یکی از نگرانی های اصلی مدیران کسب و کار طی سال های گذشته، بکارگیری فناوری اطلاعات به روشی مناسب و به موقع و هماهنگ با استراتژی ها، اهداف و نیازهای کسب و کار بوده است. این نگرانی، هم به نحوه همسوسازی فناوری اطلاعات با کسب و کار و هم همسوسازی کسب و کار با فناوری اطلاعات اشاره دارد. نتایج پیمایش های اخیر نشان می دهد که در اکثر شرکت ها، فناوری اطلاعات با استراتژی کسب و کار همسو نمی باشد. بنابراین، همسویی بین نیازهای کسب و کار و توانمندی های فناوری اطلاعات همچنان یکی از حوزه های نگرانی قابل توجه است. در این نوشته قصد داریم تا با مروری بر ایجاد مفهوم همسویی بین فناوری اطلاعات و کسب و کار و نحوه ارزیابی و اندازه گیری آن، چالش های همسوسازی را درک کنیم و به مسائلی که همسوسازی فناوری اطلاعات و کسب و کار در عمل با آنها مواجه است، بپردازیم. این نوشته سعی دارد تا رهنمودی در جهت توسعه دانش همسویی کسب و کار و فناوری اطلاعات هم برای دانشگاهیان و هم برای شاغلین در حرفه فراهم کند
سرمایه گذاران برای اتخاذ تصمیمات منطقی خود نیازمند دریافت اطلاعاتی مالی صحیح در ارتباط با شرکت ها هستند. هسته مرکزی گزارشگری مالی، صورت های مالی شرکت می باشد. شفافیتیا ابهام آن ها می تواند موجبات گمراهی سرمایه گذاران را فراهم نموده و بر تصمیمات سرمایه گذاران تاثیر گذار باشد. نتیجه تصمیمات این گروه نیز به نوبه خود با اثرگذاری بر عرضه و تقاضای سهم می تواند منجر به واکنش قیمت نسبت به عدم شفافیتیا ابهام گزارش های مالی شده و ریسک سرمایه گذاران را افزایش دهد. در این تحقیق رابطه ابهام گزارشگری مالی و توزیع بازده سهام بررسی و برای ارزیابی ابهام گزارشگری مالی از معیار مدیریت سود استفاده شده است. نظر به اینکه بخش قابل توجهی از سود را اقلام تعهدیتشکیل می دهند با استفاده از مدل تعدیل شده جونز پدیده مدیریت سود در شرکت های نمونه آزمون، سپس رابطه توزیع بازده سهام با سه متغیر ریسک غیر متعارف شرکت، ریسک سقوط و جهش قیمت آزمون گردید. برای بررسی ارتباط بین متغیرهای مورد نظر از رگرسیون چندگانه و رگرسیونلجستیک استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشند. نتایج نشان می دهند که بین ابهام گزارشگری مالی(اندازه گیری با استفاده از معیار مدیریت سود) و ریسک انتقالی به سرمایه گذاران رابطه معنی داری وجود ندارد
در بیشتر پژوهش هایی که عوامل بحرانی موفقیت مدیریت دانش را بررسی کرده اند، مجموعه عواملی به صورت عمومی، به عنوان عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش معرفی شده اند. با وجود این، هر سازمانی عوامل کلیدی خاص خود را دارد. دغدغه سازمان ها این است که این عوامل را شناسایی و به آن ها توجه کنند تا در موفقیت مدیریت دانش پیش قدم باشند. بر مبنای تجارب سازمان های پیشرو درباره پیاده سازی مدیریت دانش در صنعت هوافضا، عوامل کلیدی توفیق در این مقاله به طور گسترده مورد بررسی قرار گرفته، به علاوه این که دو مورد کاوی از سازمان های نظامی کشورهای دیگر آورده شده است.
روش تحقیق در این مطالعه ترکیبی است. یعنی هم از روش کیفی و هم کمی بهره گیری شده و جامعه آماری تحقیق 250 نفر از مدیران و کارشناسان صنایع هوافضا است که به روش نمونه گیری تصادفی و بر اساس جدول گرجسی ومورگان تعداد 152 نفر از بین آن ها به عنوان حجم نمونه انتخاب و جهت جمع آوری داده ها، پرسش نامه بین آن ها توزیع گردید. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که 7 عامل توسعه منابع انسانی، جهت گیری راهبردی دانایی محور، زیر ساخت سیستم های اطلاعاتی، ارزیابی و انتقال دانش، الگوگیری، درگیری فردی و فرهنگ مشارکتی عواملی کلیدی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش در صنایع هوافضا به شمار می روند. همچنین نتایج مطالعه تطبیقی نشان داد که نقش هر سه مؤلفه انسان، فناوری و فرآیند(ساختار) در هرسه مطالعه مشهود است.
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطة بین متغیرهای وظیفه شناسی، عزت نفس و نظم و ترتیب دانشجویان و ابعاد پرورش نظامی(دین داری، همبستگی یگانی و اعتماد یگانی) بود. این پژوهش از حیث هدف، پژوهش کاربردی، از نقطه نظر زمان گردآوری، از نوع پیمایشی و از نظر روش های جمع آوری داده ها و اطلاعات، میدانی است. پرسش نامه ای محقق ساخته بین 269 نفر از دانشجویان دا.اف، به روش تصادفی طبقه ای، توزیع گردید. داده ها، توسط نرم افزار SPSS و به کمک روش های آماری همبستگی پیرسون و روش رگرسیون خطی چند متغیره تحلیل گردیدند. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان دادند که در بین متغیرهای مستقل پژوهش، به ترتیب متغیر نظم و ترتیب، عزت نفس و وظیفه شناسی و در بین ابعاد منتسب به پرورش نظامی به ترتیب متغیر دین داری، همبستگی و اعتماد یگانی، دارای بیشترین میانگین در بین دانشجویان دا.اف می باشند.
در پژوهش حاضر، تأثیر ابزارهای نظارتی حاکمیت شرکتی (مدیران غیرموظف و سرمایه گذاران نهادی عمده) بر شدت رفتار مدیریت سود بررسی شده است. شدت رفتار مدیریت سود که بر اساس مدل آستانه و از طریق افزایش سود گزارش شده است و رساندن آن به آستانه های مطلوب سودآوری (سطح سود صفر و سود گزارش شده سال قبل) تعریف می شود، گذر و عدم گذر از سطوح مطلوب سودآوری و نماینده مدیریت سود، اقلام تعهدی غیرعادی سرمایه در گردش است. فرضیه های پژوهش با استفاده از اطلاعات 185 شرکت در دوره زمانی 1382-1388، از طریق ترکیب داده های سری زمانی و مقطعی آزمون شده است. در بررسی مدیریت سود افزایشی، با توجه به نتایج، وجود چنین رفتاری با خطای 1% مورد تأیید قرار گرفت. نقش ابزارهای نظارتی حاکمیت شرکتی در شدت رفتار مدیریت سود که با رگرسیون لجستیک مدل لاجیت و آزمون U من – ویتنی مورد آزمون قرار گرفت، نشان می دهد که متغیرهای مستقل نمی توانند رفتار متهورانه مدیریت سود را محدود کنند. فقط زمانی که سود مدیریت نشده، کمتر از سود گزارش شده سال قبل است، مدیران غیر موظف تا حدی این گونه رفتارها را کاهش می دهند.
امروزه در بازارهای سرمایه، سرمایه گذاران به تجزیه و تحلیل دقیق ریسک و بازده سهام شرکت های فعال در بورس اوراق بهادار نیاز دارند تا بتوانند برای سرمایه گذاری به درستی تصمیم بگیرند. در این پژوهش، براساس مدل سه عاملی فاما و فرنچ، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، به منزله شاخص جایگزین ریسک شرکت ها انتخاب شده؛ داده ها نیز با استفاده از روش داده های ترکیبی، برای دوره زمانی هشت ساله (از سال 1380 تا 1387) تجزیه و تحلیل شده است. نتیجه ها حاکی از آن است که بین نسبت تغییرات نرخ طلا، نسبت تغییرات نرخ تنزیل بازار، نسبت تغییرات نرخ تورم و نسبت تغییرات قیمت هر بشکه نفت خام با تغییرات شاخص ریسک شرکت ها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ در حالی که بین نسبت تغییرات شاخص قیمت بورس اوراق بهادار تهران با تغییرات شاخص ریسک شرکت ها رابطه منفی و معناداری برقرار است؛ هرچند این رابطه در سطح ضعیف تعریف شده است.
بنگاه های تجاری نیز مانند سایر موجودات زنده از منحنی عمر پیروی می کنند. بر اساس نظریه های اقتصادی، شرکت ها نیز متولد می شوند، رشد می کنند و بعد از مدتی به سمت پیری و زوال می روند. شواهد حاکی از آن است که سود عملیاتی و اجزای آن (حاشیه سود عملیاتی و گردش دارایی ها) در مسیر عمر هر شرکت، الگویی غیرخطی از خود نشان می دهد. در این مقاله، سعی شده است با تمرکز بر موضوع چرخه عمر و سودآوری، به چگونگی تأثیر این متغیر اقتصادی بر تجزیه و تحلیل های مربوط به رشد و سودآوری بنگاه های تجاری پرداخته شود. برای بررسی موضوع، با استفاده از روش بررسی میدانی و اسنادکاوی، اطلاعات واقعی 149 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در بازه زمانی 1379- 1388 استخراج شده و با استفاده از روش های آماری توصیفی، الگوی داده های تابلویی و آزمون آماری ویلکوکسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان دهنده مؤثر بودن چرخه عمر در رشد وسودآوری بنگاه های تجاری است. به این ترتیب، با درنظر گرفتن متغیر چرخه عمر به مدل های پیش بینی سودآوری، توان تخمین این مدل ها نسبت به مدل اولیه، بیش از 40% افزایش می یابد.
هدف از این پژوهش دیدگاه مدیران نسبت به ایجاد مدیریت مکانیزاسیون آرشیو تصویری مرکزی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است. جامعه آماری این پژوهش را 156 نفر از مدیران آرشیو مرکزی سازمان صدا و سیما می باشد. بررسی آماری توسط نرم افزار و اکسل انجام گرفته و سپس با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. مدیران معتقدند برای انتخاب نرم افزار آرشیو دیجیتال باید نرم افزاری انتخاب شود که توانای کلیه امور مربوط به خدمات آرشیو را داشته باشد. یعنی 6/27 درصد سپر راحتی استفاده از سیستم دیجیتال را داشته باشد. هم چنین 8/13 درصد نیز امکان استفاده از آرشیوهای دیگر سازمان را عنوان کرده اند 4/22 درصد نیز سازگاری با سخت افزار موجود در آرشیو دیجیتال و سازگاری با شبکه مخابراتی سازمان را ذکر کرده اند. هم چنین نتایج نشان می دهد که مدیران از راه اندازی سیستم مکانیزاسیون آرشیو دیجیتال تصویری استقبال می کنند اما باید توجه داشت که در آغاز آنها، نیاز به آموزش های ضروری پیرامون مفاهیم آرشیو دیجیتال و نحوه کار با سیستم مکانیزاسیون سیستم آرشیو را دارند.
این مقاله با توجه به اهمیت و نقش فزاینده صنایع کوچک و متوسط و نقشی که گسترش
تجارت الکترونیکی در کاهش هزینه و بسط فعالیت این بنگاه ها دارد، به بررسی وضعیت
استقرار تجارت الکترونیکی در بنگا ههای صنعتی کوچک و متوسط ایران پرداخته است.
در این مقاله، نخست درباره مفهوم استقرار تجارت الکترونیکی از جنبه های گوناگون و
با رویکردهای مختلف بحث می شود و شاخ صهای متنوعی که در کشورها و مقالات
مختلف برای اندازه گیری این استقرار مورد استفاده واقع شده، بررسی م یشود. سپس، با
تأکید بر استقرار نر مافزاری و با تکیه بر مطالعات و نظریه های رفتاری، مدل استقرار تجارت
الکترونیکی در صنایع کوچک و متوسط ایران معرفی شده و بر مبنای این مدل، با طبقه بندی
بنگا ههای صنعتی کوچک و متوسط ایران براساس پراکندگی جغرافیایی، نوع فعالیت بنگاه و
تعداد کارکنان ، نمونه گیری وضعیت استقرار در بنگا ههای صنعتی 10 تا 99 نفره در سرتاسر
ایران با استفاده از پرسشنامه انجا مشده و داد ههای حاصله با استفاده از رو شهای آماری
تحلیل شده است. سرانجام، نی مرخ وضعیت استقرار تجارت الکترونیکی در این بنگا هها در
مباحث قصد بهک ارگیری تجارت الکترونیکی، کاربردهای پای های، کاربرد رایانه و ارتباطاتشبکه ای، استقرار اطلاعاتی، استقرار عملیاتی و استقرار اطلاعاتی هم ب هطور کلی و هم ب هطور
تفضیلی ارائه شده و مقایس های میان بنگا ههای متعلق به حوز ههای صنعتی گوناگون و نیز مناطق
جغرافیایی مختلف از این بابت انجام پذیرفته است. نتیجه بررسی نشان می دهد درحالیک ه
زمینه های بالقوه برای بهک ارگیری تجارت الکترونیکی در صنایع کوچک و متوسط ایران
وجود دارد، اما در حال حاضر تمایل این بنگاه ها به استفاده از تجارت الکترونیکی کمتر از
متوسط، کاربرد امکانات عادی ارتباطات در آ نها بیش از متوسط، کاربرد رایانه و ارتباطات
شبک های در حد کم، و استقرار اطلاعاتی، عملیاتی و راهبردی تجارت الکترونیکی در آ نها
خیلی کم است.
در راستای بهبود عملکرد سازمان ها، مدیریت منابع انسانی نقش های مختلفی را ایفا می کند که از مهم ترین آن ها پرورش استعداد ذاتی افراد سازمان در محیط رقابت دانشی می باشد. هدف از اجرای این تحقیق، تبیین جایگاه سرمایه ی فکری در ارتباط میان وظایف مدیریت منابع انسانی و عملکرد سازمان در قالب یک مدل است. در این تحقیق، سرمایه ی فکری به عنوان متغیر میانجی و وظایف مدیریت منابع انسانی به عنوان متغیر مستقل و عملکرد سازمانی به عنوان متغیر وابسته بررسی شده اند. جامعه ی آماری تحقیق، شرکت ملی نفت ایران است و نمونهة شامل 156 مدیر میانی و عالی است که به روش خوشه ای تصادفی انتخاب شده اند. در این تحقیق، برای بررسی مؤلفه های متغیرهای مورد مطالعه و سنجش روایی سازه از تحلیل عاملی تأییدی و برای آزمون فرضیه های تحقیق از روش مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته های تحقیق، حاکی از آن است که فعالیت های مدیریت منابع انسانی از طریق سرمایه ی فکری بر عملکرد سازمانی دارای تأثیر معنادار است. در مدل برازش شده ی این تحقیق، ارزیابی عملکرد، انتخاب و استخدام، بیش ترین بار عاملی را در فعالیت های مدیریت منابع انسانی به خود اختصاص داده و در بین سرمایه های فکری، سرمایه ی ساختاری، بیش ترین بار عاملی را در مجموعه ی سرمایه ها دارا می باشد.
بقا و غنای خدمات حسابرسی مستلزم عکس العمل مناسب و به موقع حرفه در برابر انتظارات جامعه است. حرفه حسابرسی با پذیرش مسئولیت بیشتر و گسترش نقش خود و یا تقویت آموزش عمومی درباره نقش و محدودیت های حسابرسی می تواند به نیازهای جامعه پاسخ داده و فاصله انتظارات را کاهش دهد. رشد بی وقفه نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان و گرایش آن ها به استفاده از صورت های مالی جهت اتخاذ تصمیمات اقتصادی، برنامه ریزی و نظارت در مورد وضعیت مالی و عملکرد واحد اقتصادی، ضرورت کاهش فاصله انتظارات را ایجاب می کند. فرضیه های تحقیق به کمک داده های گردآوری شده توسط پرسشنامه توزیع شده بین استفاده کنندگان مختلف در سال 1388، مورد بررسی قرار گرفته و نتابج حاصل از بررسی یافته ها نشان داد که آموزش حسابرسی به استفاده کنندگان از صورت های مالی باعث کاهش فاصله انتظارات بین حسابرسان و استفاده کنندگان از صورت های مالی می شود