یک برند قوی، سازمان را قادر به خلق مزیت رقابتی می سازد. صنعت ساختمان، یکی از محیط هایی است که اهمیت برندسازی شرکت در آن به شکل روزافزونی در حال گسترش است. هدف اصلی این پژوهش درک فرآیند برندسازی شرکت در صنعت با استفاده از روش پژوهش نظریه داده بنیاد است. به منظور پاسخگویی به مسئله ی چگونگی شکل گیری برند سازمان، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با 16 نفر از مدیران ارشد، مدیران فروش و بازاریابی، مدیران فنی از شرکت های ساختمانی و متخصصان برندسازی باسابقه همکاری با شرکت های ساختمانی، انجام شد. داده های متنی پس از پیاد ه سازی با استفاده از سه مرحله متوالی کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند و درنهایت مدل پارادایمی پژوهش و روایت میان مقوله ها تدوین شد. نتایج نشان می دهد که فرآیند برند سازی شرکت حول مقوله محوری خلق معانی متمایز برند قرار دارد که تحت تأثیر شرایط علی شکل می گیرد. این فرآیند با شرایط علی ازجمله تعهد به مشتری، کیفیت ساخت، هویت آفرینی، نمادگرایی تعاملی و بازار گرایی آغاز می گردد و موجب شکل گیری معانی متمایز برند شرکت می شود. این معانی متمایز خلق شده از برند با استفاده از راهبردها و کنش های تصویرسازی، آگاهی رسانی، مشارکت تطبیقی، خدمات پس از تحویل و بسط محصول به مشتری انتقال یافته و پیامد آن ایجاد تصویر مطلوب از برند و بهبود جایگاه رقابتی است. شبکه بین سازمانی شرکت نیز از شرایط مداخله گر بر فرآیند برندسازی شرکت و پیش نیازهای ساختاری از جمله شرایط زمینه ای پیاده سازی راهبردهای برندسازی محسوب می شود.
در این پژوهش سعی شده است میان دو دسته داده های جمعیت شناختی و داده های حاصل از تراکنش مشتریان در مدل RFM پیشنهادی ارتباط برقرار شود که شاخص رویگردانی نیز در آن لحاظ شده است. بدین منظور، در ابتدا داده های تراکنش در بازه چهارساله مشتریان یک شرکت خدمات اینترنتی فراهم شده و سپس با استفاده از روش k-means به خوشه بندی آن ها پرداخته شده است. نتایج تحقیق بیانگر این است که سه فاکتور کیفیت خدمت، تصدیق انتظارات و رضایت پس از خرید به عنوان فاکتورهای معنادار در رفتار خرید مشتریان محسوب می گردند. در ادامه جهت کاوش ارتباط میان فاکتورهای ذهنی مشتریان و طبقه بندی آن ها با استفاده از قواعد انجمنی مبتنی بر الگوریتم GRI به ارائه راهبرد و برنامه عملیاتی برای هر طبقه از مشتریان پرداخته شده است. سپس با استفاده از تحلیل واریانس یک طرفه وجود تفاوت میان طبقه های مختلف مشتریان بررسی شده است. نتایج حاصله بیانگر آن می باشند که فاکتور تصدیق انتظارات و رضایت پس از خرید در ایجاد وفاداری مشتریان نقش عامل بهداشتی و فاکتور کیفیت خدمت در ایجاد وفاداری مشتریان نقش عامل انگیزشی را ایفا می نماید.
بیش اطمینانی، اعتقاد بی اساس دربارة توانایی های شناختی، قضاوت ها و استدلال شهودی فرد است. مدیران بیش اطمینان درنتیجۀ این باور که اطلاعات ویژ ه ای در اختیار دارند (که دیگران در اختیار ندارند)، دقت اطلاعات خود و به تبع آن، سودها و جریان های نقدی آیندۀ واحد تجاری را بیش از حد تخمین می زنند و چشم انداز مثبتی از ریسک و بازده آینده دارند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر بیش اطمینانی مدیریت در مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی در 95 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال های 1386 تا 1393 است. در این پژوهش برای اندازه گیری بیش اطمینانی مدیریت از دو معیار مبتنی بر سرمایه گذاری و اهرم مالی استفاده شده است. تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از آزمون فرضیۀ پژوهش، نشان دهندۀ وجود ارتباط مثبت و معنادار بین بیش اطمینانی مدیریت براساس هر دو شاخص بیش اطمینانی مدیریت مبتنی بر سرمایه گذاری و اهرم مالی بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی است.
امروزه پدیده گریز از کار بسیاری از سازمان ها را درگیر خود کرده است. کارگریزی اجتماعی کارمندان را به انجام کاری انفرادی سوق داده است و آن ها تلاش کمتری برای وظایفشان انجام می دهند. این پژوهش به منظور بررسی تأثیر رفتار شهروندی سازمانی در کارگریزی اجتماعی در اداره کل راه و شهرسازی کرج انجام شده است. نمونه آماری این تحقیق شامل 139 نفر از کارکنان اداره کل راه و شهرسازی شهرستان کرج است. روش نمونه گیری در این تحقیق روش نمونه گیری سهمی و روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. برای پاسخ به سؤالات و آزمون فرضیات تحقیق از روش بررسی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) و نرم افزار Smart-PLS استفاده شده است. نتایج نشان داد که در بین همه ابعاد رفتار شهروندی سازمانی چهار بعد (وظیفه شناسی، نوع دوستی، جوانمردی و فضیلت مدنی) دارای تأثیر منفی و معنی دار بر کارگریزی اجتماعی هستند. نتایج این پژوهش همچنین نشان دهنده این است که در بین ابعاد رفتار شهروندی سازمانی بعد نوع دوستی بیشترین تأثیر را در کاهش کارگریزی اجتماعی در کارکنان دارد.
گوناگونی در حسابداری وجود تفاوت میان ویژگی های چارچوب های گزارشگری مالی، استانداردها و رویه های حسابداری است که در کشورهای مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. ادبیات حسابداری چند مورد از عواملی را که منجر به این گوناگونی می گردند ارائه نموده است و بیان می دارد که این عوامل اغلب به عوامل محیطی ارتباط دارند. راه حل مشکل گوناگونی در حسابداری، هماهنگ سازی استانداردهای حسابداری و رویه های گزارشگری در سطح بین المللی است. با توجه به اینکه در ایران حرکت به سمت بکارگیری استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی است، به منظور تسهیل در امر بکارگیری استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی و پیش بینی و رفع موانع احتمالی استفاده از تجربیات کشورهای متعدد استفاده کننده بسیار سودمند خواهد بود. در این مقاله، ادبیات حسابداری درخصوص دلایل گوناگونی و تنوع در چارچوب های گزارشگری مالی، استانداردها و رویه های حسابداری مرور شده است و نتایج تحقیق به سیاست گذاران در تلاش برای ایجاد استانداردهای همگرا با استانداردهای بین المللی حسابداری در ایران، کمک خواهد نمود.
در شرکتهای سهامی عام به دلیل پیچیدگی نسبی روابط حاکم بین اجزای شرکت، قوانین از اهمیت ویژهای برخوردار هستند. از آنجاییکه معمولاً در اغلب موارد مدیران شرکتها توسط سهامداران عمده تعیین میشوند، موضوعی که بیشتر از سایر موارد در زمینه قوانین شرکتهای سهامی بر آن تأکید میشود، حمایت از حقوق سرمایهگذاران به خصوص سرمایهگذاران خرد در مقابل مدیران و سهامداران عمده است. سهامداران عمده و مدیران شرکت به دلیل تسلطی که بر منابع شرکت دارند، در صورت حمایت ضعیف از سرمایهگذاران خرد، به روشهای گوناگون می-توانند از اختیارات خود سوء استفاده کنند. در این مقاله پس از معرفی حمایت از سرمایهگذاران و سیر تکاملی آن، به ضرورت و پیامدهای حمایت از حقوق سرمایهگذاران میپردازیم. بررسی تأثیر حمایت از حقوق سرمایهگذاران بر شاخصهای اقتصادی در مطالعات مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعات نشان میدهند هرچه حقوق سرمایهگذاران خرد بهتر تضمین شود، میزان سرمایهگذاری نیز بهبود یافته و شاخصهای اقتصادی وضعیت مناسبتری خواهند داشت.
In recent times amount of data is increasing rapidly and analysis of data is a must to come up with business decisions, predictions etc. It’s not just text are numbers which has to be stored properly. Data Types these days varies from images, video, social media data, surveys to blogs etc. When this is the case its mandatory to deal with Bigdata and to safeguard those Bigdata. Technologies available in Bigdata and Bitcoin helps us in achieving this. Bigdata technologies helps in storing the unstructured data effectively and processing of such voluminous data is taken care of. Hashing algorithms are used in Blockchain to keep the data safe. Hashing algorithms like SHA 256 are used to make it more secure. Its almost not possible to break the data available in Blockchain. Let’s try to secure the data even more using encryption algorithms to make sure that proper data is used for analysis etc.
هدف از پژوهش حاضر ارائه ی مدل بومی تأثیر سرمایه های دانشی بر استراتژی های منابع انسانی در نظام آموزش عالی ایران می باشد. روش تحقیق از نوع آمیخته اکتشافی است. در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون استفاده و مشارکت کنندگان در مصاحبه در بخش کیفی 10 نفر از مدیران و معاونین منابع انسانی نظام آموزش عالی و اساتید دانشگاهی و در بخش کمی جامعه آماری روسا، معاونین، مدیران گروه، کارشناسان و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی دولتی و غیردولتی استان مازندران با تعداد حدود 3000 نفر بوده است. با روش نمونه گیری تصادفی ساده 341 نفر انتخاب و جمع آوری داده ها با پرسشنامه انجام شد. روایی پرسشنامه با تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون با نرم افزار MAXqda و داده های کمی با مدل سازی معادلات ساختاری و به کارگیری تحلیل عاملی تأییدی با نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل گردید. نتایج بخش کیفی حاکی از آن بوده که مدل سرمایه های دانشی در نظام آموزش عالی دارای سه بعد و 14 مؤلفه به شرح توانمندی فرایندهای مدیریت دانش (کاربرد دانش، انتقال دانش، ادغام دانش، تولید دانش)، استراتژی های منابع انسانی (جذب و استخدام، توسعه منابع انسانی، عملکرد کارکنان، جبران خدمات، روابط کاری) و سرمایه های دانشی (سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه ابداعی، سرمایه اجتماعی، سرمایه فرایندی) بوده است. نتایج بخش کمی نشان داد که تمامی ابعاد و مؤلفه های مدل تدوینی پژوهش، مورد تأیید واقع شدند
برای داشتن مدیریتی اثربخش باید توجه ویژه ای به شناخت معنای زندگی داشت. شناسائی معنای زندگی و حل مسائل ارزشی به وسیله هوش منطقی و عاطفی حاصل نمی شود، بلکه باید از هوشی ورای هوش های متعارف استفاده نمود که این موضوع درقالب مفهوم هوش معنوی بیان می شود. باتوجه به همپوشانی مباحث معنویت و عرفان با یکدیگر، هدف از انجام این تحقیق، شناسائی مؤلفه های هوش معنوی براساس نظریات عارفِ عالی قدر مولانا می باشد. این تحقیق یک تحقیق بنیادی است که در آن به روش کیفیِ تحلیل مضمون، به شناسائی مؤلفه های هوش معنوی براساس مثنوی معنوی مولانا پرداخته شده است. پس از انجام مراحل مختلف تحقیق، نُه مضمون اصلیِ: تسلیم، صبر، فروتنی، شُکرگذاری، پذیرش تفاوت ها، کُل نگری، نگرش سیستمی، همّت عالی و خودشناسی، شناسائی شد که نشان دهنده اهمیّت اخلاق در شکوفائی هوش معنوی بوده و بیانگر این نکته اساسی است که معیارِ سنجش هوش معنوی انسان، رفتار و کردار وی می باشد.
آژانس تبلیغاتی لئوبرنت در زمره ی برترینهای صنعت تبلیغات جهان است. سه گفت وگو با مدیران ارشد تبلیغاتی لئوبرنت را می خوانید که آموزه های جالبی دارند برای کارگزاران تبلیغات.
در این گفت وگوها، مدیران ارشد آژانس تبلیغاتی لئوبرنت، هم از رفتار حرفه ای می گویند، و هم از زندگی روزمره ی خود. به همین دلیل این گفت وگوها بازتاب کوشش مدیران ارشد آژانس تبلیغاتی لئوبرنت است که در کنار زندگی، همچنان هوشمندانه و خلاق به بالندگی صنعت تبلیغات، و سودآوری صاحبان کسب وکارها می پردازند.
مدیران ارشد آژانس تبلیغاتی لئوبرنت که در این گفت گوها از خود، گرایش به حضور در صنعت تبلیغات، فعالیت حرفه ای، برقراری تعادل کار با زندگی سخن می گویند. این مدیران عبارتند از:
1) تام برناردن، رئیس جهانی لئوبرنت
2) آلیسون مک کانل، مدیر بازاریابی جهانی لئوبرنت
3) جارک زیبینسکی، مدیرعامل لئوبرنت در آسیا و اقیانوسیه
هدف این مطالعه موردی، کاوش پیشایندهای طرد سازمانی و روابط سلسله مراتبی آنها در قالب یک مدل ساختاری تفسیری در سازمانی دولتی بود. به این منظور، پس از مطالعه ادبیات پژوهش و شناسایی پیشایندهای یادشده و گنجاندن آنها در پرسشنامه نیمه بسته ای مبتنی بر طیف لیکرت، پرسشنامه طبق نمونه گیری مفهوم میان 19 نفر از اعضای مطلع از پدیده مورد مطالعه در یک سازمان دولتی در رفسنجان توزیع شد. در ادامه، با استفاده از تحلیل فازی، گویه ها غربال و پس از مقوله بندی برای کشف مدل در سنجه ای مربوط به مدل یابی ساختاری تفسیری قرار داده شدند. طبق نتایج به دست آمده از تحلیل داده های سنجه اخیر، در مجموع 8 عامل در 5 سطح (سطح اول: نبود نظام برون سازمانی پایش و حسابرسی مدیریت؛ سطح دوم: ویژگی های کژکارکردی مدیریت سازمان؛ سطح سوم: فرهنگ سازمانی گسسته منسجم نما و ضعف نظام های مدیریتی درون سازمانی؛ سطح چهارم: ویژگی های مطرود، جو تاریک سازمان و گسست میان طرفین طرد؛ سطح پنجم: کج رفتاری با مطرود) به عنوان پیشایندهای طرد در سازمان مورد مطالعه شناسایی شدند.
هدف از این تحقیق مطالعه تاثیر پیاده سازی تکنیک تجزیه و تحلیل حالات خطا و آثار آن در فرآیند(PFMEA) بر بهبود اثربخشی کلی تجهیزات(OEE) در یک کارخانه تولید قند است. ابتدا میانگین اثربخشی کلی تجهیزات در هشت هفته ی کاری متوالی به عنوان پیش آزمون استخراج گردید. سپس انواع خطاهای بالقوه در فرآیند تولید شناسایی و سه پارامتر شدت خطا، احتمال وقوع خطا و احتمال کشف خطا برای هر حالت خطا بصورت مقیاس های کلامی و با استفاده از توافق جمعی تعیین گردید و با ضرب مقادیر عددی دفازی شده ی متناظر این سه پارامتر در همدیگر، میزان عدد اولویت هر خطا محاسبه گردید. در مرحله ی بعد بوسیله ماتریس شدت-وقوع و جدول رتبه بندی ریسک، 24 خطای اولویت دار مشخص شد. سپس راهکارهای مناسب برای کاهش اثرات و یا حذف خطاهای اولویت دار تعیین و پیاده سازی اقدامات اصلاحی و مداخلات لازم در طول هشت هفته ی کاری برنامه ریزی شد. در مدت اجرای مداخلات و در پایان هر هفته اثربخشی کلی تجهیزات به عنوان پس آزمون محاسبه شد. در پایان رابطه ی بین تغییرات عدد اولویت خطا(RPN) و OEE در قالب همبستگی پیرسون مورد مطالعه قرار گرفت.
شرایط اقتصادی مختلف نیازمند سیاست های گزارشگری مربوط به خود است. به همین دلیل انتظار می رود در زمان آشفتگی مالی شرکت ها، رویکرد مدیران برای گزارش سود متفاوت باشد. عوامل محیطی نیز می تواند بر این مساله تاثیرگذار باشد. این پژوهش به بررسی رابطه مدیریت سود و آشفتگی مالی شرکت ها در بورس اوراق بهادار تهران و به طور خاص بررسی این رابطه در زمان بحران مالی جهانی سال 2008 پرداخته است. نمونه مورد بررسی شامل 73 شرکت بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1384 تا 1390 می باشد. نتایج رگرسیون های چندگانه نشان می دهد که بین مدیریت سود و آشفتگی مالی رابطه معنی داری وجود ندارد و این رابطه در زمان دوره بحران مالی جهانی نیز تغییری نداشته است.
هدف مقاله حاضر بررسی تاثیر مدیریت حسابرسی بر توانایی کشف مدیریت سود توسط حسابرسان می باشد. مدیریت حسابرسی شامل استفاده راهبردی صاحبکار از انواع مختلفی از تکنیک ها به منظور عدم شناسایی یا کاهش احتمال شناسایی سودهای مدیریت شده در طی حسابرسی می باشد. مدیریت حسابرسی شامل انواعی از روشها از جمله استفاده از تاکتیک های انحرافی وتوجه برگردانها می باشد. تاکتیک های انحرافی روش هایی برای هدایت توجه حسابرسان به بخش های دیگر می باشد (بخش های دیگر که در آن بخش ها مدیریت سود و یا تقلب صورت نگرفته است). پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی به روش آزمایشی می باشد که در آن سرپرستان ارشد سازمان حسابرسی به انجام روش های تحلیلی می پردازند. در این پژوهش جهت آزمون فرضیه ها و ارائه نتایج اصلی پژوهش از روش های آمار توصیفی، آزمون تی و آزمون جانکهیر ترپسترا استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد که احتمال کشف مدیریت سود توسط حسابرسان موقعی که توسط صاحبکار به سمت حسابهای پاک (فاقد اشتباه) منحرف می شوند کمترین احتمال و موقعی که به سمت سایر اشتباهات (عدم تاثیر بر روی مدیریت سود) منحرف می شوند بیشترین احتمال و در سایر موارد بین این دو احتمال قرار دارد. همچنین شکاکیت بیشتر حسابرس، موجب افزایش احتمال کشف مدیریت سود خواهد شد.
در این تحقیق برای ارزیابی عملکرد پایدار بانک، از چارچوبی بر پایه رویکرد مطلوبیت چندگانه ارائه شده توسط ریبی و همکاران، استفاده شده است و سعی شده عملکرد بانک از دیدگاه هر یک از گروه های ذینفع و با در نظر گرفتن معیارهای گوناگون مدنظر آنان ارزیابی گردد. از این منظر یک بانک پایدار، بانکی است که به سطح معینی از رضایت کلی برای همه افراد و گروه های ذینفع خود دست یابد. در این تحقیق، به دو سؤال اساسی پاسخ داده شده است: کیفیت عملکرد بانک های مورد مطالعه براساس معیارهای مدنظر هر یک از گروه های ذینفع چگونه است؟ و عملکرد پایدار بانک های مورد نظر، براساس تابع مطلوبیت چند شاخصه چگونه است؟ برای سنجش عملکرد بانک، چهار گروه ناظران، سهام داران، مشتریان و مدیران- کارکنان به عنوان ذینفع تعیین شده اند که با استفاده از تابع مطلوبیت چند شاخصه میزان رضایت هر یک از آنان و در نهایت پایداری هر بانک برآورد گردیده است. طبق نتایج به دست آمده از میان بانک های مورد مطالعه، بانک ملت پایدارترین بانک ایران بوده است. پس از آن بانک های تجارت، صادرات، پارسیان، پاسارگاد و اقتصادنوین به ترتیب رتبه های دوم تا ششم را به خود اختصاص داده اند. نتایج نشان می دهد بانک های خصوصی شده طبق اصل 44 از پایداری بیش تری نسبت به بانک های از ابتدا خصوصی برخوردار بوده اند.