امروزه صنعت خدمات در دنیا در حال تغییر است. فناوری های جدید، روش ارایه خدمت به مشتری را در بسیاری از سازمان های خدماتی دگرگون کرده است. خدمات رسانی بانک ها نیز تحت تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات دچار تحولات اساسی شده است. در این تحقیق تاثیر سطوح مختلف عوامل موثر بر گرایش مشتریان در استفاده از خدمات بانکداری الکترونیک طبق مدل پذیرش فناوری دیویس در صنعت بانکداری مورد مطالعه قرار گرفته است. طبق این مدل سهولت ادراک شده، مفید بودن ادراک شده و یک عامل اضافی امنیت ادراک شده مورد بررسی، قرار گرفت. روش تحقیق علی - مقایسه ای و آزمون آماری، تجزیه و تحلیل واریانس یک طرفه جهت آزمون فرضیه ها مورد استفاده قرار گرفت. نتیجه تحقیق نشان داد تاثیر سطوح مختلف عوامل موثر بر گرایش مشتریان در استفاده از خدمات بانکداری الکترونیکی متفاوت است.
امروزه، گردشگری و به ویژه گردشگری روستایی گستره ای جهانی یافته است و پدیده ای برآمده از توسعه همه جانبه نوآوری های فناوری در دوران نوین به شمار می رود. آنچه گردشگری را به عاملی در روند توسعه مبدل کرده است، جریان های سرمایه، فرهنگ و اطلاعات، در یک همپوشی با عواملی چون افزایش درآمد، سطح رفاه، اوقات فراغت بیشتر و بهبود ارتباطات است. بر این باور، تحقیق فرارو در پی پاسخ بدین پرسش است که گردشگری چه نقشی در توسعه اجتماعی- اقتصادی نقاط روستایی در بخش سامان از توابع استان چهارمحال و بختیاری دارد. مطالعات میدانی و پرسشنامه های تکمیل شده از سوی 376 نفر در قالب نمونه آماری منتخب به روش کوکران در پانزده روستای گردشگرپذیر نشان می دهد که میان افزایش شمار گردشگران، رونق گردشگری و بهبود شاخص های اجتماعی- اقتصادی رابطه معنی دار وجود دارد.
هماهنگی و یکپارچهسازی مراحل و ردههای مختلف در یک زنجیره تامین، به تعادل مبادلات بین مراکز و دسترسی به عملکرد برتر در آن زنجیره خواهد انجامید[4]. با توجه به رابطه معکوس میان دو دسته هزینه های موجودی و هزینه های حمل و نقل، مسیریابی موجودیها، به مسأله هماهنگی موثر سیاستهای بازپرسازی و برنامههای توزیع موجودیها در سطح مراکز یک زنجیره تمرکز دارد. در واقع مسیریابی موجودی دو جزء مهم از زنجیره تأمین، یعنی فعالیتهای حملونقل وکنترل موجودی را ادغام مینماید. در مسیریابی موجودیها، یک یا چند مرکز توزیع موجودی به موازات مجموعهای متفاوت و غالباًً پرشمار از مراکز فروش که هر یک دارای نرخ تقاضای بخصوصی می باشند، وجود خواهد داشت. مقاله حاضر، هماهنگسازی دو مولفه مهم حمل و نقل و کنترل موجودی زنجیرههای تأمین را در قالب یک مدل برنامهریزی ریاضی عدد صحیح به تصویر کشیده است. در بخش اول مقاله، به بیان مسأله و اهمیت آن پرداخته شده، دستهبندی و مرور مطالعات مرتبط با مبانی تئوریک مسأله در بخش دوم ارایه شده است. بخش سوم، به تبیین الگوی ریاضی طراحی شده، روشهای جمعآوری اطلاعات و شیوههای محاسبه پارامترهای مدل پرداخته و بالاخره در بخش پایانی مقاله، تحلیل جوابها و نتایج عددی حاصل از اجرای مدل در بررسی موردی یک زنجیره تأمین تجاری ارایه شده است.
در دنیای سازمانی نوین، مهمترین شاخص تأثیرگذار، مدیریت است که شکل مطلوب آن مدیریت همراه با رهبری است. یکی از نظریههای مربوط به رهبری، که دارای بیشترین میزان تاثیر است، رهبری کاریزماتیک میباشد که کمتر مورد توجه واقع شده است. بهطور کلی رهبری کاریزماتیک یعنی برقراری رابطهای که اثرپذیری و اثرگذاری در آن بدون اعمال زور یا پاداشهای مالی صورت میگیرد. این مشکل تا حدی به فقدان یک چارچوب فکری منظم نسبت داده میشود. در این مقاله سعی شده است مؤلفههای این نوع رهبری در قالب ارایه یک الگوی کاربردی از چگونگی ظهور شخص در سازمان به عنوان یک رهبر کاریزماتیک، با توجه به فرآیند برنامهریزی راهبردی مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور پرسشنامهای طراحی شده است که به عنوان مقیاسی برای نشان دادن جایگاه شخص در فرآیند و میزان موفقیت وی در کسب مؤلفههای رهبری کاریزماتیک و پذیرش وی به عنوان رهبر کاریزماتیک از سوی کارکنان در شرکت صنعتی بهمن موتور مورد بررسی قرار گرفته است.
در این مقاله، تاثیر سازه های اجتماعی قانون گرایی، اطمینان طلبی، سطح تحصیلات، فردگرایی، جنسیت، رشته تحصیلی و سابقه های کاری بر افشاگری مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، بررسی می شود. همچنین، با استفاده از فرضیه های تایید شده پژوهش، جهت ارزیابی افشاگری مالی شرکت های مورد بررسی، مدل رگرسیونی ارایه می شود. به این منظور، سازه های قانون گرایی، اطمینان طلبی، سطح تحصیلات، فردگرایی، جنسیت، رشته تحصیلی و سابقه های کاری مدیران مالی صنایع مختلف شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در قالب هفت فرضیه مورد بررسی قرار می گیرد. ابزار مورد استفاده برای انجام پژوهش پرسش نامه است و از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس جهت بررسی فرضیه های پژوهش استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون آماری فرضیه های پژوهش نشان می دهد که سازه های اجتماعی قانون گرایی، اطمینان طلبی و فردگرایی بر افشاگری مالی شرکت های مورد بررسی تاثیر معنادار و مستقیمی دارد و تاثیر سازه های اجتماعی بررسی شده دیگر به لحاظ آماری معنا دار نیست. همچنین، طبق نتایج به دست آمده، فردگرایی بیشترین تاثیر را بر افشاگری مالی دارد.