کارآفرینی فرایند مرتبط با کشف، ارزیابی و بهره برداری از فرصت ها است که طی آن کالاها و خدمت های نوینی خلق یا ارایه میشود. از این رو تشخیص فرصت به عنوان یکی از مهم ترین تواناییهای کارآفرینان موفق است و به همین دلیل یکی از محورهای پژوهش های کارآفرینی به شمار میرود. فرصت های کارآفرینانه امکان دارد مستقل از فعالیت هایی که کارآفرینان انجام میدهند، وجود داشته باشند و یا شاید به وسیلهی فعالیت های کارآفرینان خلق شده باشند. این مقاله به شناسایی فرصت های کارآفرینانه از منظر کارآفرینی سازمانی پرداخته است نه ایجاد یک کسب وکار جدید. به منظور شناسایی و اولویت بندی فرصت های کارآفرینانهی شرکت قطارهای مسافری رجا، براساس الگوی اولویک، پرسش نامه ای (با آلفای کرونباخ 914/0) در 8 بخش با دو مقیاس سنجش ""رضایت"" و ""اهمیت"" طراحی شد و پس از تایید خبرگان مرتبط با موضوع تحقیق در بین مسافران اکثر مسیرهای شبکه حمل و نقل ریلی کشور توزیع و جمع آوری شد. درنهایت نتایج تحقیق بیان گر وجود فرصت های کارآفرینانه (به ترتیب اولویت) در ایجاد کوپهی معلولان، ارایهی خدمت های اطلاع رسانی در ایستگاه راه آهن، ارایهی خدمت حمل و نقل درب به درب، ارایهی کارت توقف گاه همراه با بلیت، ایجاد کوپه و سالن بازی، ارایهی خدمت الکترونیکی در ایستگاه راه آهن و ارایهی خدمت های اینترنتی است.
در این تحقیق، عوامل مختلف آموزشی که در برنامه ریزی بهبود بهره وری دانشگاه ها موثر هستند و در تحقیقات قبلی شناسایی شده اند، به روش تصمیم گیری گروهی، به صورت زوجی مورد مقایسه قرار گرفته و اهمیت نسبی هر عامل آموزشی نسبت به سایر عوامل تعیین و این عوامل رتبه بندی شده اند. کارشناسان آگاه به مسایل آموزشی دانشگاه ها در واحدهای منطقه 8 دانشگاه آزاد اسلامی که عمدا معاونین مدیران آموزشی و اعضای هیات علمی بوده اند، با استفاده از یک پرسشنامه مقایسات مذکور را انجام داده و با تلفیق نظرات این کارشناسان اهمیت نسبی هر عامل آموزشی و رتبه آنها تعیین شده است. چون تعداد عوامل آموزشی موثر بر بهره وری زیاد و ایجاد هر یک مستلزم هزینه و زمان بسیار زیاد است، با رتبه بندی آنها می توان مهم ترین عوامل مذکور را به ترتیب اهمیت نسبی آنها تعیین و به این طریق استفاده از امکانات و منابع مالی، انسانی و تجهیزات را بهینه نمود. بر اساس این تحقیق، عوامل مرتبط با کیفیت مدیریت دانشگاه و اساتید مهم ترین عوامل آموزشی موثر بر بهره بری دانشگاه ها تعیین شده اند.
رضایت شغلی به عنوان عاملی مهم در پیشبرد اهداف سازمان، افزایش بهره وری و روحیه کارکنان ، ارتقای سطح تعهد سازمانی سلامت فیزیکی و ذهنی و نهایتاً رضایت از زنـدگی در میان کارکنان مطرح می باشد. چابکی سازمانی به عنوان یکی از متغییرها و عوامل تامین کننده رضایت شغلی در سالهای اخیر مطرح شده است. هدف از مطالعه حاضر تعیین رابطه بین چابکی سازمانی و رضایت شغلی کارکنان سازمان های دولتی شهر کرمان می باشد. تحقیق حاضر از نوع پژوهشهای توصیفی و همبستگی است که به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل1915 نفر از کارکنان رسمی سازمان های دولتی شهر کرمان در سال 1389 بوده است و نمونه گیری به روش طبقه بندی منظم انجام شده و تعداد 322 نفر به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه هایی محقق ساخته چابکی سازمان و رضایت شغلی می باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد که بین چابکی سازمانی و زیرمتغیرهای آن یعنی پاسخگویی ، شایستگی ، انعطاف پذیری و سرعت در کار و رضایت شغلی رابطه ای معنادار وجود دارد (P<0/001 ) .
فعالیت های بشری و تغییر در سیمای طبیعی شهر، تفاوتهایی از نظر درجه حرارت بین مناطق مرکزی شهر و حومه آن ایجاد می کند. که به جزیره حرارتی معروف است. این پدیده، به ویژه در شهرهای بزرگ، بیشتر مشهودتر است. هدف این تحقیق، شناخت تفاوت دمایی مناطق مختلف شهر رشت و حاشیه اطراف، به منظور تهیه نقشه دمایی شهر و امکان تشکیل جزیره دمایی در شهر رشت است. عرصه مطالعاتی در این تحقیق، شهر رشت است و برای انجام این تحقیق، ازآمار روزانه در ایستگاه های سینوپتیک موجود در حومه رشت (کشاورزی و فرودگاه) استفاده گردید و برای ارزیابی حرارتی در قسمتهای مختلف شهر نیز نه ایستگاه به کمک شهرداری رشت و اداره هواشناسی استان دایر و در طول جمع آوری داده های روزانه ( بهمن 85 لغایت خرداد 1386 ) استفاده شده است. نتایج حاصل از مقایسه داده-های آمار نشان می دهد که اختلاف دمایی معادل 5 تا 4/6 درجه سانتی گراد بین مرکز جزیره گرمایی با نواحی اطراف در شرایط حداقل دمایی و اختلاف دمایی معادل 3 الی 6/5 سانتی گراد در شرایط دمایی بیشینه به وجود می آید و همچنین بیشینه اختلاف در سطح شهر مربوط به ایستگاه سبزه میدان است که در ماه خرداد در حداقل دما، این اختلاف با 6/4 درجه سانتیگراد به دمای حداکثر می رسد و در همین ماه در حداکثر دما با اختلاف 97/2 درجه سانتیگراد به حداقل رسیده و ثبت شده است. نقشه های هم ارزش دمایی به صورت کنتوری و پهنه بندی در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی ترسیم و مکانهای احتمالی جزیره گرمایی مشخص گردید.
هدف نهایی تمام شرکت های تجاری از انجام فعالیت، کسب سود است. سود در حوزه مالی از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است. به همین جهت، شناسایی و همچنین نوع و شدت عواملی که بر سود تأثیر گذارند، از دیرباز مورد توجه محققین بوده است. پژوهش حاضر به بررسی ارتباط بین سرمایه در گردش و اجزای مختلف سود حسابداری می پردازد. نمونه مورد مطالعه شامل 195 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال های 1383 تا 1387 است. برای آزمون فرضیه ها از روش های مختلف آماری به خصوص رگرسیون چند متغیره استفاده گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که سرمایه در گردش خالص، دارای ارتباط مثبت و معناداری با سود عملیاتی، سود قبل از کسر بهره و مالیات و سود خالص می باشد. این در حالی است که بین سرمایه در گردش ناخالص و هیچ یک از اجزای مختلف سود حسابداری رابطه معناداری وجود ندارد.
موضوع کنترل استراتژیک، به خودی خود پیچیده است و این موضوع در شرکت های هولدینگ دارای پیچیدگی مضاعف است. تحقیقات پیشین، دو متغیر رسمیت و تعداد معیار عملکرد (شفافیت) در کنترل استراتژیک اعمال شده توسط ستاد مرکزی در شرکت های هولدینگ را به صورت نظری مورد توجه قرارداده اند. در این تحقیق سعی شد تا با جمع آوری اطلاعات از شرکت های هولدینگ پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، این موضوع مورد بررسی قرار گیرد و بهبودهای لازم ارائه شود. گرچه آزمون های انجام شده، ارتباط بین رسمیت و تعداد معیارهای ارزیابی به کار گرفته شده در کنترل استراتژیک را با عملکرد بلند مدت شرکت های نمونه تحقیق، تایید نکرده است، اما ترکیب این دو متغیر و ارائه چهار گونه برای کنترل استراتژیک، موجبات اندکی بهبود را در برقراری رابطه بین گونه های کنترل استراتژیک و عملکرد بلند مدت شرکت های هولدینگ فراهم آورد. آزمون تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که در شرکت های نمونه، شرکت هایی از عملکرد بالاتر برخوردار بوده اند که از گونه کنترل رسمی بر مبنای تعداد معیار کم تر استفاده کرده اند. به علاوه، یافته های تحقیق مبین آن است که هر شرکت هولدینگ باید به تناسب نوع تدوین و اجرای استراتژیک خود، از یکی از استراتژی های کنترل استراتژیک استفاده نماید و هماهنگی بیشتر بین این سه مرحله بر مبنای نقاط مرجع استراتژیک پیشنهاد شده، در یک شرکت، به بهبود عملکرد بلند مدت آن شرکت منجر خواهد شد.
برای ارتقای کیفیت خط مشی های عمومی و افزایش ظرفیت آن، کانون های تفکر راهبردی نقشی اساسی دارند و نحوه سازمان دهی آن ها یکی از عوامل تعیین کننده این نقش است. لذا برای شناخت سازمان دهی متناسب با اهداف کانون های تفکر راهبردی و سایر شرایط متغیر محیطی، اقتصادی، اجتماعی و... ضرورت دارد تا در دوره هایی معین در سازمان دهی آن ها بازنگری شود و در هر بازنگری موانعی که در کاهش اثربخشی کانون ها بیشترین نقش را دارند شناسایی شوند وبا رفع آن ها، رقابت و تلاش کانون های تفکر راهبردی برای ارتقای ظرفیت خط مشی های عمومی افزایش یابد. در این راستا برای شناخت سازمان دهی اثربخش کانون ها، موانع سازمان دهی آن ها، از طریق ادبیات تحقیق و مبانی نظری آن احصاء و در قالب پرسشنامه ای بین نمونه ای از اعضای هیات علمی دانشگاه ها توزیع شد. نتایج تحقیق که از آزمون تی و فریدمن به دست آمده است، نشان می دهد که برخی موانع مهم ترین تاثیر را در عدم اثربخشی سازمان دهی آن ها دارد. همچنین بین سازمان دهی کانون ها و اثربخشی آن ها رابطه مستقیم و قوی وجود دارد. از سوی دیگر سه عامل نیز به عنوان موانع سازمان دهی اثربخش کانون ها تلقی نشده و مورد تایید قرار نگرفته اند که در بحث و نتیجه گیری به آن ها پرداخته می شود و در انتها نیز پیشنهادهای تحقیق ارائه می گردد.
پیش بینی سود مدیریت در ایران نوعی افشای اجباری به شمار می رود. ادبیات زیادی در بازار سرمایه بر اهمیت این پیش بینی تاکید می کند. پیش بینی سود هر سهم، تاثیراتی دارد که تغییرات قیمت سهام و واکنش مستقیم بازار سرمایه را در پی دارد. اقلام تعهدی نیز بیانگر جنبه ای کلیدی از گزارشگری الزامی است. اساسا محیطی که شرکتها در آن فعالیت می کنند به علت تغییرات تجاری همواره با بی ثباتی همراه است و به همین سبب مدیران از دورنمای تجاری شرکت ارزیابی درستی ندارند و از این رو نیز خطاهای عادی در افشای آنها اجتناب ناپذیر است.
هدف این پژوهش بررسی رابطه خطای پیش بینی سود سال آینده با اقلام تعهدی سال جاری در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1387-1384، است. در آزمون فرضیه های پژوهش از تحلیل پانلی و تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. نتایج نشان می دهد بین خطای پیش بینی سود مدیریت و اقلام تعهدی ارتباط مثبت هست و در شرکتهایی که در محیط تجاری نامطمئن فعالیت می کنند این ارتباط مثبت قوی تر است.