همه نظریه ها نسبی هستند، هیچ نظریه ای کامل نیست و اگر کامل بود نظریه نبود، بلکه واقعیت یا با کمی اغماض حقیقت بود. نظریات در طول زمان ظهور و تکامل می یابند، توسعه پایدار، مبانی حاکم و شیوه های حصول آن هم تابعی از این قاعده هستند. رشد سریع علوم و تخصصی شدن آن سبب گردیده است که پدیده ای نو به نام "واگرایی علوم" رخ دهد. گاهی فعالیت های علمی مختلف آثار متفاوت و بعضاً متضادی بر یک موضوع خاص دارند. فعالیت های حقوقی، مدیریتی و مهندسی مرتبط با توسعه پایدار در ساختمان های سبز متأثر و مؤثر بر یکدیگرند و از پدیده واگرایی علوم مستثنی نمی باشند. در این تحقیق تلاش شده است با بهره گیری از مطالعه منابع روز و روش تحقیق کیفی (مصاحبه با نخبگان با استفاده از روش گلوله برفی) در ترکیب با روش های کمی و تحلیل های آماری مدل مدیریت حقوقی توسعه پایدار با رویکرد ساختمان های سبز در ایران تبیین گردد. بر این اساس شاخص های اساسی سه رشته مختلف حقوق، مهندسی و مدیریت در کنار سیاست گذاری های کلان شناسایی و ارزیابی شده است. نتایج حاصل از این تحقیق کمک شایانی بر انطباق برآیند نیروهای سه رشته یاد شده و تعیین مهم ترین اولویت ها برای نیل به اهداف توسعه ای پایدار و جامع به ویژه در صنعت ساخت خواهد داشت.
مدیریت موجودی یکی از مهم ترین قسمت های فرآیند برنامه ریزی تولید برای کسب وکارها می باشد که دربرگیرنده تصمیماتی در مورد تعیین زمان و تعداد دفعات خرید یا ساخت بوده که می توان با استفاده از رتبه بندی اقلام موجودی انجام داد. هدف پژوهش حاضر ارائه یک مدل تصمیم گیری چند معیاره فازی ترکیبی به منظور مدیریت اقلام موجودی با استفاده از روش های دیمتل فازی و ویکور فازی می باشد. در این پژوهش از روش دیمتل فازی برای تعیین اوزان معیارهای تصمیم گیری و هم چنین از روش ویکور فازی برای ارزیابی و رتبه بندی اقلام موجودی بهره گیری شده است. به کارگیری هم زمان این روش ها نوآوری این پژوهش در میان ادبیات مرتبط با این حوزه می باشد. برای نشان دادن کارایی مدل پیشنهادی از یک مطالعه موردی در شرکت مهندسی و ساخت برق و کنترل مپنا (مکو) استفاده گردید. نتایج نشان دهنده اثربخشی چارچوب پیشنهادی برای مدیریت اقلام موجودی بوده است. در انتها نتایج و پیشنهاد هایی در راستای مسئله تحقیق ارائه گردیده است.
آب وهوا یکی از مهمترین عوامل جغرافیایی تأثیرگذار بر امور دفاعی و نظامی است که طراحان حوزه دفاعی و نظامی در انتخاب دکترین ها، تاکتیک ها و حتی در انتخاب نوع نیروهای نظامی، تجهیزات نظامی، البسه، آماد، تعمیر و نگهداری، ساخت تأسیسات باید همواره مدنظر قرار دهند. یکی از دغدغه های فرماندهان راهبردی برای برنامه ریزی درازمدت، آگاهی از تقویم اقلیم نظامی مناطق مختلف است. در این پژوهش به منظور ارزیابی و پهنه بندی شرایط اقلیمی استان سیستان و بلوچستان از نظر فعالیت های نظامی، تمامی ایستگاه های سینوپتیک موجود در منطقه مطالعه شد. از بین آن ها، هفت ایستگاه، که دارای دوره آماری بالای 30 سال بودند، انتخاب و داده های اقلیمی مربوط به پارامترهای دما، رطوبت نسبی، سرعت و جهت باد، ابرناکی، میدان دید، بارش باران و برف در دوره روزانه و ماهانه از سازمان هواشناسی دریافت گردید. سپس آستانه های عناصر اقلیمی تأثیرگذار در عملیات نظامی تعیین و احتمالات وقوع پارامترهای تأثیرگذار بر عملیات نظامی محاسبه گردید. در ادامه با استفاده از روش دمای معادل فیزیولوژیک آسایش اقلیمی و تنش های سرمایی و گرمایی تأثیرگذار بر نیروهای نظامی در طول ماه های مختلف سال ارزیابی گردید. همچنین بر اساس شاخص اقلیم نظامی، وضعیت منطقه ازلحاظ میزان مطلوبیت شرایط اقلیمی برای انجام عملیات مختلف نظامی در طول سال مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مطلوبیت اقلیم نظامی در منطقه جنوب شرق کشور در ماه های گرم سال و فصل تابستان، نسبت به ماه های سرد و معتدل سال پایین است؛ به گونه ای که کمترین میزان مطلوبیت برای عملیات نظامی در سطح منطقه مربوط به ماه های تیر و مرداد می باشد. در بین ایستگاه های استان نیز کمترین مطلوبیت اقلیم نظامی مربوط به منطقه زابل و زهک است که تحت تأثیر بادهای 120 روزه سیستان قرار می گیرند. همچنین بیشترین مطلوبیت اقلیم نظامی در سطح استان مربوط به ماه های آبان، مهر و اسفند است. در بین ایستگاه های استان نیز ایستگاه های چابهار و سراوان در این ماه ها از مطلوبیت اقلیم دفاعی بیشتری نسبت به بقیه برخوردار می باشند.
با توجه به بازار در حال رشد نیاز به چابکی زنجیره تامین برای حفظ مزیت بیشتر احساس می شود. این مقاله تاثیر بین قابلیت های زنجیره تامین و عرضه چابکی بر عملکرد شرکت را بررسی می کند و همچنین اهمیت تشخیص عرضه زنجیره تامین چابک و قابلیت زنجیره تامین و اثرات آن بر عملکرد شرکت را بیان می کند. در حال حاضر محیط کسب وکار با فشار ناشی از رقابت سخت ، تغییرات ثابت و سطح بالایی از عدم قطعیت در بازار غیر قابل پیش بینی روبرو است. از جمله این چالش ها نیاز سازمان برای پاسخ سریع به تغییرات بازار به منظور حفظ رقابت و کسب موفقیت در کسب و کار است. چابکی زنجره تامین توانایی سازمان برای پاسخ به تغیرات غیرمنتظره در بازار و تبدیل این تغییرات به فرصت های کسب و کار است. بنابراین یک عنصر ضروری برای کمک به سازمان در یک محیط آشفته و بی ثبات به شمار می آید. در این پژوهش در ابتدا مبانی نظری پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است و اقدام به طراحی مدلی برای تدوین مؤلفه های چابکی بر اساس مدل SCOR و دیگر مدل ها شده است. در مدل پیشنهادی توسعه محصول جدید (به عنوان یک مؤلفه اصلی) مدنظر قرار گرفته است. با توجه به یافته های تحلیل عاملی عوامل جدیدی در خصوص طبقه بندی فرآیندها ایجاد شد و بر اساس طبقه بندی جدید مدل مورد آزمون قرار گرفت و نشان داده شد که توسعه محصول جدید و مدیریت تأمین و تولید، بطور مستقیم و غیرمستقیم و مدیریت تحویل تنها بطور غیر مستقیم بر چابکی زنجیره تأمین اثر دارند.
توان اجرایی ابزاری است برای سنجش سلامتی سازمان. تحقق اهداف سازمانی و اجرای راهبردهای سازمانی درگرو توان اجرایی بالاست. بدون توان اجرایی نمی توان عملکرد قابل قبولی را انتظار داشت. همترازی به مفهوم ایجاد هماهنگی، برازش، و چسبندگی بین راهبردهای سطوح مختلف، یکی از عوامل مؤثر بر ارتقای توان اجرایی است. امروزه، شرکت های مادر تخصصی در مدیریت شرکت های تابعه خود، به تدوین راهبردهای سرپرستی اقدام می کنند، اما برای پیاده سازی این راهبرد سطح سازمانی باید راهبردهای کسب وکار و راهبردهای وظیفه ای خود را همتراز با راهبرد سرپرستی انتخاب و به اجرا بگذارند. این پژوهش سعی دارد میزان همترازی بین دو راهبرد سرپرستی و مدیریت دانش را در شرکت های مادر تخصصی ایران مورد کنکاش قرار داده و تأثیر آن را بر توان اجرایی مدل سازی کند.
هدف:معضلات نظام بانکی در ناترازی ترازنامه، شکاف درآمد - هزینه و ناترازی نقدی ریشه دارد. هدف اصلی این پژوهش، بررسی راهکارهای اجرایی برای حل معضلات نظام بانکی در قالب بازسازی مالی بانک ها در ایران است. ابتدا با بررسی کلی مشکلات نظام بانکی براساس مطالعات انجام شده در بانک مرکزی ایران و اطلاعات ارائه شده، تصویری کلی از مشکلات آن ارائه شد. روش: در ادامه با مطالعه عمیق کتابخانه ای منابع داخلی و بین المللی، فهرست اولیه از راهکارهای بازسازی مالی نظام بانکی شناسایی شد. در گام بعد با روش دلفی دو مرحله ای، توافق راهکار های اجرایی حاصل شد. نیمی از خبرگان مدرک دکتری مرتبط و نیمی دیگر، مدرک کارشناسی ارشد مرتبط دارند و میانگین سابقه اجرایی ایشان در سطح مدیریت ارشد نظام بانکی 18 سال است. نتایج: بر این اساس، فهرست نهایی راهکارها شامل 21 مورد استخراج شد و در پنج طبقه بندی کلی قرار گرفت. این طبقه بندی عبارت است از: تعیین تکلیف بانک های ناسالم با اضافه برداشت بالا، ارتقای نظام نظارت بانک مرکزی بر بانک ها، تعیین تکلیف اموال مازاد بانک ها و بهینه سازی شبکه شعب، کاهش مطالبات غیرجاری بانک ها و دسته حاکمیتی، سیاست گذاری و مقرراتی.
کثرت و فراوانی تقلب و کلاهبرداری خبری است که هر هفته شاهد انتشار آن هستیم این رویداد در حقیقت تهدید جدی برای عملکرد حسابرسان مستقل می باشد و شک و تردید قابل ملاحظه ای راجع به صلاحیت حسابداران رسمی مطرح نموده و اعتبار، مشروعیت و حسن شهرت حرفه حسابرسی را هم زیر سوال برده است. این شرایط، لزوم وجود حسابداری دادگاهی را بیش از پیش ضروری ساخته است؛ در نتیجه در این پژوهش تلاش میکنیم تاضمن معرفی این بخش از حسابداری، فواید و نقش آن را نیز متذکر شویم.
وقتی توزیع آماری قطعات یا محصولات تحت مطالعه نرمال یا حداقل متقارن نباشد، استفاده از روش های آماری برای طراحی نمودار کنترل قطعات انفرادی (نمودار X ) می تواند همراه با چالش باشد. به عبارت دیگر، در این شرایط نمی توان انتظار داشت که انحرافات یا تغییرپذیری خط تولید به موقع کشف گردند. برای این منظور در این تحقیق استفاده از توزیع لامبدای تعمیم یافته پنج پارامتری و برای براورد پارامترهای آن روش تطبیق با صدک ( PM ) [1] پیشنهاد گردیده است. برای نشان داده نحوه ی کارکرد روش پیشنهادی، از داده های مربوط به مقاومت کششی هجده صفحه ی آلومینیومی برحسب نیوتن بر میلی متر مربع استفاده شده و پس از محاسبه میانگین و انحراف معیار آنها به روش پیشنهادی، حدود کنترل نمودار کنترل محاسبه و برای آنها مقادیر UCL و LCL به دست آمده است. برای اطمینان از جواب های به دست آمده از آزمون مربع کای استفاده گردیده است. همچنین برای اعتبارسنجی روش پیشنهادی از روش متوسط طول اجرا ( ARL ) [2] استفاده شده است. چون توزیع لامبدای تعمیم یافته منعطف است و قابلیت پوشش بسیاری از توزیع های شناخته شده را دارد، استفاده از این روش جدید می تواند به ما اطمینان دهد که ضمن کنترل فرایند، بتوانیم انحرافات یا تغییرپذیری های احتمالی فرایند را زودتر کشف کنیم و برای رفع آنها اقدام های اصلاحی مناسبی را پیشنهاد دهیم. [1] . Percentile Matching (PM) method [2] . Average Run Length (ARL)
این پژوهش به دنبال بررسی نقش چابکی سازمانی و مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت بر تصویر ذهنی برند آن از دیدگاه مشتریان است. جامعه آماری پژوهش را مسافران سه شرکت منتخب قطار در ایران شکل می دهند که 226 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. جمع آوری داده ها، با استفاده از پرسشنامه مسئولیت اجتماعی کارول و شابانا، پرسشنامه چابکی سازمانی ژانگ و شریفی و پرسشنامه پژوهشگر ساخته تصویر برند صورت پذیرفت. اولین سنجه، مسئولیت پذیری اجتماعی را مبتنی بر ابعاد اقتصادی، قانونی، اخلاقی و داوطلبانه بررسی نمود. سنجه دوم به بررسی چابکی سازمانی مبتنی بر ابعاد پاسخگویی، شایستگی، انعطاف پذیری و سرعت پرداخت. سنجه آخر نیز به بررسی تصویر ذهنی مشتریان از برند شرکت، باتوجه به ابعاد نحوه ارائه خدمات، ارتباطات و اعتبار و شهرت برند پرداخت. به منظور تعیین روایی و پایایی سنجه ها، از روایی محتوا، آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. برای تحلیل داده ها و آزمون مدل مفهومی پژوهش از روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی ال اس 3 استفاده شد. نتایج حاکی از تائید فرضیه اصلی اول (تاثیر مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت بر تصویر ذهنی مشتریان از برند)، فرضیه اصلی دوم (تاثیر چابکی سازمانی بر مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت) و فرضیه اصلی سوم (تاثیر چابکی سازمانی بر تصویر ذهنی مشتریان از برند) و نیز فرضیات فرعی آنهاست
موسیقی"" نقشی انکارناشدنی در تأثیرگذاری تبلیغات تلویزیونی دارد. با وجود این به کارگیری این عنصر اعجازآمیز مستلزم داناییها، تجربه ها، و بازخورد مستمر از مشتریان و یا مصرف کنندگان است.
پژوهشهای متعدد و گاه متناقضی در این باره صورت گرفته که در مجموع تأکید می ورزند به کارگیری موسیقی برای اثربخشی و ماندگاری تبلیغات تلویزیونی همواره با احتیاط صورت گیرد؛ چرا که واکنش مصرف کنندگان یا مشتریان دارای دامنه ای متفاوت از کاملاً علاقه مند تا کاملاً متنفر در حال نوسان است و این برخی از اوقات نه در عنصر اعجازآمیز موسیقی بلکه، در عوامل دیگری از جمله به موقعیت، و شرایط روحی و نگرش مصرف کنندگان گره می خورد.
اعجاز موسیقی در تبلیغات تلویزیونی مقاله ای که پیش رو دارید به اختصار به پهنه ی متنوعی از پرسشهای سازندگان تبلیغات تلویزیونی پاسخ داده است که می خوانید.
یادگیری فناورانه و حرکت به سمت نوآوری در صنایع مختلف بر محوریت نقش شرکت ها و کسب دانش از منابع خارجی تأکید دارد. صنعت فولاد کشور نیز با توجه به فعالیت شرکت های بزرگ از یک سو و همکاری های بلندمدت تاریخی با شرکت های خارجی از سوی دیگر، می تواند مورد مناسبی برای مطالعه در این حوزه باشد. برخی از موفقیت های این صنعت نظیر پایداری در دوران تحریم، دومین منبع درآمد صادراتی کشور در محصولات غیرنفتی و برخی از موفقیت های اخیر نوآورانه به ویژه در ثبت برند فناوری پرد، نشان می دهد تلاش های یادگیری در این صنعت تا حدودی موفق بوده است. این پژوهش که به بررسی فرایندهای یادگیری و خروجی های صنایع فولاد کشور در دوران بعد از انقلاب پرداخته است، با استفاده از رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی، مسیر توسعه توانمندی فناورانه در این صنعت را تحلیل نموده است. برای این منظور تعداد 18 مصاحبه با سیاستگذاران، دانشگاهیان، شرکت های فنی و مهندسی و متخصصین شرکت های بزرگ تولیدکننده فولاد انجام و با تحلیل محتوای آنها و استفاده از چارچوب پنجره های فرصت مسیر حرکت به سمت نوآوری در این صنعت تشریح شد. نتایج نشان می دهد، وابستگی به مسیر نوآوری های تدریجی و افتادن در دام موفقیت، عدم تمرکز بر توسعه فناوری در تمام زنجیره ارزش و نبود استراتژی مناسب برای توسعه فناوری مهمترین عواملی هستند که سبب شده این صنعت تنها در بخشی از فرایند، به نوآوری رسیده و در بقیه فناوری ها و فرایندها نتواند به این مرحله ارتقا یابد.
در طی دهه گذشته، شرکت ها به شکل فزاینده ای به ارزش مدیریت دانش جهت کسب مزیت رقابتی پی برده اند. دو بعد عمده مدیریت دانش عبارتند از یادگیری سازمانی و فراموشی سازمانی. علی رغم تحقیقات بسیار زیادی که در زمینه مدیریت دانش و یادگیری سازمانی انجام گرفته است، تاکنون در زمینه فراموشی سازمانی و مدیریت آن مطالعه و بررسی زیادی انجام نشده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش رهبری اصیل در فراموشی سازمانی هدفمند با توجه به نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی می باشد. روش تحقیق توصیفی- همبستگی و از حیث هدف کاربردی است. جامعه آماری، شامل کلیه کارکنان شرکت ملی پخش فراورده های نفتی استان سیستان و بلوچستان است که از میان آن ها تعداد 165 نفر به روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های رهبری اصیل آولیو و همکاران (2007)، فراموشی سازمانی دی هالن و همکاران (2004) و توانمندسازی روانشناختی وتن و کمرون (1995) می باشد. در این پژوهش از آزمون های همبستگی، رگرسیون و مدل معادلات ساختاری استفاده شده و داده ها از طریق نرم افزار لیزرل مورد تحلیل قرارگرفته است. نتایج حاکی از آن است که رهبری اصیل هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم از طریق توانمندسازی روانشناختی بر فراموشی سازمانی هدفمند تأثیرگذار است و توانمندسازی روانشناختی به عنوان متغیر میانجی در رابطه بین رهبری اصیل و فراموشی سازمانی هدفمند به طور نسبی اثرگذار است. هم چنین نتایج تأثیر مثبت توانمندسازی روانشناختی بر فراموشی سازمانی هدفمند را نشان داد.
به طورکلی حسابرسان مستقل بستر و شرایط لازم را برای کیفیت اطلاعات حسابداری و گزارشگری مالی به موقع فراهم می کنند. بنابراین، تاخیر در ارائه گزارش های حسابرسی می تواند بر عملکرد شرکت و حتی قیمت سهام شرکت نیز تأثیرگذار باشد. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیرپذیری نوسانات قیمتی سهام از تاخیر گزارش حسابرسی در بین 110 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی بین سال های 1396-1391 با استفاده از مدل نوسان پذیر گارچ(GARCH) است. نتایج برآورد مدل نشان داد که اولا تک تک ضرایب معادله واریانس شرطی معنی دار می باشد. به عبارت دیگر نوسان پذیری مدل تایید می شود. نتایج آزمون فرضیات نیز نشان داد که فرضیه اصلی تحقیق مبنی بر تاثیر معنی دار شاخص تاخیر گزارش حسابرسی بر قیمت سهام شرکت تایید می گردد. بنابراین، شرکت هایی که گزارش حسابرسی آنها با تاخیر همراه بوده، به طور متوسط قیمت سهام آنها نیز پایین تر بوده است. سایر نتایج نشان داد که در رگرسیون برآوردی ضریب متغیراهرم مالی معنی دار نبوده، اما شاخص اندازه شرکت اثر منفی و معنی داری بر قیمت سهام دارد.
به دلیل پویایی بالای بانکداری الکترونیک، تغییرات مداوم کسب وکارهای وابسته به بانک، و ظهور فناوری های دگرگون کننده خط مشی گذاری در این حوزه با چالش های متعدد روبه رو شده و بهره گیری از مدل های رایج خط مشی گذاری را دشوار کرده است. از آنجا که خط مشی گذاری به فرهنگ عمومی جامعه و ساختارهای اجرایی کشور و ذی نفعان متعدد داخلی وابستگی فراوان دارد هدف از این پژوهش ارائه چارچوبی برای خط مشی گذاری در بانکداری الکترونیک با لحاظ کردن همه ملاحظات و شرایط یادشده بود. روش تحقیق کیفی و به طور مشخص فراترکیب بود. بدین منظور ابتدا همه مدل های رایج خط مشی گذاری در متون و پیشینه خط مشی گذاری شناسایی شد تا از طریق تجزیه مدل های گذشته به اجزای آن ها و ترکیب آن ها یک چارچوب توسعه یافته جدید خلق شود. بر این اساس از بین بیست و شش مدل بررسی شده پنج مدل آشفته، سیستمی، فرایندی، سیگنال های ضعیف، و نظریه بازی ها با توجه به معیارهایی مانند عدم قطعیت، عدم جامعیت موضوع، عدم یکپارچگی بازیگران، رویکرد خارج به داخل انتخاب شد. سپس، با استفاده از تجزیه اجزای این مدل ها و ترکیب اجزا به روش کدگذاری باز، چارچوب نهایی خط مشی گذاری برای بانکداری الکترونیکی ارائه شد.