این مقاله به بررسی امکان توصیف بهتر هم تغییری بازده بازار و بازده سهام شرکت های فعال در بورس های ایران و هفت کشور دنیا و پرداختن به مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای با استفاده از رویکرد تبدیل موجک پرداخته است. در این راستا داده های مربوط به شاخصهای بورس های اوراق بهادار تهران، سئول، هنگ کنگ، بوینس آیرس، مکزیکوسیتی، وین، لندن، نیویورک، نزدک، و شاخص های بین الملل نیویورک، شاخص S&P100 و شاخص S&P500 و مولفه های آنها استخراج شده و جزییات آنها توسط سطوح مختلف موجک های هار، دابشیز، سیملت و کوایفلتز استخراج گردیده و بتاها و معناداری بتاها استخراج گردید نتایج نشان می دهد که بتاهای استخراج شده با استفاده از موجک نسبت به حالت به طور معناداری بیشتر است از طرفی کارایی کابرد توابع مختلف تبدیل موجک یکسان است. ولی سطوح بالاتر که مبین زمان مقیاس های طولانی تر هستند معنادارتر و کارآتر می باشند. کارایی کاربرد زمان مقیاس های مختلف برای شاخص های مختلف یکسان نیست و بازارهای مختلف در زمان مقیاسهای متفاوتی بهتری کارایی را ارایه می دهند.
در این تحقیق، ارتباط میان تغییرات نقدینگی بازار(تغییرات اختلاف قیمت پیشنهادی خریدو فروش سهام وعمق بازار) دراطراف اعلامیه های سود به عنوان نماینده عدم تقارن اطلاعاتی و نسبت مدیران غیرموظف هیات مدیره، درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی و واحد حسابرسی داخلی به عنوان سازوکارهای حاکمیت شرکتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 83تا86 آزمون شده است. برای بررسی روابط از آزمون همبستگی پیرسون و یو مان ویتنی، برای حسابرسی داخلی و همبستگی اسپیرمن و آزمون تاو کندال بی، برای نسبت مدیران غیر موظف هیات مدیره ودرصدمالکیت سرمایه گذاران نهادی استفاده شد. نتایج حاصل نشان می دهد، میان واحد حسابرسی داخلی و نسبت مدیران غیرموظف هیات مدیره و معیار های عدم تقارن اطلاعاتی رابطه معناداری وجود ندارد. اما میان درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه منفی معناداری وجود دارد. همچنین از طریق مقایسه سطح اختلاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش سهام بعد و قبل از اعلام سود با استفاده از آزمون میانگین مقایسه دو رتبه مشخص شد که سطح عدم تقارن اطلاعاتی پس از اعلام سود نسبت به پیش از اعلام سود بیشتر است و این موضوع با تحقیقات پیشین مطابقت دارد.
تحقیق حاضر به مقایسه انواع تحلیل های رگرسیونی شامل رگرسیون سری زمانی، رگرسیون مقطعی، رگرسیون میانگین و رگرسیون تجمعی برای داده های حسابداری می پردازد. مقایسه تحلیل های رگرسیونی با استفاده از داده های حسابداری محدود و به کمک ضریب تعیین، آزمونF و آزمون t انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که رگرسیون سری زمانی جهت مطالعات موردی، رگرسیون مقطعی جهت مطالعات سالیانه و رگرسیون تجمعی جهت مطالعات کلی و فراگیر مناسب است. البته رگرسیون تجمعی با توجه به فراهم آوردن امکان دستیابی به نتایج کلی تر و به دور از سوگیری، در تحقیقات حسابداری بیشتری مورد استفاده قرار گرفته است. رگرسیون میانگین نیز به دلیل تمرکز بر داده های مرکزی، در تحقیقات حسابداری کاربرد اندکی داشته است.
هدف این پژوهش بررسی تاثیر یادگیری مشارکتی با تاکید بر روش تفحص گروهی بر رشد مهارت های اجتماعی، از قبیل احترام گذاشتن به دیگران، مسئولیت پذیری، دوستیابی و مشارکت در فعالیت های گروهی دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی ناحیه 5 شهر اصفهان بوده است. این پژوهش به روش شبه تجربی و استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه صورت گرفت. جامعه آماری این تحقیق دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی ناحیه 5 شهر اصفهان درسال تحصیلی 88-87 بوده اند که جمعا شامل 2287 دانش آموز دختر بوده است که حدود 320 نفر به عنوان نمونه تحقیق لحاظ گردیده اند. جهت جمع آوری اطلاعات از آزمون رشد مهارتهای اجتماعی دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی کرامتی(1382 ) استفاده شد.پایایی این آزمون با روش الفای کرونباخ 83 صدم بدست آمد. داده ها و اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمون T و استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل گردید. نتایج و یافته های پژوهش حاضر حاکی از تایید فرضیه کلی تحقیق می باشد. اگر چه در مطالعه مؤلفه های مهارتهای اجتماعی به صورت جداگانه که به عنوان فرضیه های ویژه در این پژوهش تلقی شده اند نتایج حاکی از تاثیر معنادار متغیر آزمایشی یعنی یادگیری مشارکتی بر رشد مهارت های اجتماعی می باشد.
مطالعه حاضر با هدف توصیف و تبیین عوامل مرتبط با میزان موفقیت مدیران شرکت های کوچک صنعتی در ایجاد شرکت و استمرار فعالیت در رابطه با کارآفرینی در شهر ستان اهواز طی سه سال اول [1380-1378] برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور به اجرا در آمد. آمار اداره کل صنایع استان خوزستان تعداد شرکت ها را طی 3 سال مذکور 1204 اعلام کرده بود. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده بر حسب نوع فعالیت شرکت ها، 131 تن از مدیران شرکت های کوچک صنعتی موفق و ناموفق شناسایی شدند و پرسشنامه ای به نشانی مدیران ارسال گردید. همچنین با 25 تن از مدیران این شرکت ها نیز مصاحبه به عمل آمد. نتایج به دست آمده نشان داد که؛ الف- از دیدگاه مدیران شرکت های ناموفق عوامل زیر به ترتیب اهمیت تاثیر بیش تری بر عملکرد شرکت های کوچک صنعتی در شهر اهواز داشته اند: مهارت های فنی، وضعیت مالی شرکت، وضعیت سازمانی و اداری، عوامل زیر ساخت شرکت، عوامل غیر رسمی، شاخص مهارت های ادراکی، شاخص مهارت و آموزش نیروی انسانی و مهارت های انسانی ، ب- از دیدگاه مدیران شرکت های موفق رتبه بندی عوامل تاثیر گذار بر عملکرد شرکت های کوچک صنعتی به ترتیب اولویت به شرح زیر است: مهارت های فنی، شاخص مهارت و آموزش نیروی انسانی، شاخص مهارت های ادراکی، وضعیت مالی شرکت، مهارت های انسانی، عوامل زیر ساخت شرکت، وضعیت سازمانی و اداری و عوامل غیررسمی.