نظام سیاستگذاری قومی در کشور ایران به دلیل برخورداری کشور از تنوع های قومی به ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مدنظر حاکمیت بوده است. حاکمیت در دوره های مختلف، قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نسبت به موضوع قومیت، سیاست های متفاوتی داشته است. امروزه در ادبیات سیاسی و اجتماعی، از سه مدل یا الگوی عمده سیاستگذاری قومی بحث به میان آمده که شامل مدل همانند سازی، مدل تکثرگرائی، مدل وحدت در کثرت است. پژوهش حاضر بر این است که سیاست قومی جمهوری اسلامی ایران را در دوره های مختلف را بررسی نماید. در همین راستا این سیاست ها در دوره قبل از پیروزی انقلاب اسلامی (قاجار و پهلوی) و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در دوره دولت های مختلف (دوره انتقالی، دوره جنگ تحمیلی، دوره سازندگی، دوره اصلاحات، دوره اصول گرائی و دوره اعتدال گرائی) مورد بررسی قرار گرفته است. سؤال تحقیق این است که الگوی مورد استفاده در سیاستگذاری قومی در جمهوری اسلامی ایران چیست. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی و با بهره گیری از گردآوری کتابخانه ای به این نتیجه دست یافته است که سیاست اتخاذشده در کشور ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی متناسب با تحولات حوزه اجتماعی از نوع وحدت در کثرت بوده است.
مفهوم دمکراسی، در خاورمیانه همیشه با فراز و نشیب های بسیاری همراه بوده و در طی زمان، دچار تحول زیادی شده است. اگر چه چالش های ظهور مفهوم دمکراسی در بسیاری از حکومت های خاورمیانه قابل مشاهده است؛ شدت و ضعف این چالش ها با توجه به سابقه تاریخی، فرهنگی و اقتصادی کشورهای جهان اسلام متفاوت است. پیش بینی و فرضیه غالب، این است که توسعه سیاسی و بسط دمکراسی در جهان، زمینه ساز ظهور جنبش های مخالف، در تمامی کشورهای جهان اسلام خواهد بود؛ اما نهادینه شدن فرایند دمکراسی، دارای روندی است که گذر از آن، نیازمند مطالعه و دقت بیشتری است.
علل و زمینه های تحولات اجتماعی از جمله انقلاب ها، باید در دوره های زمانی مختلف بازخوانی شوند تا در گذر تحولات اجتماعی و تغییر نسل ها فراموش نگردند. توجه به علل و زمینه های رویداد انقلاب از عناصر مهم در تداوم آرمان های انقلاب است.این مقاله، برخی علل و زمینه های بشری انقلاب را از دیدگاه امام خمینی بررسی کرده است. از نظر ایشان از جمله علل مهم بروز انقلاب، علل انسانی-فردی و اجتماعی است. در علل فردی احساس مسوولیت همگانی در مسیر تحقق آرمان های انقلابی، رسالت فردی هر شخص در کمک به تحقق نهضت های الهی و تاثیر نقش رهبری در بروز انقلاب به چشم می خورد. در علل اجتماعی نیز بر مجموعه ای از علل فرهنگی و سیاسی تاکید شده است.