هدف: فربه شدن مفهوم نوستالژی در زندگی روزمره، ضرورت توجه بیشتر به آن را در منظومه گفتمانی رفتار مصرف کننده برجسته ساخته است. نوستالژی یا ترجیح بر آنچه درگذشته معمول بوده، حسرتی غم بار و توأمان لذت بخش است که در بازیابی و بازآفرینی زیست جهانِ مصرف کننده نقش-آفرینی می کند. پژوهش حاضر به دنبال مطالعه تأثیر حس نوستالژی بر نیات رفتاری مصرف کنندگان در پرتو نقش میانجی ارزش تجربی و پیوستگی اجتماعی است. روش شناسی: جامعه آماری مورد مطالعه، مشتریان رستوران هایی هستند که از زاویه نشانه -شناسی، حامل عناصر بازنمایی نوستالژیک هستند. روش تحقیق این مطالعه آمیخته است و جهت انجام این مطالعه، ابتدا بر اساس مطالعه ادبیات و پیشینه تحقیق مدل اولیه تدوین شد. سپس در بخش کیفی و به روش مصاحبه عمیق، مدل اولیه و متغیرهای فرعی آن بازآرایی شد و سپس به روش پیمایش، دیدگاه های 259 نفر از مشتریان رستوران های با فضای محتوایی نوستالژیک مطالعه شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند نوستالژی با نقش میانجی ارزش تجربی (شامل بازگشت سرمایه گذاری مصرف کننده و ادراک برتری خدمات) و پیوستگی اجتماعی (مانند حس تعلق و همذات پنداری) بر نیات رفتاری مصرف کنندگان تأثیر دارد. نتیجه گیری: حس تعلق و میل به کسب ارزش، می تواند رفتار مصرف کنندگان را در خوانش تعابیر نوستالژیک تعدیل کند و در نهایت به خلق پیوندهای جمعیِ نو بیانجامد. مشارکت این مطالعه می تواند پنجره ای نو به اعتلای ادبیات نوستالژی و احیای فضای اندیشگی آن در درک رفتار مصرف انسان ایرانی بگشاید.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اعتباریابی عوامل تسهیل کننده انتقال آموزش در شرکت ملّی گاز ایران، به روش آمیخته انجام شده است. بدین منظور در مرحله کیفی، 16 نفر از متخصصان شرکت ملی گاز ایران و اعضای هیات علمی دانشگاه ها، به عنوان نمونه پژوهش به صورت هدفمند انتخاب شدند. در مرحله کمّی، روش پژوهش پیمایشی بوده و از طریق فرمول کوکران 380 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تحلیل داده های کیفی از فن تحلیل موضوعی و جهت اعتبارسنجی الگوی پیشنهادی از مدل یابی معادلات ساختاری (PLS) استفاده شد. در مرحله کیفی، نتایج تحلیل موضوعی نشان داد که عوامل سازمانی تسهیل کننده انتقال آموزش شامل؛ جوّ، فرهنگ، حمایت، پیامد، مدیریت عملکرد، عدالت سازمانی، خصیصه های مدیر مستقیم، مشارکت در تصمیم گیری، محیط یادگیرنده، فرصت کاربرد و تناسب شغل و شاغل است. نتایج آزمون استنباطی حاکی از آن بود که تمامی عوامل سازمانی انتقال یادگیری (به جز مدیریت عملکرد) در حد بالاتر از متوسط ارزیابی گردید. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که همه متغیرهای مشاهده پذیر و مکنون دارای بار عاملی بالاتر از 70 / 0 روی متغیر مکنون متناظر خود بوده و در سطح 01 / 0 مورد تایید قرار گرفتند. نتایج بخش ساختاری مدل نشان داد که عامل سازمانی می تواند 599 / 0 از انتقال یادگیری را تبیین کنند.
ضرورت هم اندیشی خبرگان و اندیشمندان در تصمیمات و سیاست گذاری های کلان منجر به پیدایش مفهومی نوین در ادبیات مدیریت به نام اتاق فکر شد. در این راستا مدیران و سیاست گذاران کلان سازمانی تلاش های بی وقفه ای به منظور تشکیل اتاق فکر کردند. اما متأسفانه خروجی های نامطلوب اتاق های فکر نشان از اثربخش نبودن تشکیل آن داشته است. به همین دلیل شناسایی و یافتن ارتباطات مفهومی میان موانعی که در مسیر تشکیل اتاق فکر اخلال ایجاد کرده، می تواند تسهیل کننده ای قوی در مسیر شکل گیری اتاق فکر باشد. بر این اساس هدف از انجام مطالعه حاضر مدل سازی موانع شکل گیری اثربخش اتاق فکر بوده است. شناسایی موانع شکل گیری اتاق فکر از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با روش تحلیل محتوای کیفی بر پایه تکنیک اشباع نظری با 16 نفر از استادان مدیریت دولتی و خط مشی گذاری انجام گرفت. روایی و پایایی مصاحبه ها به ترتیب با روش روایی محتوای نسبی و شاخص کاپای کوهن تأیید شد. کدگذاری مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار اطلس تی منجر به شناسایی 12 مانع اصلی در شکل گیری اتاق فکر شد. به منظور مدل سازی موانع شناسایی شده از نظرات 28 نفر از مدیران ارشد سازمان های دولتی استان لرستان با روش نمونه گیری هدفمند و به کمک پرسشنامه استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه به ترتیب با بهره گیری از روایی محتوا و روش آزمون-پس آزمون تأیید شد. مدل سازی موانع شناسایی شده با روش ساختاری تفسیری منجر به تشکیل شش سطح شد که ضعف تجربه، نبودن دانش نظری و بازخورد نامطلوب، اثرگذارترین و تعارض فرهنگی و جمع گرایی محدود، اثرپذیرترین موانع بودند. <span lang="FA">
سرمایه گذاران در تصمیم گیری مالی با مسئله هایی مواجه هستند. افرادی که کنترل احساسات خود را ندارند دست به تصمیمات غیرمنطقی می زنند از طرف دیگر خلق وخوهای روزانه هم تأثیر بسیاری بر تصمیم گیری مالی دارد. در این پژوهش به تأثیر متغیرهای روانشناختی هوش هیجانی با میانجی گیری خلق وخو بر تصمیم گیری سرمایه گذاران پرداخته شده است. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت، توصیفی و پیمایشی است. جامعه آماری سرمایه گذارانی در شهر همدان است. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش مبتنی بر پرسشنامه است. پرسشنامه هوش هیجانی بارآن با 90 سنجه، پرسشنامه پاناس برای سنجش متغیر خلق وخو با 20 سنجه و پرسشنامه تصمیم گیری بروس و اسکات با 25 سنجه مورد استفاده قرار گرفته است. برای تأیید اعتبار این پرسشنامه علاوه برای تأیید روایی صوری و محتوایی از روایی سازه استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با آزمون های رگرسیون خطی انجام شد. نتیجه به دست آمد که رابطه بین هوش هیجانی و تصمیم گیری مالی وجود دارد از نتایج جزیی عدم وجود رابطه بین هوش هیجانی و تصمیم گیری شهودی است و رابطه منفی هوش عاطفی با تصمیم گیری عقلایی است اما هوش هیجانی با سه سبک وابستگی، آنی و اجتنابی رابطه مستقیم دارد. اما نتایج دیگر اینکه خلق وخوی مثبت مانند مشتاق، فعال، هوشیار با تصمیم گیری شهودی رابطه ندارد و با سبک تصمیم گیری عقلایی، آنی و اجتنابی رابطه مثبت و با سبک تصمیم گیری وابستگی رابطه منفی دارد.
مدیریت سود هنگامی رخ می دهد که مدیران از قضاوت های شخصی خود در گزارشگری مالی استفاده کنند. اعتماد به نفس کاذب مدیرعامل می تواند بازده شرکت را تحت تاثیر قرار داده و بر مدیریت سود نیز اثرگذار باشد. پژوهش حاضر به بررسی بررسی ارتباط بین اعتماد به نفس کاذب مدیرعامل با بازده شرکت و مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد و از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از بعد روش شناسی همبستگی از نوع علّی (پس رویدادی) می باشد. جامعه آماری پژوهش، کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و با استفاده از روش نمونه گیری حذف سیستماتیک، 135 شرکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و در دوره ی زمانی 6 ساله بین سال های 1391 تا 1396 مورد تحقیق قرار گرفتند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از نرم افزار Eviews نسخه 10 و از رگرسیون چندگانه با الگوی داده های تابلویی استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد بین اعتماد به نفس کاذب مدیرعامل و بازده شرکت ارتباط مستقیم و معنادار وجود دارد. همچنین، بین اعتماد به نفس کاذب مدیرعامل و مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی ارتباط مستقیم و معنادار وجود دارد.
الگوهای گوناگونی در فرماندهی و کنترل برای قابل درک نمودن تصمیم گیری وجود دارد که باعث غلبه بر پیچیدگی های موجود در تصمیم گیری می شود. هدف اصلی این تحقیق تعیین نقاط قوت و ضعف الگوهای تصمیم گیری در فرماندهی و کنترل برای به کارگیری در شبکه پدافند هوایی است. سؤال عمده تحقیق عبارت است از نقاط قوت و ضعف الگوهای تصمیم گیری اودا، لاوسون، کلین و وهل در فرماندهی و کنترل برای به کارگیری در شبکه پدافند هوایی چیست؟ تحقیق از نوع کاربردی، روش تحقیق توصیفی و رویکرد آن آمیخته و جمع آوری اطلاعات به صورت میدانی است. جامعه آماری با یک ضریب خاص 135 نفر و حجم نمونه 100 نفر محاسبه شد؛ در نتیجه به منظور انتخاب یک الگوی مناسب، الگو های تصمیم گیری اودا، لاوسون، کلین و وهل مورد مطالعه قرار گرفت و با بررسی ویژگی ها و تفاوت های میان مشخصه های کمی و کیفی، پارامترهای کنترل حلقه، سرعت فرایند، بررسی دقیق، تعامل و جزییات برای یک الگوی مطلوب در فرماندهی و کنترل برای استفاده در شرایط محیطی مختلف شبکه پدافند هوایی به دست آمد. در پایان مشخص شد که ترکیبی از الگوی اودا و وهل می تواند پاسخگوی نیاز شبکه پدافند هوایی کشور باشد.
پژوهش حاضر برای نخستین بار ﺗﺄثیر رفتار گله ای بر نوسان پذیری غیرسیستماتیک مازاد بازار را در سطح صنایع فعال در بورس اوراق بهادار تهران، با استفاده از داده های روزاﻧه 105 شرکت در قالب 21 صنعت در سال های 1398-1387 بررسی می کند که شامل حباب قیمت سهام و تحریم های هسته ای علیه ایران می شود. نتایج حاصل از مدل CSAD (انحراف مطلق مقطعی) تعمیم یافته نشان می دهند طی دوره های آشفتگی فوق، باوجود اینکه رفتار گله ای در سطح کل بازار وجود ندارد، این رفتار در برخی صنایع مشاهده می شود. به علاوه، احساسات و ترس سرمایه گذاران از زیان های شدید در آشفتگی های بازار موجب می شود اطلاعات شخصی خود را نادیده بگیرند و به تقلید از تصمیم گیری های معامله گرانی که آنها را مطلع می پندارند، بپردازند و به حرکات گله ای در سیزده صنعت وارد شوند. بر طبق یافته های حاصل از مدل GJR-GARCH تعمیم یافته، ﺗﺄثیر رفتار گله ای بر نوسان پذیری در صنایع، متفاوت بوده است؛ به ویژه اینکه رفتار گله ای موجب کاهش نوسان پذیری غیرسیستماتیک شرطی در چهارده صنعت علاوه بر کل بازار شده است. به علاوه، چون معاملات حجیم سرمایه گذاران موجب افزایش معاملات آگاهانه می شود، تغییرات حجم معاملات تأثیر منفی بر نوسان پذیری غیرسیستماتیک شرطی در شانزده صنعت دارد.
دنیای مدرن امروز موجب افزایش آلودگی ها و مشکلات زیست محیطی و درنتیجه افزایش نگرانی دولت ها و سازمان ها درمورد محیط زیست شده است. یکی از گام های بزرگ برای بهبود محیط زیست، استقرار استاندارد مدیریت زیست محیطی (ایزو 14001) در سازمان ها است. شواهد نشان می دهد که هرچند بیشتر سازمان ها این استاندارد را دارند، موفقیت در پیاده سازی قوانین و ضوابط ایزو 14001 متفاوت است. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر موفقیت سازمان ها در پیاده سازی استاندارد مدیریت زیست محیطی در صنعت کاشی و سرامیک استان یزد انجام شد. در این پژوهش، از طریق مرور جامع پیشینه پژوهش، 12 عامل اثرگذار بر موفقیت سازمان ها در پیاده سازی ایزو 14001 استخراج و در سه گروه کارکردهای مدیریتی، فرهنگ سازمانی و منابع طبقه بندی شدند. سپس دقت دو روش مدل سازی معادله ساختاری و سیستم استنتاج عصبی- فازی تطبیقی در پیش بینی موفقیت سازمان ها در پیاده سازی ایزو 14001 با یکدیگر مقایسه شد. نتایج نشان داد روش مدل سازی معادله ساختاری در این زمینه عملکرد بهتری دارد. نتایج نهایی تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که کارکردهای مدیریتی، فرهنگ سازمانی و منابع به ترتیب با ضرایب 50/0، 25/0 و 22/0 بر موفقیت در پیاده سازی سیستم مدیریت زیست محیطی تأثیر معنادار دارند. درپایان، برپایه ضرایب تأثیر هر گروه از عوامل و نتایج دیگر این مرحله، هریک از 12 عامل اثرگذار اهمیت سنجی و اولویت بندی شدند.
هدف پژوهش حاضر شناسایی شاخص های مدیر انقلابی و طراحی مدل آن در بخش دولتی می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش انجام آن، جزء روش های کیفی بوده است. ابزار گردآوری اطلاعات و داده ها، مصاحبه با خبرگان بوده است. جامعه آماری خبرگان و مدیران در سه سطح کلان، متوسط و خرد در کشور می باشد. از طریق روش دلفی و با اشباح نظری 15 مدیر برای مصاحبه های عمقی انتخاب شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های کیفی و روش استراوس همزمان با جمع آوری داده ها استفاده شد. نتایج گذاری ها نشان داد که همه مضامین، مقولات و مفاهیم به صورت کامل و بر اساس مصاحبه های عمقی صورت گرفته با 15 مدیر به این صورت بوده که منجر به استخراج 222 مفهوم در قالب کدگذاری باز، استخراج 132 مقوله/ شاخص در قالب کدگذاری محوری، استخراج 10 مضمون اصلی در قالب کدگذاری محوری و انتخابی و 6 مضمون فراگیر در قالب کدگذاری انتخابی بوده است. نتایج موردی نیز نشان داد که رفتار سازمانی مدیران، رفتار فردی و توانایی فردی مدیران، اخلاق و رفتار خدا محورانه، امید، جدیت و قاطعیت، پاسخگویی، عملکرد، شایستگی و شایسته سالاری، ارتباط موثر با همکاران و مردم، بهره وری فزاینده مهم ترین شاخص های یک مدیر انقلابی هستند. نتایج کدگذاری های محوری نیز نشان داد که جوان گرایی در بدنه مدیریتی، مبارزه با فساد و سلطه مدیران، تأکید بر عمل به وعده ها، ارتقاء توانایی و تخصص مدیران، حفظ و تربیت مدیران شایسته نیز به عنوان عوامل بسترساز مدیریت انقلابی معرفی شدند. البته در این خصوص موانعی مانند سیاست زدگی، نواقص مردم سالاری، ضعف شدید علمی و مدیریتی در سازمان ها و نهادهای دولتی، رفاه زدگی و اشرافی گری مدیران، سوء مدیریت مدیران، عدم فهم درست برخی مدیران از مسائل کشور از موانع داخلی و انتشار دهنده-های اندیشه مدیریت به سبک غربی ها، تهاجم فرهنگی، تحریم اقتصادی، تزریق ناامیدی به برخی مدیران، القای ناتوانی در بین مدیران کشور، تبیین های دروغ در مورد مدیریت انقلابی نیز موانع خارجی رشد و ترقی مدیران انقلابی هستند.
مقاله حاضر به بررسی رابطه بین ساختار سرمایه و چرخه عمر شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. متغیر مستقل تحقیق؛ ساختار سرمایه می باشد و متغیرهای وابسته شامل؛ سهام انتشاریافته، خالص بدهیها و سود انباشته می باشدو متغیر اندازه شرکت به عنوان متغیر کنترلی در نظر گرفته شده است. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادکاوی صورتهای مالی می باشد. با استفاده از روش حذف سیستماتیک، 81 شرکت بعنوان نمونه آماری انتخاب گردیدو نخستبا استفاده از روش پارک و چن(2006) شرکتها به مراحلرشد ، بلوغ وافول طبقه بندیشده و سپس فرضیههایتحقیقهریکازشرکتها بااستفادهازروشهایآماریتحلیلهمبستگیورگرسیون چندگانه موردآزمونقرارگرفتهاند. نتایجحاصلازبررسی567 سال- شرکتنشانمی دهد که رابطه معناداری بین ساختار سرمایه و چرخه عمر شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد. شرکتهای در مرحله رشد ، بلوغ و افول تمایل دارند مشکلات تامین مالی خود را به ترتیب از طریق بدهی (وام های بانکی)، انتشار سهام و سود انباشته (منابع داخلی شرکت) برطرف نمایند. به طور کلی نتایج نشان می دهد که تئوری سلسله مراتبی، الگوهای مالی شرکت های در مرحله رشد و افول را بهتر از شرکت های در مرحله بلوغ در بورس اوراق بهادار تهران نشان می دهد.
The present study examined the relationship between capital structure and life cycle, manufacturing companies listed in tehran stock exchange deals. the independent variable in this study , is capital structure and related variables including published stock , net debt and retained earnings, and firm size is as a control variable . data collection and the is library and documentation of financial statements . using systematically exclude method 81 company selected as sample, Prime using the Park and Chenmethod (2006) Companies were classified to growth, maturity and decline and then hypothesis of each companeis using statistical methods to analyze correlation and multiple regression were tested .results of 486 years - company shows a significant relationship between capital structure and life cycle, manufacturing companies are listed on the tehran stock exchange. as the survey results show that firms in the growth stage, maturity and decline tend to order their financing through debt (bank loans), the issuance of stock and retained earnings (internal resources) to resolve. the overall results show that the pecking order theory shows, financial patterns of growth and decline companies more better than Matured stage companies in tehran stock exchange.
Keywords: Capital Structure, Life Cycle, Net Debt Issued, Net Equity Issued, New Retained Earnings
در حوزه های روانشناسی و مدیریت، مالکیت روان شناختی به عنوان یک پیش آیند روان شناختی مهم برای انگیزه ها، نگرش ها و رفتارهای مدیران در محل کار معرفی شده است. هدف از این پژوهش فهم پدیده احساس مالکیت روان شناختی نسبت به مشاغل مدیریتی در میان مدیران دولتی است که با رویکرد پدیدارشناسی انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف توسعه ای–کاربردی بوده و به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل مدیران سازمان های دولتی در استان ایلام بود. نمونه گیری تحقیق حاضر به صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت که شامل مصاحبه با 20 نفر از مدیران سازمان های دولتی بود. برای تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده از روش تحلیل تماتیک با رویکرد تحلیل مضمون استفاده شده است. یافته ها در برگیرنده یک مضمون، هشت مقوله اصلی و بیست ویک مقوله فرعی می باشد. با در نظر داشتن عوامل شکل دهنده مفهوم پدیده ی مالکیت روان شناختی شامل: دلبستگی، پیوستگی، پایبندی، احساس مسئولیت، سلطه جویی، هویت یابی، خودمختاری و خودکارآمد پنداری، سازمان های دولتی باید در جهت مدیریت این پدیده اقدامات سازنده ای انجام دهند.
پژوهش حاضر به بررسی رابطه رفتار فروش اخلاقی فروشنده با رضایت، اعتماد و وفاداری مشتریان (بیمه گذاران) در بیمه های عمر یک شرکت بیمه می پردازد. در بازاریابی بیمه های عمر، نوعی ارتباط متقابل میان فروشنده و مشتری به عنوان شکل خاصی از بازاریابی به وجودمی آید و در نتیجه فروشنده و مشتری یا بیمه گذار، هر دو بر نتیجه فروش تأثیر می گذارند. فروشنده به عنوان اولین رابط سازمان، تأثیر قابل توجهی بر ادراک مشتری از قابل اتکابودن سازمان ارائه دهنده خدمات و ارزش خدماتش و نهایتاً ادامه رابطه مشتری با سازمان متبوع فروشنده دارد. جامعه آماری پژوهش حاضر عبارت است از بیمه گذاران یک شرکت بیمه در سطح شهر تهران و تعداد نمونه مورد بررسی 384 نفر تعیین گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیات از روش حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که رفتار فروش اخلاقی روی رضایت مشتری و اعتماد مشتری به شرکت تأثیر مستقیم دارد. رضایت مشتری و اعتماد مشتری به شرکت نیز بر وفاداری مشتری تأثیر مستقیم دارد. همچنین، رفتار فروش اخلاقی، اثری مستقیم بر وفاداری مشتری ندارد اما تأثیر مثبت آن بر وفاداری مشتری از طریق متغیرهای میانجی رضایت مشتری و اعتماد مشتری به شرکت، معنادار است.
پژوهش حاضر باهدف آسیب شناسی مؤلفه های نظام خلاقیت و نوآوری در شرکت گاز استان هرمزگان، انجام گرفت. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد تحقیق، ترکیبی _ اکتشافی است. در مرحله اول، با 13 نفر از رؤسای شرکت گاز استان هرمزگان (تا حد اشباع نظری) مصاحبه شد و با استفاده از نرم افزار MAXQDA و طی مراحل شش گانه کلارک و برون (2006)، مصاحبه ها مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفت و الگوی فرایندی خلاقیت و نوآوری شرکت، با شش مضمون اصلی تدوین شد. در مرحله دوم، به منظور دسته بندی عوامل مؤثر بر خلاقیت و نوآوری در ماتریس اهمیت-عملکرد، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روایی پرسشنامه طبق نظر صاحب نظران و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ تأیید شد.جامعه آماری پژوهش متشکل از تمام کارمندان شاغل در واحدهای اداری شرکت گاز استان هرمزگان بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 140 نفر انتخاب و پرسشنامه بین آن ها توزیع شد. محاسبات مربوط به اهمیت و عملکرد پژوهش با کمک نرم افزار SPSS انجام شد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که واحد منابع انسانی، محدودیت های استراتژیک فرا سازمانی، محدودیت های درون سازمانی و فرهنگ سازمانی در موضوع خلاقیت و نوآوری اهمیت بسزایی دارند و با توجه به عملکرد پایین شرکت، این مؤلفه ها بایستی موردتوجه بیشتری از طرف مسئولان ذی ربط قرار گیرند.
پژوهش حاضر با هدف ترسیم چشم انداز آینده مطلوب بلندمدت صنعت پالایش گاز ایران از منظر توسعه پایدار، اجرا شده است. رویکرد پژوهش ترکیبی (کیفی- کمی) بوده و استراتژی پژوهش تحلیل محتوای پنهان به مثابه یک راهبرد است. اطلاعات پژوهش حاضر از طریق ابزارهای پرسش نامه و مصاحبه نیمه ساختاریافته با 24 نفر از مدیران عالی و میانی صنعت پالایش گاز و خبرگان دانشگاهی در حوزه توسعه پایدار (که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند) گردآوری شد. پس از شناسایی جنبه ها و شاخص های کلیدی توسعه پایدار صنعت پالایش گاز ایران، معیارهای به دست آمده از این فرایند برای ترسیم چشم انداز مورداستفاده قرار گرفته و با تحلیل محتوای داده های به دست آمده از مصاحبه با مشارکت کنندگان، چشم انداز آینده مطلوب بلندمدت صنعت از منظر توسعه پایدار برای افق سال 1430 ترسیم شده است. در چشم انداز آینده مطلوب بلندمدت، صنعت پالایش گاز ایران ضمن تمرکز بر تولید گاز به عنوان هسته مرکزی کسب و کار، با گسترش صنایع پایین دستی، استحصال تمام مشتقات قابل استخراج از گاز، اقدام های مقابله ای و جبرانی در حوزه تغییرات اقلیمی، تقویت و شراکت با جوامع محلی، ایجاد بستر مناسبی برای شفافیت و انتشار اطلاعات به جامعه و با انجام اقدام های مناسب برای حفظ تعادل زیست محیطی و ایجاد ارزش پایدار برای جامعه از محل ثروت منابع طبیعی، در سطحی فراتر از تولید گاز فعالیت می کند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های بهسازی منابع انسانی با تأکید بر نظام شایسته سالاری در اداره های دولتی ایران انجام شد. طراحی/ روش شناسی/ رویکرد: این پژوهش جزو پژوهش های کیفی به شمار می رود. جامعه آماری پژوهش، گروه تصمیم شامل خبرگان دانشگاهی و سازمانی است که به شیوه غیرتصافی (هدفمند) و روش گلوله برفی به تعداد 35 نفر انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختار یافته است که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری استفاده شد. یافته های پژوهش: طبق یافته ها 23 شاخص با 7 مؤلفه شایسته خواهی، شایسته سنجی، شایسته گزینی، شایسته گیری، شایسته گماری، شایسته داری و شایسته پروری برای مدل شایسته سالاری شناسایی و تأیید شد. 18 شاخص با 5 مؤلفه آموزش، کارراهه شغلی، ارزیابی عملکرد، انضباط و نظام پاداش برای بهسازی منابع انسانی شناسایی و تأیید شد. محدودیت ها و پیامدها: متغیرهای مختلف مزاحم، مانند آموزش منابع انسانی، در این پژوهش مورد مطالعه قرار نگرفته و در پژوهش های بعدی باید شایسته سالاری و بهسازی منابع انسانی از این نظر مورد مطالعه قرار گیرد. پیامدهای عملی: شناخت مؤلفه های بهسازی منابع انسانی با رویکرد شایسته سالاری به سازمان های دولتی کمک می کند تا با توجه به نیاز و بر اساس عملکرد بهتر، افراد را به سمت های مختلف منتصب کنند. ابتکار یا ارزش مقاله: این پژوهش به روش کیفی صورت گرفت و به همین دلیل با خبرگان دانشگاهی و سازمانی مصاحبه شد و مؤلفه ها به طور جامع بررسی شدند؛ بنابراین از این نظر دارای نوآوری است؛ زیرا پژوهشی که به طور جامع به این موضوع پرداخته باشد، پیدا نشد.
پژوهش حاضر در نظر دارد ارتباط ارزشی افشا ی جریان های نقدی عملیاتی (مستقیم- غیرمستقیم) را از منظر اندازه گیری، مورد بررسی قرار دهد. فرضیه های این پژوهش بیان می کنند که تقسیم بندی مجموعه اطلاعات، در صورت جریان های نقدی به بهتر شدن توانایی تبیین ارزش شرکت کمک می کند. فرضیه اصلی که دارای دو فرضیه فرعی است، در این پژوهش مطرح شده و از طریق داده های 208 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1389 تا 1394 ، با استفاده از الگو های رقیب سطح قیمت و بازده، مورد آزمون قرار گرفتند. آزمون های والد و وونگ، جهت آزمون فرضیه ها استفاده شده است. یافته ها نشان می دهدکه تفکیک خالص جریان نقد عملیاتی به اجزاء اصلی تشکیل دهنده آن، موجب افزایش توان تبیین قیمت و بازده سهام شرکت ها خواهد شد؛ بنابراین، شواهد تجربی بازار سرمایه ایران، از برتری روش مستقیم نسبت به روش غیرمستقیم از لحاظ سودمندی برای تصمیم گیری، حمایت می کند .
راهبرد مدیریت استعداد، از دسته مفاهیم جدیدِ حوزه مدیریت منابع انسانی است که بر شناسایی، استخدام، پرورش، ارتقا و نگهداری افراد در سازمان تأکید دارد. هدف از انجام این پژوهش، تعیین تأثیر استراتژی مدیریت استعداد بر عملکرد اعضای هیئت علمی دانشگاه اصفهان است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه پژوهش، توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی است. جامعه آماری مورد مطالعه این پژوهش اعضای هیئت علمی دانشگاه اصفهان است که دویست وسیزده نفر آنها به روش تصادفی طبقه بندی شده برای نمونه انتخاب شده اند. برای جمع آوری نظرات پاسخ دهندگان، از ابزار پرسش نامه استفاده شده است که آلفای کرونباخ برای کل پرسش نامه 722/0 به دست آمد. فرضیه های پژوهش با استفاده از مدل سازی معادله ساختاری مورد آزمون قرار گرفته اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که استراتژی مدیریت استعداد، تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد اعضای هیئت علمی دانشگاه اصفهان دارد.
شرکت های نرم افزاری گاهی فروش نرم افزار رایانه ای را به دریافت قطعات سخت افزاری مشروط می کنند یا هنگام طراحی محصول، نرم افزار رایانه ای را با نرم افزار و سخت افزار مکمل ادغام می کنند. سخت افزار و نرم افزار مکمل باید از لحاظ کارکردی سازگار باشند. ماهیت خاص نرم افزار رایانه ای منجر به ایجاد آثار شبکه ای و صرفه جویی های حاصل از تولید انبوه در صنعت نرم افزار می شود. شرط یادشده از دو دیدگاه سوء استفاده از حق مؤلف و ضدانحصار قابل بررسی است. اکثر دعاوی سوءاستفاده از حق مؤلف نرم افزار رایانه ای زمانی مطرح می شود که مجوز بهره برداری از یک نرم افزار به صورتی به نرم افزار و سخت افزار مکمل وابسته شود که امکان خرید جداگانه این محصولات وجود نداشته باشد. هرگاه محصولات متمایز به هم وابسته شوند و مجوزدهنده دارای قدرت بازار قابل توجه در بازار محصول خلق شده باشد چنین شرطی قوانین ضدانحصار آمریکا را نقض می کند. این شرط دارای آثار رقابتی متفاوتی است و بسته به مورد، نحوه برخورد با آن در حقوق آمریکا متفاوت است. حقوق رقابت ایران تا حدودی به این شرط پرداخته است ولی نقایصی دارد که باید برطرف شود. از نظر حقوق مالکیت ادبی و هنری، در مقررات مربوط احکامی راجع به سازگاری وجود دارد اما به موضوع سوء استفاده از حق پرداخته نشده که پیشنهاد می شود احکام آن به روشنی بیان شود.