پس از چندین دهه سیطره نظریه مالی نوین در توضیح و تبیین عملکرد سرمایه گذاران بر پایه مفروضاتی همچون رفتار منطقی سرمایه گذاران و فرضیه بازار کارا، به دلیل وجود شواهد تجربی غیر قابل تبیین با مدل های رایج مالی رفتاری با بکارگیری دانش روانشناختی، علوم اجتماعی و انسان شناسی تلاش کرده تا رفتار سرمایه گذاران را بهتر توضیح دهد. هدف اصلی این پژوهش آن است که رفتار سرمایه گذاران را نسبت به اعلام پیش بینی های جدید سود مورد بررسی قرار داده و با استفاده از نظریه چشم انداز کانمن و تورسکی(Kahnman,Tversky;1979) ، به این پرسش پاسخ دهیم که آیا سود اعلام شده قبلی می تواند به عنوان یک نقطه مرجع در نظر گرفته شود؟ به منظور انجام این پژوهش، رفتار بازار سرمایه نسبت به اعلامیه های منتشره سود هر سهم در سایت رسمی بورس اوراق بهادار در طی سالهای 1385 تا 1390 در یک دوره زمانی سه روزه قبل و پس از انتشار اعلامیه با استفاده از روش رگرسیون های سریالی مورد بررسی قرار گرفته است. روش انجام این پژوهش با محاسبه بازدهی شرکتها پس از انتشار اعلامیه های سود افزایشی و کاهشی می باشد که در این راستا نخست بازدهی شرکت از اثر متغیرهای مداخله گر خالص سازی شده و سپس بصورت تجمعی مورد بررسی و آزمون قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که واکنش سرمایه گذاران نسبت به تغییرات سود افزایشی و کاهشی هر سهم متفاوت است و این رفتار توسط تابع ارزش کانمن و تورسکی قابل تبیین و توضیح است.
سرمایه گذاران نهادی با توجه به مالکیت بخش قابل توجهی از سهام شرکت ها و نقش راهبردی خود، از نفوذ قابل ملاحظه ای در شرکت های سرمایه پذیر برخوردار بوده و محرک هایی برای نظارت بر فعالیت های آنها دارند. ضمن آنکه از انگیزه و توان کافی نیز برای اعمال کنترل دقیق بر مدیران و ایجاد تغییر در ساختارهای مدیریتی برخوردارند. در این پژوهش، حضور سرمایه گذاران نهادی در هیات مدیره و میزان مالکیت نهادی و کیوتوبین به عنوان معیار اندازه گیری ارزش واحد تجاری مورد بررسی قرار گرفته اند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از اطلاعات شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از ابتدای سال1380 لغایت پایان سال 1388 استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل آماری دادهها و آزمون فرضیههای پژوهش، از ضریب همبستگی چندگانه، ضریب تعیین و الگوی رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر بیانگر وجود رابطه معنی دار و مثبت بین مالکیت نهادی و میزان حضور سرمایه گذاران نهادی در هیات مدیره با ارزش شرکت ها بوده است.
یکی از پرسشهای اساسی مطرح در بررسی مدل تعالی سازمانی efqm این است که چرا با وجود اینکه امروزه توجه به مدیریت بر اطلاعات و دانش، بعنوان یک مزیت رقابتی برای سازمانها محسوب می شود، لیکن در این مدل تنها یک زیر معیار با حداکثر امتیاز 18 از 1000 برای آن در نظر گرفته شده است....
بازده سهام یکی از معیارهای اساسی برای تصمیم گیری در بورس اوراق بهادار است. بازده سهام خود به تنهایی محتوایی اطلاعاتی دارد که بیشتر سرمایه گذاران بالفعل و بالقوه در تجزیه و تحلیل مالی و پیش بینی های خود از آن استفاده می کنند. مطالعات متعددی در مورد بازده سهام انجام گرفته است که نشان می دهد بازده سهام تحت تأثیر متغیرهای گوناگون قرار می گیرد. توان رقابتی بازار محصول از جمله این عوامل است. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر توان رقابتی بازار محصول بر بازده سهام است. معیارهای رقابت بازار محصول در این پژوهش، شامل شاخص های تمرکز در صنعت، قابلیت جانشینی کالا، اندازه بازار، شاخص Q توبین و موانع ورود (شدت سرمایه گذاری) هستند. برای این منظور، نمونه ای شامل 87 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی سال های 1382 تا 1391 به روش داده های تابلویی ارزیابی شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد از میان شاخص های معرفی شده، تمرکز صنعت، قابلیت جانشینی کالا، اندازه بازار و شاخص Q توبین بر بازده سهام شرکت های مذکور، تأثیر منفی و معنادار داشته است؛ ولی موانع ورود بر بازده سهام تأثیر معناداری نداشته است؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت شرکت های با توان رقابتی بالا، بازده پایینی کسب کرده اند.
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه وضعیت موجود و مطلوب دانشگاه ارومیه از لحاظ برخورداری از ویژگی های سازمان یادگیرنده بود. این مطالعه بر اساس دیدگاه ویک و لئون در خصوص ابعاد رهبری دارای فرادید ، برنامه/ارزیابی، اطلاعات، نوآوری و ابتکار،و اجرا انجام شده است. روش انجام تحقیق به لحاظ گردآوری داده ها توصیفی (پیمایشی) و به لحاظ هدف پژوهش کاربری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی اعضای هیأت علمی دانشگاه ارومیه ( 313N= ) بود. نمونه تحقیق مطابق با جدول مورگان 170نفر تعیین گردید؛ که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از هردانشکده انتخاب شد. برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از آمار توصیفی و آمار استنباطی ( آزمون T هبسته و تحلیل واریانس یکراهه) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین وضعیت موجود و مطلوب دانشگاه ارومیه در تمام ابعاد تفاوت معناداری وجود دارد به عبارت دیگر بین وضعیت موجود و مطلوب دانشگاه ارومیه از نظر اعضای هیأت علمی دانشگاه در ابعاد رهبری دارای فرادید،برنامه/ارزیابی، اطلاعات ، نوآوری و ابتکارو اجراتفاوت معنادار وجود دارد. بدین معنا که دانشگاه ارومیه از وضعیت مطلوب فاصله دارد.
کارآفرینی فرآیند بلند مدَت آموزشی و پرورشی ست که مستلزم برنامه ریزی در نظام آموزشی کشور به ویژه دردانشگاه ها و مراکز آموزش عالی می باشد. بر همین اساس و از سال 1380 وزارت علوم، تحقیقات و فناوری اقدام به اجرای طرح کاراد (توسعه کارآفرینی در دانشگاه ها) و راه اندازی مراکز کارآفرینی در دانشگاه های تابعه نمود. اما در سطح دانشگاه های علوم پزشکی، مراکزمشابهی که دارای تشکیلات و ساختار سازمانی مشخصی باشد وجود نداشته و علی رغم نیاز مبرم به توسعه ی اقدامات کارآفرینی در این دانشگاه ها،توجَه چندانی به مقوله ی کارآفرینی به عمل نیامده است. روش پژوهش: در این بررسی توصیفی- تطبیقی که با هدف طراحی ساختار سازمانی مراکز کارآفرینی در دانشگاه های علوم پزشکی ایران انجام شد، ده مرکز کارآفرینی دانشگاهی در کشورهای هلند، مالزی و آمریکا، و 12 مرکز در دانشگاه های تابعه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در ایران با ابزارهای گردآوری داده ها شامل بررسی پایگاه های اینترنتی مراکز کارآفرینی، پرسشنامه و مصاحبه مطالعه شدند. یافته ها: یافته های پژوهش شامل شناسایی اهداف، برنامه ها، ساختار، منابع، ارتباطات، نحوه ی ارزیابی، نقاط قوَت، و نقاط ضعف مراکز کارآفرینی مورد بررسی بود که ضمن لحاظ نمودن متغیَرهای مزبور و در نظر گرفتن ساختار و تشکیلات دانشگاه های علوم پزشکی،و شرایط اجتماعی و فرهنگی و سایر مقتضیَات خاصَ کشور، ساختار سازمانی مراکز کارآفرینی در دانشگاه های علوم پزشکی طراحی، و با کمک روش دلفی آزمون؛ و نهایی شد. نتیجه گیری: این بررسی حاکی از ضرورت راه اندازی مراکز کارآفرینی در دانشگاه های علوم پزشکی با ساختار سازمانی منعطف، پویا و علمی ست که متناسب با ماموریت این مراکز طراحی شده باشد. با استفاده از الگوی ارائه شده در این مطالعه، مقدَمات لازم برای راه اندازی مراکز کارآفرینی در دانشگاه های علوم پزشکی فراهم و شرایط مناسب جهت توسعه کارآفرینی در حوزه ی خدمات سلامتی فراهم خواهد شد.
"بهرهوری در مراکز اطلاعرسانی نتیجة استفادة بهینه و مؤثر از منابع اطلاعاتی و بهبود کیفیت ارائة خدمات و ارتقای رضایت کاربران، دلپذیری در محیط کار، و افزایش انگیزه و علاقة کارکنان به کار بهتر میباشد که در نهایت، رشد و توسعة مراکز اطلاعرسانی را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، این مراکز نیز از آشنایی با شیوههای اندازهگیری بهرهوری بینیاز نخواهند بود. بهرهوری یکی از معیارهای ارزیابی عملکرد یک نظام است. در دهههای اخیر به اندازهگیری و بهبود بهرهوری نیروی انسانی، خلاقیت و نوآوری و تجزیه و تحلیلهای کارشناسی اهمیتی ویژه داده شده است و تفکر و تلاش برای شناسایی مشکلات و مسائل و راهها و طرحهای جدید به منظور استفادة مفیدتر و بهتر از منابع، به بهرهوری تعریف شده است.
بهرهوری، به زبان ساده عبارت است از رابطة بین ستادههای یک نظام و نهادههای فراهمشده برای تولید ستادهها. رابطة علّی بین بسیاری از متغیرها و عوامل مؤثر بر بهرهوری، بسیار پیچیده است. در یک مرکز اطلاعرسانی با توجه به حجم بالای نهادهها، تلاش در جهت افزایش کارآیی و بهرهوری ضروری به نظر میرسد."