفارش اقتصادی تعدیل می گردد. در مدل پیشنهادی در عین ثابت نگهداشتن سطح بالای خدمت دهی و ذخیره اطمینان، هزینه سفارش (بر اساس تقسیم بندی اقلام) کاهش یافته و تعیین مقدار سفارش بر اساس نیاز واقعی امکان پذیر می گردد.
اگرچه دیر زمانی نیست که از تولد منطق فازی می گذرد ولی در همین مدت کوتاه هزاران مقاله و صدها کتاب و در همین حدود کنفرانس و نشست علمی در مورد منطق فازی برگزار شده است. در این میان چیزی که حائز اهمیت است آن است که علی رغم حجم گسترده کار روی منطق فازی این فعالیتها همه جانبه نبوده و بیشتر در زمینه ریاضیات و سیستم های مهندسی فازی فعالیت شده تا در حوزه مفاهیم بنیادی و مبانی آن، بگونه ای که امروزه بسیاری از مهندسان، ریاضیات فازی را به کار می برند اما فهم درستی از آن ندارند. این مقاله قصد دارد یکی از ایده های اساسی در پیدایش منطق فازی را تبیین نماید تا هم کسانی که از آن استفاده می کنند فهم درستی داشته باشد و هم با شناخت دقیق برخی مفاهیم بنیادی فازی، عرصه های جدید تری فرا روی جامعه علمی و خصوصاً مدیریت علمی ایجاد شود.