The purpose of this study is to develop portfolio optimization and assets allocation using our proposed models. The study is based on a non-parametric efficiency analysis tool, namely Data Envelopment Analysis (DEA). Conventional DEA models assume non-negative data for inputs and outputs. However, many of these data take the negative value, therefore we propose the MeanSharp-βRisk (MShβR) model and the Multi-Objective MeanSharp-βRisk (MOMShβR) model base on Range Directional Measure (RDM) that can take positive and negative values. We utilize different risk measures in these models consist of variance, semivariance, Value at Risk (VaR) and Conditional Value at Risk (CVaR) to find the best one as input. After using our proposed models, the efficient stock companies will be selected for making the portfolio. Then, by using Multi-Objective Decision Making (MODM) model we specified the capital allocation to the stock companies that selected for the portfolio. Finally, a numerical example of the Iranian stock companies is presented to demonstrate the usefulness and effectiveness of our models, and compare different risk measures together in our models and allocate assets.
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش کیفیت کنترل داخلی در افزایش کارایی سرمایه گذاری و جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. سرمایه گذاری در حقیقت جریانی است که حجم آن از طریق همه طرح هایی تعیین می شود که ارزش حال خالص مثبت یا نرخ بازده داخلی بیشتر از نرخ بهره دارند. کنترل های داخلی با توجه به راهبرد واحد تجاری، کاربردهای گوناگونی دارد. هرگاه اندازه سازمان گسترش یابد، فرآیندهای کنترلی آن نیز تخصصی تر و پیچیده تر می شوند. پس از حذف محدودیت ها 77 شرکت به عنوان نمونه انتخاب شدند. محدوده زمانی پژوهش حاضر بین سال های 1393 تا 1397 است. برای بررسی فرضیه از روش رگرسیون پانلی و از نرم افزار ایویوز استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که کیفیت کنترل داخلی بر کارایی سرمایه گذاری تأثیر معناداری دارد.
چولگی بازده سهام یکی از پدیده های مشاهده شده در بازارهای مالی است که سوگیری های روان شناسی یا گرایش به اعداد خاص را در بازار نشان می دهد. پژوهش حاضر، ارتباط ریسک سیستماتیک و چولگی بازده سهام را بررسی می کند. برای دستیابی به این هدف، دو فرضیه تدوین و برای آزمون فرضیه ها، 98 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار در سالهای 1392-1387 انتخاب شد. برای آزمون فرضیه ها از رگرسیون چندمتغیره با داده های تابلویی استفاده شده است. نتایج حاصل از فرضیه نخست پژوهش نشان می دهد بین ریسک سیستماتیک سهام با چولگی مثبت بازده سهام، ارتباط مستقیم و معنی دار وجود دارد. نتایج حاصل از فرضیه دوم پژوهش نیز نشان می دهد بین ریسک سیستماتیک سهام با چولگی منفی سهام، ارتباط مستقیم و معنی دار وجود دارد؛ به عبارت بهتر، هرچه ریسک سیستماتیک بیشتر باشد، چولگی بازده سهام بیشتر است و برعکس؛ به عبارتی، اصل ثابت شده ارتباط مستقیم ریسک و بازده تأیید می شود.
این پژوهش، باهدف بررسی عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش (KM) در شرکت های آب و فاضلاب شهری با استفاده از تکنیک ISM-DEMATEL صورت گرفته است. از طریق بررسی ادبیات در میان بسیاری از عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش ، نه عامل به عنوان عوامل اصلی انتخاب شد. پس از تایید شاخص های مربوط توسط کارشناسان صنعت، دو پرسشنامه در میان کارشناسان برای رتبه بندی و تعیین رابطه بین اجزاء مربوطه توزیع شد. با استفاده از رویکرد DEMATEL یک مدل ساختاری شکل گرفت و سپس روابط علی میان عوامل بوسیله دیاگرام اثر-ارتباط ترسیم شد. تجزیه و تحلیل نتایج نشان می دهد که در میان عوامل مورد مطالعه، استراتژی ها و اهداف بیشترین تاثیر را در موفقیت اجرای مدیریت دانش در شرکت های آب و فاضلاب شهری ایران داشته و حمابت مدیریت ارشد، کار تیمی و فرهنگ سازمان دیگر عوامل کلیدی موفقیت می باشند. در نهایت، مدل پیشنهادی نویسنده برای اجرای KM بر اساس نتایج مطالعه ی وضعیت فعلی جامعه مورد مطالعه ارائه شده است. این تحقیق اولین ارائه یک دیدگاه یکپارچه از عوامل کلیدی موفقیت برای اجرای مدیریت دانش در صنعت آب و فاضلاب است.
هدف این تحقیق شناسایی مدلی برای صادرات محصولات شرکت بوتان است. تحقیق حاضر از نظر روش گردآوری داده ها از نوع پیمایشی- اکتشافی و در بعد جمع آوری از نوع مقطعی است. رویکرد این تحقیق نیز پیمایشی- اکتشافی است .بدین منظور با استفاده از تکنیک AHP ، اوزان فاکتورهای SWOT (نقاط قوت و ضعف و فرصت و تهدید ) استخراج و با کمک ماتریس آن استراتژیها تدوین شده، سپس این استراتژیها با کمک دو تکنیک QSPM و TOPSIS فازی اولویت بندی گردید و اهداف کمی و کوتاه مدت تعیین شده است .جامعه آماری این تحقیق شرکت بوتان در استان تهران و نمونه تحقیق خبرگان و مدیران این شرکت به تعداد 10 نفردر نظر گرفته شده است.پرسشنامه تحقیق بر اساس اهداف و چشم انداز شرکت طراحی و تدوین گردیده و نتایج این تحقیق حاکی از آن است که قوت ها نسبت به ضعفها امتیاز بالاتری دارند .و نتایج اولویت بندی استراتژی ها با تکنیک QSPM و TOPSIS تقریبا مشابه هم بوده است نتایج تحلیل فرضیه ها بر اساس نرم افزار لیزرل نشان دهنده تایید دو فرضیه تاثیر عوامل اقتصادی،سیاسی و اجتماعی بر صادرات محصولات شرکت بوتان و رد فرضیه تاثیر عوامل فرهنگی است.
صنعت خودرو بواسطه برخورداری از پیوندهای پسین قدرتمند با سایر صنایع و بخش خدمات، یکی از محرکهای رشد اقتصادی و نمادی از توسعه یافتگی صنعتی کشور است. مشکلات ناشی از مداخلات دولتی در این صنعت و ضرورت ارتقای تاب آوری آن در برابر پیامدهای خارجی، تنظیم بهینه بازار و کاهش تقاضای سفته بازی، رفع انحصار چندجانبه در میان تولیدکنندگان، متوازن سازی سود در زنجیره تولید، آشنایی کامل مصرف کنندگان به حقوق خود، ایجاد هماهنگی میان بنگاههای کوچک و متوسط قطعه سازی و ارتقای قابلیت-های فناورانه تولیدکنندگان متناسب با تحولات جهانی، بازبینی و اصلاح ساختار تنظیم گری این صنعت را می-طلبد. نتایج حاصل از ارزیابی ساختار تنظیم گری صنعت خودرو از طریق مطالعات کتابخانه ای، میدانی و نگاشت نهادی (ماتریس نهاد- کارکرد) حاکی از آن است که اولا، توزیع پراکنده ابزارهای تنظیم گری میان 23 نهاد مختلف موجب عدم انسجام سیاستی در این صنعت شده است و ثانیا، موضوعاتی نظیر طراحی و R&D، برندسازی، جذب سرمایه گذار خارجی و مشارکت بین المللی (تولید)، عمق ساخت داخل در قطعه سازی و انتقال دانش فنی به داخل (واردات)، حقوق مصرف کننده و رقابت پذیری (قیمت گذاری)، بازار قطعات یدکی و نحوه عرضه نمایندگی های فروش (عرضه)، بازاریابی و اعطای حق انتخاب به مصرف کنندگان (مصرف) در ساختار تنظیم گری این صنعت چندان مورد توجه نبوده است. از این رو، در پایان ضمن ارائه پیشنهاداتی برای اصلاح ساختار تنظیم گری صنعت خودرو، سیاست هایی جهت اصلاح نظام قیمت گذاری و تعرفه ای این صنعت در راستای ارتقای توان رقابتی و توسعه R&D در آن ارائه شده است.
هدف از این تاثیر اجرای طرح تحول سلامت بر نظام ارجاع و پسخوراند پزشکان بعد از طرح تحول سلامت در بوکان می باشد. بر اساس نوع مطالعه، روش اجرای طرح در مطالعه کیفی مورد پژوهی با مصاحبه نیمه ساختارمند می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های امار توصیفی و کمی سازی تحلیل محتوای کیفی صورت گرفت. جامعه پژوهش پزشکان مراکز سلامت و بیمارستان قلی پور بوکان بود که تعداد آنها 20 نفر بودند که با توجه به محدود بودن حجم جامعه نمونه گیری بصورت کل شمار انجام گرفت. با توجه به یافته های پژوهش طرح تحول سلامت بر نظام ارجاع تاثیر مثبت گذاشته البته این تاثیر بسیار چشمگیر نیست و موجبات رضایت کامل پزشکان را فراهم نکرده است همچنین طرح تحول سلامت بر پسخوراند تاثیر مثبت داشته اما این تاثیر به اندازه ای نبوده که ضعف های موجود را پوشش بدهد لذا عدم پسخوراند یا پسخوراند نامناسب در بیمارستان شهید دکتر قلی پور بوکان وجود دارد. و طرح تحول سلامت بر آن تاثیر بسیار کمی داشته است. بنابراین می توان بیان کرد که طرح تحول سلامت بر افزایش کمی میزان ارجاعات افزوده اما نتوانسته بر کیفیت تاثیر بگذارد و همچنین عدم بهبود مناسب پسخوراند را می توان در عدم توانایی این مراکز در ارتباط و هماهنگی بین سطوح مختلف ارجاع دانست به نظر می رسد با وجود تغییر اندک در میزان پسخوراند اما مراکز در بهبود وضعیت پسخوراند پزشکان موفقیت چندانی بدست نیاورده اند و میزان پسخوراند بسیار پایین می باشد.
عصر جدید شرایط متفاوتی را برای سازمان ها رقم زده است. با گذر از دوران انقلاب صنعتی، نگرش ابزاری به نیروی انسانی جای خود را از دست داده است. کارکنان سازمانهای حرفه ای به گردانندگان اصلی جریان کار و شرکای سازمان تبدیل شده اند، بنابراین نه تنها مدیران باید از مهارت رهبری برخوردار باشند، بلکه کارکنان نیز باید روش هایی را بیاموزند که به سمت خودراهبری پیش روند. برای دستیابی به این ویژگی ها سازمان باید مهمترین منبع خود یعنی نیروی انسانی را توانمند سازد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه ی گردآوری اطلاعات، تحقیقی توصیفی از نوع همبستگی است. اطلاعات لازم برای تحقیق حاضر از طریق دو پرسشنامه جمع آوری و با استفاده از نرم افزارهایSPSS و LISREL تجزیه و تحلیل گردید. در خصوص ابعاد مهارتهای مدیریتی، مهارت ادراکی با میانگین 87/3 مناسب ترین مهارت، مهارت انسانی با میانگین 77/3 در رتبه دوم، مهارت فنی با میانگین 50/3 در رتبه سوم مطلوبیت قرار داشت و در رابطه با توانمندسازی کارکنان، شاخص احساس معنی داری با میانگین 03/5 در رتبه اول و احساس اعتماد با میانگین 77/4 در رتبه آخر قرار گرفت. نتایج پژوهش از تأیید تمامی فرضیات حکایت دارد که این به معنی ارتباط قوی مهارتهای مدیریتی و توانمندسازی کارکنان است.
از آنجا که تمرکز صنعت، بر ابعاد مختلف مالی و عملیاتی شرکت اثرگذار است، در این مقاله تاثیر آن بر شاخص های مالی منتخب شامل پایداری سود، بازده سهام، رشد شرکت و نسبت سودآوری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(1390-1394) بررسی گردید. معیار سنجش تمرکز صنعت(متغیر مستقل)، شاخص هرفیندال است که بر اساس هر سه عامل فروش، جمع دارایی ها و حقوق صاحبان سهام به صورت ترکیبی محاسبه گردید. بر اساس این شاخص، مشاهدات از لحاظ میزان تمرکز صنعت، در پنج گروه دسته بندی گردیدند. نتایج نشان داد تمرکز صنعت در بالاترین سطح بر پایداری سود تاثیر منفی دارد و در پایین ترین سطح، اثر تمرکز صنعت بر بازده سهام منفی و در سایر سطوح بی معنا است. تاثیر منفی و رو به کاهش تمرکز صنعت بر رشد شرکت در تمامی سطوح تمرکز صنعت مشاهده گردید. سطوح متوسط به بالای تمرکز صنعت دارای ارتباط مثبت معنادار اما ضعیفی با سودآوری است.
در این مقاله ابتدا فرم ریاضی سیستم پاداش-جریمه ایران ارائه می شود. سپس با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی و بر اساس 5 معیار «سادگی»، «جذابیت»، «طبقه بندی صحیح بیمه گذاران»، «سرعت همگرایی» و «احتمال ورشکستگی» سیستم پاداش- جریمه ایران با سیستم های پاداش-جریمه چهار کشور بلژیک (با 35 سطح)، برزیل (با 7 سطح)، ژاپن (با 16 سطح) و آلمان (با 29 سطح) مقایسه و نشان داده می شود که بر اساس نظرات کارشناسان بیمه شخص ثالث، سیستم موجود، مناسب ترین سیستم پاداش-جریمه برای ایران است. در گام بعد به کمک روش های باورمندی تقریبی و بیزی حق بیمه سیستم پاداش-جریمه ایران محاسبه می شود. در انتها با ارائه یک پیشنهاد ساده چگونگی بهبود سیستم پاداش-جریمه ایران با به کارگیری هم زمان شدت و تعداد خسارت ها در قانون انتقال مورد بررسی قرار می گیرد. بر اساس یافته ها چندین پیشنهاد برای بهبود سیستم پاداش-جریمه موجود ایران ارائه می شود.
هدف: هدف اصلی این مطالعه شناسایی عوامل کلیدی توانمندساز در اجرای یک مشارکت راهبردی موفق از دیدگاه های نظری مختلف و تبیین نقش آنها در افزایش عملکرد مشارکت راهبردی است. روش: پژوهش حاضر در زمره پژوهش های کاربردی از نوع توصیفی پیمایشی قرار دارد. جامعه آماری شامل خبرگان شرکت های زیرمجموعه سازمان صنایع هوایی است که در رابطه با مشارکت های راهبردی شناسایی شده در این پژوهش از دانش و اشراف کافی برخوردارند. به دلیل محدود بودن جامعه آماری و دسترسی به کلیه خبرگان، از روش نمونه گیری خاصی استفاده نشده است. برای آزمون مدل نیز از روش مدل سازی معادله های ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. یافته ها: یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل 79 پرسش نامه تکمیل شده، اعتبار مدل پیشنهادی و کلیه فرضیه های مطرح در آن را تأیید کرده و نشان می دهد عوامل توانمندساز شناسایی شده (قابلیت مدیریت مشارکت، هم سویی اهداف و انگیزه ها، تناسب منابع مشارکت و سرمایه اجتماعی مشارکت) در مجموع قادر به تبیین حدود 72 درصد از عملکرد یک مشارکت راهبردی هستند. نتیجه گیری: بر اساس مدل پیشنهادی این پژوهش، دو شرکت برای اجرای یک مشارکت راهبردی موفق می بایست ابتدا برای بهبود و توسعه مشترک چهار عامل توانمندساز اشاره شده اقدام های لازم را به عمل آورند. مقیاس های اندازه گیری و شاخص های ارائه شده در این پژوهش نیز می تواند مرجع مناسبی برای مدیران دو شرکت همکار به منظور ارزیابی جامع میزان آمادگی خود قبل از ورود به یک مشارکت راهبردی باشد.
هدف این مقاله، بررسی تأثیر رقابت در بازار بر ثبات مالی شرکتهای غیر تولیدی (موسسات مالی و بیمه ای)است. مقاله حاضر از شاخه تحقیقات شبه تجربی و نوع پس رویدادی است که بر اساس اطلاعات واقعی بازار سهام و صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار انجام می گیرد. در این مقاله اطلاعات مالی 21 شرکت مالی و بیمه ای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1389 تا 1393 بررسی شده است. برای تجزیه و تحلیل نتایج بدست آمده پژوهش از روش رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است. نتایج حاصل از فرضیه تحقیق که بیانگر آنست بین رقابتی بودن بازار و ثبات مالی موسسات مالی و بیمه ای رابطه وجود دارد.
نفوذ سیاسی نه تنها بر وضعیت مالی بنگاه های اقتصادی تاثیر می گذارد، بلکه انگیزه های مدیران را نیز در ارتباط با گزارشگری مالی و تهیه صورت های مالی تحت تاثیر قرار می دهد و در نهایت باعث ایجاد تفاوت های چشم گیر در کیفیت صورت های مالی شرکت های دارای روابط سیاسی در مقایسه با شرکت های بدون روابط سیاسی گردد. از این رو هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر توانایی مدیریتی در احتمال کشف تقلب در بین شرکت های دارای ارتباطات سیاسی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق تهران طی سال های 1387 تا 1397 می باشد. حجم نمونه با استفاده از روش حذف نظام مند بالغ بر 70 شرکت می باشد. روش پژوهش بر اساس رگرسیون چندگانه مبتنی بر داده های ترکیبی با استفاده از روش حداقل مربعات و تحلیل پوششی داده ها می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد مدیران توانمند قدرت کاهش تقلب در گزارشگری مالی را دارند. همچنین وجود ارتباطات سیاسی منجر به گزارشگری مالی متقلبانه می شود. دیگر نتایج نشان می دهد که ارتباطات سیاسی تأثیر توانایی مدیریتی در احتمال گزارشگری مالی متقلبانه را تضعیف می نماید.
توسعه صادرات غیرنفتی از اولویت های سیاست گذاری جهت نیل به رشد و توسعه متوازن و همه جانبه در کشورهای تولیدکننده نفت به شمار می رود. در این بین، توسعه فضای کارآفرینی با تقویت رویکرد خلاقانه به فعالیت های اقتصادی می تواند از مسیر تبدیل دانش جدید به محصولات و خدمات جدید سبب کسب مزیت رقابتی در بازارهای جهانی و توسعه صادرات غیرنفتی شود. بنابراین، تحقیق حاضر سعی نموده تأثیر فضای کارآفرینی بر صادرات غیرنفتی را در کشورهای منتخب در حال توسعه و توسعه یافته طی دوره 2017-2013 تعیین نماید. به همین منظور، مدل تحقیق با استفاده از داده های تابلویی و به روش گشتاورهای تعمیم یافته برآورد گردیده است. نتایج نشان داد، شاخص های کل، گرایش، توانایی و اشتیاق کارآفرینانه به عنوان جایگزین فضای کارآفرینی به ترتیب با ضرایب 31/0، 23/0، 29/0 و 34/0 بر صادرات غیر نفتی تأثیر دارند. همچنین، متغیرهای کنترل شامل تولید ناخالص سرانه، نرخ ارز واقعی و درجه باز بودن اقتصاد به ترتیب با ضرایب 41/0، 14/0 و 17/0 بر صادرات غیرنفتی تأثیر دارند.
VANET (Vehicular Ad-hoc Network) is a developing technology, which is a combination of cellular technology, ad-hoc network & wireless LAN to improve the safety of vehicle as well as driver. VANET communication can be of two types, first one is broadcast and second one is unicast. Either communication may be broadcast or unicast both are sensitive to different types ofassaults, for example message forgery, (DOS) denial of service, Sybil assault, Greyhole, Blackhole & Wormhole assault. In this paper machine learning method is used to detect the wormhole assault in VANET’s multi-hop communication. We have created a scenario of VANET by using AODV routing protocol on NS-3.24.1 simulator, which utilizes the overall mobility traces generated by the simulator SUMO-0.32.0 to model the wormhole assault. The simulation is performed by using NS-3.24.1 simulator, and the statistics created by flow monitor are collected. The collected data is pre-processed and the k-NN & Random Forest algorithms are applied on this data, to make the model such type so that it can memorize the wormhole attack. The novelty of this research work is that with the help of proposed detection & prevention technique, vehicular ad-hoc network can be made free from wormhole assault by using ML approach. The performance of proposed machine learning models is compared with existing work. In this way it is clear that our proposed approach by using ML is powerful tool by which the wormhole assaults can be detected in VANETs. A scheme based on packet lease and cryptographic techniques is used to prevent the wormhole attack in VANET
پژوهش کمی حاضر به بررسی ارتباط عوامل فردی با رفتارهای مالی پرداخته است. روش پژوهش توصیفی همبستگی بوده و مشارکت کنندگان 200 نفر از سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار بوده اند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه های استاندارد بوده است. برای توصیف داده ها از آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده که این امر از طریق نرم افزار SPSS صورت گرفته شده است. عوامل فردی در دو بعد هوش هیجانی و مرکز کنترل درونی مطرح شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین عوامل فردی و رفتارهای مالی سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که هوش هیجانی و مرکز کنترل درونی نیز با رفتارهای مالی سرمایه گذاران در ارتباط هستند و عامل هوش هیجانی به دلیل ضریب همبستگی بالاتر، از اهمیت بیشتری نسبت به مرکز کنترل درونی برخوردار است.
موضوع و هدف مقاله: مطالعات انجام شده در زمینه اهداف استراتژیک توسعه در نیم قرن اخیر بیانگر این است که مسئولیت و تعهد اجتماعی مبنای قضاوت در خصوص عملکرد دولت ها بوده است. لذا در پژوهش حاضر اثر مسئولیت اجتماعی بر ارتباط سرمایه گذاری و عملکرد در شرکت های دولتی مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش: در این پژوهش تعداد 125 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار مشتمل بر 31 شرکت دولتی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و اثر مسئولیت اجتماعی بر ارتباط متغیر های ذکر شده در دوره زمانی 1398-1392 مورد آزمون قرار گرفت. برای آزمون فرضیه ها از تحلیل رگرسیون به روش داده های ترکیبی استفاده شده است. یافته های پژوهش: نتایج پژوهش نشان می دهد که بطور کلی مسئولیت اجتماعی بر ارتباط سرمایه گذاری و عملکرد اثر تعدیل کنندگی دارد، اما این اثر در شرکت های دولتی بهدلیل وجود سطح پایین تر مشکلات نمایندگی کمتر است. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: با توجه به اینکه اثر منفی ایفای مسئولیت های اجتماعی بر عملکرد در شرکت های دولتی کمتر است، دولت می تواند با سرمایه گذاری در این حوزه اهداف توسعه اجتماعی را محقق کند.