پس از انتشار نظریه «برخورد تمدن ها» ی ساموئل هانتینگتون، از نظریه پردازان سیاسی و با سابقه ترین طراح سیاست های بلند مدت آمریکا و جهان سرمایه داری، عده ای تصور می کردند که این نظریه جنبه شخصی و آکادمیک داشته، و با توجه به تحولات بین المللی و فروپاشی شوروی، دیگر ضرورت ندارد. در پی آن، نظریه «پایان تاریخ» و دوران فنای ایدئولوژی ها مطرح شد. عده ای این مباحث را صرفاً نظری تلقی کرده، با آن، برخوردی اخلاقی و تبلیغاتی کردند و موضوع را تا حد «گفت وگو» و تفاهم و دوستی تنزل دادند. در حالی که واقعیت این است که جهان هیچ گاه به دور از چالش های فکری، عقیدتی و فرهنگی نبوده و نخواهد بود هر انسانی به جهان بینی و مجموعه ای از تفکرات وابسته و متعهد است؛ هر چند ایمان و اعتقاد به مکتبی، به معنای اعلان جنگ با دیگران و نادیده گرفتن شئون انسانی، حقوقی، و اجتماعی آنان نیست.
اهمیت واقعه 11 سپتامبر به اندازهای است که اندیشمندان مسایل امنیتی معتقدند که این واقعه، مبنای طرح معنای پست مدرنیستی از امنیت گردید. آمریکا به طور کلی با کنترل کشورهای خاص وضع امن خود را حفظ میکرد؛ این وضع، در نظام دو قطبی سابق در مورد شوروی و پس از آن هم در قبال کشورهای «سرکش» به قول چامسکی انجام میگرفت.
تصویری که از جهان در 25 سال آینده میتوان داشت، البته تصویری مبهم است که با توجه به روندهای مختلفی که در آن به وقوع خواهد پیوست، ماهیت و اجزاء آن مشخص میشود. با این حال از نگاه آمریکا آن چه در جهان آینده وجود خواهد داشت، عبارت است از: پراکندگی قدرت: ظاهر امر حکایت از آن دارد که: نه آمریکا و نه هیچ کشور دیگری نخواهد توانست قدرت بلامنازع باشد.