آقاى میثمى در این سخنرانى قرآنرا کتاب علم آفرین معرفى مىکند. به نظر ایشان، علم آفرینى قرآن در ارائه روش شناخت است. وى دیدگاه روشنفکران دینى را که تلاش کردهاند قرآن و علم را سازگار نشان دهند، ناکافى و بىفایده مىداند و معتقد است باید پیشگامى قرآنرا در آفرینش علم به عنوان یک اصل در نظر داشت. آن چه روشنفکران دینى مطرح کردهاند، پیشگامى علم بوده است و به دنبال آن تلاش شد تا نشان دهند که قرآن نیز همان حرفهاى علمى را زده است.
نویسنده در این نوشتار، انگیزههاى نقدش بر اندیشههاى دکتر فردید را برمىشمارد از نظر وى روشنفکرانى مانند فردید، آل احمد و شریعتى در فضاى عقب افتاده جهان سوم در حس تفاوت در برابر غرب به راههایى مانند ایدئولوژىهاى تند روى چپ و ایده بازگشت به خویشتن رو آوردند. آشورى با نقد این جریان روشنفکرى، پروژه خروج از جهان سوم و آزاد شدن از گرههاى ذهنیت و روان را به عنوان راه حل ارایه مىدهد.
در این نوشتار، پس از بیان ضرورت بحث، رویکرد منطقى و معتدل از دیدگاه آیات و روایات، در برابر دو دیدگاه سختگیرانه و سهلگیرانه بیان مىشود و حدود و مبانى آن مطرح مىگردد. بر طبق این رویکرد، معیار در روابط زن و مرد روشى است که جامعه با در نظر گرفتن راهنمایى عقل، شرع و فطرت مىپسندد و در پایان نوشتار موضوعات اساسى در روابط از قبیل مکالمه و گفتوگو، نگاه، پوشش و تماس بدنى، با نگاهى فقهى مورد بررسى قرار مىگیرد.
اسلام در قوانین خود اجازه نمیدهد مرد همسر خود را تنبیه بدنی کند و مقصود از آیهای که در آن مردان را در صورت ترس از نشوز زن، امر به تنبیه آنان کرده است، مراجعه به حاکم و درخواست تعزیر زن است. همچنین اسلام شرایط چندهمسری را آنقدر سخت قرار داده است که شرایط آن برای مردان به ندرت پیدا میشود. اسلام ارث فرزند دختر را بدان جهت نصف پسر قرار داده است که زنان در گذشته، نانآور خانواده نبودهاند؛ اما امروزه که زنان در تأمین نفقه خانواده مشارکت دارند، نمیتوان حکم آن زمان را بدون بحث و بررسی اجرا کرد.
آقای باقی با برقراری نسبت عام و خاص مطلق بین حقوق بشر و دموکراسی دایره حقوق بشر را بزرگتر از دموکراسی و شامل بر آن میداند. بر همین مبنا، در تحلیل پیشینه دموکراسی خواهی در ایران، علت اساسی ضعف و ناکارآمدی
نویسنده با نگاهى انتقادى به نحوه طرح و برخورد، با موضوع سنت و مدرنیته در ایران اشاره کرده است در بخش اول، شیوه برخورد با این موضوع را مورد نقد قرار داده است که برخورد ایدئولوژیکى و انتزاعى با مفاهیم سنت و مدرنیته باشد و در بخش دوم مؤلفههاى اصلى مدرنیته را به شیوهاى که در ایران طرح شده است؛ نقد کردهاند.
کلمه «عدالت جنسیتى» که توسط مجلس هفتم از لایحه برنامه چهارم توسعه حذف گردید، نشان مىدهد که مجلس هفتم معتقد به تساوى میان زن و مرد نیست. درحالىکه لازمه عدالت میان زنان و مردان، تساوى در برابر قانون و تساوى در وظایف و فرصتهاى اجتماعى است. اگر این واژه در لایحه باقى مىماند و اجرا مىشد، به تدریج فرهنگ تساوى زنان و مردان هم شکل مىگرفت.