نویسنده به چالشهاى علم نسبت به دین در قرن نوزدهم اشاره مىکند و علم را مسؤول پاکسازى به اصطلاح نابخردىهاى دین مىداند. در قرن بیستم این چالش جاى خود را به ندانمگویى (= لاادرىگرى) مىدهد. دین تعریفهاى ذاتى، کارکردى و غایى دارد که به نظر نویسنده، معمول این تعریفها خالى از اشکال نیستند. از نظر نویسنده، میان نظامهاى دینى و نظامهاى اخلاقى تفاوت است.
منشأ کثرت موجود در عالم، یک صورت واحد نیست؛ بلکه امر بىصورت است. تفاوت خداشناسى مولوى با بقیه نیز در همین است. تفکر در ذات خدا حیرتآور است؛ زیرا آنجا مقام بىرنگى و عدم یقین است. نسبت امر بىصورت با همه صور یکسان است؛ پس باید پلورالیسم را بپذیریم.
آزادى و دموکراسىِ ایجابى بر پایه سه مقوله تفرد، تکثر و تحمل بنا مىشود و مؤلفههاى انتخابات دموکراتیک را مىتوان انتخابگرى و انتخابپذیرى، انتقادگرى و انتقادپذیرى، رقابتگرى و رقابتپذیرى و پاسخدهى و مسؤولیتپذیرى بر شمرد. دموکراسى ایجابى در شرایط سیاسىِ تنگ و انحصارطلبانه ایران قابل تحقق نیست و حضور گسترده مردم و جوانان در انتخابات اخیر نشاندهنده رأى منفى مردم به رفتار و الگوهاى سیاسى حاکمان است.
مقاله حاضر به معرفى کوتاهى از تاریخ بلند ایمان در تفکر مسیحى اختصاص دارد. نویسنده ضمن بیان ماهیت ایمان در متون اولیه مسیحیت و تحول معنایى آن در دورههاى بعد، نشان داده است که این مفهوم از ایمان، تأثیرى ژرف در مکاتب و اندیشههاى جدید غرب داشته است.
آیا دین تنها یک روایت دارد یا از دین هم به عنوان متن، قرائتهاى کثیر و فهمهاى متفاوت مىتوان داشت؟ در میان فهمهاى متفاوت، آیا تنها یک فهم درست است یا چند فهم همارز مىتواند وجود داشته باشد؟ آیا براى سنجش فهمها محک و معیارى موجود است یا... .
این مقاله، با هدف بسط محدوده بحث، به بررسى و نقد یکى از نظریهپردازان نامدار، به پرسشهاى مذکور پرداخته است.