فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۷۴۱ تا ۹٬۷۶۰ مورد از کل ۳۳٬۸۸۵ مورد.
از این حصار بیرون برویم
سالهایی که بر دانشگاه ها گذشت نباید ادامه یابد
منبع:
نگین مهر ۱۳۵۷ شماره ۱۶۱
حوزههای تخصصی:
تاثیر معرفت شناسی رهایی بخش مکتب فرانکفورت در نظریه روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه انتقادی با تکیه بر قدرت تجویزی در عرصة روابط بین الملل، خواستار رسیدگی به رهایی انسان ها از تمام بندهای ساختاری و هویتی است که تحت لوای مفاهیمی مسلط، مقدس پنداشته شده اند. این قصد با تکیه بر شکلی از معرفت شناسی صورت می گیرد که نظریه پردازان نسل اول و دوم مکتب انتقادی فرانکفورت، در مقابل معرفت شناسی پوزیتیویسم صورتبندی کرده اند. باتوجه به اهمیت و ضرورت بررسی این معرفت شناسی و تأثیر آن در نظریه های روابط بین الملل این مقاله تلاشی از یک منظر خاص برای نشان دادن تاثیر معرفت رهایی بخش در نظریه های روابط بین الملل است از دیگر سو، بررسی سهم نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت در حوزه روابط مدّتوجه می باشد. از این رو سئوال نگارندگان این مقاله این است که ویژگی های معرفت شناختی نظریه انتقادی چه تأثیری در نظریه های روابط بین الملل داشته است؟ و فرضیه ای که در قالب پاسخ به این سئوال مدنظر قراردادیم این است که این تأثیر، طیف گسترده ای از مسائل از قبیل هویت دولت، جنسیت، فقر و نابرابری، جنگ و صلح و... را در قالب نظریه های مختلف شامل شده است
نیازهای فرهنگی بسیجیان
ناسیونالیسم از منظر شهروندی در عصر پهلوی اول با تأکید بر قومیت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناسیونالیسم و شهروندی در زمره مقولاتی هستند که در عصر جدید وارد عرصه های انضمامی و ذهنی ساخت های اجتماعی و سیاسی شده و بر یک دیگر مؤثر بوده اند؛ به گونه ای که اگر شهروندی محقق نگردد، ناسیونالیسم نیز با مشکل جدی مواجه می شود. رابطه این دو به گونه ای است که هر نوع تعریف ما از ناسیونالیسم و هر نوع نگرش ما به آن مستقیماً در فرایند ملت سازی تأثیر می گذارد. اگر این تعریف از نوع جوهرگرا و فرهنگی باشد، به بسته و محدود شدن مفاهیم ذهنی و انضمامیِ معطوف به ملت و فرایند ملت سازی منجر می گردد؛ و برعکس، اگر تعریف ما مبتنی بر سیاسی و تاریخی بودن ناسیونالیسم باشد، آن گاه ابعاد ملت و ملت سازی گسترش می یابد و زمینه های تحول دموکراتیکِ مبتنی بر اثرگذاری متقابل ساخت اجتماعی و ساخت سیاسی حادث می شود. این امر در عصر پهلوی اول به خوبی نمایان شد و با اجرای سیاست ناسیونالیسم فرهنگی، ارائه قدرتی برهنه با عملکرد معلق و تقریباً یک سویه، تقابل صرفاً نظامی با ایلات و قومیت ها و طرد آن ها و تلاش در جهت حذف خرده فرهنگ ها و زبان آنان در روند ملت سازی از تحقق مفهوم ناسیونالیسم در بین نیروهای اجتماعی و سیاسی جلوگیری شد. این مبحثی است که ما در این تحقیق به دنبال بررسی و تحلیل آن هستیم
عشایر ایران: عشایر کرد
حوزههای تخصصی:
بررسی ساختار و تحلیل روانشناختی عملیات روانی در عصر ارتباطات
حوزههای تخصصی:
ترجمه: 17 نکته کلیدی برای طراحان نظام های انتخاباتی
منبع:
سیاست داخلی ۱۳۸۶ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
رژیم حقوقی فضای ماورای جو زمین و چالش های پیش روی آن
منبع:
راهبرد ۱۳۸۷ شماره ۴۶
حوزههای تخصصی:
با مردم ایران (مصاحبه با آقای محمد فرید الدین خان - استاد رشته اقتصاد از دانشگاه داکا - بنگلادش)
اسرار سازمان های سری
نقش آژانس بین المللی انرژی اتمی در توسعه و اجرای حقوق بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد ۱۳۸۸ شماره ۵۰
حوزههای تخصصی:
بحران اقتصادی و تغییر رژیمهای سیاسی
منبع:
راهبرد ۱۳۷۴ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
کارویژه های قدرت نرم در سیاست خارجی چین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قدرت نرم یکی از مهم ترین جنبه های استراتژی خارجی چین محسوب می شود که در سده جدید ظهورکرده است. قدرت نرم چین عمدتا به عنوان ابزاری برای اهداف دفاعی و نه تهاجمی ازجمله تاکید پکن بر ثبات و صلح با همه کشورها؛ ترویج تصویری بهتر از چین؛ اصلاح برداشت های خارجی و تکذیب ""تز تهدید چین""؛ تضمین امنیت انرژی برای تداوم توسعه اقتصادی به منظور همکاری بیشتر با کشورهای درحال توسعه؛ ایجاد شبکه ای از متحدان؛ و تلاش برای رقابت مبتنی بر قدرت نرم با قدرت-های بزرگ در بلندمدت تلقی می شود. در این مقاله با بررسی منابع و ابزارهای قدرت نرم چین درمی یابیم که منابع قدرت نرم چین بر سه عنصر قدرت نرم یعنی فرهنگ، ارزش های سیاسی، و ماهیت و سبک سیاست خارجی که توسط جوزف نای تعریف شده است، مبتنی است. اما رهیافت چینی قدرت نرم با این عناصر تفاوت های قابل توجهی دارد. درحالی که بحث نای از قدرت نرم امریکا، فرهنگ معاصر امریکایی را نشان می دهد، بحث چین از قدرت نرم چینی بر فرهنگ سنتی چین تاکیددارد. نای بر جذابیت ارزش ها و نهادهای سیاسی امریکایی، از جمله دمکراسی و حقوق بشر تاکیددارد، درحالی که ارزش های سیاسی چینی در هر سه دسته بندی منابع قدرت نرم چین اعم از فرهنگ، اقتصاد و سیاست یافت می شود و نمی توان آن را بعنوان یک منبع صرف و منفک از سایرین یادکرد. در حوزه فرهنگ ارزش هایی چون ""جهان هماهنگ"" با توجه به گسترش ""دکترین مین"" و ارزش های کنفوسیوسی، درحوزه اقتصاد جذابیت الگوی توسعه اقتصادی چین(اجماع پکن) و ""سیاست حسن همجواری"" در حوزه سیاست موردتوجه قرارگرفته است.