ارتقای شناخت کارکنان از مهارت های ارتباطی و بکارگیری آنها در سازمان، باعث بقا و ارتقای سازمانی می شود. هدف تحقیق حاضر، مطالعه کارکردهای مهارت"حل اختلاف" در راستای بهبود تحقق وظایف و روابط انسانی به کمک آموزش کارگاهی، در بین 25 نفر از کارشناسان مرد میدانی منابع طبیعی شهرستان های استان فارس می باشد.روش تحقیق، نیمه تجربی و در قالب طرح"آزمون نهایی و یک گروه" است. برای جمع آوری داده ها از سؤالات مکتوب باز و بسته و مشاهده منظم استفاده گردید که روایی این سؤالات با کمک روایی صوری انجام پذیرفت. برای تجزیه و تحلیل پاسخ های سؤالات باز، از روش تحلیل محتوایی و سؤالات بسته از آماره های توصیفی استفاده شد. همچنین، از آماره های غیر پارامتریک برای مقایسه نظرات شرکت کنندگان در باره کارکردهای مهارت مذکور از لحاظ ویژگی های شخصی، تحصیلی و شغلی آنان استفاده شد. نتایج نشان می دهند که به دلیل فراگیری آموزش مهارت حل اختلاف ، بین وضعیت پیش از برگزاری کارگاه و پس از آن، تفاوت وجود دارد. همچنین، دامنه انحراف معیار کم نظرات شرکت کنندگان، نشان دهنده اتفاق نظر نسبتاً بالا، درباره مهارت حل اختلاف در تحقق وظایف سازمانی و بهبود روابط انسانی است. مقایسه نظرات با توجه به گروه های سنی، مدارک و رشته های تحصیلی، مدت انجام وظیفه در سمت فعلی و تعداد مشاغل قبلی مشخص ساخت که تنها از لحاظ مدرک تحصیلی تفاوت معنی دار در بین شرکت کنندگان وجود دارد. از انجایی که نظرات، پس از دریافت آموزش کارگاهی و نیز تمرین آنها، ابزار شده است، نسبت به زمانی که این نظرات به صورت نظرسنجی و بدون آموزش و تمرین بیان شده باشند، متقن تراند لذا، پیشنهاد می شود که این مهارت در قالب کارگاه به افراد بیشتری آموزش داده شوند.
فلسفه بازاریابی اجتماعی با دیگر فلسفه های رایج در بازاریابی از جهت اینکه نسبت به منافع آیندگان و جامعه و رفاه آنان تأکید دارد تفاوت داشته و به دنبال دخالت دادن موضوعات فرهنگی و ارزشی به صورت واقعی در مسایل بازاریابی می باشد. این فلسفه خواهان آن است که بین ارضاء منافع مشتریان، ارضاء منافع بلند مدت جامعه، ارضاء اهداف سازمان ها و بنگاه های اقتصادی توازن ایجاد نماید. در این مقاله دیدگاه نظام سرمایه داری غرب و مکتب مقدس اسلام نسبت به فلسفه بازاریابی اجتماعی بیان شده است.
این پژوهش با هدف سنجش میزان حضور ایرانیان در «نمایهنامة استنادی علوم» در سالهای 1993 تا 1997 اجرا شده است و تلاش گردیده در آن، تصویری عینی از فعالیتهای علمی در سطح ایران و جهان ارائه شود. برای این منظور تولید اطلاعات علمی ایرانیان در قالب مقالات و در زمینه علوم پایه از «نمایهنامة استنادی علوم» استخراج شده و وضعیت ایران با جهان مقایسه شده است.نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان میدهد یکد هم درصد از تولید مقالات علوم پایة جهان به ایران اختصاص دارد. بیش از نیمی از فعالیتهای علمی ایرانیان (8/52 درصد) در زمینة تولید مقالات علوم پایه بوده است که از بین رشتههای مختلف علوم پایه، رشت ة شیمی با داشتن 23/55 درصد از کل تولید مقالات علوم پایه، بیشترین تعداد مقالات علوم پایه را به خود اختصاص میدهد. بعد از آن به ترتیب 91/25 درصد مقالات در زمینة فیزیک، 29/12 درصد در زمینة ریاضی، 99/4 درصد در زمینة زیستشناسی و 58/1 درصد زمینشناسی میباشند. به تفکیک رشتههای علوم پایه سهم ایران در جهان، 14/0 درصد در شیمی، 087/0 درصد در فیزیک، 17/0 درصد در ریاضی، 02/0 درصد در زیستشناسی و 063/0 درصد در زمینشناسی میباشد.