آینده نگری یکی از مولفه هایی است که امروزه جایگاه ویژه ای نزد اصحاب علم و اندیشه و دولتیان و برنامه ریزان پیدا کرده و به ضرورتی نسبتا اجتناب ناپذیر در سیاستگذاری ها تبدیل گردیده است. از این رو، جوامع توسعه یافته از آن به عنوان ابزاری برای ورود مقتدرانه به فردا و فرداها بهره می گیرند. در این مقاله سعی گردیده است تا یک ترسیم اجمالی و کلی در باب ضرورت تعریف و کاربرد موضوعات و فرضیات و روش شناسی های اینده نگری به مخاطبان ارایه گردد و بسترسازی لازم برای شناخت و آگاهی نسبی از آینده نگری در وهله اول و توجه برنامه ریزان و سیاستگذاران جامعه به این مقوله اثر گذار در مرحله بعد فراهم شود.
در این مقاله ابتدا به صورت مختصر جایگاه نظریه تهاجم دفاع را در میان نظریات مختلف مکتب رئالیستی تبیین نموده ایم و مشخص ساخته ایم که این نظریه در زیر شاخه رویکرد تدافعی از نظرات واقع گرا قرار گرفته است .در ادامه پس از توضیح اصول مورد توجه نظریه تهاجم ـ دفاع، سعی شده است از نگاه سنتی در این نظریه تنها به توضیح فناوری ورابطه آن با رویکرد تهاجمی یا تدافعی کشورها می پردازد فراتر رفته و متغیرهایی از قبیل نقش رژیم های مدرن، جغرافیا، و نظامهای امنیتی را نیز، در تحلیل مورد استفاده قرار دهیم. سپس یک سری عوامل تحت عنوان «عوامل ده گانه» به عنوان نشانه ای قابل توجه در رفتار کشورها برای پیش بینی و تحلیل رویکرد آنها معرفی شده است و مشخص شده که تصاعد گام به گام این عوامل به معنای نزدیک شدن به شرایط جنگ و نا امنی است. در نهایت پس از بیان نقاط ضعف و قوت این نظریه، به تبیین رفتارهای سیاسی و نظامی محمدرضا پهلوی پرداخته شده است و عوامل ده گانه را در دوران حکومت پهلوی دوم مورد شناسایی قرار داده است.