در این مقاله هویت سازمانی کارکنان وزارت جهاد کشاورزی و آثاری که پدیده ادغام بر هویت کارکنان می گذارد مورد بررسی قرار گرفته است و با استفاده از مدل بسط یافته هویت سازمانی، نوع هویت کارکنان سنجیده شده است، مقایسه ای میان هویت پیش و پس از ادغام صورت گرفته و در نهایت راهکارهایی جهت افزایش هویت در یک سازمان ادغام شده ارایه شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که در این وزارتخانه نوعی هویت دو جنبه ای حاکم است، بدین معنا که کارکنان برخی از جنبه های سازمان خود را دوست داشته و از برخی ناخرسندند. همچنین میان هویت پیش از ادغام و هویت پس از ادغام تفاوت معناداری وجود دارد به نحویکه هویت نسبت به سازمان قبلی (وزارت جهاد سازندگی یا وزارت کشاورزی) در قیاس با هویت نسبت به سازمان فعلی (وزارت جهاد کشاورزی) از وضعیت مطلوبتری برخوردار است. این امر بر اهمیت درایت در مرحله پیش از ادغام و توجه به تفاوتهای فرهنگی و ارزشهای سازمانهایی است که قرار است با یکدیگر ادغام شوند صحه می گذارد.
اخیرا تلفیق زندگی معنوی و زندگی سازمانی کارکنان، موضوع مطالعات سازمانی و علوم مدیریت است. "معنویت" تلاشی در جهت پرورش و حساسیت یک فرد نسبت به ارتباط با خویشتن، ارتباط با دیگر انسانها، ارتباط با موجودات غیرانسانی و ارتباط با خدا، یا کندوکاوی در جهت آن چه برای انسان شدن مورد نیاز است، و جست و جویی برای رسیدن به انسانیت کامل است. بر این اساس در این مقاله بعد معنوی وجودی انسان در ارتباط فرافردی، یعنی خدا از طریق چهار نشان گر ارتباط با خدا تبیین شده است که در معنابخشی و هدفمندی و همچنین در برانگیختگی کار کارکنان بسیار موثر است. به منظور نشان دادن رابطه بین ارتباط فرافردی و کار با معنا، کار هدفمند و انگیزش کارکنان دانشگاه تهران، از نمونه گیری طبقه بندی تصادفی به روش میانگین استفاده شد. روش تجزیه و تحلیل داده های آماری بر اساس ساختار فرضیه ها، ماهیت داده ها و اهداف پژوهش به روش تحلیل مسیر که مدل توسعه یافته رگرسیون است، بنا نهاده شد. برای پی بردن به متغیرای زیربنایی پدیده ها و تلخیص مجموعه ای از داده ها با هدف تایید نشان گرهای متغیر مستقل ارتباط فرافردی، روش تحلیل عاملی تاییدی بکار گرفته شد. یافته ها نشان میدهد که همه کارکنان دانشگاه تهران به خدا اعتقاد دارند و افرادی معنوی هستند اما رابطه با خدا در برانگیختگی بیشتر آنان چندان تاثیرگذار نمی باشد. این بدان معنی است که آنان خدا را در سازمان حاضر نمی دانند. بنابراین چنین به نظر می رسد که تلفیق و یکپارچگی زندگی معنوی و زندگی کاری کارکنان برای برانگیختگی، هدفمندی و معنابخشی کارکنان دانشگاه تهران ضروری به نظر می رسد.
این تحقیق با بررسی مدل های امنیت اقتصادی به عدم تکافوی آنها با توجه به اقتصاد حقوق و اقتصاد توسعه رای می دهد و از منظر قانون اساسی وظایف مدیریت اقتصادی دولت در جهت مشارکت بیشتر بخش خصوصی در روند توسعه کشور را نظریه پردازی می نماید و ابزارهای آن را نشان می دهد. شاکله این نظریه، توقعات "اقتصادی ـ اجتماعی" دولت از بخش خصوصی را در ابعاد "مصرف"، "تولید" و "سرمایه گذاری" معرفی می کند و بخش خصوصی نیز در مقابل، توقعات حقوقی ـ اقتصادی خود را در ابعاد تامین سه گروه حقوق؛ (ایمنی بخش، رقابتی و توسعه افزا)که از متن قانون اساسی ایران استخراج پذیر ساخته است مطرح می نماید. سنجش میزان تامین این دو انتظارمتقابل در یک میثاق ملی؛ از هر دو منظر (دولت و بخش خصوصی) قابل ارزیابی است، اما این تحقیق صرفا خود را به ارزیابی ادراکات بخش خصوصی از عملکرد مدیریت اقتصادی دولت محدود می کند. سپس در چارچوب مدل طراحی شده به معرفی میزان نسبی رضایتمندیهای ایجاد شده در کاربرد هر یک از ابزار (آموزشی، اجرایی و اصلاح گرانه)، برای تامین هر یک از حقوق، (ایمنی بخش، رقابتی و توسعه افزا) در هر یک از ابعاد (مصرف، تولید و سرمایه گذاری)؛ می پردازد و نتیجه می گیرد دولت برای جلب مشارکت بیشتر بخش خصوصی در فرایند توسعه اقتصاد اجتماعی باید در کدام متغیرهای کنترلی (قانونی و ابزاری) سرمایه گذاری بیشتری بنماید.
این پژوهش بر آن بود تا چگونگی رفتار اطلاعجویی را در جامعه مورد پژوهش (158 نفر از دانشجویان کارشناسیارشد دانشگاه تهران) بررسی کند و رابطه آن را با باورهای معرفتشناختی دانشجویان یاد شده بیازماید. روش پژوهش پیمایشی و از نوع توصیفی است. برای گردآوری دادهها از دو پرسشنامه استفاده گردید که یکی ساخته محقق و دیگری پرسشنامه باورهای معرفتشناختی شومر است. نتایج حاکی از آن است بین سازماندهی دانش و قضاوت ربط اطلاعات دانشجویان در سطح 05/0 رابطه معنادار مثبت و نیز بین سازماندهی دانش و بـُعد تخصیص زمان در سطح 001/0 رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. افزون بر این، بین بـُعد سرعت یادگیری و تأیید دانش پیشین در سطح 01/0 رابطه معنادار و منفی وجود دارد. بین سایر ابعاد باورهای معرفتشناختی و سایر ابعاد رفتار اطلاعجویی رابطهای معنادار مشاهده نگردید.
اندیشمندان از دیر باز آرزو داشته اند که در جوامع دموکراتیک، یکایک مردم در فرایند تصمیم گیری برای جامعه خویش مشارکت داشته باشند. هر چند سالیان متمادی این آرزو برآورده نشده، ولی این امکان وجود دارد که فناوری ارتباطات و اطلاعات، زمینه مساعدی برای مشارکت تک تک اعضای جامعه در امور مربوط به جامعه خویش فراهم کند. از آن جا که وجود اعتماد، زیربنای وجود دولتهای دموکراتیک است، این مقاله درصدد است تا آثار دولت الکترونیک بر نهادهای اولیه و تأثیر آن بر میزان اعتماد به دولت و دموکراسی در جامعه را تبیین کند. بدین منظور، نظر سه گروه مدیران دولتی، اساتید و دانشجویان مورد بررسی قرار گرفته است. یافتههای تحقیق حاکی از وجود رابطه علی بین دولت الکترونیک، میزان اعتماد عمومی، و دموکراسی الکترونیکی است.
مدیریتی انتظامی باید متناسب با شئونات مذهبی و دین مبین اسلام و برگرفته از تعالیم اسلامی، قرآن کریم و ائمه معصومین باشد تا ضمن برقراری نظم وامنیت و آرامش شهروندان، بر اساس اصول ارزشی اسلامی، مدیریتی مطلوب بر این حوزه اعمال شود. نوع پژوهش کاربردی و روش آن تاریخی(اسنادی) است. داده های پژوهش از طریق فیش برداری از کتب، مقالات و پایان نامه ها. جمع آوری شده است. شاخص های بررسی پژوهش بر اساس اصول پنجگانه مدیریتی(برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و رهبری، نظارت و کنترل) است. سؤال اصلی تحقیق «وجوه اشتراک و افتراق (در سطح تاکتیک ها) الگوی مدیریت انتظامی از دیدگاه حضرت امام خمینی (ره) و حضرت علی (ع) کدامند؟»می باشد و نتیجه حاکی از این است که دیدگاه های حضرت امام خمینی (ره) برگرفته از دیدگاه های حضرت علی (ع) بوده و بر اساس اصول علمی مدیریت کاملا منطبق بوده و درعمل با اصول مورد نظر حضرت علی (ع) هم ترکیب شده است. حضرت علی (ع) نیز اصول علمی مدیریت انتظامی را رعایت می نموده اند اما به صورت مدون امروزی نبوده است و در عمل این اصول را با اصول اخلاقی دین مبین اسلام و اصول مدیریت انسانی توام اجرا می نموده اند. متغیرهای زمانی و مکانی بر اصول مورد اشاره تأثیری نداشته و در هر زمان و هر مکان قابلیت اجرا داشته و در سطح تاکتیکی به وجوه افتراقی چون عدم کاربرد ظاهری اصول مدیریت، تاکید بر جنبه های خاص توسط حضرت علی (ع) برخورد می نماییم که افتراق درتاکتیک به حساب می آید. فقط مقتضیات فرهنگی، پیچیدگی ها و پیشرفت های علمی، فرهنگی، سیاسی اقتصادی و ابزار مدیریت جوامع امروزی با جوامع دوران صدر اسلام بر تاکتیک های اجرای این اصول تأثیر گذاشته و موجب افتراق تاکتیکی اصول مورد اشاره متناسب با شرایط و مقتضیات شده است. در پایان الگویی از اصول مشترک مدیریت انتظامی منطبق بر دیدگاه های امام خمینی (ره) و حضرت علی (ع) ارائه گردیده است.
مقدَمه: پیشرفت های علوم پزشکی و فناوری اطَلاعات ، سازمان های ارائه کننده ی خدمات سلامت را به محیط های رقابتی و مشتری گرا مبدل کرده است. در چنین محیط هایی فرصت های زیادی در اختیار متخصصان مدارک پزشکی قرار می گیرد که فقط برای کسانی قابل استفاده است که دارای مهارت های لازم باشند. هدف این پژوهش بررسی دیدگاه کارکنان مدارک پزشکی درباره ی مهارت های لازم در بخش مدارک پزشکی بیمارستانهای و آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی تبریز بود. روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی -مقطعی در سال 1386 انجام گرفت. نمونه ی مورد مطالعه 12 مسئول بخش مدارک پزشکی و 48 نفر از کارکنان بخش مدارک پزشکی در 12 بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تبریز (60 نفر) است. داده ها از طریق یک پرسشنامه ی محقق ساخته با استفاده از متون موجود و با مراجعه حضوری به مراکز جمع آوری گردید. اولویت بندی مهارت های مورد نیاز با توجَه به پاسخ نمونه ها و نمره گذاری انتخاب های پنج گانه صورت گرفت. تجزیه و تحلیل اطَلاعات با نرم افزار آماری SPSS انجام شد. یافته ها: اکثر پاسخ دهندگان مونث(73درصد) ؛ میانگین سابقه ی کاری 6 پاسخ دهندگان /8 سال بود. مهمترین مهارت های لازم برای کارکنان مدارک پزشکی به تفکیک سه نوع مهارت اصلی به ترتیب عبارت بودند از: مهارتهای عمومی (شامل توانایی به کارگیری رایانه، سرعت عمل همراه با سرعت بالا، مسئولیت پذیری، خود یاد گیری و مدیریَت تغییر)، مهارتهای ارتباطی(شامل توانایی ارتباط با مدیران، بیماران، پزشکان)، و مهارتهای اختصاصی (شامل گزارش دهی، پردازش داده ها، مستند سازی، آشنایی با HIS ، بازیابی اطَلاعات و کد گذاری صحیح). نتیجه گیری: نیاز حیاتی نظام سلامت به اطلاعات و حرکت به سوی پرونده الکترونیک سلامت باعث شده که کارکنان بخش مدارک پزشکی به مهارت های جدیدی نیاز داشته باشند. بازنگری دروس دوره های آموزشی و برگزاری دوره های ضمن خدمت جهت کسب مهارت های مود نیاز و تغییر روش مدیریَتی از پرونده ی کاغذی به پرونده الکترونیک سلامت ضروری ست
در این مقاله د ر راستای تبیین مفهوم مهندسی فرهنگ با رویکرد آینده پژوهی ، نخست ضمن ار ائ ه مفاهیم مهندسی فرهنگ و رویکردهای مختلف در این خصوص و معرفی روشهای آینده پژوهی نسبت به بررسی فرهنگ موجود و شناخت نقاط قوت و ضعف آن اقدام گردیده و راههای رسیدن به فرهنگ مطلوب با استفاده از رویکردهای آینده پژوهی مشخص می گردد . در ادامه ، سطوح مولفه ها و شاخص های مورد نظر بر اساس دیدگاه ادگار شاین و با کمک تحقیقات انجام شده توسط هافستده، محسنی و چلبی جهت اعمال تغییرات در فرهنگ موجود با رویکرد آینده پژوهی شناسایی شده و سپس مولفه ها و شاخص های فرهنگ مطلوب در آینده بر اساس و سایر روشه ای MATLAB نظر سنجی از نخبگان فرهنگی جامعه مشخص شده و در نهایت با استفاده از نرم افزار آماری چون میانگین هندسی و ... اطلاعات جمع آوری شده تجزیه و تحلیل و الگوی فرهنگ مطلوب ارائه شده است . پس از انجام مراحل فوق با توجه به وجود شکاف بین فرهنگ موجود و فرهنگ مطلوب سعی گردیده تا با استفاده از تکنیک های آینده پژوهی از جمله سناریو نویسی را ه کارهای پر کردن انحرافات و شکا فهای موجود بین دو وضعیت فرهنگ در قالب یک الگوی مهندسی فرهنگ ارائه شود
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ادراک نابرابری اجتماعی ، کم کاری اجتماعی و استرس شغلی با رضایت شغلی در بین کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر می باشد. بدین منظور 175 آزمودنی (111 کارمند رسمی ، 72 کارمند قراردادی و 126 کارمند پیمانی) از میان کارکنان با روش قشربندی تصادفی انتخاب و آزمونهای رضایت شغلی اسپکتور، استرس شغلی دیویس و همکاران و آزمونهای ادراک نابرابری اجتماعی و کم کاری اجتماعی محقق ساخته توسط کارکنان پاسخ داده شده است. تمام ابزارها از پایائی مطلوب برخوردار می باشند. آزمون فرضیه ها نشان داد که بین هر یک از متغیرهای ادراک نابرابری اجتماعی، کم کاری اجتماعی و استرس شغلی با رضایت شغلی رابطه وجود دارد. همچنین مشخص شد که 1/33 درصد واریانس رضایت شغلی ناشی از متغیرهای بررسی شده است. همینطور معلوم شد که نوع استخدام و سطح تحصیلات و تعامل آنها تأثیر معنی داری بر رضایت شغلی دارند. هر کدام از متغیرهای استرس شغلی ، نابرابری اجتماعی، کم کاری اجتماعی، نوع استخدام و سطح تحصیلات تأثیر جداگانه ای داشتند. استرس شغلی کارکنان قراردادی و رسمی بیشتر از کارکنان پیمانی است. استرس شغلی کارکنان لیسانس بیشتر از سایر کارکنان است و مشخص شد که میزان کم کاری کارکنان لیسانس بیشتر از سایر کارکنان است.
سیستم تولیدی ناب4 سیستمی است که با به چالش کشیدن نظام تولید انبوه، در مدت کوتاهی دستاوردهای عظیمی به دنبال داشته است. پژوهش حاضر با هدف به کارگیری این سیستم تولیدی در یکی از شرکت های بزرگ تولیدی کشور یعنی سیمان صوفیان انجام گردیده و تلاش دارد تا میزان ناب بودن مؤلفه های گوناگون تولید در این صنعت را ارزیابی نماید. در این رابطه فرآیند ارزیابی سریع کارخانه5 یوگن گودسان، استاد و محقق دانشگاه میشیگان به عنوان الگوی پایه انتخاب و مورد نقد و بررسی قرار گرفته و برای حذف نقاط ضعف، بهبود و توسعه لازم داده شده است.
بر این اساس متغیرهای اساسی و شاخص های مربوطه آنها شناسایی شده و با ارائه پرسشنامه تناسب سنجی، تناسب آنها با صنعت سیمان سنجیده شده است. پس از حذف شاخص های کم تناسب، با استفاده از متد AHP[1]، ضرایب اهمیت متغیرها و شاخص های مربوطه با استفاده از نظرات خبرگان محاسبه گردیده است. در نهایت با استفاده از این ضرایب اهمیت و نیز امتیازاتی که کارشناسان به وضعیت شاخص ها داده اند، میزان ناب بودن متغیرهای اساسی و نیز شرکت سیمان صوفیان با استفاده از روش دیمانسیون ابعادی (نرخ همگرایی)[2] مشخص گردیده و اولویت توجه به بهبود متغیرها تعیین گردیده و برای ایجاد چرخه بهبود، توصیه های لازم به مدیریت شرکت ارائه شده است.
در نیمه اول ماه ژوئیه/10 تا 25 تیر، سیاستی که می بایست در قبال رفتار نامساعد دولت ایران راجع به اخراج اتباع دول محور از این کشور اتخاذ شود، توسط دولت اعلیحضرت پادشاهی انگلستان و دولت شوروی مورد بررسی قرار گرفت؛ و در 22 ژوئیه/ 31 تیر، به ژنرال کینان دستور داده شد که برای اشغال آبادان و نفت شده و متعاقباً مناطق نفت خیز جنوب غربی ایران آماده باشد. در 24 ژوئیه/2 مرداد اطلاع حاصل شد که دولت انگلستان با پیشنهاد مربوط به اعمال فشار سیاسی مشترک انگلیس و شوروی به ایران، همراه با نمایشی از قدرت نظامی، جهت تامین امکانات اخراج اتباع دول محور از این کشور موافقت کرده است تا چنانچه فشار سیاسی به شکست بیانجامد، منظور فوق با استفاده از قوه قهریه تحقق یابد. از این رو به ژنرال کینان دستور داده شد اقدامات اولیه را برای انجام مقاصد زیر معمول دارد.
در این تحقیق تلاش شده است مدل ریاضی جهت بهرهبرداری بههنگام از مخزن چند منظوره سد ارس با اهداف تامین نیازهای کشاورزی، تولید انرژی برقآبی و کنترل سیلاب ارایه، و معادلات حاکم بسط داده شود. روابط حاکم بر سیستم سد مخزنی شناسائی شده واین روابط در قالب مدلهای برنامه ریزی پویای معین و پویایی تصادفی حل شوند. نتایج اجرایی این مدل ارایه دستورالعملی است که مقدار خروجی از مخزن را به صورت تابعی از حجم ذخیره اولیه مخزن و جریان ورودی در ماه جاری و جریان ورودی در ماه قبل نشان دهد. نظر به اینکه در هنگام بهرهبرداری بهنگام، مقدار جریان ورودی در ماه جاری مشخص نیست لذابه یک مدل پیشبینی جریان نیاز میباشد. همچنین بنا به فرض مارکفی بودن فرایند آبدهی ماهانه رودخانه، از ماتریسهای احتمال گذار بین حالات مختلف آبدهی استفاده میشود. نتایج تحقیق نشان میدهد مدل تصادفی، مقدار آب در دسترس بیشتری را در اکثر ماههای مختلف برای تامین مصارف کشاورزی و برقابی در اختیار میگذارد بنابراین مدل تصادفی مناسبتر است.