رابطه بین بهداشت، سیاست خارجی و امنیت بین المللی چگونه قابل تجزیه وتحلیل است؟ در دو دهه گذشته در مباحث سیاست خارجی، موضوعات بهداشتی از توجهی روزافزون برخوردار شده اند. رابطه سیاست خارجی و بهداشت از لحاظ امنیتی از سه منظر قابل بررسی است: نخست، گسترش مفهوم امنیت بین المللی و قرار گرفتن موضوعات بهداشتی در حوزه امنیتی است؛ پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 گستره موضوعات امنیتی شامل مسائل زیست محیطی، اقتصادی و بهداشتی نیز شده است. مسئلة دوم اثرات غیرمستقیم بهداشت بر امنیت جوامع است. از آنجا که بیماری ها بر ساختار جمعیتی، اقتصادی، سیاسی و دفاعی جامعه تأثیری شگرف دارند، موجب بروز بحران می شوند و این بحران ها تهدیداتی امنیتی در داخل کشورها ایجاد می کند که این به نوبه خود در عرصة مناسبات خارجی انعکاس می یابد و سوم آنکه با توجه به عصر جهانی شدن و وابستگی متقابل کشورها، تهدید امنیت و صلح در یک منطقه یا کشور تهدیدی برای تمامی کشورها محسوب می شود و مقابله با تهدیدات امنیتی برای تمامی کشورها در حوزه منافع حیاتی قرار می گیرد، درنتیجه دولت ها ناچار به همکاری در این زمینه شدند. ازاین رو، ارتقای بهداشت جهانی که هدفی بلندمدت است باید در سطوح بین المللی، منطقه ای و ملی به صورت مداوم پیگیری شود. بدین ترتیب مسائل بهداشتی که امری داخلی محسوب می شد، در دستورکار سیاست خارجی کشورها قرار گرفت.
در این گفتوگو دکتر گرجى به ماهیت عمل خبرگان رهبرى مىپردازد. وى عمل خبرگان را از باب کارشناسى و کشف مىداند و در عین حال، اعتبار اجتهاد و کارشناسى دینى را در خصوص اعضاى مجلس خبرگان محل ایراد مىداند.
کشورهای آسیای میانه، قفقاز و روسیه اهمیت ژئوپلیتیکی خاصی برای ایران دارند؛ به این دلیل که نزدیکی جغرافیایی، تجربه های مشترک تاریخی و پیوندهای عمیق فرهنگی، ضرورت شناخت جریان های مختلف اسلامی را جهت بهره گیری از آن در راستای منافع ملی و دینی اجتناب ناپذیر کرده است. قدرت های فرامنطقه ای فعال در حوزه مطالعاتی مذکور، به دلیل فضای باز سیاسیِ پس از فروپاشی شوروی و گسترش موج اسلام خواهی، همواره درصدد ایجاد نفوذ در منطقه برآمده اند. از جمله حرکت های اسلامی فعال در منطقه که در طول تاریخ (از بدو ورود اسلام تابه حال)، همواره نقش مهمی در میان مردم منطقه داشته، جریان تصوف است که به رغم تضاد و مبارزة حکومت کمونیستی با چنین جریاناتی، هنوز نزد بسیاری از مردم کشورهای منطقه محبوبیت داشته و مانع مهمی برای گسترش فعالیت های وهابیت و القاعده در منطقه به شمار می رود. با توجه به این موارد، نگارندگان درصدد هستند ضمن بررسی نقش تاریخی تصوف در گسترش اسلام در این مناطق، به جریان شناسی تصوف و شناخت رقبای ایران در نحوة مواجهه با تصوف بپردازند تا در نهایت بتوان با ارائه راهکار، برنامة هوشمندانه تری را در خصوص استفادة بهینه از این جریان در گسترش فرهنگ شیعی و ایرانی اتخاذ نمود.
هدف این مقاله شناسایی مؤلفه های دیپلماسی رسانه ای ایالات متحده آمریکا در قبال تحولات بیداری اسلامی در پنج کشور تونس، مصر، یمن، بحرین و لیبی است. بدین منظور سایت فارسی زبانِ شبکه صدای آمریکا با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، در فاصله زمانی 1 ژانویه 2011 تا 1 ژوئیه 2011 و در قالب سه نظریه دروازه بانی، برجسته سازی و بازنمایی مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد. بررسی نتایج تحلیل محتوا و تفسیر آن در چارچوب مفهوم دیپلماسی رسانه ای نشان می دهد که ایالات متحده از طریق رسانه رسمی بین المللی خود یعنی صدای آمریکا، علی رغم اشتراکات فراوان، رویکرد واحدی نسبت به تحولات بیداری اسلامی در شش ماهه اول 2011 در خاورمیانه ندارد.
این مفروض که بین معانی و ساختارهای عینی رابطه ای وثیق وجود دارد و از طریق تجزیه و تحلیل ساختارها می توان به ابعاد نظریه های مختلف پی برد ، بنیاد الگوی تحلیلی مقاله حاضر را شکل می دهد . نگارنده در پی آن است تا با بررسی الگوی حکومت نبوی (ع) به مثابه الگوی معتبر اسلامی در عرصه سیاست و حکومت ، به پاره ای از آموزه های موثر در بحث از « امینت اسلامی » دست یابند . برای این منظور ساختار جامعه اسلامی در عصر نبوی (ع) را از دو حیث به بررسی می گذارد : نخست از منظر ساخت اجتماعی و دوم از منظر ساخت سیاسی