اشتغال برای ادامه زندگی و بقای جامعه ضرورتی اجتناب ناپذیر است و زندگی هر فرد از طریق کار کردن تامین می شود و خود کفایی هر کشور به میزان و نوع عملکرد شاغلین آن بستگی دارد. تحقیقات متعدد موید این واقعیت است که اولا با افزایش بیکاری، فساد شدت می یابد و ثانیا اشتغال مناسب و رضایت شغلی موجب نشاط و شادابی انسان می گردد. کار از یک سو می تواند شماری از نیازهای اساسی انسان هم چون پرورش روح و جسم، برقراری ارتباط اجتماعی، ایجاد حس ارزشمندی، اعتماد به نفس و شایستگی را ارضا نماید اما از سوی دیگر ممکن است منبع اصلی بروز استرس نیز باشد.استرس در مدیریت رفتار سازمانی از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است و از آن جایی که شرایط کار دایما درحال تغییر است، این بحث همواره با درجات مشخصی در رابطه با مسایل مرتبط با کار در سازمان ها وجود دارد و در چند دهه اخیر آهنگ حرکت زندگی شتاب بیشتری گرفته و تحولات در دنیای کار به صورت جدی تری خود نمایی نموده است.اگر چه عده ای از صاحبنظران، استرس را الزاما مخرب نمی دانند اما اکثر پژوهشگران معتقدند که آن برهم زننده بهداشت روانی است و در شرایط فعلی سازمان ها، یکی از مشکلات مدیران می باشد که تا حدود زیادی بازدهی و بهروری را کاهش داده و سبب مشکلات رفتاری و تعارض شده که در این پژوهش به منظور بررسی زمینه های سازمانی پدید آورنده استرس و ارایه راهکارهای کاهش آن، پس از جمع آوری داده های مورد نیاز نتیجه گیری شد که از نظر مدیران و کارکنان شاغل در سازمان ها، قوانین و دستورالعمل ها، ساختارسازمانی و شرایط شغلی نامناسب بر بروز فشارعصبی تاثیر مثبت دارند.
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین سبک مدیریت مدیران و مدیریت زمان آنان در مقطع متوسطه شهر بجنورد در سال 87-88 صورت پذیرفته است. که پایه نظری پژوهش حاضر تئوری مسیر-هدف رابرت هاوس از تئوری های اقتضایی می باشد به همین منظور سبک مدیریت به عنوان متغیر پیش بین و مدیریت زمان به عنوان متغیر ملاک مورد بررسی قرار گرفته است.روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی می باشد که محقق در شرایطی کاملا طبیعی به مشاهده و گردآوری اطلاعات و سپس به بررسی رابطه بین متغیرها پرداخته است. جامعه آماری، مدیران مقطع متوسطه شهر بجنورد اعم از دولتی، غیرانتفاعی و شاهد شامل 49نفر که به روش نمونه گیری تصادفی ساده بدون جایگذاری طبق جدول کرچسی مورگان 44 نفر از آنان انتخاب گردیده است. به منظور گردآوری اطلاعات مورد نیاز از پرسشنامه محقق ساخته سبک مدیریت با ضریب اعتبار 0.92 و از پرسشنامه استاندارد مدیریت زمان (کرمی مقدم،1377) با اعتبار 0.86 و روایی محتوایی بالا استفاده شده است و به منظور توصیف فرضیات این پژوهش از جداول توزیع فراوانی و محاسبه شاخص های آماری (میانگین، انحراف استاندارد، نمودارهای ستونی و دایره ای) و همچنین به منظور استنباط نتایج از آزمونهای آماری (همسبتگی گشتاوری پیرسون، نمودار پراکنش، آزمون تی تست، آلفای کرونباخ و جداول افقی) با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بین سبک مدیریت مدیران و مدیریت زمان در سطح اطمینان %95رابطه وجود دارد. همچنین نتایج فرعی پژوهش بیانگر آن است که رابطه سبک آمرانه، حمایتی، مشارکتی و توفیق گرا با مدیریت زمان مدیران معنی دار می باشد.
توانمندسازی نیروی انسانی به عنوان یک رویکرد نوین انگیزشی درون شغل به معنی آزاد کردن نیروهای درونی کارکنان و هم چنین فراهم کردن بسترها و به وجود آوردن فرصت ها برای شکوفایی استعدادها، تواناییها و شایستگی افراد میباشد. تحقیق حاضر سعی دارد تا رابطه بین میزان مشارکت کارکنان در تصمیمات سازمانی را با توانمندسازی آنان در شرکت مخابرات استان مازندران بر طبق مدل توماس ولتهوس، مبنی بر چند وجهی بودن توانمندسازی با چهار بعد احساس شایستگی، احساس معنادار بودن، احساس خودسازماندهی یا انتخاب و احساس مؤثر بودن و هم چنین مدل وتن و کمرون با بعد اعتماد بررسی نماید. میزان مشارکت کارکنان نیز با استفاده از مدل ادوارد لاولر با سه بعد میزان نفوذ و کنترل، دسترسی به اطلاعات و تقویت کننده های سازمانی سنجش شده است. نتایج تحقیق تمامی فرضیات مبنی بر ارتباط معنادار بین مشارکت کارکنان در تصمیم گیریها و توانمندسازی آنان را تأیید کرد (در این تحقیق p-value مربوط به تمامی آزمون فرض ها بالاتر از 5 % به دست آمد)، هم چنین ضریب همبستگی بین میزان مشارکت کارکنان و توانمندسازی آنان 71/0 به دست آمده، که نشان دهنده ارتباط قوی بین این دو متغیر میباشد.
"در پژوهش حاضر 90 صفحه وب از طریق جستجو در موتورهای جستجوی عمومی (گوگل، یاهو، و اماسان) به عنوان نمونه انتخاب شدند و میزان حضور عناصر ابردادهای (هسته دابلین و ابرنشانههای زبان نشانهگذاری فرامتن) در این صفحات و وجود رابطه معنادار بین حضور عناصر ابردادهای و نوع موتور جستجو مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج، نشاندهنده حضور بسیار کم عناصر ابردادهای هسته دابلین و ابرنشانههای زبان نشانهگذاری فرامتن در صفحات بازیابی شده میباشد، که بیانگر کاربرد بسیار کم عناصر ابردادهای در صفحات وب است. بهعلاوه، یافتههای این تحقیق نشان میدهد رابطه معناداری بین نوع موتور جستجو و حضور عناصر ابردادهای وجود ندارد، و این بدان معنا است که موتورهای جستجو از نظر لحاظ کردن ابردادهها در بازیابی منابع وب، تفاوت معناداری با یکدیگر ندارند. "
هدف این تحقیق پیش بینی بازده سهام با استفاده از نسبت های حسابداری با رویکرد شبکه های عصبی است. در این تحقیق توانایی پیش بینی بازده سهام با استفاده از نسبت های حسابداری با دو رویکرد شبکه های عصبی مصنوعی و رگرسیون حداقل مربعات مورد بررسی قرار گرفته است. متغیرهای مستقل در این تحقیق نسبت های حسابداری و متغیر وابسته بازده سهام میباشد بدین منظور نسبت های حسابداری برای دو صنعت سیمان و دارو به مدت 8 سال جمع آوری گردید.
فرضیه های تحقیق شامل یک فرضیه اصلی و دو فرضیه فرعی است. فرضیه اصلی به بررسی توانایی رویکرد شبکه های عصبی در پیش بینی بازده سهام در مقایسه با رگرسیون حداقل مربعات در سطح جمع شرکت های فعال در دو صنعت میپردازد و فرضیه های فرعی به بررسی این مورد در سطح شرکت های فعال در سطح هر صنعت میپردازد.
یک سرمایه گذار هنگام خرید و فروش سهام ممکن است عوامل مختلفی را در نظر بگیرد این مقاله پژوهشی در صدد است عوامل موثر بر تصمیم گیری سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران را مورد آزمون و بررسی قرار دهد.
فرضیه های اصلی تحقیق عنوان می کند که تصمیم گیری سرمایه گذاران متاثر از عوامل: درآمد هر سهم، افزایش سرمایه، سود نقدی هر سهم، و قیمت به سود است. روش تحقیق مورد استفاده روش توصیفی پیمایشی است، و اطلاعات مورد نیاز از طریق توزیع پرسشنامه استخراج و مورد پردازش قرار گرفته است.
نتایج بدست آمده مبنی بر این است که در تصمیم گیری برای خرید سهام، مهمترین عامل، قابلیت نقدینگی سهام است و بعد از آن عواملی مانند: ثبات نسبی سودآوری، بازده سهام، و روند قیمت سهام نیز دارای اهمیت هستند و بقیه عوامل در درجه بعد قرار گرفته اند. همچنین نتایج تحقیق نشان می دهد، دیدگاه کارگزاران و سرمایه گذاران در خصوص تاثیر عوامل بر خرید سهام متفاوت بوده، و در مورد عواملی مانند قیمت به سود هر سهم، مدیریت شرکت، نوسانات قیمت و محل اصلی عملیات تقریباً اتفاق نظر داشته و تفاوت قابل توجهی بین نظرات آنها وجود ندارد
طی قرن اخیر رشد سریع جمعیت و شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه، منجر به محدودیت منابع آب و تشدید آلودگی گردیده است. لذا ضرورت توجه به آب به عنوان یک کالای اقتصادی و مدیریت مصرف آن هر چه بیشتر آشکار شده است. ایجاد مساله بحران آب، لزوم توجه به مدیریت منابع آبی را ایجاب می کند. یکی از حوزه های مربوط به مدیریت آب، مدیریت تقاضای آب می باشد. به منظور بکارگیری سیاست های صحیح در این بخش، شناخت بخش تقاضای آب و تخمین تابع تقاضای آن لازم و ضروری به نظر می رسد. این مقاله به برآورد تابع تقاضای آب شهری ارومیه طی دوره84 -1378 پرداخته است. بدین منظور ابتدا بر اساس مبانی نظری فرم کلی تابع تقاضای آب از حداکثرسازی یک تابع مطلوبیت استون گری بدست آمده است و در مرحله بعدی با استفاده از مدل VAR و بر اساس روش یوهانسن تابع تقاضای آب شهری ارومیه مورد برآورد قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهند که: 1)، تقاضای آب شهری شهرستان ارومیه با قیمت آب و قیمت سایر کالاها (که بصورت یک کالای مرکب در نظر گرفته شده اند) رابطه عکس و با درآمد رابطه مستقیم دارد. 2) تقاضای آب شهری این شهرستان نسبت به قیمت آب و قیمت کالاهای دیگربی کشش و همچنین نسبت به درآمد یک کالای ضروری است. 3) متغیرهای میزان بارندگی و درجه حرارت اثر معنا داری بر روی تقاضای آب ارومیه ندارند.
در این مقاله روشی برای یافتن جواب بهینه مدل انتخاب تکنولوژی با داده های فازی معرفی می شود. مقاله یک روش ساده محاسباتی برای یافتن جواب بهینه مساله برنامه ریزی خطی فازی مدل انتخاب تکنولوژی پیشنهاد می کند که درآن نیاز به حل هیچ LP فازی نیست. این تحقیق از پیچیدگی محاسبات داده های فازی می کاهد و زمانیکه پیچیدگی بیشتری مطرح می شود اهمیت این روش نیز افزایش می یابد.
نقش اعطای حق امتیاز (فرنچایزینگ) در رشد کسب و کار، ایجاد مشاغل و توسعه اقتصادی به طور گستردهای در نقاط مختلف جهان شناخته شده است. با این حال، تا جایی که میدانیم مطالعهای راجع به فعالیت های امتیازی در ایران انجام نشده است که به دلیل نوپایی این فعالیت ها در کشور ما میباشد. هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه امتیازدهنده امتیازگیرنده و رفتار خرید امتیازگیرنده در استان تهران با استفاده از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری بود. یافتههای مطالعه از اینکه کیفیت سیستم (دربرگیرنده پشتیبانیهای اولیه، پشتیبانیهای مستمر و کنترل ها) و محیط (شامل بازاریابی و تبلیغات رسانهای)، عوامل اثرگذار بر مقاصد خرید امتیاز میباشند پشتیبانی نمود. با وجود اینکه از مزیتهای مختلف خرید امتیاز برای امتیازگیرندگان پشتیبانی شد، نیازهای برآورده نشده آنان در مورد جوانب مرتبط با خدمات پشتیبانی و بازاریابی از سوی امتیازدهنده مشهود بود. یافتههای این مطالعه چارچوبی را برای بهبود رابطه میان امتیازدهندگان و امتیازگیرندگان ایرانی جهت ایجاد شراکتی پایدارتر و همکارانهتر فراهم میآورد