یکی از معروفترین مسائل بهینه سازی در حوزه مهندسی مالی مسأله بهینه سازی سبد سهام می باشد. این مسأله در ساده ترین شکل خود به انتخاب سبدی از دارایی های مختلف می پردازد در حالیکه سعی در کمینه نمودن ریسک سبد انتخابی با توجه به محدودیت های تعریف شده نظیر محدودیت بودجه و عدد صحیح دارد. بطور کلی سرمایه گذاران ترجیح می دهند به جای سرمایه گذاری در یک دارایی، در چند دارایی سرمایه گذاری نموده تا به این وسیله با تنوع بخشی به سرمایه گذاری خود ریسک غیر سیستماتیک را کاهش دهند. مدل های محاسباتی پیچیده ای برای حل این مسأله توسعه یافته اند که برای بسیاری از آن ها حل بهینه ای وجود ندارد. در این مقاله، از یک رویکرد ابتکاری و فرا ابتکاری جدید بنام الگوریتم کرم میوه برای حل مسأله ای چند هدفه بر مبنای مدل میانگین- واریانس مارکوییتز با محدودیت های دسته بندی و عدد صحیح استفاده شده است. الگوریتم بهینه سازی حشره میوه (FOA) یک روش جدید برای یافتن جواب بهینه سراسری بر مبنای رفتار حشره میوه در پیدا کردن غذا می باشد. تا کنون مطالعات اندکی روی این الگوریتم صورت گرفته است و تقریباً هیچ یک از کارهای انجام شده از این الگوریتم برای حل مسأله بهینه سازی سبد سهام استفاده ننموده اند. نتایج بدست آمده نشان دهنده عملکرد نسبی بهتر این الگوریتم نسبت به الگوریتم ژنتیک برای مجموعه داده های بورس تهران می باشد.
در عصر دانایی محور، دانش به عنوان مزیت رقابتی محسوب می شود که برای استفاده صحیح از آن باید به درستی مدیریت شود. اولین گام جهت اجرای یک سیستم، شناخت عوامل کلیدی می باشد. در طراحی و اجرای مدیریت دانش نیز عواملی وجود دارند که نقش حیاتی تر دارند و با تمرکز حول محورهای اصلی، روند اجرای سیستم را تسهیل و تسریع می گردانند. هدف این تحقیق شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر موفقیت مدیریت دانش می باشد. جامعه آماری کلیه کارشناسان خبره پالایشگاه تبریز به تعداد ۳٠ نفر می باشد و به علت محدود بودن نیازی به نمونه گیری نبوده و کل جامعه مورد مطالعه قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها، از 2 پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده که با بررسی نظر خبرگان و استفاده از آزمون کرونباخ روایی و پایایی سؤالات مورد سنجش قرار گرفته است. برای شناسایی عوامل از آزمون T- test استفاده شد. براساس یافته ها 4 عامل رویه مدیریت، تلاش های سازمانی و توسعه، فناوری اطلاعات، نرخ تأمین و پذیرش به عنوان عوامل کلیدی شناسایی شده و اولویت بندی آنها طبق روش مجموع ساده وزنی به صورت رویه مدیریت، تلاش های سازمانی، نرخ تأمین و پذیرش و فناوری اطلاعات و با روش تحلیل سلسله مراتبی فازی رویه مدیریت، تلاش سازمانی، فناوری اطلاعات و نرخ تأمین و پذیرش می باشد. از جمله اهمیت مدیریت دانش می توان به تشخیص کمبودها در دانش سازمانی، بهره وری بیشتر از سرمایه های انسانی، ارائه کالاها با ارزش افزوده بیشتر، رضایتمندی مشتریان و کارکنان، تقویت موقعیت رقابتی سازمان ، اشاره کرد.
رتبه بندی شعب بانک و فقدان الگوی رتبه بندی جامع که منجر به بهبود عملکرد بانک و درنهایت رشد اقتصادی کشور گردد؛ حائز اهمیت است. هرچند روشهای MCDM کمک زیادی در امر رتبه بندی کرده است؛ اما انتخاب اینکه کدام روش بعنوان جواب برتر پذیرفته شود همواره یک ابهام است. چراکه هیچ ادعای اثبات شده ای مبنی بر برتری یک روش بر سایر روشها وجود ندارد. از آنجاییکه تاکنون الگوریتم رتبه بندی ترکیبی که بتواند شعب برتر را شناسایی کند ارایه نشده است؛ این پژوهش سعی دارد به منظور دستیابی به رتبه نهایی شعب، رویکردی ترکیبی را معرفی کند. راه حل بهینه آن تعیین وزنهای بهینه روشهای MADM با مدل-خطی است. این رویکرد خصوصا زمانیکه ما نمیتوانیم یک روش رتبهبندی را بر روشهای دیگر ترجیح دهیم کاربرد زیادی دارد. لازم به ذکر است که در این مقاله، شعب یک بانک دولتی رتبهبندی شده است. معیارها با استفاده از روش دلفی در چهار بعد BSC شناسایی شده است. وزن معیارها با روشهای DEMATEL و ANP مشخص شده است. سپس شعب بانک با استفاده از روشهای TOPSIS،VIKOR ، PROMETHEE II،SAW ، WPM و DEA رتبه بندی میشوند که هرکدام از این روشها مهم و قابل توجه اند. از آنجاییکه نتایج حاصل از روشهای مختلف رتبهبندی متفاوت است؛ بهمنظور رسیدن به رتبه-بندی واحد، به جای درنظرگرفتن وزنهای یکسان برای روشهای مختلف، یک مدل وزندهی بهینه پیشنهاد داده می شود. الگوریتم ترکیبی پیشنهادی، اوزان بهینه روشها را محاسبه و شعب رتبه بندی می شوند. این مراحل تا زمان رسیدن به یک رتبه یکتا و نهایی ادامه خواهد یافت.
هدف از این مقاله یافتن توالی بهینه به منظور کمینه کردن فاصله زمانی ساخت برای مسئله زمانبندی جریان کارگاهی بدون صفهای میانی میباشد. مسائل زمانبندی بدون انتظار در آن دسته از محیطهای تولیدی رخ میدهد که در آن یک کار میبایست از آغاز تا پایان بر روی یک ماشین یا چند ماشین بدون وقفه پردازش شود. از آنجایی که ساختار این مسئله شباهت بسیاری با مسئله فروشنده دورهگرد دارد، در تحقیق حاضر از یک رویکرد جدید جهت بدست آوردن دیرکردها کمک گرفته شده به گونه ای که با هدف یافتن توالی بهینه عملیاتی که کمترین فاصله زمانی ساخت را داراست از ماتریس دیرکردهای بدست آمده از مسئله فروشنده دورهگرد استفاده شده است. همچنین از الگوریتم جستجوی تصادفی تطابقی حریصانه برای حل مسئله تعیین توالی جریان کارگاهی بدون صفهای میانی استفاده و کارایی آن پس از تعیین پارامتر از طریق روش فاکتوریل، با الگوریتم کلونی مورچگان مقایسه شده است.
مشارکت عمومی- خصوصی به معنی ارائه منابع مالی توسط بخش خصوصی برای کمک در انجام پروژه های زیربنایی دولت در مقیاس بزرگ میباشد. پروژههای مشارکتی مدیریت شهری که نیاز به سرمایهگذاری بالا داشته و از لحاظ تکنولوژی و طراحی از پیچیدگی ویژه ای برخوردار هستند، عموماً از نوع پروژههای مشارکتی کلان هستند که لذا ارزیابی عملکرد این نوع پروژهها با توجه به تاثیرگذاری منطقهایشان ضروری است. این پژوهش به شناسایی و اولویتبندی معیارهای ارزیابی عملکرد پروژههای مشارکتی مدیریت شهری و استفاده از این معیارها برای ایجاد یک رویکرد جامع ارزیابی عملکرد می پردازد. معیارهای ارزیابی عملکرد برای دو پروژه سرای محله و مجموعه فرهنگی- ورزشی، از پروژههای اصلی مدیریت شهری تهران بهکمک سه پرسشنامهای که دارای ضریب آلفای کرونباخ 97% بود شناسایی شد و سپس این معیارها با توجه به ابعاد کارت امتیازی شامل مالی، مشتریان، فرآیندهای داخلی و رشد و یادگیری گروهبندی شد. سپس با استفاده از فرآیند تحلیل شبکه فازی، ساختار شبکهای برای نمایش و محاسبه وزن ارتباط معیارها و زیرمعیارها طراحی شد و به کمک روشهای TOPSIS، VIKOR و SAW دو پروژه سرای محله و مجموعه فرهنگی- ورزشی ارزیابی و رتبه بندی شدند. در ابعاد مالی، مشتریان، فرآیندهای داخلی پروژه سرای محله نسبت به مجموعه فرهنگی- ورزشی عملکرد بهتری را نشان داد ولی در بعد رشد و یادگیری نتیجه برای دو پروژه تقریبا یکسان بود.
امروزه شرکت ها به علت تغییرات سریع محیطی، انتظارات مشتری و رقبا، به ناچار با استفاده از تکنیکهای جدید بهبود دهنده، به بازنگری در الگوی کاری و فرایندی زنجیره تامین می پردازند. مدیریت زنجیره تامین با رویکرد پنج گانه تلاش دارد رویکردهای ناب، چابک، تاب اور،سبز و پایدار را در فضای مدیریت زنجیره تامین کنار هم بنشاند تا از مزایای تک تک آنها بهره مند شده و همزمان کاستی های آنها را بپوشاند. از این رو طراحی مدل زنجیره تامین با رویکرد پارایم های پنج گانه در ارائه ی محصولات و خدمات می تواند مؤثر باشد. این پژوهش با هدف طراحی مدل ترکیبی زنجیره تأمین با رویکرد پارایم های پنج گانه در شرکت لاستیک سازی دنا-شیراز صورت گرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش حداقل مجذورات جزئی (VIKOR, FAHP & PLS) استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان داده است که پارادایمهای پنجگانه، در موفقیت عملکرد زنجیره تامین نقش بسزایی دارند. بنابراین ادعای توسعه مدل لارج به لارجس از اعتبار بالایی برخوردار است. همچنین نتایج مدل کلی حاکی از این است که ابعاد عملکرد در کسب مزیت رقابتی نقش تعیین کننده دارند. در نتیجه بر اساس یافته های این پژوهش می توان دریافت که استفاده از مدل ترکیبی پارادایم پنجگانه لارجس می تواند تاثیر مثبتی برعوامل عملکردی جهت کسب مزیت رقابتی داشته باشد. این مدل توسعه یافته می تواند الگو و راهکاری برای شرکت مذکور و شرکت های مشابه، و حتی برای دیگر صنایع هم کارامد باشد.
این پژوهش از بررسی تاثیر کیفیت خدمات، ارزش درک شده و تصویر شرکت، بر ایجاد و گسترش وفاداری مشتریان فراتر رفته، نقش تعدیل گر هزینه های جابجایی را بر رابطه بین سه متغیر مذکور با وفاداری مشتریان بانک ملت مشهد بررسی می کند. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ روش، پیمایشی تحلیلی است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. از تکنیک تحلیل عاملی تاییدی، جهت بررسی روایی سازه و ضریب آلفای کرونباخ، جهت سنجش انسجام درونی ابزارها استفاده شده است. جهت بررسی تاثیر متغیرهای مستقل بر وابسته، از روش مدل یابی معادلات ساختاری، با استفاده از نرم افزار آموس و به منظور بررسی نقش تعدیل گر هزینه تعویض شرکت، از تحلیل رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که تصویر شرکت، مهم ترین عامل موثر بر وفاداری مشتریان است. همچنین کیفیت خدمات به طور مثبت و معناداری بر وفاداری تاثیر دارد. درحالی که ارزش درک شده، بر ارتقای وفاداری مشتریان در شعب بانک ملت مشهد تاثیر قابل توجهی ندارد. نقش تعدیل گر هزینه تعویض شرکت در رابطه میان کیفیت خدمات و تصویر شرکت، با وفاداری مشتریان نیز در این پژوهش تایید شده است.
هدف:هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر بهبود مدیریت دانش نخبگان با تأکید بر دانشگاههاست که به بررسی این عوامل در دو بعد درونی و بیرونی می پردازد. ابعاد درون سازمانی شامل فرهنگ، فنّاوری اطلاعات، مدیریت، منابع انسانی و ساختار، و ابعاد برون سازمانی شامل رقابت، بسترهای ملی حاکم، ارتباطات بیرونی دانشگاه و سازوکار حل مسائل ملی است. روش:روش پژوهش، تحلیل محتوای اسنادی و روش گردآوری اطلاعات، مطالعات اسنادی و پرسشنامه است. جامعه آماری پژوهش شامل 290 عضو هیئت علمی و دانشجوی دکتری رشته مدیریت در دانشگاههای دولتی استان قم است. 165 پرسشنامه به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب در میان جامعه آماری توزیع شد. یافته ها:نتایج تحلیل عاملی نوع دوم و آزمون تی استیودنت نشان داد از دیدگاه استادان و دانشجویان دکتری تمامی 10 عامل استخراجی، از عوامل مؤثر بر بهبود مدیریت دانش نخبگان هستند. نتیجه گیری:در میان عوامل درونی و بیرونی، عوامل بیرونی مهم تر و در میان عوامل درون سازمانی، عامل «منابع انسانی» و در عوامل برون سازمانی، عامل «ارتباطات بیرونی دانشگاه» بیشترین اثر را در این زمینه دارند.
محیط کسب وکار کنونی به شدت نامطمئن و غیرقابل پیش بینی شده است، سازمان ها برای مواجه با این عدم قطعیت ها باید سیستم های انعطاف پذیری داشته باشند. برای دست یابی به این هدف، انعطاف پذیری زنجیره تأمین از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف این مقاله مطالعه تجربی ارتباط بین انعطاف پذیری زنجیره تأمین و عملکرد شرکت های فعال صنعت پوشاک در تهران و حومه است.اطلاعات اولیه با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شده و سپس به کمک مدل سازی معادلات ساختاری در دو بخش مدل اندازه گیری و ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. انعطاف پذیری زنجیره تأمین شامل ابعاد منبع یابی، عملیات، اطلاعات، توزیع و منابع انسانی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که انعطاف پذیری منبع یابی، اطلاعات و توزیع، تأثیر مثبت و معنادار بر عملکرد دارند درحالی که انعطاف پذیری عملیات و منابع انسانی، تأثیر مثبت ولی ناچیز بر عملکرد دارند.
چابکی زنجیره تأمین از جمله موضوعاتی است که در تحقیقات سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته و فعالیت های تحقیقاتی متنوعی بروی آن انجام شده است. یکی از دلایل این مساله توجه صنعت به این چابکی به عنوان عاملی برای ورود سریع به بازار و جذب رضایت مشتریان از زنجیره است. ارزیابی موثر و کارای چابکی زنجیره تأمین شرکتها امری ضروری و چالش برانگیز برای شرکتها میباشد و هدف این پژوهش ارزیابی چابکی زنجیره تأمین شرکتهای تولیدی شهرک صنعتی اهواز با رویکرد تلفیقی دلفی فازی و تصمیم گیری با معیارهای چندگانه میباشد. در این تحقیق ضمن شناسایی شاخصها و طراحی مدل مفهومی با استفاده از تکنیک دلفی فازی، ارزیابی چابکی زنجیره تأمین شرکتها را با رویکرد تلفیقی دیماتل تجدید نظر شده، FANP و ویکور بررسی می نماییم. از نتایج این تحقیق به نقش با اولویت رضایت مشتری در بین ابعاد مختلف و پس از آن بهبود کیفیت و معرفی محصول جدید می توان اشاره نمود. لازم به ذکر است که نتایج حاصله با اسناد موجود و نظرات مدیران ارشد همخوانی داشته و این مطلب گویای کارایی بالای رویکرد پیشنهادی پژوهش در رتبه بندی عملکرد میباشد.
غالب مطالب و تئوری ها در حوزه انگیزش در محدوده خاصی آزمون شده اند و کارایی دارندو پاسخگوی همان بستر هستند و نمی توانند همچون نسخه ای واحد در سایر کشورها به کار گرفته شوند؛ همین طور است در مورد عومل انگیزاننده کارکنان در بخش دولتی و خصوصی که به دلیل اقتضائات متمایز، عوامل مختلفی در آن دخیل خواهند بود. در این پژوهش پس از مطالعه ادبیات موجود در حوزه انگیزه ی خدمت رسانی عمومی، فهرستی از ابعاداین انگیزه در 8 دسته نسبتاً جامع جمع آوری شد. سپس از میان این عوامل، بر اساس نظر غالب اساتید و پنل 17 نفره از خبرگان (دانشگاهی و اجرایی) دو عامل تمایل به مشارکت در خط مشی گذاری (جذابیت سیاستگذاری) و تمایل به مشارکت عمومی از فهرست عوامل کنار گذاشته شدند و در نهایت با استفاده از اکثریت آرای صاحب نظران و به کمک روش مدلسازی خبره محور تفسیری، مدل مترتب، و بر اساس سطح بندی شش عامل منتخب طراحی شد. در نظام سلسله مراتبی طراحی شده حکمرانی دموکراتیک در سطح اول، فداکاری و شفقت درسطح دوم، تکلیف مدنی و عدالت اجتماعی در سطح سوم و تعهد به منفعت عمومی در سطح چهارم قرار گرفتند.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه مؤلفه های سلامت سازمانی با اعتماد سازمانی و مسئولیت پذیری اجتماعی دبیران آموزش و پرورش شهر ساری انجام شده است. روش پژوهش توصیفی زمینه یابی بوده است. جامعهآماری آن تمامی دبیران دبیرستان های دخترانه شهر ساری در سال تحصیلی 94-1393 به تعداد 385 نفر بودند. حجم نمونه نیز بر اساس فرمول کوکران و بر اساس جدول کرجسی و مورگان 195 نفر انتخاب شد. روش نمونه گیری، تصادفی ساده بود. برای گردآوری داده ها نیز از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. در روش میدانی از سه پرسش نامه استاندارد، سلامت سازمانی 44 پرسشی هوی و همکارانش (1966)، اعتماد سازمانی 21 پرسشی رابینز (1998) و مسئولیت پذیری اجتماعی25 پرسشی کارول (1991) استفاده شد. داده های گردآوری شده نیز در محیط SPSS طبقه بندی و مقدار ضریب اعتماد با روش آلفای کرونباخ برای این ابزار محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی چون فراوانی، درصد، نمودار، شاخص های گرایش مرکزی (میانگین، میانه، مد)، شاخص های گرایش پراکندگی (خطای استاندارد میانگین، انحراف استاندارد، واریانس، دامنه تغییرات، کمینه و بیشینه) استفاده شد و از روش های آمار استنباطی آزمون t و ضریب همبستگی بکار گرفته شد. بنابراین، نتایج نشان دادند که بین مؤلفه های سلامت سازمانی (هفت مؤلفه تأکید علمی، روحیه، حمایت منابع، ساخت دهی، ملاحظه گری، نفوذ مدیر و یگانگی نهادی) با اعتماد سازمانی و مسئولیت پذیری اجتماعی دبیران دبیرستان های دخترانه شهر ساری رابطه ای معنی دار وجود دارد.
در این پژوهش،تابع هزینه بانک رفاه همراه با توابع سهم نهاده های تولید بر مبنای اطلاعات مربوط به درآمد و هزینه کل بانک در سراسر کشور در فاصله سالهای 1370 تا 1390 با استفاده از نرم افزار Eviews برآورد گردیده است.به منظور برآورد پارامترهای مربوط به معادلات تقاضای مشتق شده برای نهاده های تولید و محاسبه کشش جانشینی و قیمتی عوامل، فرم تابعی ترانسلوگ برگزیده شده است. در این تحقیق، هزینه بانک رفاه تابعی از قیمت عوامل تولید (نیروی کار، سرمایه فیزیکی، منابع مالی) و نیز سطح محصول ( درآمدهای ناشی از پرداخت تسهیلات و سپرده گذاریها و نیز درآمد ناشی از سایر فعالیتهای بانک) در نظر گرفته شده است.نتایج حاصل از تحقیق، حاکی از این است که عوامل تولید بانک رفاه جانشین هم می باشند. کشش متقاطع سرمایه فیزیکی و نیروی انسانی بیشتر از کشش متقاطع نیروی انسانی و سرمایه فیزیکی است که نشان از تأثیر بیشتر سرمایه در هزینه های بانک دارد.همچنین کشش خودقیمتی نهاده سرمایه نسبت به سایر نهاده ها بیشتر بوده و حاکی از حساسیت بیشتر این نهاده در مقابل تغییر قیمتهای نهاده هاست.طبق نتایج به دست آمده، می توان گفت، بانک رفاه با صرفه های ناشی از مقیاس و با بازدهی فزاینده نسبت به مقیاس مواجه است.
امروزه، توجه به راهبرد شایسته محوری در توسعه منابع انسانی از راهبردهای توانمند ساز در سازمان های موفق به شمار می رود. توجه به توسعه شایستگی های عاطفی- اجتماعی نیز در کانون توجه مطالعات پژوهشی متعددی در سال های اخیر بوده است. هدف اصلی از انجام این پژوهش، بررسی و تبیین نقش شایستگی های عاطفی- اجتماعی مدیران سازمان در ارتقای شایستگی های فنی، زمینه ای و رفتاری کارکنان در قالب یک مدل معادله ساختاری می باشد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده، جامعه مورد مطالعه شامل کلیه کارکنان شرکت گاز استان فارس بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای تعداد 162 نفر به عنوان نمونه انتخاب و مطالعه شدند. جهت گردآوری داده ها از دو پرسشنامه شایستگی عاطفی و اجتماعی بویاتزیس (2007) و شایستگی کارمندان با اقتباس از مدل چشم شایستگی انجمن بین المللی مدیریت پروژه(2010) استفاده شد. پس از محاسبه روایی و پایایی ابزار و توزیع آن بین افراد نمونه، داده ها با استفاده از روش های آماری تی تست تک نمونه ای، همبستگی پیرسون و در نهایت رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری با بکارگیری نرم افزارهای16 Spss و Lisrel8.54 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد بین شایستگی های عاطفی- اجتماعی و شایستگی های فنی، زمینه ای و رفتاری کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. شایستگی های عاطفی-اجتماعی مدیران پیش بینی کننده مثبت و معنادار شایستگی های فنی، زمینه ای و رفتاری کارکنان می باشد.
چکیده آموزش عالی موتور محرکه اقتصاد دانش بنیان در کشور هاست. دانشگاه ها، مهد تولید علم و ثروت را درکشور هستند. تولید علم و دانش با نگارش پایان نامه های باکیفیت و کاربردی حاصل می آید. اما امروزه بنا بر دلایلی پایان نامه های مقطع تحصیلات تکمیلی بدون استفاده در کتابخانه ها و دفاتر اساتید، خاک می خورند. محقق می کوشد تا با الگو گرفتن فرآیند تفکر از تئوری محدودیت ها، در پی کشف گلوگاه های موجود بر سر راه این فرآیند کلیشه ای در تحصیلات تکمیلی دانشگاه یزد، محدوده ی زمانی بهار و تابستان 1393 برآید. به منظور گردآوری داده ها، مصاحبه با 3 پنل خبرگان دستور کار قرار گرفت و با شناخت جامع ومانع موردمطالعه، نتایج را استنتاج کرد. مهم ترین ویژگی نامطلوب، انتخاب نامناسب موضوع حاصل آمد و با اتفاق آرا، مشکل اساسی، اسناد بالادستی انتخاب شد. همچنین ورودی نامرغوب از دانشجویان در این مقطع از یک طرف و پروسه انتخاب موضوع از طرفی دیگر، مهم ترین گلوگاه ها بر سر راه فرآیند انجام پایان نامه های کارشناسی ارشد دانشگاه یزد قلمداد شد. کلید واژه: بهبود کیفیت، گلوگاه یابی پایان نامه، فرآیند تفکر، تئوری محدودیت
بهره وری، نوآوری و کسب مزیت رقابتی در محیط پرتلاطم امروزی هدف اصلی سازمان ها بوده و این کار از طریق ارتقای کیفیت ارتباطات بین کارکنان تحقق می پذیرد. از این رو پژوهش حاضر برای بررسی کیفیت ارتباط دو مفهوم کلیدی دینداری و معنویت کارکنان در محیط کار برای مطالعه انتخاب شده است. روش تحقیق توصیفی - همبستگی است. جامعه آماری کارکنان دانشگاه پیام نور استان اردبیل، به تعداد 274 بوده و حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 160 برآورد شد. برای تعیین نمونه از روش نمونه گیری تصادفی استفاده گردید. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد دینداری سراج زاده (1392) و پرسشنامه استاندارد معنویت در محیط کار میلیمن[1] و همکاران (2003) بوده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادها نشان داد که دینداری بر معنویت در محیط کار کارکنان تاثیر مثبت معنی داری دارد. همچنین ضریب بتا نشان داد بعد تجربه ای 30/0، بعد مناسکی 28/0 و دینداری 16/0 از تغییرات مربوط به معنویت در محیط کار کارکنان را پیش بینی می کند. بنابراین مدیران بایستی در ایجاد فضای معنوی در سازمان تلاش کنند. این فضای معنوی در سازمان به ایجاد محیطی با تعاملات عالی بین کارکنان و از طریق آن کسب مزیت رقابتی برای سازمان کمک خواهد کرد.
بسیاری از زنان تمایل دارند، بعد از اتمام تحصیلات، وارد بازار کار حرفه ای شوند و متناسب با مهارت هایشان، موقعیت شغلی خوبی به دست آورند؛ ولی تحت تأثیر شرایط ناهمگون درونی (در حرفه) و بیرونی (در زندگی) قرار گرفته اند. آن ها در ارائه دانش و توانایی و بروز استعداد بالقوه خود با مشکل روبه رو می شوند و نمی توانند تعادل مناسبی در کار و زندگی خویش ایجاد کنند. این پژوهش با هدف بررسی دلایل اصلی تغییر شغل زنان حسابدار، فعالیت حرفه ای آن ها را ارزیابی کرده است. داده ها با انجام مصاحبه های عمیق با زنان شاغل در بخش های عمومی و خصوصی حرفه حسابداری که شرایط مورد نظر را داشته اند، در بهار 1394 در شهر زاهدان جمع آوری شده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد، دلیل اصلی زنان برای تغییر شغل دستیابی به محیط کاری بهتر، آرامش و انعطاف پذیری بیشتر در کار است و حقوق و مزایا کمترین اهمیت را برای آنان دارد. بهترین شغل از دیدگاه اغلب زنان، آموزش حسابداری است و به طور کلی ، کمترین تمایل را به حسابداری مالیاتی و حسابداری بهای تمام شده نشان دادند.
ضریب واکنش سود، به توضیح و شناسایی دلایل متفاوت واکنش بازار به اطلاعات حسابداری می پردازد. یکی از اطلاعاتی که سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان، هنگام سرمایه گذاری در واحد تجاری و همچنین اطمینان به واحد تجاری به آن نیاز دارند، آگاهی در مورد ریسک نکول و احتمال ورشکستگی واحد تجاری است. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین ریسک نکول و ضریب واکنش سود با تأکید بر ویژگی های حاکمیت شرکتی (نوع حسابرس، تمرکز مالکیت، استقلال هیأت مدیره و مالکیت نهادی) در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. نمونه آماری پژوهش را 93 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های 1388 تا 1392 تشکیل می دهد و در مجموع 465 شرکت - سال بررسی شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد، ریسک نکول تأثیر منفی و معناداری بر روی ضریب واکنش سود دارد. همچنین، شواهد پژوهش حکایت از آن دارد که نوع حسابرس و استقلال هیأت مدیره، تأثیری بر رابطه بین ریسک نکول و ضریب واکنش سود ندارند. در حالی که تمرکز مالکیت و مالکیت نهادی تأثیر مثبت و معناداری بر رابطه بین ریسک نکول و ضریب واکنش سود دارند.
هدف این پژوهش مطالعه ی ارتباط مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی با چولگی بازده سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. اطلاعات مورد نیاز برای این پژوهش از صورت های مالی 81 شرکت در دوره ی زمانی 1393-1389 گردآوری شده است. در این پژوهش مسئولیت اجتماعی شرکت ها از طریق معیارهای برنامه های حمایت از آموزش، لگاریتم اعضای هیأت مدیره و نسبت دارایی های ثابت به کل دارایی استفاده شده است و چولگی بازده سهام به دو بخش چولگی مثبت بازده سهام و چولگی منفی بازده سهام طبقه بندی شد. یافته های حاصل از آزمون فرضیه ی اول پژوهش نشان می دهد که بین متغیر مسئولیت اجتماعی شرکت و چولگی مثبت بازده سهام ارتباط مستقیم و معنی داری وجود دارد. به عبارتی با افزایش مسئولیت اجتماعی در شرکت های مورد مطالعه، چولگی مثبت بازده سهام افزایش می یابد و رشد در قیمت های سهام افزایش می یابد ولی یافته های حاصل از آزمون فرضیه ی دوم پژوهش نشان می دهد که بین متغیر مسئولیت اجتماعی شرکت و چولگی منفی بازده سهام ارتباط معکوس و معنی داری وجود دارد. به عبارتی با افزایش مسئولیت اجتماعی در شرکت های مورد مطالعه، چولگی منفی بازده سهام کاهش می یابد و ریزش در قیمت های سهام کاهش می یابد.