مقدمه و هدف پژوهش:هدف اصلی این مقاله، بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی در مدیریت دانش است. در این پژوهش، مؤلفه های فرهنگ سازمانی، درگیر شدن در کار، سازگاری، انطباق پذیری و مأموریت می باشند که رابطه آن ها با مدیریت دانش بررسی می شود.
روش پژوهش:تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث روش گردآوری داده ها، توصیفی و از شاخه مطالعات میدانی به شمار می آید. جامعه آماری تحقیق، کلیه کارکنان اداره کل استاندارد گیلان که درگیر در فعالیت های دانشی سازمان هستند، می باشد. حجم نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران، 63 نفر به دست آمد و پرسشنامه ای (با ضریب آلفای کرونباخ=868/0)در اختیار اعضای نمونه آماری قرار گرفت. پس از جمع آوری پرسشنامه ها، تجزیه و تحلیل داده های کمی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS انجام شد.
یافته ها: یافته های تحقیق حاکی از آن بود که هر یک از مؤلفه های فرهنگ سازمانی با مدیریت دانش رابطه بالایی دارند و رابطه انطباق پذیری با مدیریت دانش بیشتر و قوی تر است.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه در نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل آماری، ضرایب همبستگی تحقیق مقداری مثبت می باشد، بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش رابطه مستقیم، معنادار و مثبتی وجود دارد. همچنین، بین چهار ویژگی فرهنگ سازمانی (درگیر شدن در کار، سازگاری، انطباق پذیری و مأموریت) و مدیریت دانش رابطه مستقیم، معنادار و مثبتی وجود دارد؛ ولی رابطه و تأثیر ویژگی انطباق پذیری با مدیریت دانش بیشتر و قوی تر است. بنابراین با حمایت و توسعه بیشتر ویژگی های فرهنگ سازمانی در سازمان می توان به اجرای بهتر مدیریت دانش دست یافت.
مقدمه و هدف پژوهش: جهان هستی از لحاظ نیروی محرکه در بین دو قطب مخالف یکدیگر در حال تعادل است نظیر: مذکر و مؤنث، شمال و جنوب، فعال و غیر فعال، منطقی و شهودی، روشنایی و تاریکی، درونی و بیرونی و... هر کدام از این ابعاد هر چند در ظاهر در مقابل همدیگر قرار دارند اما برای ادامه حیات وابسته به یکدیگر می باشند و ترکیب این اضداد است که باعث تحول و دگرگونی در جهان هستی می شود. بی تردید گرایش یک طرفه جهان به عنوان یک سیستم پویا به هر کدام از این قطب ها باعث بهم خوردن نظم آن و فرو ریختن ساختار پایدار موجود می گردد. انسان نیز به عنوان یک سیستم پویا، همچون جهان هستی برای رسیدن به پایداری، نیازمند ایجاد تعادل در خواسته ها و یا نیروهای محرکه درون خود می باشد که در غیر این صورت رو به فنا و نابودی خواهد بود. هدف تحقیق حاضر آن است تا ضمن شناسایی ابعاد تعادل انسان در یک محیط کسب و کار امروزی زمینه ایجاد تعادل و آرامش را در زندگی پیچیده امروزی فراهم آورد.
روش پژوهش: این تحقیق از لحاظ هدف، یک تحقیق کاربردی بوده و جامعه آماری آن شامل 40 نفر از مدیران منابع انسانی در سازمان های خدماتی و صنعتی می باشد. جهت پالایش شاخص ها و تجمیع نظر خبرگان از رویکرد دلفی فازی بهره گرفته است.
یافته ها: در این تحقیق با توجه به آموزه های اسلامی یازده بعد برای انسان متعادل شناسایی گردیده که شامل یادگیری و دانش اندوزی، کار و تلاش، خانواده، سلامت جسمانی، عبادت، محیط زیست، مسئولیت پذیری اجتماعی، تفکر و تعقل، معرفت، حب الهی و ولایت پذیری بوده که در طی سه مرحله نظرسنجی از خبرگان مورد پالایش و تجمیع قرار گرفته است.
نتایج: نتایج تحقیق حاضر بعد از سه مرحله نظرسنجی از خبرگان منجر به شناسایی شش بعد محوری یادگیری، کار، خانواده، سلامت، معنویت و مسئولیت پذیری اجتماعی گردید که می تواند چارچوب مناسبی جهت تدوین برنامه های توسعه فردی و ارتقای بهره وری سرمایه های انسانی در سازمان های امروزی باشد.
مقدمه و هدف پژوهش: توانمندسازی کارکنان یکی از تکنیک های موثر برای افزایش بهره وری و استفاده بهینه از ظرفیت و توانایی های فردی و گروهی کارکنان در راستای اهداف سازمانی است. در این پژوهش تلاش شده است تا با یک رویکرد کاربردی به مفهوم توانمند سازی کارکنان به توضیح و تبیین ابعاد این مفهوم پرداخته و ابعاد، مؤلفه های توانمندسازی را در سازمان های فرهنگی در قالب یک مدل مفهومی معرفی نماییم.
روش پژوهش: از نظر هدف، با توجه به اینکه نتایج این پژوهش می تواند در ارتقای توانمندی کارکنان سازمان های فرهنگی به کار رود، تحقیق از نوع کاربردی است؛ و از نظر روش گرد آوری اطلاعات، پیمایشی است. برای جمع آوری اطلاعات از ابزار پرسش نامه استفاده شده است.
یافته ها: یافته های حاصل از اجرای آزمون t نشان می دهد، وضعیت مؤلفه های راهبردهای اجرایی، حمایت مدیران، فرهنگ سازمانی و ساختار سازمانی در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران از نظر نمونه مورد پژوهش در حد ضعیفی قرار دارد؛ و مؤلفه های ویژگی های فردی و ماهیت شغل از نظر نمونه مورد پژوهش در حد مطلوبی قرار دارد.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان می دهد: بین تمام متغیرها، همبستگی معناداری وجود دارد؛ لذا مفروضه رابطه خطی بین متغیرها تایید می شود. علاوه بر همبستگی معنادار، هیچ کدام از ضرایب بالاتر از 9/0 نیست و این بدان معنا است که بین متغیرها واریانس مشترک زیادی وجود نداشت لذا در تحلیل از آن ها استفاده شد. بالاترین میزان همبستگی مربوط به رابطه بین ساختار سازمانی و ماهیت شغل است.
مقدمه و هدف پژوهش: خانواده به منزله اصلی ترین نهاد اجتماعی، تأمین کننده نیازهای اساسی انسان است و نقش بی بدیلی در پرورش نسل و انتقال فرهنگ و ارزش ها دارد. از جنبه تاریخی نیز خانواده گرایی در ایران یکی از شاخص های ارزش های نظام فرهنگی بوده است. تغییرات اجتناب ناپذیر دوره جدید می تواند در ساختار و کارکردهای خانواده تأثیرگذار باشد. هدف این پژوهش ترکیب و تلفیق نتایج تحقیقات انجام شده در حوزه خانواده برای شناسایی عوامل مقّوم و عوامل فرساینده خانواده ایرانی است.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روشمطالعه اسنادی از نوع فرا تحلیل است. نمونه آماری 64 اثر پژوهشی مرتبط با موضوع عوامل اثرگذار بر نهاد خانواده می باشد که تا رسیدن به اشباع اطلاعات گردآوری شده است.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که غالب آثار به لحاظ برخورداری از نظریه های رایج دارای پشتوانه علمی است، لیکن به دلیل اتکا به متغیرهای خاص، نوعی تقلیل گرایی در آن ها وجود دارد. در تحلیل نهاد خانواده در زیست بوم فرهنگ ایرانی- اسلامی نیاز به نظریه پردازی جامعی است. در تحلیل نهایی، الگویی مشخص از عوامل تأثیرگذار بر نهاد خانواده که حاصل متغیرهای مورد بررسی محققان می باشد، در 11 محور موضوعی به دست آمد که به ترتیب اولویت بدین قرارند: «عوامل فرهنگی (دراین تحقیق شامل ایمان، عقاید و ارزش های اخلاقی)، تعاملات خانوادگی، سلامت جسمی و روحی، رشد فردی، شیوه اداره زندگی خانوادگی، امور اقتصادی و رفاه مادی، محیط فرهنگی اجتماعی و سیاسی جامعه، اختلاف سنی زوجین، طول مدت زناشویی، خدمات عمومی و حمل ونقل عمومی و ملاحظات بهداشتی جامعه»
مقدمه و هدف پژوهش: هدف اصلی این طراحی الگو جهت سنجش میزان مسئولیت اجتماعی در رسانه ملی می باشد. سؤال اصلی مقاله آن است که چگونه می توان الگویی کمی جهت سنجش و اندازه گیری مسئولیت اجتماعی در رسانه ملی طراحی و ارائه نمود؟
سؤالات فرعی مقاله عبارتند از: شناسایی ابعاد و مؤلفه های مسئولیت اجتماعی، شناسایی میزان اهمیت هر یک از ابعاد و مؤلفه های مسئولیت اجتماعی و طراحی مدل کمی اندازه گیری مسئولیت اجتماعی در رسانه ملی.
در گام بعدی در پاسخ به سؤالات اصلی تحقیق، فرضیات تنظیم شد. سپس با تعیین شاخص به طراحی پرسشنامه ها در راستای سؤالات تحقیق و اهداف تحقیق پرداخته شد. پس از جمع آوری پرسشنامه ها با دو روش توصیفی و استنباطی و از طریق تجزیه و تحلیل آماری پرسشنامه ها به اثبات و یا رد فرضیه ها پرداخته شده است. بنابراین در این تحقیق با استفاده از تکنیک های آماری، داده های خام جمع آوری شده از پرسشنامه طبقه بندی و با استفاده آمار توصیفی در جدول و نمودار نشان داده شد و از طریق آمار استنباطی فرضیه های تحقیق مورد بررسی قرار گرفت.
مقدمه و هدف پژوهش: هدف کلی این تحقیق، بررسی رابطه دبیران واحدهای آموزشی بر اصلاح الگوی مصرف است. در این راستا به نقش دبیر و آموزش و پرورش به عنوان اولین متولی آموزش و به عنوان عامل اثرگذار بر القاء فرهنگ بهینه مصرف در منابع قابل دسترس واحدهای آموزشی خواهیم پرداخت و نوع رابطه همبستگی مصرف بهینه و آموزش ها را بررسی خواهیم کرد.
روش پژوهش: جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و میدانی، ابزار مورد استفاده (پرسشنامه و مصاحبه) در تحقیق، روش شناسی تحقیق از نوع توصیفی و استنباطی است و از نرم افزار spss جهت تجزیه تحلیل اطلاعات استفاده خواهد شد. حجم جامعه آماری تحقیق دبیران و مدیران واحد های آموزشی راهنمایی منطقه 1 تهران می باشد. برای پیدا کردن ضریب همبستگی از فرمول اسپیرمن استفاده شده است.
یافته ها: مدیران آموزش های مستقیم را موثر ارزیابی می کنند و دبیران تاثیرش را کمتر می دانند. تفاوت معنی داراست؛ معلمان و مدیران اثر آموزش های غیرمستقیم را همانند هم ارزیابی می کنند؛ توزیع فراوانی سنجش تفاوت آموزش های مستقیم به تفکیک میزان تحصیلات تفاوت معنا داری با هم ندارند و توزیع فراوانی سنجش تفاوت آموزش های مستقیم به تفکیک سابقه کاری (تجربه) تفاوت معناداری هست.
نتیجه گیری: برای الگوی مصرف، با رعایت معیارها می توان مصرف دانش آموزان مدارس را اصلاح کرد زیرا در ارتباط با خانواده و جامعه هستند در نتیجه با رعایت معیارهای زیر به اصلاح الگوی مصرف در سطح کل جامعه تأثیر گذار خواهد بود و به اعتدال و میانه روی نزدیک شد.
آموزش های غیرمستقیم نسبت به آموزش های مستقیم اثربخش تر هستند بنابراین با قاطعیت می توان گفت آموزش از طریق فرهنگ سازی به عبارت دیگر آموزش های فرهنگی و آموزش غیرمستقیم مهم تر و غنی ترین منبع در آموزش محسوب می شود.
مقدمه و هدف پژوهش: ریسک و بازده دو عنصر اساسی در تصمیم گیری سرمایه گذاران می باشد که بر اساس تحقیقات موجود ریسک کل که تصمیم گیری سرمایه گذار را منجر می گردد متشکل از دو عنصر ریسک عین و ریسک ذهنی می باشد که می تواند تصمیم گیری سرمایه گذاران را تحت تأثیر قرار دهد.
عوامل مختلفی بر ادراک ریسک سرمایه گذاران اثرگذار است که یکی از این عوامل گوناگونی فرهنگی است. بررسی تاثیر مؤلفه های فرهنگی در حوزه مدیریت مالی بر تصمیمات سرمایه گذاران از اهمیت بالایی برخوردار است چرا که برخورداری از فرهنگ های مختلف در مواجهه با قیمت ها و نوسانات قیمتی و اخبار منتشره مهم و غیر مهم سهام رفتار ها و تصمیمات متفاوتی را ایجاب می کند.
روش پژوهش: در این مقاله برای سنجش عوامل فرهنگی مؤثر بر ادراک ریسک سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران پرسشنامه ای با 22 گویه فرهنگی در سه مؤلفه ارزش ها، امکانات و رفتار طراحی شد. در طراحی گویه ها از نظرات خبرگان استفاده شده و طیف پنج تایی لیکرت به کار رفته است. مدل معادلات ساختاری یا تحلیل چند متغیری با متغیرهای مکنون یک رویکرد آماری جامع برای آزمون فرضیه هایی درباره روابط بین متغیرهای مشاهده شده و متغیر های مکنون می باشد که با استفاده از نرم افزار لیزرل 6 صورت گرفته است.
یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که سه مؤلفه «ارزش ها»، «امکانات» و «رفتار» به ترتیب با مقادیر 86/0، 55/0 و 81/0، بر ادراک ریسک سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر دارند. همچنین در مدل اندازه گیری مشاهده می شود که بین ارزش ها با امکانات و رفتار به ترتیب مقدار 47/0 و 7/0 و بین امکانات با رفتار، مقدار 44/0 همبستگی وجود دارد.
نتیجه گیری: چنان که مشاهده شد رابطه بین ادراک ریسک سرمایه گذاران و مؤلفه های سه گانه فرهنگی موثر بر آن و همچنین رابطه بین گویه ها و مؤلفه های سه گانه مؤثر بر ادراک ریسک، معنی دار است.[
مقدمه و هدف پژوهش: سینما، به عنوان یک منبع بزرگ اطلاعات در مورد معلولیت برای میلیون ها نفر از بینندگان عمل می کند و نمایش و بازنمایی معلولیت نیز نقش اساسی در چگونگی موقعیت افراد معلول در جامعه و درک و آگاهی جامعه از معلولیت دارد.
در دهه های اخیر در سایه پیشرفت فرهنگ و علوم، افزایش آگاهی های عمومی و تخصصی، انقلاب اطلاعات و ارتباطات و تلاش های انجمن های حامی افراد معلول شاهد تغییراتی در زمینه الگوهای نگرشی حاکم نسبت به مقوله معلولیت بوده ایم. به طوری که امروزه برنامه ها و اقدام های مربوط به احقاق حقوق افراد معلول یکی از شاخص های رشد فرهنگی و اجتماعی جوامع محسوب می شود و الگوی موجود کنونی تفاوت عمیق و اساسی با الگوهای پیشین کرده است.
روش پژوهش: در تحقیق حاضر سعی بر این بوده است که منتخب آثار سینمایی مربوط به دو دهه گذشته ایران و خارج در رابطه با معلولیت، از نظر محتوایی مورد تحلیل قرار گرفته و میزان انطباق آن با الگوهای معلولیت و کلیشه های رایج در این حوزه بررسی شود.
یافته ها: نتایج حاکی از آن است که انعکاس معلولیت در فیلم های ایرانی مورد تحلیل این پژوهش در حال عبور از الگوی فردی به الگوی اجتماعی معلولیت است ولی این امر تحقق کامل نیافته است. بازنمایی مبتنی بر کلیشه نیز، همچنان در این فیلم ها به چشم می خورد. انعکاس معلولیت در فیلم های خارجی مورد بررسی نیز انطباق زیادی با الگوی اجتماعی معلولیت داشته و میزان بازنمایی افراد معلول به صورت کلیشه ای کم بوده است.
نتیجه گیری: میزان انطباق فیلم های خارجی مورد تحقیق با الگوی اجتماعی معلولیت بیشتر از فیلم های ایرانی است در این فیلم ها کلیشه سازی از معلولیت کمتر به چشم می خورد.
مقدمه و هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی و تعیین عوامل محیطی در پذیرش تکنولوژی جدید در معلمان مقطع متوسطه در آموزش و پرورش ناحیه هشت تهران انجام گرفت.
روش پژوهش: در این پژوهش از روش پژوهش همبستگی استفاده شد. جامعه آماری این مطالعه 20 نفر از معلمان مدارس تهران بودند، با استفاده از روش بوت استریپ به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه TAM که توسط پوالد رز (2004) هآنگ و دیگران (2004)، سنج و پاتن (2002) و گاردنر و آموروسو (2004) تهیه شده بود جمع آوری گردید و با استفاده از روش آماری PLS Smart مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سازگاری بر تکنولوژی جدید موثر نبوده است. در مورد تأثیر ادراک از سهولت کاربرد بر ادراک از سودمندی، تأثیر اعتماد بر تکنولوژی جدید، از سهولت کاربرد بر تکنولوژی جدید موثر بوده اند.
این مطالعه جهت ارزیابی و تعیین رابطه مهارت های ارتباطی(کلامی, شنودی و بازخوردی) مدیران و فرماندهان بر تعهد سازمانی کارکنان در آجا انجام شده است. ابتدا با استفاده از آزمون کای مربع وجود ارتباط بین متغیرهای مستقل و وابسته مورد آزمون قرار گرفته، و سپس با استفاده از محاسبه ضریب توافقی شدت این ارتباط مورد ارزیابی قرار گرفت. در محیط کاری، ضعف مدیران(مدیران، معاونان، فرماندهان و کلیه تصمیم گیران را شامل می شود) سازمانی در مهارت های ارتباطی منشاء بسیاری از مشکلات سازمانی بوده و ناتوانی آن ها در برقراری ارتباطات مؤثر، کاهش کارآیی، افزایش نارضایتی و عدم تعهد سازمانی در کل سازمان را در پی خواهد داشت و به همین دلیل برخی از صاحب نظران، ارتباطات را کلید موفقیت در مدیریت می دانند. بنابراین مدیریت مؤثر و توازن در برقراری ارتباطات با کارکنان مهم ترین مقوله ای است که باید برای رشد و تعالی هر سازمانی مورد توجه قرار گیرد. نتایج نشان می دهد بین مهارت های ارتباطی مدیران شامل مهارت های کلامی, شنودی و بازخوردی و تعهد سازمانی کارکنان در آجا ارتباط وجود دارد و شدت این ارتباط بسیار بالا می باشد. اولویت های ارتباطی به صورت 1- بازخوردی 2- کلامی 3- شنودی می باشد.
فناوری اطلاعات و استفاده از آن در سازمان نیازمند توجه به ابعاد فنی و انسانی است. بسیاری از سازمان ها قبل از اینکه ابعاد فنی لازم را توسعه دهند، به توسعه و ارتقای نیروی انسانی خود در سازمان می پردازند؛ زیرا فناوری اطلاعات باید توسط نیروی انسانی سازمان به کارگرفته شود و توسعه زیر ساخت های فنی بدون توسعه نیروی انسانی منتج به نتیجه نخواهد شد. این مقاله به بررسی رابطه بین ویژگی های شغل و شاغل با میزان استفاده از فناوری اطلاعات در یک مرکز تحقیقاتی - آموزشی – مشاوره ای کشور می پردازد. ویژگی های شغل و ویژگی های شاغل به عنوان متغیر مستقل و استفاده از فناوری اطلاعات به عنوان متغیر وابسته بررسی شد. در این راستا، بعد از مطالعه ادبیات موضوع و مصاحبه با خبرگان به طراحی پرسشنامه و جمع آوری داده پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که ویژگی های شغل و شاغل با استفاده از فناوری اطلاعات رابطه معناداری دارند. از بین عوامل ویژگی های شغلی، اهمیت شغلی، از قوی ترین رابطه و تنوع شغلی از ضعیف ترین رابطه برخودار بودند. همچنین نتایج نشان می دهد که بین سن افراد به عنوان یکی از ویژگی های شاغل و استفاده از فناوری اطلاعات، رابطه منفی وجود دارد.
مقاله حاضر به طرح این پرسش ها می پردازد که در حال حاضر وضعیت راهبرد دانش در سازمان های دولتی ایران صنعت برق چگونه است و وضعیت راهبرد دانش در سازمان های دولتی ایران صنعت برق تا افق 1404 چگونه باید باشد و همچنین ترکیب بهینه راهبردهای دانش برای پرکردن شکافهای دانشی در سازمان های دولتی ایران صنعت برق چیست؟ هدف از طرح این سوالات شناسایی و تبیین راهبردهای دانش و همچنین ایجاد تغییر راهبردی در مدیریت دانش فعلی در سازمانهای دولتی در جهت پر کردن فاصله بین وضعیت متصور شده در افق چشم انداز و وضعیت جاری مدیریت دانش متناسب با شرایط حاکم بر سازمانهای دولتی ایران بوده است. بمنظور تعیین راهبردهای دانش در صنعت برق ابتداء مفروضات اصلی طراحی راهبرد دانش در دو حوزه محیط داخلی و محیط خارجی مورد توجه قرار گرفت و با استفاده از روش دلفی فازی فرصتها، تهدیدها، قوتها و ضعفهای دانش شناسایی شد و سپس با استفاده از نظر خبرگان، راهبردهای دانش شناسایی و با تکنیک تحلیل شبکه ای، اولویت بندی شد. جامعه آماری این پژوهش، مدیران سازمانهای دولتی صنعت برق کشور می باشند که 140 نفر نمونه به روش تصادفی انتخاب شده و با استفاده از پرسشنامه به کمک تحلیل فاصله، میزان اختلاف بین وضعیت موجود و مطلوب را شناسایی کرده اند.با توجه به تجزیه و تحلیل فاصله که در محورهای چهارگانه راهبرد دانش انجام شده است، اقداماتی جهت بهبود وضع موجود و کاهش فاصله در قالب 10 راهکار پیشنهاد شده است.
مقدمه: در سال های اخیر استفاده از روش های داده کاوی روی حجم زیادی از داده ها با هدف تولید مدل ها و الگوهای پیش بینی کننده در حیطه های متعدد پزشکی رواج یافته است. در این مطالعه پژوهشگران قصد دارند با استفاده از الگوریتم داده کاوی درخت تصمیم، عوامل موثر بر مرگ ومیر بیماران سوختگی را مشخص نمایند. روش کار: این پژوهش توصیفی گذشته نگر است که مبتنی بر اطلاعات پرونده های بیمارستانی می باشد. در مجموع 4804 پرونده پزشکی مربوط به بیماران سوختگی، مورد بررسی قرار گرفت. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزارهای تحلیل آماری SPSS-16 و داده کاوی Clementine-12 و از طریق الگوریتم (Chi-squared Automatic Interaction Detection: CHAID) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: مدل پیش بینی فوت و زنده ماندن برای بیماران سوختگی که کارایی آن توسط پژوهشگران اثبات گردید، به ترتیب اهمیت شامل درصد سطح سوختگی، درجه سوختگی، مدت زمان بستری، جنسیت و سن می باشد. سایر متغیرهای مورد مطالعه شامل کشت خون، کشت زخم، کشت ادرار، عامل سوختگی و ماه بستری بیمار در کارایی مدل تاثیری نداشتند. نتیجه گیری: با توجه به میانگین دقت مدل پیشنهادی(تقریباً 95درصد) و میانگین دقت مدل روی داده های آزمون(تقریباً 95درصد)، مدل پیشنهادی معتبر و قابل استناد می باشد. در حقیقت، نتایج این مطالعه یک مدل جامع، دقیق و معتبر پیش بینی فوت و زنده ماندن بیماران سوختگی را بر اساس متغیرهای فوق الذکر که بعضی از آن ها با نتایج سایر پژوهشگران مطابقت دارد پیشنهاد می کند. لذا چنین مدلی می تواند به عنوان یک معیار مهم ارزیابی جهت درمان موثر بیماران سوختگی مورد استفاده قرار بگیرد.
مقدمه: امروزه اشتراک دانش، به منشأ دستیابی به مزیت رقابتی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تأیید عوامل مؤثر بر اشتراک دانش درون سازمانی و ارائه الگوی پیشنهادی اشتراک دانش میان اعضای هیأت علمی دانشگاه ها و مراکز پژوهشی در رشته پزشکی صورت گرفته است. روش کار: پژوهش حاضر روش پژوهش ترکیبی و کاربردی است که در سال 1391 انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل اعضای هیأت علمی شاغل در دانشگاه های علوم پزشکی و مراکز پژوهشی رشته پزشکی بود که از روش «نمونه گیری تصادفی طبقه ای» استفاده شد و حداقل حجم نمونه لازم برابر 423 نفر به دست آمد. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و از نرم افزار 15 SPSS و Amos Graphics و روش مدل سازی معادله ساختاری برای ارائه الگو استفاده شد. یافته ها: با توجه به نتایج آماری و تحلیل عاملی از بین سه عامل مورد بررسی، تنها تأثیر عامل سازمانی بر میزان اشتراک دانش درون سازمانی معنادار تشخیص داده شد و دو عامل فردی و فنی تأثیر معناداری را بر میزان اشتراک دانش نشان ندادند. نتیجه گیری: الگوی پیشنهادی ارائه شده در حوزه اشتراک دانش درون سازمانی بر اساس نتایج به دست آمده از بخش کمی و پیشنهادهایی که برای بهبود اشتراک دانش در سازمان های مختلف آموزشی و پژوهشی ارائه شد، الگویی برای پژوهش های آینده خواهد بود. دستاوردهای این پژوهش مبنای تجربی مناسبی برای برنامه ریزی و اجرای سازوکارهای اشتراک دانش را فراهم خواهد آورد.
مقدمه: مرور پیشینه و بررسی تجربیات متعدد کشورهای مختلف، بکارگیری الگوهای تعالی در بخش بهداشت و درمان کشور را یکی از راهکارهای دستیابی به توسعه یافته ترین نظام سلامت معرفی میکند. در این مقاله فرآیند بازآفرینی معیار نتایج مشتریان در الگوی تعالی سازمانی (ششمین معیار الگو) متناسب با بخش بهداشت و درمان مورد بحث قرار می گیرد . روش کار: مطابق فرآیند پنج مرحله ای بازآفرینی، در مرحله نخست با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و روش ترکیب، ویرایش اولیه معیار تهیه گردید. در مرحله دوم جهت استفاده از نظر خبرگان در رابطه با ویرایش اولیه معیار، با طراحی دو پرسشنامه از روش دلفی استفاده گردید. در این مرحله برای سنجش پایایی پرسشنامه از آلفای کرنباخ و برای سنجش روایی از روش اعتبار محتوا استفاده گردید و همچنین با استفاده از گروه های کانونی، ویرایش دوم معیار نتایج مشتریان تهیه گردید. در مرحله سوم ویرایش دوم در کمیته تخصصی جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی بررسی و در مرحله چهارم با استفاده از نظرات خبرگان موجود در کمیته تخصصی بهداشت و درمان جایزه و نظرخواهی از مدیران و کارشناسان تعالی سازمان ها و ارزیابان جایزه، از طریق سایت جایزه، معیار نتایج مشتریان بازآفرینی شده، مورد بازنگری قرار گرفت. در مرحله آخر برای سنجش روایی مدل بازآفرینی شده، این مدل در 23 بیمارستان پیاده سازی و با انجام اصلاحات لازم نهایی گردید. یافته ها: برای درک هرچه بهتر الگوی عمومی تعالی سازمانی در بخش بهداشت و درمان بیش از 200 نکته برای معیار نتایج مشتریان متناسب سازی شده است. این نکات به دو قسمت اصلی تقسیم می شود: 156 نکته راهنمای متناسب سازی شده برای جزء معیارهای الگوی تعالی سازمانی و 95 نکته تکمیلی که مکمل نکات راهنما می باشد. نتیجه گیری : فرآیند بازآفرینی معیار نتایج مشتریان در الگوی تعالی سازمانی با توجه قرار دادن جنبه های مختلفی از نتایج مشتریان در بخش بهداشت و درمان آماده استفاده توسط کاربران و بهره برداران متعددی می باشد و با اجرای الگوی تعالی سازمانی بعنوان راهکار، می توان امکان دستیابی به توسعه یافته ترین نظام سلامت را فراهم نمود.
مقدمه: با توجه به مشکلات کاربران کتابخانه ها در جستجو و یافتن مکان منابع موجود در کتابخانه و عدم آشنائی آن ها با نظام های رده بندی، این تحقیق با هدف کلی ارایه مدل پیشنهادی بازنمایی مکانی مجموعه منابع کتابخانه با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی(جی آی اس) و هدف فرعی به کارگیری جی آی اس در بازنمایی مکانی مجموعه منابع کتابخانه در سطح قفسه، انجام شده است. روش کار: روش پژوهش حاضر تلفیقی از روش پیمایشی- توصیفی و روش طراحی سیستم است. در این پژوهش به منظور گردآوری داده های مورد نیاز از روش پیمایشی-توصیفی و برای پیاده سازی و ورود اطلاعات و داده ها به نرم افزار آرک جی آی اس و همچنین تحلیل داده ها و نمایش نتایج بر روی نقشه های طبقات کتابخانه از روش طراحی سیستم استفاده شد و طراحی پایگاه اطلاعات مکانی با استفاده از منابع و نقشه ساختمان کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به عنوان نمونه موردی انجام شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد در هنگام جستجوی منابع در پایگاه اطلاعات مکانی ایجاد شده، مکان منبع جستجو شده بر روی نقشه طبقات کتابخانه در سطح طبقه، بخش و قفسه قابل مشاهده است. در نهایت با استفاده از یافته های تحقیق مدل پیشنهادی بازنمایی مکانی مجموعه منابع کتابخانه با استفاده از جی آی اس، بر اساس واقعیت اجرایی مراحل مختلف پژوهش ترسیم گردید. نتیجه گیری: استفاده از این مدل به کاربران در تعیین مکان دقیق منابع کتابخانه کمک می کند و در نتیجه موجب صرفه جویی در وقت آن ها می شود. همچنین کاربران می توانند دسترس پذیری منابع (در شکل های مختلف آن ها، و در مکان های مختلف کتابخانه) را تنها با نشستن در پای رایانه دریابند.
مقدمه: تصویر به عنوان یکی از منابع اطلاعاتی غیرمتنی به خصوص در حوزه ی پزشکی نقش مهمی دارد، از آنجایی که حوزه ی سلامت ارتباط مستقیمی با کیفیت زندگی انسان دارد، به کارگیری تصویر در بهبود عملکرد متخصصان پزشکی مؤثر است. این مطالعه باهدف بررسی بازیابی اطلاعات تصویری حوزه ی سلامت در وب از دیدگاه متخصصان علوم پزشکی انجام شده است. روش کار: این پژوهش از نوع کاربردی و به روش کیفی انجام شده است. جامعه مطالعه 25 نفر از متخصصان علوم پایه و علوم-بالینی در17رشته ی تخصصی است. داده ها با کمک مصاحبه ی نیمه ساختاریافته با متخصصان گردآوری شده است. داده های پژوهش به شیوه ی گراندد تئوری تحلیل شدند. یافته ها: از نظر متخصصان پزشکی، دلایلی چون کاربردهای آموزشی، پژوهشی و درمانی تصاویر، نقش ابزاری و آموزشی تصاویر، مزایای بازیابی تصاویر، اهمیت و ویژگی های خاص تصاویر پزشکی، و انگیزه هایی چون علائق شخصی، آموزشی و پژوهشی منجر به بازیابی تصاویر پزشکی در وب می شود. کاربران مطالعه، برای بازیابی تصاویر از موتورهای جستجوی عمومی و منابع تخصصی مثل پایگاه های اطلاعاتی پزشکی در وب استفاده می نمایند. روش های بازیابی آن ها شامل تورق، بازیابی تصادفی، جستجوی بی هدف، هدفمند و متنوع می باشد. متخصصان مسائل فردی، سازمانی، سیستمی و فنی را مهمترین مشکلات خود در زمینه ی بازیابی تصاویر پزشکی عنوان کردند. نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد بازیابی تصاویر برای متخصصان پزشکی اهمیت دارد و تصویر بهترین نوع اطلاعات در حرفه ی پزشکی است که با وجود مشکلات متعدد در بازیابی تصاویر، متخصصان اقدام به بازیابی تصاویر می نمایند. بهتر است دوره های آموزش مهارت های جستجو و بازیابی تصاویر برای دسترسی و بازیابی بهتر آن ها برگزار شود.
مقدمه: پژوهش های انجام شده در زمینه رهبری تحول آفرین نشان می دهد که رهبری تحول آفرین منجر به رشد و توسعه سازمانی می شود. به همین دلیل در چند دهه اخیر، توجه رهبری تحول آفرین به یک ضرورت غیرقابل اجتناب تبدیل شده است چرا که سازمان ها از طریق رهبری تحول آفرین می توانند شاخص های مزیت رقابتی خود از جمله یادگیری سازمانی را بهبود و توسعه دهند. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین رهبری تحول آفرین و مؤلفه های آن با یادگیری سازمانی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان می باشد. روش کار: روش پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ گردآوری داده ها، توصیفی- تحلیلی است. جهت جمع آوری داده های مورد نظر، تعداد 117 نفر از کارکنان و مدیران دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مورد بررسی قرار گرفت. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه رهبری تحول آفرین باس و آوالیو و پرسشنامه یادگیری سازمانی نیف می باشد که پایایی آن ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 0.87 و0.88 به دست آمد. روایی این پرسشنامه ها نیز مورد تائید متخصصان قرار گرفت. جهت تحلیل داده ها از آزمون های تی تک نمونه ای و همبستگی پیرسون استفاده گردید. یافته ها: نتایج تی تک نمونه ای نشان داد که وضعیت رهبری تحول آفرین و یادگیری سازمانی در سطح نسبتاً مطلوبی قرار دارد . نتایج آزمون همبستگی پیرسون حاکی از آن است که بین رهبری تحول آفرین و تمامی مؤلفه های آن با یادگیری سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد . نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش می توان گفت که وجود رهبری تحول آفرین در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان منجر به توسعه و بهبود یادگیری سازمانی می شود.
مقدمه: با توجه به اهمیت انتخاب و گماردن بهترین افراد در راس سازمان های دولتی در جهت اثربخشی و ارتقای عملکرد آن ها، این مطالعه در پی آن است که به بررسی پیامدهای اثر من سانی در بین مدیران ارشد و میانی دانشگاه علوم پزشکی تهران، بپردازد. روش کار: مطالعه حاضر از نوع مطالعات مقطعی بوده که بر روی 130 نفر از مدیران ارشد و میانی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه استانداردی بود که روایی و پایایی آن قبلا محاسبه شده بود. پس از جمع آوری و ورود داده ها به نرم افزار SPSS نسخه 15، برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و آزمون فرضیه ها، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: مهمترین یافته های حاضر، دلالت بر وجود رابطه آماری معنی دار میان متغیر من سانی مدیران مورد مطالعه با گروه اندیشی (005 . 0 p= ) ، تضاد کارکردی (001 . 0 p= ) و نیز ، خود شیفتگی (0001 . 0 P< ) داشت. نتیجه گیری: با توجه به معنی داری متغیرهای مدل مورد مطالعه با اثر من سانی در مدیران دانشگاه علوم پزشکی تهران پیشنهاد می گردد برای گاه سازی مدیران از پیامدهای مخرب من سانی از طریق برگزاری دوره های آموزشی و فراهم سازی بستر فرهنگی مناسب اقدام گردد.