سازمانها به مثابه یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر تحول جامعه، سالیان درازی است که در جامعه انسانی نقشهای مهمی را برعهده گرفته، و بتدریج آن را به سوی جامعه سازمانی سوق داده اند؛ بدین ترتیب سازمانهایی بی روح، که همراه کارکردهای خاص خود، کژکارکردهای بسیاری را به جامعه تحمیل می کنند بر جوامع انسانی حاکم شده اند. تأکید بر عقلانیت ابزاری و مغفول ماندن عقلانیت جوهری در سازمانها موجب شده است که در عصر کنونی، بقا به مهمترین دغدغه و هدف این سازمانها تبدیل شود و آنها را به سامانه های اجتماعی منفعلی مبدّل سازد که خود را با محیط تطبیق می دهند تا باقی بمانند. در این میان، انگاره سازمان ایثارگر با بهره گیری از مبانی اعتقادی متفاوت از سازمانهای روزمره کنونی، می تواند در جامعه نقش برجسته ای ایفا کند و جامعه انسانی را در دستیابی به اهداف اصیل خود یاری رساند. در فرهنگ سازمان ایثارگر، تعهد به توحید، آزادی، کنترل درونی، خدمت گذاری، استقامت و انعطاف پذیری و نوآوری، نهادینه شده است.
در این مقاله تلاش شده است تا ضمن بررسی کژکارکردهای سازمانهای کنونی با تبیین مفروضات بنیادین سازمانهای متمایل به ایثار، کارکردها و ویژگیهای منحصر به فرد آنها با رویکردی اصل موضوعی به منظور پایدار ساختن تاثیرات این سازمانها در جامعه تبیین شود.
در این تحقیق با بررسی عوامل موثر و کلیدی مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری، الگویی جامع برای استقرار و ارزیابی CRM ارائه گردیده که این عوامل، در 10 معیار دسته بندی شدند. چارچوب پیشنهادی IA-CRM نامیده شد. معیارهای راهبرد CRM، متمایزسازی مشتریان، منابع انسانی، مدیریت فرایندهای CRM، مدیریت تعامل، اطلاعات CRM، سیستم ها و زیرساخت های CRM تحت عنوان توانمندسازهای CRM بوده و معیارهای نتایج عملیاتی CRM، نتایج استنباطی CRM، نتایج کلیدی CRM محور نتایج را تشکیل می دهند. چارچوب پیشنهادی دارای مزایا و قابلیت هایی نسبت به سایر مدل های مشابه است که عبارتند از: وجود سه مکانیزم بازخورد، توسعه معیارها با بهره گیری از قابلیت های معماری سازمانی فناوری اطلاعات، توجه به مدیریت دانش مشتری در تعامل بین معیارها و تعریف زیرمعیارها و نکات راهنما. با استفاده از چارچوب پیشنهادی و با منطق رادار، یک سازمان خدماتی در صنعت برق مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج حاصل از ارزیابی در سازمان مورد مطالعه، حاکی از این بود که تاکنون به مقوله CRM به عنوان یک ابزار استراتژیک نگریسته نشده بود به همین علت راهبردهای CRM و رویکردهای فعالیت ها به درستی تدوین نگردیده بود.
بسیاری از محققان توسعه محصول جدید را به عنوان یک فرایند متمرکز بر دانش معرفی کرده اند که با رشد فزاینده پیچیدگی محصولات و فناوری ها،به مدیریت دانش موثر، احتیاج مبرم دارد.تا کنون مطالعات زیادی بر روی اثرات بکارگیری مدیریت دانش بر فرایند توسعه محصول جدید صورت گرفته است ولی کار زیادی روی ابزارهای مدیریت دانش کارامد در این فرایند صورت نگرفته است.در این تحقیق با استفاده از رویکرد تحلیل سلسله مراتبی، اولویت بندی میان ابزارهای مدیریت دانش در فرایند توسعه محصول جدید نرم افزاری و نیز در هریک از مراحل، در سه بخش نظرات خبرگان دانشگاهی،خبرگان حوزه کسب و کار و نیز ترکیب نظرات خبرگان صورت گرفته است.در مدل سلسله مراتبی تحقیق، انتخاب ابزارهای مدیریت دانش در توسعه محصول جدید نرم افزاری به عنوان هدف در سطح صفر، مراحل توسعه مبتنی بر مدل مرحله-دروازه در سطح بعدی، فرایندهای مدیریت دانش به عنوان معیارهای مقایسه در سطح سوم، و در نهایت ابزارهای مدیریت دانش به عنوان گزینه ها در سطح آخر قرار دارند. بنابر نتایج به دست آمده، فرایند انتقال و انتشار دانش،هم از دیدگاه خبرگان دانشگاهی و هم خبرگان صنعت، اولویت اول را در میان فرایندها و گروه افزارها و ابزارهای همکاری و همچنین اولویت اول را در میان ابزارهای مدیریت دانش در اغلب مراحل توسعه به خود اختصاص داده اند
فناوری زیربنای توسعه محصولات و خدمات و در نتیجه زیرساخت نیل به اهداف سازمانی و تحقق راهبردهای سازمانی است. رویکرد مدیریت سبد فناوری از جمله رویکردهای نسبتاً نوین و در عین حال محبوب در ادبیات مدیریت فناوری است. مسأله مدیریت سبد فناوری عبارت از توزیع مناسب سرمایه و منابع میان مجموعه ای از فناوری ها به گونه ای است که بیشترین اثربخشی را در ارتباط با دستیابی به اهداف سازمانی فراهم نماید. در سال های اخیر عوامل و معیارهای متنوعی توسط صاحب نظران برای انتخاب و مدیریت سبد فناوری پیشنهاد شده است. این مقاله در صدد است تا ضمن مرور اجمالی برخی از این معیارها و معرفی مجموعه ای از معیارها برای انتخاب سبد فناوری در یکی از بخش های صنعت نفت کشور، با بازتعریف مفاهیم و ریسک و بازگشت سرمایه متناسب با فضای مدیریت فناوری و در چارچوب نظریه کلی سبد، مدلی را با مناسب سازی مفهوم «ارزش در معرض ریسک» که از معیارهای شناخته شده سنجش ریسک در مدیریت مالی است توسعه داده و برای انتخاب سبد فناوری به کار گیرد. مدل معرفی شده در این مقاله قادر است با محاسبه میزان توانمندی سبد فناوری در دستیابی به اهداف راهبردی و پشتیبانی از آن ها، تصمیم گیرندگان را در فرآیند سرمایه گذاری بر هر سبد فناوری یاری نماید.
امروزه بحث جهانی شدن و افزایش رقابت، کیفیت و غیره، دولتها و سازمانها را با چالشهای جدیدی روبرو نموده است. از جمله راههای مقابله با این چالشها، متوسل شدن به کارآفرینی و توسعه آن از طریق شرکتهای کوچک است که با مشخصات مربوط به خود نقش اساسی در اقتصاد کشورها برعهده دارند. مطالعات نشان می دهد این شرکتها نیز برای فعالیت با مشکلاتی روبرو هستند. از طرفی کارآفرینی به دست نیروی انسانی سازمان صورت می گیرد و یکی از موضوعاتی که همواره همراه انسان بوده و هست، بحث عدالت است. مطالعه عدالت در سازمانها که عدالت سازمانی نامیده می شود، دارای ابعاد چهارگانه عدالت توزیعی، عدالت رویه ای، عدالت بین فردی و عدالت اطلاعاتی می باشد. در این تحقیق کارآفرینی سازمانی و عدالت سازمانی به ترتیب متغیر مستقل و وابسته فرض شده اند و رابطه هریک از ابعاد عدالت سازمانی با کارآفرینی سازمانی در شرکتهای کوچک مورد سنجش قرارگرفته است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان می دهدکه همه ابعاد چهارگانه عدالت سازمانی دارای رابطه معنادار و مثبت با کارآفرینی سازمانی در شرکتهای مذکور می باشند و در این راستا پیشنهاداتی نیز ارائه گردیده است.
توانمند سازی تأثیر زیادی بر کارایی و اثربخشی مدیریتی و سازمانی دارد و از سویی به نظر بسیاری از محققان و نظریه پردازان، نقشی که افراد کارآفرین در ایجاد مزیت رقابتی ایفا میکنند، قابل توجه است. چنانچه شرایطی فراهم شود که کارکنان بتوانند رفتارهای کارآفرینانه را در سازمان بروز دهند و به نتیجه برسانند، میتواند نوید بخش دستیابی به سازمانی کارآفرین باشد. مزایای معنویت کاری از قبیل افزایش خلاقیت، افزایش صداقت و اعتماد، افزایش تعهد سازمانی، بهبود نگرش های شغلی کارکنان، افزایش رضایت شغلی، مشارکت شغلی و ... میباشد. همه این موارد به صورت مستقیم و غیرمستقیم باعث بهبود عملکرد، سودآوری و اثربخشی سازمانی میشوند. این مقاله در تلاش برای بررسی تأثیر ابعاد توانمند سازی روان شناختی و معنویت کاری بر بروز رفتارهای کارآفرینانه درسازمان صنایع کوچک و شرکت شهرک های صنعتی ایران است. بر اساس مدل مفهومی به دست آمده از ترکیب سه متغیر توانمندسازی روان شناختی، معنویت کاری و بروز رفتارهای کارآفرینانه، شش فرضیة تدوین شد و با آزمون های آماری کلموگروف اسمیرنوف، آزمون همبستگی رتبه ای اسپیرمن، آزمون فریدمن، تحلیل رگرسیون مورد بررسی قرار گرفت. در انتها نیز مدل تحقیق بر اساس تحلیل مسیر بررسی شد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است از این رو پس از گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه با 51 سؤال به تجزیه و تحلیل یافته ها پرداخته شد. جامعة آماری، سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران میباشد و 148 نفر از کارکنان این سازمان، واقع هفت استان (تهران، فارس، اصفهان، سمنان، خراسان شمالی، خراسان جنوبی و خراسان وضوی) به عنوان نمونة آماری انتخاب شدند. یافته ها نشان میدهد از آن است که بین سه متغیر بررسی در این پژوهش، رابطة مثبت و معناداری وجود دارد.
مقدمه: سرطان سینه شایع ترین، کشنده ترین و از نظر روانی تأثیرگذارترین سرطان در زنان است و موجب بروز مشکلات هیجانی و عاطفی عمیقی همچون افسردگی میشود. یافته های چندین مطالعه بیانگر وجود ارتباط آماری معنی دار بین سلامت معنوی و افسردگی در این بیماران می باشد. وجــود موارد ضد و نقیض در این زمینه، در تحقیقات خارج از کشور و عدم وجود چنین مطالعه ای در ایران، محققین را بر آن داشت تا مطالعه ای را با هدف ارتباط بین سلامت معنوی و افسردگی در مراجعه کنندگان مبتلا به سرطان سینه در بیمارستان سیدالشهدا(ع) اصفهان طراحی و اجرا نمایند .
روش بررسی: این مطالعه، از نوع تحلیلی- مقطعی بود. نمونه های مورد پژوهش 223 نفر از بمراجعه کنندگان مبتلا به سرطان سینه در بیمارستان سیدالشهدا(ع) در سال 1390 بودند که به روش نمونه گیری آسان وارد مطالعه گردیدند. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسش نامه ی سلامت معنوی پولوتزین و الیسون و خرده مقیاس افسردگی پرسش نامه ی DASS-42 استفاده شد. سپس داده ها با استفاده از 17SPSS و روش های آمار توصیفی (توزیع درصد فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و تحلیلی (آزمون t مستقل و ضریب همبستگی Pearson و Spearman)، مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: در این مطالعه، 223 بیمار (1/99 درصد زن و 9/0 درصد مرد) شرکت نمودند. میانگین سنی این بیماران 6/48 سال با انحراف معیار 07/1 بود. 3/80 درصد افراد متأهل بودند. میانگین مدت ابتلا به بیماری 26/39 ماه با انحراف معیار 7/41 بود. میانگین نمره ی بعد مذهبی سلامت معنوی بیماران 25/52 با انحراف معیار 08/7 از 60 بود و میانگین نمره ی بعد وجودی سلامت معنوی بیماران 87/42 با انحراف معیار 31/9 از 60 و میانگین کلی نمره ی سلامت معنوی بیماران نیز 89/94 با انحراف معیار 99/14 از 120 بود و میانگین نمره ی افسردگی واحدهای مورد پژوهش 24/12 با انحراف معیار 58/9 از 42 بود. یافته ها حاکی از وجود ارتباط آماری معنی دار معکوس بین ابعاد مذهبی و وجودی سلامت معنوی با میزان افسردگی بود (به ترتیب با 22/0- = r و 001/0 = P و نیز 48/0- = r و 001/0 > P). همچنین بین نمره ی کلی سلامت معنوی و افسردگی ارتباط معنی دار وجود داشت (41/0- = r و 001/0 > P).
نتیجه گیری: در بیماران مبتلا به سرطان سینه با نمرات بالاتر سلامت معنوی، میزان افسردگی کمتری وجود دارد. بنابراین به نظر می رسد در بیماری هایی همچون سرطان که بر جسم، روان و روح افراد تأثیرگذار هستند، پرستاران می توانند با استفاده از رویکرد مراقبت کل نگر با تأکید بر بعد معنوی مراقبت به بیماران در دستیابی به ارتقای سطح سلامت روان کمک نمایند.
هدف از این مقاله شناسایی مشکلات مجله های ایرانی و دلایل عدم نمایه سازی و چکیده نویسی آن ها توسط پایگاه های اطلاعاتی خارجی و موتورهای جستجو و در نهایت ارایه ی راه کارهایی برای بهبود وضعیت موجود به منظور حضور بهتر مجله های علمی ایرانی در عرصه ی جهانی بود. این مطالعه از نوع توصیفی و مرور وضعیت موجود است. یکی از دلایلی که مجله های ایرانی زیاد به آن ها استناد نمی شود، این است که این مجله ها امکان پخش در سطح جهان را ندارند و چکیده ی مقاله های منتشر شده در مجله های ایرانی در پایگاه های اطلاعاتی که اغلب توسط آمریکا و انگلیس هدایت می شوند، نمایه سازی نمی شوند. بنابراین، باید هر مجله یک وبگاه ویژه ی خود داشته باشد و فهرست مندرجات آخرین مقاله های منتشر شده در شماره ی تازه را برای گروه های بحث تخصصی منطقه ای و جهانی ارسال کند و روی وب نوشت ها و وبگاه های دیگر خبر رسانی کند، تا تعداد خوانندگان مجله زیاد شود و جلب توجه نمایند. این مقاله نشان می دهد که انتشار یک مجله بدون رعایت استانداردهای انتشار مجله های علمی موجب خواهد شد تا آن مجله در پایگاه های اطلاعاتی خارجی نمایه سازی نشود. قابل ذکر است که نمایه سازی یک مجله در پایگاه های اطلاعاتی خارجی نشان دهنده اعتبار علمی و جهانی بودن دامنه ی موضوعی آن مجله است.
در جوامع پیشرفته، ایجاد و گسترش رشته های تحصیلی، حاصل تعامل عرصه های تجربی و محیط های آموزشی بوده و این امر موجب موفقیت فعالان تجربی گردیده است. یکی از این زمینه ها حسابداری مدیریتی می باشد که به عنوان بازوی اصلی مدیریت سازمان ها یاد می شود. در ارتباط با وجود تعامل مابین دانش حسابداری مدیریت و عرصه های تجربی آن در ایران شواهد چندانی در اختیار نبوده ولی نوعی نگرانی در بین فعالین ذیربط احساس می شود. پژوهش حاضر به صورتی تجربی به بررسی تعامل بین دانش حسابداری مدیریت و عرصه های تجربی آن در ایران می پردازد. جامعه آماری این پژوهش، شرکت های (تولیدی) پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشند که اطلاعات از طریق ارسال پرسش نامه به دانشگاهیان و شاغلین حرفه جمع آوری شده و با استفاده از آزمون های آماری کروسکال والیس، تحلیل واریانس و دانکن تجزیه و تحلیل شده است. نتایج حاکی از آن بوده که در مورد اهمیت 60 درصد از مفاهیم حسابداری مدیریت بررسی شده بین گروه های آزمودنی تفاوت معنی داری وجود دارد و به نوعی فرضیه تحقیق که بیانگر وجود فاصله بین تئوری و عمل در حسابداری مدیریت در سطح شرکت های پذیرفته شده بورس تهران می باشد مورد تایید واقع می شود.
سفته بازان، آربیتراژرها و پوشش دهندگان ریسک از جمله فعالان بازارهای آتی می باشند، که هر یک بر اساس نیاز و هدف خود فعالیت خاصی را انجام می دهند. تفاوت بین قیمت های بازار نقد و آتی و نوع ارتباط بین این دو بازار از جمله مسائل مهم برای این فعالان اقتصادی می باشد. برای یافتن این اطلاعات باید به بررسی روند قیمتی در بازار نقد و بازار آتی و ارتباط این دو قیمت با یکدیگر پرداخت و بر اساس مدل برآورد شده، بهترین پیش بینی قیمتی را انجام داد. بدین منظور نوع رابطه بین دو بازار نقد و آتی سکه طلا در ایران، به دلیل اینکه تنها قرارداد آتی فعال در بازار آتی می باشد، مورد بررسی قرار گرفت. برای این کار با توجه به ماهیت داده ها از دو روش گارچ دو متغیره و آزمون یوهانسون استفاده و ارتباط قیمت در دو بازار نقد و بازار آتی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در نهایت با توجه به نتایج آزمون یوهانسون، وجود یک رابطه بلندمدت بین قیمت های بازار نقد و قیمت های بازار آتی سکه طلا در ایران و همچنین شواهدی مبنی بر اینکه بازار آتی هدایت کننده بازار نقد می باشد، به دست آمد.
شرکت ها همواره از طرف محیط فعالیتشان تحت تأثیر عدم اطمینان های تحمیل شده قرار می گیرند. این عدم اطمینان ها فعالیت های عملیاتی و گزارشگری آنها را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر عدم اطمینان های محیطی بر اجزای سود (سود مدیریت نشده و اقلام تعهدی اختیاری) است. برای این منظور، از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، 101 شرکت در بازه زمانی 1384- 1388 انتخاب شده، فرضیه های تحقیق با روش های آماری همبستگی و رگرسیون چندمتغیره آزمون شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که عدم اطمینان های محیطی بر بخش مدیریت نشده سود اثرگذار است. همچنین، مدیران برای تعدیل اثر عدم اطمینان های محیطی در سود شرکت، از مدیریت سود استفاده نمی کنند.
توفان مغزی یک تکنیک فوق العاده برای حل مسائل سازمانی یا تولید و پدیدآیی ایده های نو و خارق العاده است.
با وجود این، نتایج به دست آمده از اجرای این تکنیک برای سازمانها و شرکتها به دلایلی درخشان و چشمگیر نیست. دلایل آن را شرکت معتبر جهانی مککینزی، در اجرای سنتی آن میداند.
مککینزی، معتبرترین شرکت مشاوره در حوزهی مدیریت، به تازگی حاصل یک دهه فعالیت خود را در 200 پروژه برای 150 شرکت معتبر منتشر کرده که نشان میدهد چگونه میتوان از روشهای بیحاصل سنتی توفان مغزی فاصله گرفت تا شاهد پدیدآیی نتایج درخشان توفان مغزی در عمل شد.
مککینزی این نتایج را در هفت گام کاملاً مشخص و قابل اجرا توصیه میکند که در این مقاله میخوانید.
تبلیغات"" همچون سایر علوم نیازمند آن است که از سوی دیگر رشته های علمی تقویت شود. واژه هایی نظیر ""چهارراه علوم""، ""اجتماع علوم""، و ""مطالعات بین رشته ای"" ناظر بر همین راهبرد است.
متفکران در عصر کنونی برآنند تا حتی صورت مسأله ها را مبتنی بر ""مطالعات بین رشته ای"" صورتبندی کنند و سپس با بهره مندی از آرا و نظرات سایر علوم به چاره اندیشی برای حل مسأله برآیند.
تبلیغات هم در کشورهای پیشرفته و هم در کشورهایی نظیر ایران همچنان در مظان این اتهام است که به رغم هزینه های سنگین، میزان اثرگذاری آن قابل سنجش نیست. انتشار کتابهایی نظیر ""تبلیغاتی که ما میشناسیم به پایان رسیده است"" و ""سقوط تبلیغات و صعود روابط عمومی"" شاهدی است بر آن اتهام. برخی همچون سرجیو زیمن، قائم مقام پیشین کوکاکولا، بیمهابا و باصراحت میگویند: ما شاهد منسوخ شدن تبلیغات هستیم.
""سنجش"" مرتبط با رشته های مهندسی است؛ متخصصان تبلیغات بر آن شدند تا با بهره گیری از آموزه های رشته های مهندسی برای پاسخگویی به آن اتهام، به مدد تبلیغات بیایند. خوشبختانه چنین نگاهی توانسته پاسخگوی بخشی از اتهامات باشد. افزون بر آن، صاحبان کالا اکنون میدانند با داشتن چه بودجه ای، باید در انتظار چه اثربخشی و کارآمدی از تبلیغات باشند.
مقالهی حاضر در پی آن است تا به جای تصمیمهای کلیشه ای، به آگهیدهندگان و آژانسهای تبلیغاتی این نوید را بدهد که با همفکری همدیگر میتوانند بر پایهی محاسبات دقیقتر، فعالیت تبلیغاتی را به انجام برسانند.
پیتر فیسک، فیزیکدان هسته ای است اما کتابی درخشان دارد با نام ""پرورش نبوغ بازاریابی"" .""انتشارات بازاریابی"" این کتاب را با سرمایه گذاری شرکت TMBA، در 600 صفحه با ترجمهی استاد سینا قربانلو در دست چاپ و انتشار دارد که بزودی توزیع خواهد شد.
فیسک پس از سالها فعالیت حرفه ای و مطالعات بنیادین در فیزیک اتمی، به بازاریابی گرایش مییابد و با همان نگاه در علوم دقیقه، آثاری تدوین میکند که ""پرورش نبوغ بازاریابی"" یکی از آنها است. وی همچنان با اصطلاحات فیزیکی به ""بازار""، برند، (نام و نشان تجاری)، و کسب وکارها میپردازد تا بتواند توصیف
دقیقتر و جزئیتری همراه با ظرائف را در این باره عنوان کند.
فیسک با رویکردی برگرفته شده از ""مطالعات بین رشته ای"" به بازاریابی مینگرد. از همین رو است که زبان او کاملاً متفاوت از بزرگان بازاریابی است که عمدتا آگاهیهای آنها از اقتصاد و مدیریت، بازاریابی، روانشناسی و جامعه شناسی و ریاضیات، سرچشمه میگیرد.
پیتر فیسک، نویسندهی کتاب ""پرورش نبوغ بازاریابی"" فراتر از یک تئوریپرداز و صاحب نظریه، در بسیاری از شرکتهای معتبر جهانی کارکرده و در عمل، تئوریها و فرضیات خود را به محک تجربه و آزمایش سپرده است. از همین رو است که عبارات او کاملاً کاربردی و دانش او، کاملاً عملیاتی است برای مدیرانی که میخواهند در بازارهای آینده، سهم بیشتری از بازار را نصیب کسب وکارهای خود کنند.
پیتر فیسک با خلاقیت فیزیکی و تحلیلهای ژرف، دیدگاههای تازه ای برای صاحبنظران، اندیشه ورزان، و مدیران کسب وکارها و مدیران بازاریابی دنیا دارد.
گفتگوی حاضر بخشی از دیدگاههای پیتر فیسک را دربارهی بحران اقتصادی، بازاریابی در زمان ابهام و عدم اطمینان، قوانین و قواعد جدید بازاریابی، ویژگی سازمانهای موفق، خطاهای آشکار و پنهان شرکتهای برجسته در زمان بحران، تبلیغات، و از همه مهمتر ""مشتری"" معرفی میکند.
""مشتری""، ""مشتری"" و ""مشتری""، در واقع مدار و محور اصلی پیتر فیسک در این گفتگو است که هر بار این فیزیکدان هسته ای آن را تکرار میکند.
دیدگاههای فیسک برای کسب وکارها در ایران نیز کاربردها و سودمندیهای فراوانی دارد از جمله آنکه وی یادآور میشود ""مدیریت ارتباط با مشتری"" یک الگوی مدیریتی است و نه یک بستهی نرم افزاری. چنین نگرشی آشکارا نشان از آن دارد که چه بسیار شرکتهایی با هزینه های سرسام آور با نصب نرم افزارهای متعدد مدیریت ""ارتباط با مشتری""، خود را در دام بستهی نرم افزاری اسیر کردند.
تا زمان چاپ و انتشار ترجمهی کتاب ""پرورش نبوغ بازاریابی"" اثر پیتر فیسک از سوی ""انتشارات بازاریابی""، این گفتگو، بخشی از دیدگاه این بازاریاب برجستهی جهانی را معرفی میکند.
در سال 1903 آرتور دیویدسون و ویلیام اس هارلی، در اوایل بیست سالگی اولین موتورسیکلت هارلی دیویدسون را تولید کردند.در اولین سال تولید این موتورسیکلت، شرکت تنها یک موتورسیکلت تولید میکرد؛ با این حال تا سال 1910 شرکت 33200 موتورسیکلت فروخت.
بسیاری از افرادی که موتور هارلی دیویدسون را میرانند به خاطر نام آن است نه آنکه الزاماً موتورسیکلت بهتری باشد. هارلی دیویدسون با بزرگنمایی تبلیغات، مردم را متقاعد کرده است که با سوار شدن بر موتورسیکلت هارلی دیویدسون، شخصیتی مستقل و سلطه جو پیدا میکنند. اشخاص با همان قیمتی که برای خرید موتور هارلی دیویدسون میپردازند، میتوانند یک اتومبیل خوب خریداری کنند. و در عین حال تولیدکنندگان محلی و یا خارجی دیگری هم هستند که موتورسیکلتهای بهتر با همان قیمت یا پایینتر برای فروش دارند. علاوه بر این، برای تحویل موتورسیکلت، خریدار باید یک ماه هم منتظر بماند.