گسترش و استفاده افراطی ماهواره ها با کارکرد متنوع خود و دگرگون سازی های پیوسته اش سبب آسیب پذیری این رساله شده است. ارائ ه ی محتوایی متعارض با فرهنگ ایرانی را می توان ویژگی دیگر این ابررسانه خواند. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی کارایی و کاربردهای تکنولوژی های نوین به عنوان نمونه فتوگرامتری UAV در برآورد جمعیت تحت تأثیر شبکه های ماهواره ای می باشد. به منظور تهیه و تولید نقشه های مورد نیاز، عکس های پهپاد با استفاده از نرم افزار Agisoft PhotoScan استانداردسازی و پردازش شده و در نهایت با استفاده از نرم افزار ArcGIS، تبدیل به نقشه گردید. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که چگونه توانمندی روش و تکنولوژی نوین UAV می تواند در امر آنالیزهای فرهنگ شهری راهگشا باشد و با استفاده از روش فتوگرامتری پهپاد می توان با تعیین موقعیت قرارگیری دیش های ماهواره، جهت دیش، تعداد LNBها و تعداد شبکه هایی که روی هر ماهواره نصب می گردد و با توجه به ماهیت آن شبکه ها ابعاد تأثیرگذار را شناسایی و حتی میزان تأثیرپذیری جمعیت مورد مطالعه را در جزئی ترین سطوح شهری و در واحد ملکی، از شبکه های ماهواره به صورت خاص و در امواج مختلف اقتصادی، فرهنگی و سیاسی شناسایی نمود.
هدف: هدف از مقاله حاضر توسعه مدل نمایندگی رفتاری با بهره گیری از تمرکز بر نقش تعدیل کننده مدیران زن بر رابطه میان انگیزه های ریسک پذیری و ریسک "سیستماتیک در برابر غیرمتعارف(ویژه)" و پیامدهای عملکرد می باشد. روش: این پژوهش با استفاده از داده های سالانه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره 1391تا 1397 انجام پذیرفت. جهت آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون خطی چند متغیره مبتنی بر داده های تابلویی بهره گرفته شده است. یافته ها: نتایج فرضیه اول نشان می دهد تأثیر نقش تعاملی مدیرعاملان زن بر ارتباط بین دلتا و ریسک غیر سیستماتیک در مقایسه با روابط ریسک سیستماتیک منفی و معنادار می باشد. همچنین نتایج فرضیه دوم نشان می دهد مدیران زن تأثیر مستقیمی بر رابطه بین مشوق های اختیاری مدیران (دلتا) و عملکرد شرکت دارند. نتیجه گیری: نتایج حاصل حاکی از حاکم بودن وضعیت بسیار محافظه کارانه، و گریزان از ریسک در مورد مدیران زن در زمانی است که مشوق های اختیاری به ازای ریسک غیرمتعارف به آن ها اعطاء می شود. همچنین، نتایج حاصل تأیید می کنند که مدیران زن کمتر مایل به مواجهه با زمینه های برخوردار از ریسک سیستماتیک می باشند، اگرچه محافظه کارتر هستند، اما منجر به افزایش عملکرد شرکت می شوند.
کنترلهای داخلی باکیفیت، ابزاری برای دستیابی به عملکرد بهتر و عاملی برای شناسایی ریسک، پیشگیری از تقلب و دستکاری در صورتهای مالی میباشد. هدف اصلی پژوهش بررسی تأثیر شدت ضعف در کنترلهای داخلی بر کیفیت سود شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد. در این راستا، دادههای پژوهش در بازه زمانی بعد از تصویب دستورالعمل کنترلهای داخلی، طی سالهای 1391 تا 1395 جمعآوری گردید. برای آزمون فرضیههای پژوهش، 140 شرکت (700 مشاهده سال_شرکت) با استفاده از رگرسیون حداقل مربعات معمولی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج فرضیه اول پژوهش نشان داد که ضعف در کنترلهای داخلی تأثیر منفی و معناداری بر کیفیت سود دارد. به بیان دیگر، وجود ضعف در کنترلهای داخلی کیفیت سود شرکتها را کاهش میدهد. در ادامه، نتایج فرضیه دوم پژوهش نشان داد که شدت ضعف در کنترلهای داخلی مرتبط با قسمت حسابداری شرکت اثر منفی و معناداری بر کیفیت سود دارد و بین شدت ضعف در کنترلهای داخلی مرتبط قسمت غیرحسابداری شرکت و کیفیت سود رابطه معناداری وجود ندارد.
امروزه تغییرات سریع در محیط و کوتاه تر شدن چرخه عمر محصولات و افزایش رقابت باعث شده است که سازمان ها برای ماندگاری در محیط به دنبال راه حل های جدید باشند. در چنین شرایطی توجه به عواملی همچون سرعت نوآوری، تسهیم دانش، رهبری دانش و تسهیم دانش به آن ها کمک می کند تا خود را با تغییرات محیطی انطباق داده و در صحنه رقابت باقی بمانند. در این پژوهش، تأثیر رهبری دانش و سرمایه اجتماعی به واسطه تسهیم دانش بر سرعت نوآوری در شرکت عالیس بررسی قرار گرفته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش پژوهش، پیمایشی- همبستگی است. جامعة آماری تحقیق حاضر شامل کارکنان شرکت عالیس در شهر مشهد است. براساس حجم جامعه، نمونه ای متشکل از 300 نفر از طریق فرمول کوکران، با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. تجزیه وتحلیل به کمک روش مدلسازی معادلات ساختاری(SEM) و نرم افزار Amos صورت پدیرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که معادلات ساختاری به کار گرفته شده، مدل نظری قوی برای پیش بینی سرعت نوآوری از طریق رهبری دانش، سرمایه اجتماعی و تسهیم دانش است. همچنین تأثیر معنی دار سرمایه اجتماعی بر سرعت نوآوری به واسطه تسهیم دانش مورد تائید قرار گرفت.
امروزه تمرکز بر شغل به صورت مستمر و مداوم توسط فرد، از نشانه های ثبات شغلی است که این تمرکز به یکنواختی و تکراری شدن مشاغل نیز منجر می شود، لذا متخصصان منابع انسانی از گردش شغلی برای جابه جایی و آشناسازی نیروهای انسانی درون سازمانی استفاده می کنند تا با این اقدام علاوه بر ایجاد انگیزه در منابع انسانی، به مدیریت استعداد و جانشین پروری نیز بپردازند. پژوهش حاضر با هدف بررسی امکان استقرار نظام گردش شغلی در بانک رفاه کارگران انجام شد. روش این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی بود که برای جمع آوری اطلاعات از روش های پیمایشی استفاده شد. بدین منظور، پرسشنامه ای برای امکان سنجی استقرار نظام گردش شغلی طراحی شد که با پایایی کل 85/0که از طریق آزمون آلفای کرونباخ به دست آمد، تأیید شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدیران و کارکنان بانک رفاه کارگران در سطح کشور به تعداد 10561 تشکیل دادند که 372 نفر به عنوان نمونه برآورد شدند. البته برای جلوگیری از ریزش نمونه و رسیدن به تعداد واقعی نمونه، تعداد بیشتری پرسشنامه توزیع شد که ازاین میان 423 پرسشنامه جمع آوری شد. پس از تجزیه وتحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS-LISREL، یافته های حاصل از آزمون t تک نمونه ای و ضریب بار عاملی نشان داد که امکان استقرار نظام گردش شغلی در کلیه مؤلفه ها به جز در زمینه قوانین و مقررات، در بانک رفاه کارگران فراهم است.
مسائل و مشکلات مرتبط با صورت های مالی، سبب مطرح شدن ابهاماتی در مورد نقش و وظایف هیأت مدیره و همچنین کمیته حسابرسی در گزارشگری مالی شده است. تجدید ارائه صورت های مالی نشان می دهد که به احتمال زیاد صورت های مالی دوره های گذشته، طبق اصول عمومی حسابداری ارائه نشده است. به علاوه ممکن است تعدیلات مزبور مبین ضعف در سیستم کنترل داخلی شرکت باشد که از وظایف مهم مدیران محسوب می شوند. انتظار می رود در یک بازار کار مدیریت کارا، مدیرانی که وظایف مدیریتی خود را به صورت مؤثر انجام می دهند به عنوان پاداش، مزایا و فرصت های مدیریتی دریافت کنند و آنانی که عملکرد ضعیفی دارند با از دست دادن موقعیت و منافع آتی خود، جریمه شوند. در پژوهش حاضر پیامدهای تجدید ارائه صورت های مالی به عنوان شکست گزارشگری برای مدیران غیرموظف با تأکید بر کمیته حسابرسی مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور تعداد 43 شرکت به عنوان نمونه اصلی و 43 شرکت هم به عنوان گروه کنترل در فاصله زمانی سال های 1391 تا 1394 در بورس اوراق بهادار تهران نظر گرفته شده است. با عنایت به نتایج پژوهش، تجدید ارائه صورت های مالی باعث جریمه های بازار کار برای مدیران غیرموظف نشده است.
همپایی فرایندی است که طی آن کشورهایی که از مرز فناوری عقب هستند، شکاف فناورانه خود را با کشورهای پیشرفته جبران کرده و می توانند در سهم بازار هم با آن کشورها رقابت کنند. در فرایند همپایی، کشورهای مختلف مسیرهای متفاوتی را طی کردند که برخی منجر به موفقیت و برخی منجر به شکست شده است لذا وجود یک استراتژی و چارچوب مناسب و داشتن سطح مناسبی از قابلیت های فناورانه و ظرفیت جذب، ضروری است. با توجه به وجود ادبیات گسترده و نبود چارچوبی برای همپایی، هدف این پژوهش استخراج چارچوبی مبتنی بر مرور نظام مند مقالات و تحلیل آنها مبتنی بر روش فراترکیب و نظریه داده بنیاد است. این چارچوب از مطالعه و تحلیل 90 مقاله چاپ شده تا سال 2018 در حوزه مدیریت و کسب و کار در مجلات Q1 و Q2 اسکوپوس یا JCR ، استخراج شد تا در نهایت، چارچوبی برای همپایی فناورانه ارائه شود. این چارچوب بر اساس فرایند داده بنیاد و با ترکیب پژوهش های پیشین مدلی پارادیمی ارائه داده است. در نهایت نیز سه رویکرد کلی برای همپایی شامل رویکرد استقلال، همیاری و مشارکت معرفی شد و هر یک از 6 مقوله مدل پاردایمی برای این سه رویکرد توضیح داده شد. نتایج این تحقیق علاوه بر مدل پارادایمی، خلاء های ادبیات را نیز مشخص کرده است.