به دنبال حملات تروریستی یازدهم سپتامبر به مراکز تجاری و امنیتی ایالات متحده آمریکا در شهرهای نیویورک و واشنگتن، موج گستردهای از نگرانی در درون این کشور و در سطح جهانی نسبت به پیامدهای منفی این حوادث، در ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی ظاهر شد.
در فردای 11 سپتامبر 2001، گروهی از عالمان علوم اجتماعی در «مؤسسه تحقیقات اجتماعی» (ISR)، در نشستی در پی آن بودند که چگونه می توانند با به کارگیری امکانات و مهارتهایشان جهتگذار از این دوران به جامعه خود کمک نمایند. این گروه که جمعی از عالمان سیاسی، اقتصادی، جامعهشناس، جمعیتشناسی، روانشناسی و روششناسی را شامل میشد، از ابعاد مختلف به گمانهزنی نوع رفتار اجتماعی- و رفتار مطلوب- مردم پس از این رخداد پرداخت.
یازدهم سپتامبر از جمله بزرگترین زلزلههایی است که امور را واضح میکند... اکنون مخالفت و مقابله با انباشت سلاحهای کشتار جمعی در دست دولتهایی که مسئولیتپذیر نیستند، منافع ملی ما را تامین میکند.گزارش فوق از زبان مشاور امنیتی جرج واکر بوش گویای آغاز یک تحول پارادایمی و آغاز فصلی نوین در سیاستگذاری خارجی آمریکا و به تبع آن نظام بینالملل است.
در فرایند شکلگیری و قوام ماهیت روابط بینالملل، حوادث به خودی خود فاقد اهمیت و ویژگیاند. آنچه حوادث را برجستگی میدهد، روند جایگزین شدن قالبهای فکری، چارچوبهای متحول شده و سیاستهای برخاسته از نظم در حال پاگیری با نگرشها، ساختارها و عملکردهای برخاسته از نظم در حال زوال است.