امروزه اصطلاح «تولید علم» در ادبیات کشور جایگاه ویژه ای پیدا نموده است؛ به طوری که نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری اذهان همه سیاستگذاران و برنامه ریزان امور علمی و پژوهشی کشور را به خود مشغول نموده است و در سند چشم انداز و افق های آرمانی کشور ، ارتقاء تولید علم و احراز جایگاه برتر علمی در منطقه، هدف گذاری شده است. از اینرو ایران برای به دست آوردن جایگاه برتر علمی در منطقه ناگزیر است مرزهای دانش افزایی و تولید علم را گسترش داده و مدیریت تولید علم را به منزله یکی از استراتژیک ترین اهداف خود در نظر گیرد. در این میان دانشگاه ها به مثابه مهم ترین موتور اقتصاد دانش محور، نقشی اساسی در توسعه علمی جامعه دارند. مادامی که سیستم دانشگاهی از حالت مصرف گرایی علم به سیستم تولید کننده علم تبدیل نشود، تاثیر چندانی نه در جامعه علمی جهانی که درجامعه خود نیز نخواهد گذاشت. از این رو، از چشم انداز این پژوهش، داشتن مدلی منسجم برای مدیریت دانش، می تواند تضمینی باشد که روزی دانشگاه های ما نیز درشمار تولیدکنندگان اصیل علم قرار گیرند. از اینرو در پژوهش حاضر تلاش شده است تا ارتباط میان عوامل مدیریت دانش، از قبیل توانمندسازها، فراگردها و عملکرد سازمانی بررسی شود و در نهایت مدل منسجمی از مدیریت دانش برای بهبود عملکرد سازمانی ارائه گردد.
در عصر ما که عصر شتاب و سرعت، دگرگونی و تغییر است، نو آوری به عنوان نیاز اساسی برای محیط پیچیده و پویای معاصر در آمده است.افزایش رقابت، شرایط متغیر و بین المللی ، نو آوری را به عنوان پیش نیاز اجتناب نا پذیر برای رشد، موفقیت و بقاء هر سازمان عمومی و خصوصی در آورده است. درخصوص نو آوری مطالعات زیادی در سطح بین المللی انجام گرفته است این پژوهش ها نشان می دهد که عوامل متعددی باعث افزایش نوآوری مدیریتی می گردد. اما این که ارزشهای مدیریتی تا چه میزان بر روی نوآوری مدیریتی تاثیر می گذارد چندان مورد توجه قرار نگرفته است. لذا این پژوهش این ادعا را مورد آزمون قرار داده است که ارزش های مدیریتی ضمن تاثیر گذاری مستقیم بر نوآوری مدیریتی خود نیز از جو سازمانی متاثر می شود و جو سازمانی نیز از طریق ارزش های مدیریتی نوآوری مدیریتی را تحت تاثیر قرار می دهد.
فشار روانی، یکی از مشکلاتی است که بشر، طی قرون متمادی به آن مبتلا بوده است. اما به نظر می رسد با پیشرفت فن آوری، نه تنها از میزان فشارهای روانی- اجتماعی کاسته نشده، بلکه بر میزان و شدت آن نیز افزوده شده است. آنچه که باعث شده توجه زیادی در سال های اخیر به این اختلال شود تاثیر مخرب آن روی زندگی، کار، روابط بین فردی و سایر شئونات فردی و اجتماعی انسان ها می باشد. محیط شغلی و فشارهای روانی شغلی می توانند باعث ایجاد بیماری روانی در کارکنان شوند و یا روند ایجاد بیماری روانی را تسریع نمایند. بدنبال تجربه شغلی، فرد به بیماری روانی مبتلا و از کار افتاده و ناتوان می گردد. یگان های نظامی به دلیل ویژگی ذاتی خود با محیط ها و شرایط فشار زای بیشتری در ارتباط هستند، لذا نیروهای نظامی در معرض آسیب پذیری بیشتری نسبت سایر اقشار جامعه هستند. فرماندهان با آشنایی با فشار روانی و راه های کاهش آن در یگان خود می توانند موجب حفظ و ارتقای توان رزمی شده و نیروهای خود را از ابتلاء به مشکلات روانی، جسمی و رفتاری حفظ نمایند. در این مقاله با مروری بر مفهوم فشار روانی، سعی گردیده با ارایه نتایج تعدادی از تحقیقات داخلی که روی کارکنان نظامی و غیرنظامی صورت گرفته، به تبیین آثار آن بر نیروهای نظامی و همچنین راهبردهای مقابله و کاهش فشار روانی در سازمان بپردازد.
سازمان در طی فعالیت خود با انواعی از مسائل و مراحل مواجه است که ناگزیر از تصمیم گیری است. برخی از تصمیم گیری ها چنان به راحتی صورت می گیرند که شایان توجه نیستند، اما در مقابل مسائلی نیز در مسیر فعالیت سازمان به وجود می آید که تصمیم گیری در مورد آنها مدت زمان طولانی می طلبد و چه بسا تعلل در شناخت راههای تصمیم گیری بهتر، عواقب جبران ناپذیری را برای سازمان به بار می آورد. از عوامل مؤثر در افزایش قدرت تصمیم گیری می توان به انضباط اشاره کرد. پیچیده تر شدن روزافزون سازمان ها و افزایش میزان کارهای غیرانضباطی، غیرقانونی و غیرمسئولانه در محیط های کاری توجه مدیران و صاحبنظران را به بحث انضباط کار و مدیریت انضباط معطوف ساخته است. برنامه های انضباط به سازمان ها کمک می کند تا ضمن پرهیز از شرایط آشفته، بهترین گزینه را برای حفظ منافع سازمان انتخاب کنند. سازمان های نظامی به عنوان خاستگاه اصلی دو مقوله ی انضباط و تصمیم گیری نیازمند توجهی ویژه به آنها بوده ودر تلاش برای یافتن نقاط تلاقی این دو مفهوم می باشند. در این مقاله ضمن تشریح مختصر تصمیم گیری وانواع آن؛ مدیریت انضباط که یکی از زمینه های علمی مدیریت به شمار می رود را در سازمان های نظامی وغیر نظامی مورد بررسی اجمالی قرار خواهیم داد.
یکی از جدیدترین معیارهای ارزیابی عملکرد شرکتها، معیار ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده است. بر اساس این معیار ، ارزش شرکت به دو عامل بستگی دارد: بازده سرمایه و هزینه سرمایه بکار گرفته شده شرکت. بنابراین، تفاوت بین ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده و سایر معیارهای ارزیابی عملکرد در این است که تلاش می شود تا هزینه کلیه منابع تأمین مالی در نظر گرفته شود. هدف از این پژوهش بررسی میزان همبستگی ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده با ارزش بازار سهام شرکتها و مقایسه آن با میزان همبستگی دو شاخص مهم دیگر حسابداری یعنی سود قبل از بهره و مالیات و جریان نقدی فعالیتهای عملیاتی با ارزش بازار سهام شرکتها است.به عبارت دیگر، آیا ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده نسبت به دو شاخص دیگر قادر به توصیف بهتر ارزش بازار سهام شرکتها است؟ به منظور پاسخگویی به این سوال ، شرکتهای صنایع مواد غذایی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در نظر گرفته شد و آزمونهای آماری لازم به اجرا درآمد. نتایج پژوهش بیانگر این است که در سطح اطمینان 95% می توان ادعا کرد که ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده و جریانهای نقدی عملیاتی همبستگی یکسانی را با ارزش بازار نشان می دهند. این در حالی است که سود قبل از بهره و مالیات نسبت به دو معیار دیگر همبستگی بیشتری با ارزش بازار سهام دارد.
یکى از چالش هاى اساسى حوزه ی سلامت شناسایی عامل تعیین کننده ی مقدار منابعى ست که کشور براى مراقبت هاى سلامت اختصاص مى دهد. اغلب اوقات سهم هزینه های درمانی و بهداشتی از تولید ناخالص داخلی(GDP) در کشورهای توسعه یافته بیشتر از کشورهای توسعه نیافته است. سهم و اهمیَت GDP در نوسانات هزینه های سلامتی در میان کشورها یا مناطق مختلف در طراحی سیاست ها در بخش سلامت مهم است.
روش بررسی :این مقاله رابطه میان هزینه هاى سلامت و درآمد ناخالص داخلی را براى یک نمونه 13تایى از کشورهاى خاور میانه و شمال آفریقا(منا) در سال هاى(2005-1995) با استفاده از تحلیل هاى هم انباشتگى بر اساس داده هاى تلفیقى(پانل) مورد بررسى قرار مى دهد.
یافته ها: هرچند دو متغیَر هزینه هاى سلامت و تولید ناخالص داخلى در این گروه کشورها مانا نیستند اما هنوز یک رابطه ی تعادلى بلند مدت میان این دو متغیَر وجود دارد. شواهدى مبنى لوکس بودن مراقبتهاى سلامت در این منطقه در کوتاه مدت و حتَى بلندمدت مشاهده نمى شود.
نتیجه گیری: بر خلاف شواهد حاصله از سایر کشورها و مناطق، کشش درآمدی کالای سلامت در منطقه ی منا کوچکتر از یک است بطورى که این کالا لوکس تلقى نمى شود. لذا انتظار نمى رود با افزایش درآمد ناخالص داخلی، این کشورها سهم بیشترى از درآمد شان را به هزینه هاى سلامت اختصاص دهند. برآورد ضریب تعدیل نیز دلالت بر چسبندگى هاى بالا در هزینه هاى سلامت این کشورها در مواجه با تکانه هاى درآمدى دارد. بدین ترتیب اهتمام بیشتر در جهت افزایش کارایى هزینه هاى سلامتى موجود از اهمیَت ویژه اى در این کشورها برخوردار است. "
هدف این تحقیق بررسی این مطلب است که آیا گزارشات توجیهی افزایش سرمایه که طبق ماده 161 اصلاحیه قانون تجارت تنظیم و براساس بخش 340 استانداردهای حسابرسی ایران توسط حسابداران رسمی مورد رسیدگی و اظهارنظر قرار می گیرد، چارچوبی مشخص برای تهیه و ارائه دارد، یا خیر. ضمناً، در ادامه تلاش شده است برمبنای اجماع نظرات اعضای جامعه حسابداران رسمی ایران چارچوبی اولیه برای تهیه این گزارشها معرفی شود. جهت گردآوری اطلاعات مورد نیاز برای آزمون فرضیه ها، از نظرسنجی و فیش برداری استفاده شده است. بدین منظور، 154 پرسشنامه گردآوری شده و 20 گزارش توجیهی افزایش سرمایه شرکتهای بورسی مربوط به سالهای 1385 لغایت 1387، مورد بررسی قرار گرفت. جهت آزمون فرضیات اطلاعات نیز از آزمون خی دو استفاده شد. نتایج کلی تحقیق نشان داد که فرضیه اول مبنی بر این که نبود چارچوب سبب می شود گزارشهای توجیهی افزایش سرمایه فاقد محتوای اطلاعاتی یکسان باشند، براساس نمونه جامعه آماری اول و نمونه جامعه آماری دوم در حدود اطمینان 99 درصد پذیرفته شد. فرضیه دوم نیز مبنی بر این که نبود چارچوب سبب می شود گزارشهای توجیهی افزایش سرمایه بدون ارائه تکنیکهای معمول ارزیابی پروژه ها ارائه گردند، براساس نمونه جامعه آماری اول در حدود اطمینان 99 درصد و برمبنای نمونه جامعه آماری دوم، در حدود اطمینان 95 درصد پذیرفته شد. پس از جمع بندی و تحلیل اطلاعات گردآوری شده و نتایج تحقیق، فهرست اطلاعات لازم الافشا در گزارشهای توجیهی افزایش سرمایه مشخص و ارائه گردید.
موضوع کارائی شرکت ها از مباحث مهم در تصمیم گیری مدیران جهت اجرای برنامه های استراتژیک می باشد. مطالعه رابطه بین کارائی شرکت ها با بازده سهام آنها و تعیین روش هائی جهت اندازه گیری کارائی در تحقیقات مختلف ی م ورد ت وجه بوده است. در این تحقیق با استفاده از مدل تحلیل پوششی داده ها که یک روش ریاضی نا پارامتریک جهت اندازه گیری کارائی نسبی شرکت ها ست و مدل های اصلی آن شامل BCC و CCRمی باشد، میزان کارائی نسبی شرکت های صنعت سیمان و معدن حاضر در بورس اوراق بهادار تهران اندازه گیری و با استفاده از تحلیل رگرسیون، ارتباط اعداد کارائی فنی با بازده سهام سالیانه این شرکت ها طی دوره زمانی 1382 تا 1386 مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد در شرکت های فوق رابطه ای بین این دو سری متغیرهای یاد شده وجود ندارد
در سازمان های نوین استقرار تفکر کارآفرینی و استفاده از آن امری اجتناب ناپذیر است. و بینش و توانایی موسسان است که عامل تولد و مرگ سازمان هاست. پرورش و تقویت روحیه کارآفرینی در سازمان مستلزم فراهم آوردن بستری مناسب است و یکی از بسترهای لازم ساختار و تشکیلات سازمانی مناسب می باشد. بنابراین تحقیق حاضر با هدف مشخص کردن و شناسایی ابعادی از ساختار سازمانی که می توانند با کارآفرینی سازمانی رابطه داشته باشند انجام گرفته است. پژوهش حاضر از نظر روش، توصیفی-پیمایشی از انواع همبستگی بوده و نیز از لحاظ ماهیت مساله و هدف تحقیق کاربردی محسوب می شود. جامعه آماری در این پژوهش شامل 193 نفر از کارکنان و کارشناسان دارای تحصیلات دانشگاهی می باشد که تعداد 130 نفر از آنها به وسیله فرمول های آماری به عنوان نمونه انتخاب شده و پرسشنامه بین آنها توزیع گردید تا فرضیات پژوهش مورد بررسی قرار گیرد. در نهایت فرضیات مورد تایید قرار گرفت و نتایج پژوهش حاکی از این بود که پیچیدگی و رسمیت و تمرکز با کارآفرینی سازمانی رابطه معکوس (منفی) دارند. و در بین سه متغیر تمرکز بیشترین ارتباط و پیچیدگی کمترین ارتباط را با کارآفرینی سازمانی دارد.
رابرت جی بارو استاد اقتصاد در دانشگاه هاروارد و همکار ارشد موسسه هوور دانشگاه استانفورد است. او در سال 1944 در شهر نیویورک به دنیا آمد و مدرک کارشناسی در فیزیک را از موسسه فن آوری کالیفرنیا و دکتری اقتصاد را از هاروارد دریافت کرد. پروفسور بارو یکی از سرشناسترین اقتصاددانان جهان است و در هر جنبه ای از اقتصاد کلان پژوهش هایی انجام داده است اما تمرکز پژوهشی او در سالهای اخیر بر رشد اقتصادی و تعامل اقتصاد و دین بوده است. وی در حال حاضر سرگرم بررسی فجایع نادر- مثل جنگ های جهانی، بحران های بزرگ اقتصادی، بیماری های اپیدمیک و بلایای طبیعی- بر بازارهای سهام و سایر بازارهای دارایی است. علاوه بر بسیاری کتب و مقالات عالمانهای که نوشته است دو کتاب «تکلیف را روشن کنیم: بازارها و انتخاب ها در جامعه آزاد» (انتشارات MIT، 1996) و «هیچ چیز مقدس نیست: اندیشههای اقتصادی برای هزاره جدید» (انتشارات MIT، 2002) با زبانی غیرفنی، اهمیت حقوق مالکیت و بازارهای آزاد را برای رسیدن به رشد اقتصادی و سطح بالای زندگی توضیح میدهد. او به تازگی نگارش کتابی جدید در سطح اقتصاد کلان میانه با عنوان «اقتصاد کلان: رویکردی جدید» را به پایان رسانده است که توسط انتشارات تامسون لرنینگ منتشر میشود. مقالات وی در هفته نامه بیزینس ویک و روزنامه وال استریت ژورنال، تحلیلهای قابل فهم عامه در طیف وسیعی از موضوعات جاری اقتصادی ارائه میکند
"در مدلهای C2B از تجارت الکترونیکی، اعتماد مشتریان یکی از فاکتورهای کلیدی و از عناصر اصلی موفقیت در تجارت الکترونیکی است تا آنجا که بسیاری از صاحبنظران کلید موفقیت در تجارت الکترونیک را ایجاد و استقرار فراگرد مطمئن و مورد اعتماد برای خریدار میدانند. با وجود این معنا و مفهوم اعتماد مشتری در تجارت الکترونیک و ابعاد و عوامل مؤثر بر آن در هالهای از ابهام قرار دارد.
موضوع این تحقیق بررسی عوامل مؤثر بر اعتماد مشتری در تجارت الکترونیک است. در این راستا فرضیههای تحقیق در چارچوب عوامل فردی، شرکتی و زیرساختی مطرح و بررسی شدند.
جامعه آماریِ تحقیق، مشتریانی هستند که از فروشگاههای الکترونیکی موجود در جامعه مجازی ایرانیان بهصورت الکترونیکی خرید کرده، از میان آنان نمونهگیری تصادفی صورت گرفت. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد که به جز فرضیه مربوط به عوامل فردی ،سایر فرضیههای تحقیق تأیید میشوند."
در این مقاله با فرض قرار دادن رویکرد اقتضایی، سعی شده است، مدلی بر مبنای ریاضیات فازی جهت تعیین ساختار مناسب سازمانی ارایه گردد. مدل معرفی شده پنج مرحله دارد. در مرحله اول یک سیستم فازی طراحی می شود که ورودی های آن را چهار بعد مهم محتوایی سازمان و خروجی آن را شکل های مختلف سازمانی معرفی شده توسط مینتزبرگ، تشکیل می دهند. در مرحله دوم ورودی ها و خروجی ها پس از افرازبندی، به اعداد فازی تبدیل می شوند. قوانین استنتاج (موتور استنتاج) در مرحله سوم تبیین می گردند. در مرحله چهارم فازی زدایی انجام می گیرد. در نهایت مدل طراحی شده در مرحله پنجم آزمون می شود.