این مقاله یک سامانه ی خبره ی ساده و اثربخش را برای پیش بینی داده های نوسانی تصادفی وکوتاه مدت ایجاد نموده است. فرآیند بررسی شامل معرفی سری فوریه، زنجیره ی مارکوف و مقایسه ی مدل پیش بینی (گِری) با مدل پیش بینی ترکیبی گری- فوریه- مارکوف که در هم آمیخته شده اندادامه یافته، تا منجربه خلق یک سامانه ی خبره ی پیش بینی با کمک هوش مصنوعی شود. این مدل موجب می شود اثربخشی پیش بینی داده های تصادفی نوسانی در اکثر برنامه های مدیریتی افزایش یابد. حاصل این مطالعه، معرفی الگوریتم تشخیص هوش مصنوعی است که کمک می کند تا محیطی رایانه ای برای یک سامانه ی پیش بینی خبره ایجاد شود که داده های کوتاه مدت و اتفاقی ناپایدار را به درستی و بادقت پیش بینی کند. جهت آزمون اثربخشی الگوریتم ارایه شده از داده های مطالعه های (چن تسای لین،2008 ) و داده های مربوط به پیش بینی تقاضای گردشگری در ایران استفاده شده است.نتایج، نشان می دهد خروجی مدل برای دوکشور از دقت بالایی برخوردار است.
در سال های اخیر، پیشرفت در فناوری های اطلاعات و ارتباطات و به خصوص تغییرات سریع در فناوری های همراه، در معرفی کاربردهای این فناوری ها و خدمات آن ها دخیل بوده است. از طرفی امکان ارایه و دریافت خدمات از طریق دستگاه های همراه، کاربردهای متداول آن را با تغییر مواجه خواهد کرد. بنابراین تعیین میزان پذیرش این امر از سوی کاربران از اهمیت بالایی برخوردار بوده و باید عوامل مؤثر بر پذیرش خدمات همراه از سوی کاربران شناسایی و اهمیت هریک از این عوامل مشخص شود. این مقاله در نظر دارد تا به بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش خدمات همراه از سوی کاربران بپردازد. به این منظور، پس از بررسی مدل های مرتبط با پذیرش فناوری، عوامل مؤثر در زمینه پذیرش خدمات همراه شناسایی شده و با استفاده از تحلیل مسیر، این عوامل مورد تحلیل قرار می-گیرند.
مدل پذیرش تکنولوژی(TAM) یا مدل دیویس برای توصیف رفتار افراد در ارتباط با سیستم های اطلاعاتی به کار برده می شود. پژوهش حاضر سعی نموده تا با الهام از مدل پذیرش تکنولوژی و مدل فرآیند انطباق، مدلی پیشنهادی مطرح نماید. بر این اساس، مدل پژوهش در شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی ایران مورد آزمون قرار گرفته است. به این منظور، داده های مورد نیاز از350 نفر از کاربران سیستم اطلاعات مدیریت پروژه(ساپ) به کار گرفته شده در شرکت مذکور جمع آوری سپس برای تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها توسط نرم افزار لیزرل بیانگر تاثیر عمیق عوامل شخصیتی بر شکل گیری باور افراد در پذیرش یک سیستم اطلاعاتی جدید و نقش مهم خصوصیت «مفید بودن» سیستم در شکل گیری باور بود. همچنین، مشخص شد که کاربران به هنگام ارزیابی یک سیستم جدید بیشتر جنبه ها و پیامدهای منفی آن را درک کرده و احساس تهدید می کنند. درنتیجه استراتژی هایی انتخاب می شود که با وجود این که تاثیر کمی بر افزایش کارایی و اثربخشی عملکرد کاربران دارد، به کاهش آثار منفی ناشی از ورود سیستم جدید و بهبود ارزیابی مجدد کاربران از سیستم منجر خواهد شد.
زمینه: در این مقاله ابزار مقیاس اخلاقی چند بعدی تعریف شده است. با استفاده از این ابزار می توان حساسیت اخلاقی، نیت اخلاقی و جهت گیری اخلاقی را اندازه گیری نمود. حساسیت اخلاقی به عنوان توانایی تصمیم گیرنده برای شناخت مسایل اخلاقی موجود، برای تفسیر موقعیت و برای درک اینکه چگونه عملکرد پیشنهاد شده می تواند بر دیگران اثر گذارد معرفی شده است. جهت گیری اخلاقی به عنوان استنباط در مورد مکتبهای اخلاقی که برای تشریح ابعاد اخلاقی مناسبتر به نظر می رسند معرفی شده است. نیت اخلاقی به عنوان درجه ای از تعهدات مبتنی بر عملکرد اخلاقی معرفی شده است. در این مقاله، ابتدا مفاهیم اخلاق به طور کلی و اخلاق حسابداری به طور خاص مطرح و سپس ابزار مقیاس اخلاقی چند بعدی معرفی شده است.روش کار: در انجام این تحقیق از روش کتابخانه ای استفاده شده است. برای این منظور متون و مقالات متعددی مطالعه و خلاصه ای از آنها ارایه شده است.یافته ها:مطالعات و کارهای بیشماری با استفاده از این ابزار در زمینه ابعاد مختلف اخلاق و اندازه گیری آنها صورت گرفته که این امر نشان از اهمیت مباحث اخلاقی و ابزارهای اندازه گیری آنها دارد.نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از بررسی تحقیقات پیشین پیشنهاد می شود برای تقویت ابعاد اخلاقی مختلف دانشجویان حسابداری آنها را از طریق آموزش با مباحث اخلاقی آشناتر نمود. لذا جهت افزایش حساسیت اخلاقی، نیت اخلاقی و جهت گیری اخلاقی حسابداران و حسابرسان لازم است بر آموزش مداوم و مستمر اخلاق حرفه ای تاکید گردد.
زمینه: در تحقیقات مدیریتی، مقوله اخلاق و بالطبع عدالت سازمانی جایگاه ویژه ای دارند. یکی از عواملی که در خصوص عدالت مورد بررسی قرار گرفته، فرهنگ است. هدف این پژوهش تبیین ارتباط فرهنگ (متغیر مستقل) و ادراک عدالت کارکنان (متغیر وابسته) در قالب یک الگو برای سازمانهای ایرانی می باشد.روش کار: این تحقیق از نوع پیمایشی و شامل 325 نمونه تصادفی از کارکنان بانکهای ملت، تجارت و کشاورزی است. آزمون الگو با روشهای آماری تحلیل عاملی و معادلات ساختاری انجام شده است.یافته ها: اجزای الگوی فرهنگ و ادراک عدالت عبارتند از: 1- فرهنگ سازمانی، شامل فرهنگ سازنده، تهاجمی- تدافعی، و انفعالی- تدافعی که در این میان بار عاملی فرهنگ تهاجمی- تدافعی بیشتر از سایر اجزا می باشد و رابطه هر سه عامل با ادراک عدالت معنی دار است. 2- فرهنگ فردی، شامل فاصله از قدرت، تحمل عدم اطمینان، جمع گرایی، مساوات طلبی، مادی گرایی و ارشدیت گرایی که فقط عامل جمع گرایی با ادراک عدالت رابطه معنی دار داشت.نتیجه گیری: در خصوص توسعه ادراک عدالت در کارکنان، عامل فرهنگ نقش اساسی دارد و فرهنگ سازمانی اهمیت بیشتری نسبت به فرهنگ فردی دارد.
در چشم اندازهای پایداری، مهم ترین سرمایه کشورها، سرمایه های انسانی هستند؛ بنابراین، داناسازی و بالطبع تواناسازی انسان ها از اعم رسالت هاست. در این بین، آموزش عالی از این جهت که رسالت تولید علم، ترویج دانش و آموزش و پرورش منابع انسانی مورد نیاز بخش های مختلف جامعه را بر عهده دارد، از جایگاه ویژه ای در دستیابی به توسعه پایدار برخوردار است. در این مطالعه توصیفی – تحلیلی که با هدف ترسیم الگویی مفهومی برای دانشگاه پایدار انجام شد، ادبیات پایداری در آموزش عالی و فعالیت های موجود جهانی درباره تلفیق پایداری در دانشگاه ها بررسی و تحلیل شد و بر این اساس، الگوی اولیه، طراحی و در اختیار تنی چند از صاحب نظران آموزش عالی قرار گرفت. نظرات صاحب نظران در مورد الگو، لحاظ و در نهایت الگوی مفهومی دانشگاه پایدار با تاکید بر سه اصل اساسی تفکر سامانه ای (سیستمی) برنامه ریزی مشارکتی و توسعه پایدار ترسیم شد. از مهم ترین بخش های الگو تشکیل کمیته پایداری در دانشگاه ها برای برنامه ریزی و اجرای برنامه های تلفیق پایداری در ابعاد آموزش، پژوهش و برون رسی دانشگاهی است. امید می رود این الگو به توسعه آموزش عالی در جهت پایداری اقتدار علمی کشور کمک کند.
مقدمه: از جمله محاسن تحقق فرایند نظام ارجاع، کم کردن پرسنل و تجهیزات و صرفه جویی در مخارج و وسایل، تقسیم متناسب منابع جهت استفاده بهینه آن ها و عدم ایجاد هزینه های غیر منطقی برای بیماران می باشد. در این راستا هدف پژوهش حاضر تعیین عوامل موثر بر میزان تحقق نظام ارجاع از نظر مراجعین به بیمارستان های دولتی استان اصفهان بود تا با دستیابی به آن بتوان بر این مهم فایق آمد و سیستم سلامت را از مزایای آن بهره مند ساخت.روش بررسی: نوع مطالعه توصیفی– تحلیلی و پیمایشی بود.مطالعه در شش ماهه دوم سال 1387 انجام شد و جمعیت مورد مطالعه، مراجعین به بیمارستان های دولتی استان اصفهان بوده است. از این میان 5 بیمارستان تابعه شبکه بهداشت و درمان شهرستان های فلاورجان، شاهین شهر، شهرضا و نایین و نیز 5 بیمارستان دولتی شهرستان اصفهان مورد مطالعه قرار گرفته است. نحوه نمونه گیری بیمارستان ها خوشه ای بود و در نهایت به صورت نمونه گیری ساده، تعداد 400 نفر از مراجعین به بیمارستان ها مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه محقق ساخته بود که روایی آن توسط صاحب نظران تایید شد و پایایی آن برابر 85 درصد بود.یافته ها: آگاهی و رضایت در جوامع شهری و انگیزه در جوامع غیر شهری از سطح بالاتری برخوردار است. 51.9 درصد از افراد تحت پوشش تامین اجتماعی به سطح اول ارایه خدمات مراجعه می کردند، در حالی که این میزان در افراد تحت پوشش بیمه خدمات درمانی 8909 درصد بوده است. میانگین آگاهی مراجعین از سیستم ارجاع در بین بیمارستان های مورد مطالعه، دارای تفاوت معنی داری نبود. در حالی که میانگین رضایت و انگیزه مراجعین از سیستم ارجاع در بین بیمارستان های مورد مطالعه دارای تفاوت معنی داری (P£0.05) بود.نتیجه گیری: میزان آگاهی و رضایت از نحوه ارایه خدمات سلامت در سطوح اولیه ارایه خدمات، بر تحقق فرایند سیستم ارجاع از نظر ساکنین شهری و انگیزه از نظر ساکنین غیر شهری، عامل موثر در سیستم ارجاع است. از این رو با سرمایه گذاری در ارتقای این عوامل می توان اطمینان حاصل کرد که سیستم به شکل مفیدتری عمل خواهد کرد.
مقدمه: طراحی و اجرای حداقل مجموعه داده ها (Minimum Data Set) در مراکز درمانی مقدمه مدیریت اطلاعات بیماری است و ارتقای کیفیت مراقبت و کنترل آن را به دنبال دارد. MDSپیوند به عنوان مجموعه گسترده ای از واژه ها و تعاریف پذیرفته شده قلمداد می شود و با فراهم آوردن یکی از مهم ترین ابزار های مدیریتی برای تصمیم گیری در صنعت سلامت متضمن دسترسی به داده های بهداشتی دقیق و بدون ابهام بیماری ها است. از این رو پژوهش حاضر با هدف مطالعه حداقل مجموعه داده های نظام مدیریت اطلاعات پیوند اعضا در کشورهای کانادا، مالزی و استرالیا و ارایه راهکار مناسب برای ایران انجام شده است.روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و به صورت تطبیقی در سال 1388 انجام شده است. ابتدا MDS پیوند موجود در کشور بررسی شد، سپس MDS پیوند در کشورهای منتخب به عنوان کشورهای پیشرو در سیستم ثبت پیوند از طریق متون و منابع الکترونیکی مورد مطالعه قرار گرفت. مرحله تحلیل داده های MDS پیوند در کشورهای منتخب، با استفاده از جداول تطبیقی و تعیین وجوه اشتراک و افتراق مجموعه داده ها انجام گردید و در نهایت با توجه به نتایج حاصل، مجموعه ای از فرم های ثبت پیوند اعضا برای کشور طراحی و پیشنهاد گردید.یافته ها: حداقل مجموعه داده های پیوند اعضا در قالب 23 فرم به صورت سه دسته (فرم های ثبت گیرنده پیوند، فرم های ثبت اهدا کننده عضو، فرم های پیگیری مراقبت های بعد از پیوند و فرم اهدا کننده زنده و مرگ مغزی) طراحی و پیشنهاد گردید و مورد تایید صاحب نظران واقع شد.نتیجه گیری: به منظور ثبت کلیه داده ها و بررسی ها و گزارش گیری آتی با مشخصه های متفاوت، باید فرم های مختلفی جهت ثبت داده ها در فرایند اهدای اعضا طراحی شود تا دقیق ترین اطلاعات به واسطه تکمیل این فرم ها وارد بانک اطلاعاتی شبکه فراهم آوری اعضای پیوندی شود و مورد استفاده قرار گیرد. MDS پیوند در قالب فرم های طراحی شده، منجر به کنترل هزینه ها و ارتقای مدیریت پیوند در کشور می گردد. همچنین مطالعات بقا، میزان اهدا و اطلاعات مورد نیاز برای بررسی های علمی و سیاست گذاری های کشوری بر اساس این اطلاعات ممکن می باشد.
مقدمه: سرعت تحولات در عرصه فن آوری اطلاعات، حجم عظیم اطلاعات، تنوع محمل های اطلاعاتی و نیازهای اطلاعاتی روزافزون، همگامی کتابداران با این تحولات به منظور پاسخ گویی سریع، صحیح و با کیفیت به نیازهای کاربران را می طلبد. برنامه ریزی برای آموزش کتابداران در گرو انجام مطالعات دقیق نیازسنجی است و این پژوهش با هدف نیازسنجی دوره های آموزش ضمن خدمت کتابداران کتابخانه های دانشگاه های دولتی شهر اصفهان انجام گرفته است.روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی است و به شیوه پیمایشی در سال 1387 انجام گرفته است. جامعه پژوهش را کتابداران کتابخانه های دانشگاه های دولتی شهر اصفهان که به شیوه سرشماری انتخاب شدند و تعداد آن ها 180 نفر بود، تشکیل دادند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته انجام شد و در نهایت تحلیل داده های 142 پرسش نامه عودت داده شده با نرم افزار SPSS صورت گرفت. روایی پرسش نامه با نظر خواهی از استادان و پایایی آن با محاسبه Cronbach’s alpha برابر با 0.82 سنجیده شد.یافته ها: نتایج نشان داد بیشترین میزان نیاز در حوزه آموزش ضمن خدمت عبارت از آشنایی با شیوه های جستجوی اطلاعات در اینترنت، اصول مهارت های ارتباطی کتابداران و آشنایی با بانک های اطلاعاتی و جستجو در آن ها و روش تحقیق در کتابداری و اطلاع رسانی هستند.نتیجه گیری: می بایست اولویت ارایه آموزش های ضمن خدمت در کتابخانه ها به موارد ذکر شده در یافته ها اختصاص یابد و این دوره ها با محتوای آموزشی غنی، مدرسان متخصص و به طور مداوم در کتابخانه ها اجرا شود و مورد ارزیابی قرار گیرد.