در این نوشتار، مقایسة اندیشة نیچه و اقبال لاهوری در چهار بُعد معرفت شناسی، هستی شناسی ، روش شناسی و انسان شناسی مقصود قرار گرفته است. درحالی که نیچه با هر سه مؤلفة نخست، سر ستیز دارد، اما لاجرم می توان از وجود هر چهار محور شناخت در اندیشة وی سخن گفت. معرفت شناسی عقل ستیز، هستی شناسی الحادی و نامعناباور متکی بر مفهوم قدرت، روش شناسی متکی بر شهود غریزی- و نه شهود الهی- و انسان شناسی طبیعت گرای متکی بر مفهوم غریزه در نزد نیچه در برابر معرفت شناسی عشق محور، هستی شناسی توحیدی، روش شناسی ترکیبی مشتمل بر عقل، علم و اشراق و انسان شناسی عشق بنیاد اقبال قرار می گیرد. اما وجوه تشابه در چهار محور فوق الذکر در اندیشة این دو فیلسوف- شاعر قابل شناسایی است که این مقاله بخشی از جهد خود را بر آشکارکردن آن نهاده است. پرسش اصلی اینکه چه تفارق و تشابهی میان نیچه و اقبال در چهار محور اندیشه وجود دارد؟ مدعای اصلی می گوید که رئوس مبنایی اندیشة آن ها، عمدتاً مفارق هستند، اما تشابهاتی نیز هرچند مختصر با یکدیگر دارند. شناخت مبانی مزبور، الزامی برای درک فلسفة سیاسی دو متفکر مورد مطالعه است. این مقاله از روش اسنادی با رجوع به منابع عمدتاً کتابخانه ای بهره برده است.
توسعه سیاسی یکی از شاخه های اصلی مفهوم کلی تر توسعه در مطالعات جامعه شناسی سیاسی است. برداشت از مفهوم توسعه و الگوی آن در هر کشور و ملتی اگر مطابق با هویت ساختاری و بومی آن ملت نباشد قطعاً توسعه سیاسی را با چالش روبه رو می کند. با پیروزی انقلاب اسلامی و تغییر نظام و ساختارهای کشور، نیاز به بازنگری در مدل های غربی مطرح شد و این امر با طرح و تأیید الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت از سوی رهبر انقلاب ادامه یافت. بر این اساس در مقاله فوق با روش توصیفی- تحلیلی، پرسشنامه و روش تحلیل محتوا ابتدا به بیان مبانی نظری و مفهومی تحقیق پرداخته شده و در ادامه با استفاده از روش پرسشنامه و توزیع آن در میان جمعی از نخبگان و اساتید کشور راهکارهای مطلوب توسعه سیاسی در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به منظور بهبود روند توسعه سیاسی در کشور مطرح شده است. سؤال اصلی این پژوهش این است که «راهکارهای مطلوب توسعه سیاسی در الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت کدم اند؟» یافته های پژوهش نشان می دهد که مواردی چون توجه به قانون، تغییر الگوی آموزش از سطوح پایه، توسعه فعالیت های حزبی و خودشناسی بر پایه مصادیق توسعه سیاسی در الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت که عبارت اند از عزت، کرامت، بصیرت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری، راهکارهای مطلوبی محسوب می شوند که می توانند روند توسعه سیاسی را در کشور بهبود بخشند.
در نوشتار حاضر، فقه و نمایندگی، معانی لغوی و اصطلاحی و ماهیت وکالت از منظر آیات، روایات و فقاهت مورد بررسی قرار می گیرد و سپس به ارکان وکالت ـ که شامل صیغه، منجز بودن و تعیین مورد وکالت و شرایط وکالت است ـ پرداخته می شود.
همچنین، شرایط انتخاب کننده؛ از قبیل بلوغ، عقل، جایز التصرف بودن و شرایط وکیل (انتخاب شده) ـ که او نیز بایستی دارای عقل و بلوغ، قصد و اختیار باشد ـ را مورد توجه قرار داده و در ادامه، تعهدات نماینده و وکیل و این که وکالت و یا نمایندگی، تعددبردار است یا نیست را بحث نموده و به امکان تعدد آن تصریح خواهیم کرد.
اشغال وال استریت پرچمی بود که از روز 17 سپتامبر 2011 در دست معترضان امریکایی قرار گرفت. این پرچم منعکس کنندة شبیه سازی اشغال وال استریت به اشغال فلسطین بود و مرجع اصلی اعتراض را به نوعی به سمت صهیونیسم جهانی نشانه می رفت. ریشه های عمیق این اشغال به اشغال سرزمین های بومی امریکا بازمی گردد و در واقع همان انحصار گرایی در مسیر تاریخ امریکا در عرصه های مختلف از جمله نظام اقتصادی و مالی امریکا انعکاس پیدا کرده است. پرسش اصلی این مقاله این است که چرا نهضت اشغال وال استریت به صورت یک جریان جدی اجتماعی در امریکا ظهور پیدا کرد؟ در پاسخ به این پرسش بحث شده که جامعه یک درصدی امریکا که نمادی از انحصارگرایی اقلیت بر اکثریت است، گرفتار استثناگرایی در سه سطح معرفتی، نهادی و برنامه ای شده است. اعتراض مردم امریکا صرفاً اعتراض به ضعیت اقتصادی نیست، بلکه اعتراض به « نظام اجتماعی استثناگرایانه» است. این استثناگرایی امریکایی حاکمیت اکثریت را دچار بحران کرده است. معنای این امر تحقق اقلیت گرایی به جای مردم سالاری و دموکراسی و با تعبیر دقیق تر « بحران دموکراسی» است. در این مقاله ابعاد مختلف استثناگرایی معرفتی، نهادی و برنامه ای در پیوست با نهضت اشغال وال استریت تبیین خواهد شد.
نظام ارزیابی سیاست یکی از ابزارهای اصلی سیاستگذاری بر اساس شواهد و مستندات است و در ارتقاء فنی تصمیم گیری نقش بسزایی دارد. پیاده سازی یک نظام ارزیابی موفق توجه به مقتضیات بومی و دانش و تجارب جهانی را می طلبد. در این مقاله، به دانش و تجارب جهانی توجه شده و درس آموزی از آنها برای بهبود ارزیابی سیاست در کشور مد نظر قرار گرفته است. در این راستا، با بکارگیری روش تحلیل مقایسه ای کیفی و ترکیبی از دو روش هدفمند و اقتضایی، تجارب نه کشور توسعه یافته و در حال توسعه در ارزیابی سیاست را بررسی کرده و با واکاوی مشترکات میان آنها، اصول عام نظام های ارزیابی سیاست را استخراج می کنیم. اصول شناسایی شده عبارت اند از: