ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۳٬۸۶۱ تا ۳۳٬۸۸۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
۳۳۸۶۱.

نقش آگاهی و بصیرت در حرکت مستمر جبهه مقاومت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۶
مقاومت از ارکان مهم نظام رفتاری مکتب اسلام است که بی آن هیچ گام مهمی در فرآیند عینی سازی آرمان های اسلامی برداشته نمی شود و تحقق کامل آن نیز منوط به ایجاد آگاهی کاملی است که در بالاترین سطح روشن بینی، مسیری تابناک از مبداء تا مقصد ترسیم می نماید. پژوهش حاضر کوشیده است نقش عنصر آگاهی و تاثیر آن در حرکت مستمر و پایدار جبهه مقاومت در ابعاد گوناگون را شناسایی کند. با تفکیک دو دوره تاریخی استقرار و استمرار جبهه مقاومت بر پایه تمایزبخشی میان دو نوع آگاهی متصل و منفصل به بررسی مقاومت در دوره استمرار بر پایه آگاهی متصل پرداخته شده است. مطابق با همین چارچوب نظری و مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی، ابعادی از این موضوع که عبارتند از آگاهی از اصول، آگاهی از هدف و آگاهی از دشمن و آگاهی از زمان بررسی شده اند. نتایج حاکی از آن است که آگاهی (بصیرت) در دو نقش آگاهی جامع و آگاهی نوعی به حرکت جبهه مقاومت استمرار می بخشد. آگاهی جامع که ترکیبی از همه انواع آگاهی ها است، از جبهه مقاومت تهدیدزدایی می کند و آگاهی نوعی یعنی هر یک از انواع آگاهی ها رهاوردی دربردارد که برای جبهه مقاومت قدرت افزایی به ارمغان می آورد.
۳۳۸۶۲.

تأثیر برنامه های تعدیل اقتصادی بر سیاست خارجی رژیم صهیونیستی (2010 -1970)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۱
رژیم صهیونیستی از بدو شکل گیری علاوه بر بحران های سیاسی فراگیر با بحران های اقتصادی متعددی نیز مواجه بوده است. تحت تأثیر چنین شرایطی حزب لیکود در دهه ۱۹۷۰ با شعار تعدیل ساختاری و آزادسازی اقتصادی توانست برای اولین بار حزب کارگر را شکست دهد. تحت تأثیر اقدامات حزب لیکود اقتصاد رژیم صهیونیستی در پایان دهه ۱۹۷۰ و به ویژه در دهه ۱۹۸۰ تحت یک سری تغییرات اساسی قرار گرفت که لوازم رشد اقتصادی چشمگیر این رژیم را در دهه های آتی فراهم ساخت. در این راستا آنچه در کنار رشد اقتصادی رژیم صهیونیستی جالب توجه است؛ هم زمانی آن با تحول در سیاست خارجی این رژیم است. در این راستا این پژوهش با روش کیفی و رویکرد تبیینی با کاربست نظریه نهادگرایی نئولیبرال سعی دارد به این پرسش اساسی بپردازد که اصلاحات انجام شده در چارچوب برنامه تعدیل اقتصادی در دهه های ۱۹۷۰ به بعد چه تأثیری بر تحول سیاست خارجی رژیم صهیونیستی داشته است؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه مطرح می شود که اتخاذ سیاست های تعدیل اقتصادی موجب اولویت یافتن اهداف و منافع اقتصادی در چارچوب سیاست خارجی توسعه گرا، تقویت و توسعه روابط با قدرت های بزرگ، تقویت منطقه گرایی، کاهش تنش های منطقه ای و توسعه دیپلماسی اقتصادی چندجانبه در سیاست خارجی رژیم صهیونیستی شده است.
۳۳۸۶۳.

واکاوی بازتاب هویت شیعی در تاریخ نگاری حسن قمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۹
کتاب تاریخ قم تألیف حسن بن محمد قمی (درگذشته ۴۰۶ ق)، از مهم ترین منابع تاریخی عصر آل بویه به شمار می آید که نقشی محوری در بازتاب هویت شیعی در این دوره ایفا می کند. این پژوهش می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که هویت شیعی از رهگذر کدام مؤلفه ها در تاریخ قم بیشترین یا کمترین بازتاب را یافته است؟ در راستای پاسخ گویی به این پرسش، با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کمّی و کیفی، براساس الگوی موریس دوورژه که بر استخراج مضامین و بسامدها تمرکز دارد، داده های کتاب استخراج و تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که قمی هویت شیعی را در سه مؤلفه محوری بازتاب داده است: «پیوندهای مشترک» (شامل آیین ها، باورها، تبلیغات مذهبی و نهادهای آموزشی)، «سرزمین مشترک» (با تأکید بر اماکن مقدس و جغرافیای شیعی) و «میراث فکری مشترک» (در پیوند دین و سیاست). در این میان، مؤلفه «سرزمین مشترک» بیشترین بسامد را به خود اختصاص داده است؛ درحالی که مؤلفه «میراث فکری مشترک» باوجود فراوانی کمتر، در تبیین مشروعیت سیاسی تشیع نقش کلیدی ایفا می کند. نتایج نشان می دهد که قمی با تمرکز بر ابعاد مکانی، اجتماعی و معرفتی تشیع و برجسته سازی جایگاه قم به عنوان مرکز شیعی، تاریخ نگاری را در بستر عصر آل بویه به ابزاری در خدمت تثبیت هویت دینی فرهنگی بدل ساخته است. این الگو می تواند بستری برای مطالعات میان رشته ای در حوزه هویت پژوهی تاریخی تشیع فراهم کند.
۳۳۸۶۴.

تحلیل ائتلاف های موافق و مخالف الحاق ایران به گروه ویژه اقدام مالی(FATF) (با استفاده از چارچوب ائتلاف حامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۰
درباره الحاق ایران به گروه ویژه اقدام مالی مناظره طولانی مدت در جریان است. در این زمینه موافقان و مخالفانی وجود دارد که هر یک، اهداف و استدلال های خود را دارند. هدف پژوهش حاضر این است که با استفاده از چارچوب ائتلاف حامی، دو ائتلاف حامی موافق و مخالف الحاق به گروه ویژه اقدام مالی را بررسی نماید. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش کدگذاری کیفی استفاده شده است. داده های پژوهش شامل مصاحبه ها و گزارش های حامیان این دو گروه است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که دو ائتلاف موافق و مخالف دارای هسته اعتقادی و هسته سیاستی متفاوتی هستند، ابزارهای متفاوتی را پیشنهاد می کنند و تاحدی از منابع مشابهی برخوردارند. این دو ائتلاف رقیب، دارای جهت گیرهای متفاوتی در سایر موضوعات سیاست خارجی نیز هستند. اولویت ائتلاف موافقان، توسعه اقتصادی و اولویت ائتلاف مخالفان، امنیت است. بر این اساس، سیاست های متفاوتی را اتخاذ کرده یا پیشنهادهایی ارائه کرده اند. یافته های این پژوهش می تواند زمینه شناخت دو ائتلاف را بر اساس لایه های مختلف عقاید محوری، هسته سیاستی و ابزارها را فراهم نماید.
۳۳۸۶۵.

محدودیت های سیاست معاصر آسیایی جمهوری اسلامی ایران در محیط شبه قاره هند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۷
سیاست آسیایی جمهوری اسلامی ایران در سال های اخیر به عنوان بخشی اساسی از سیاست خارجی کشور، توجه بسیاری از پژوهشگران را جلب کرده است. بااین حال، عمده پژوهش های مرتبط در این موضوع، بیشتر بر روابط ایران با چین و روسیه به عنوان دو قدرت شرقی تمرکز داشته اند و مسئله عدم توفیق ایران در توسعه تعاملات خود با سایر محیط ها، اعم از شبه قاره هند، به ندرت مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به جایگاه ویژه شبه قاره هند در محیط «آسیا»، پرسش محوری پژوهش حاضر این است که پیشبرد سیاست آسیایی جمهوری اسلامی ایران در محیط شبه قاره هند از کدام متغیرهای محدودکننده تأثیر می پذیرد؟ فرضیه ای که در جریان پژوهش مورد آزمون قرار می گیرد این است که برای ارزیابی متغیرهای محدودکننده سیاست آسیایی ایران در محیط شبه قاره هند باید، به تأسی از واقع گرایان نوکلاسیک، به دو سطح از متغیرهای محدودکننده توجه داشت. در سطح اول، عناصر ساختاری نظام بین الملل همچون تخاصم ایران و ایالات متحده و پویایی های نوظهور منطقه ای قرار دارند که چهارچوب کلی انتخاب های سیاست خارجی کشور در این محیط را محدود نموده اند. در سطح دوم، عناصری غیرساختاری همچون ادراک غیردقیق از معادلات موجود، بیش برآوردی قدرت مانور در میان بازیگران آسیایی و ظرفیت پایین سازوبرگ های بوروکراتیک قرار دارند که مانع بهینه سازی دستاوردها در همین محیط محدود انتخاب ها می شوند. در این پژوهش از روش تحقیق کیفی، رویکرد تحلیلی-توصیفی و منابع کتابخانه ای بهره برداری شده است.
۳۳۸۶۶.

استراتژی و اولویت های چین در ایجاد ثبات و امنیت افغانستان: همکاری ها و رقابت ها در نظم منطقه ای پس از خروج آمریکا(2024-2021)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۱
بازگشت طالبان به قدرت پس ازخروج ایالات متحده از افغانستان، تحولات عمده ای درنظم منطقه ای ایجاد کرد و جایگاه چین را به عنوان یک بازیگر نوظهور درسیاست منطقه ای بازتعریف نمود. این پژوهش با طرح این مسئله که چگونه جمهوری خلق چین با بهره گیری ازسازوکارهای اقتصادی به دنبال تأمین منافع امنیتی و ژئوپلیتیکی خود درافغانستان تحت حاکمیت طالبان است، اهمیت ویژه ای برای فهم راهبردهای نوین چین درآسیای مرکزی، امنیت داخلی آن (به ویژه درسین کیانگ) وپروژه های اقتصادی فرامرزی چون «یک کمربند-یک راه» دارد. هدف اصلی پژوهش تحلیل فرصت ها و چالش هایی است که این رویکرد برای سیاست خارجی چین به همراه دارد. سؤال تحقیق این است که چگونه جمهوری خلق چین با بهره گیری ازسازوکارهای اقتصادی وتقویت نفوذ ژئوپلیتیکی در پی افزایش قدرت وتأمین منافع امنیتی خود درافغانستان تحت حاکمیت طالبان است؟ فرضیه اصلی براین استوار است که سیاست های چین در افغانستان بر گسترش روابط با طالبان از طریق بهره گیری ازسازوکارهای اقتصادی و امنیتی به عنوان ابزار قدرت افزایی تاثیر گذاشته و منجر به افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی ودسترسی به منابع راهبردی افغانستان شده است. این پژوهش با استفاده از نظریه رئالیسم تهاجمی و به شیوه کیفی و با استفاده از روش تحلیل توصیفی – تحلیلی انجام شده وداده ها برمبنای منابع کتابخانه ای وگزارش های معتبرگردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهدکه چین تلاش دارد بدون درگیر شدن در مداخلات نظامی پرهزینه، طالبان را به سوی رفتارهای مسئولانه تر سوق دهد؛ با این حال بی ثباتی سیاسی افغانستان، رقابت ژئوپلیتیکی قدرت های منطقه ای وبحران مشروعیت بین المللی طالبان، چالش هایی جدی درمسیر دستیابی به اهداف راهبردی چین ایجادکرده اند.
۳۳۸۶۷.

تحلیل گفتمان سازی های آیت الله خامنه ای برای تحکیم هویت ملی ایرانیان در مقابله با استعمار فرهنگی غرب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۴۴
هدف پژوهش حاضر، تحلیلِ گفتمان سازی به عنوان مؤلفه ای بسیار کلیدی در سبک رهبری و مدیریتِ آیت الله خامنه ای است و بررسی می کند که این گفتمان سازی ها چگونه به تحکیم هویت ملی ایرانیان در عرصه های جامعه سازی کمک می کنند و موجب مقابله با استعمار فرهنگی غرب می شوند. این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش «تحلیل محتوای کیفی» انجام شده است. جامعه پژوهش شامل مجموعه بیانات آیت الله خامنه ای در فاصله زمانی سال های ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۴ است. یافته های پژوهش نشان می دهد که گفتمان سازی های آیت الله خامنه ای با محوریت تحکیمِ «هویت ایرانی - اسلامی»، در عرصه های زبان فارسی، حافظه تاریخی، اعتمادبه نفس ملی، پیشرفت، تعلیم وتربیت و تولید ملی شامل گفتمان سازی های تقویت و مرجعیتِ زبان فارسی و پاسداری از آن به عنوان سرمایه فرهنگیِ ملی در مقابل نفوذ زبان های بیگانه، بازخوانی هویت تاریخی ملت ایران، مطالبه ثبت و انتقال میراث تاریخی کشور به نسل جوان و مقابله با تحریفِ تاریخ ایران از سوی دشمن، تقویت اعتمادبه نفس ملی و روحیه ی ما می توانیم و مقابله با تزریق خودکم بینی توسط غرب استعماری، پیشرفتِ بومی بر مبنای الگوی ایرانی – اسلامی و مقابله با الگوی توسعه غربی، تربیت و آموزشِ نسل جوانِ هویت گرا و مقابله با نفوذ فرهنگی غرب در تعلیم و تربیت کشور و حمایت از تولید ملی، مقابله با فرهنگ مصرف برندمحور غربی و ترویج مصرفِ کالای ایرانی است.
۳۳۸۶۸.

نقد هایک بر مفهوم عدالت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۹
عدالت از والاترین ارزشهای انسانی و یکی از آرمانهای همیشگی جوامع در طول تاریخ بوده است. به عقیده بسیاری از اندیشمندان در میان فضیلتهای اخلاقی، عدالت بنیادی ترین آنهاست که قوام و دوام زندگی و سعادت انسانها را امکان پذیر میسازد. عدالت انواعی دارد از جمله عدالت توزیعی. ولی همه متفکرین نه تنها مدافع این رویکرد نیستند، بلکه دست به نقادی آن نیز نزده اند. هایک یکی از متفکرین لیبرال است که انتقاداتی به این مفهوم وارد کرده و همین نگاه هایک سوال اصلی این مقاله شده است. فرضیه مقاله بر آن بوده که یک متفکر لیبرال همچون هایک که بر اولویت آزادی تاکید دارد احتمالاً انتقاداتی به عدالت (اجتماعی) نیز دارد. یافته های تحقیق نشان داده که هایک با اتکای بر یک مبنای معرفت شناختی ضمن دفاع از دولت حداقلی، رویکرد عدالت اجتماعی را با توجه به پارادایم فکری اش نقد کرده و نشان داده است که این آرمان می تواند حتی تبدیل به سراب بشود. رویکرد مقاله توصیفی-تحلیلی و شیوه جمع آوری داده ها کتابخانه ای و اسنادی بوده است.
۳۳۸۶۹.

سازوکار فکر و اندیشه دینی در تحقق تقوای عمومی در کارگزاران حکمرانی اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۶
آیت الله خامنه ای تعهد دولت اسلامی در گام دوم انقلاب اسلامی را شکل گیری جامعه ی اسلامی برای رساندن انسان ها به عبودیت و کمال معنوی می داند. کارگزاران حکمرانی مطلوب اسلامی به عنوان اولیای امر آحاد جامعه، نیازمند تحقق تقوای عمومی در خود هستند که شامل سه مرحله ی یقظه و بیداری، اصلاح فکر و اندیشه و انجام واجبات و ترک محرمات است. پرسش اصلی و ویژه ی این تحقیق که برآمده از عنوان آن است، بدین شکل است: «سازوکار فکر و اندیشه ی دینی در تحقق تقوای عمومی در کارگزاران حکمرانی اسلامی چیست؟» یکی از روش های قابل استفاده در استخراج سازوکار فکر و اندیشه ی دینی در تحقق تقوای عمومی در کارگزاران حکمرانی اسلامی، استفاده از روش تحلیل مضمون است که ذیل روش تحلیل محتوای کیفی قرار می گیرد. در این تحقیق پس از مطالعه و بررسی تمامی بیانات آیت الله خامنه ای، 83 مضمون پایه ی مرتبط با موضوع پژوهش استخراج شد و در 30 مضمون سازمان دهنده و 9 مضمون فراگیر، سازماندهی شد و مضمون نهایی «سازوکار فکر و اندیشه ی دینی در تحقق تقوای عمومی در کارگزاران حکمرانی اسلامی» به دست آمد.
۳۳۸۷۰.

قفقاز جنوبی به مثابه شطرنج ژئوپولتیک؛ بازتعریف معادلات انرژی و امنیت در غرب آسیا

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۸
قفقاز جنوبی به عنوان یک منطقه استراتژیک در اوراسیا و غرب آسیا،صحنه بازی پیچیده ای از رقابتهای ژئوپولتیکی میان قدرتهای بزرگ و بازیگران منطقه ای است.تحولات قفقاز جنوبی در سالهای اخیر، به واسطه موقعیت ژئوپولتیک،منابع غنی انرژی و موقعیت واسطه ای آن در انتقال انرژی نقش این منطقه را به عنوان کانون رقابتهای ژئوپولتیک بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای پررنگ کرده است. سوالی که مطرح میشود آن است که چگونه معادلات انرژی و امنیت در قفقاز جنوبی تحت تاثیر بازیگران مختلف بین المللی و منطقه ای شکل میگیرد و این تعاملات چه پیامدهایی برای ثبات و تغییرات امنیتی منطقه دارند؟فرضیه این مقاله مبتنی بر نظریه رئالیسم ساختاری بر آن است که رقابت ژئوپولتیک بازیگران منطقه ای و قدرتهای جهانی در قفقاز جنوبی، منجر به بازتعریف مسیرها و رژیمهای انتقال انرژی و ترتیب جدیدی در معادلات امنیتی غرب آسیا شده است. مقاله حاضر از نوع کیفی بوده و با تکیه بر رویکرد تحلیلی - توصیفی و استفاده از منابع کتابخانه ای به بررسی نقش قفقاز جنوبی در بازآرایی معادلات انرژی و امنیت در غرب آسیا میپردازد. یافته ها نشان میدهد که معادلات انرژی به ویژه کنترل خطوط لوله نفت و گاز و نقش ترانزیت انرژی، یکی از عوامل کلیدی در تقویت رقابتها و تقابل های امنیتی در این منطقه است. همچنین بازیگران منطقه ای و قدرتهای بزرگ با منافع مختلف، موجب پیچیدگی ساختار امنیتی منطقه شده اند و مناقشات قومی و قلمرویی و حضور نظامی چندجانبه، موجب افزایش بی ثباتی شده و هم زمان انرژی به عنوان ابزار و عامل موثر در سیاست امنیتی و ژئوپولتیکی بازی میکند. این تعاملات باعث شده تا قفقاز جنوبی همچون یک صفحه شطرنج ژئوپولتیک، عرصه ای از بازی قدرتهای مختلف باشد که سناریوهایی متعددی برای آینده این منطقه محتمل است.
۳۳۸۷۱.

نسبت سنجی اقتصاد سیاسی دوره اصلاحات در ایران با ویژگی های «دولت توسعه گرای لفت ویچ»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۴۰
پژوهش حاضر می کوشد به روشی تبیینی و با بهره گیری از داده های بدست آمده به شیوه کتابخانه ای، به کشف مهمترین ویژگی های اقتصاد سیاسی دوران اصلاحات در ایران (1384-1376) و نسبت سنجی آن با ویژگی های دولت توسعه گرا بر اساس متغیرهای دولت توسعه گرای لفت ویچ بپردازد. وجود نخبگان توسعه گرا، قدرت بوروکراتیک و توانایی نهادی، استقلال دولت از طبقات اجتماعی، وجود جامعه مدنی کنترل شده و بستر بین المللی مناسب برای توسعه کشور پنج ویژگی دولت توسعه گرا لفت ویچ است. چنین دولتی به انقلاب از بالا و تقدم توسعه اقتصادی بر توسعه سیاسی- فرهنگی معتقد است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مهمترین ویژگی ها و گزاره های حاکم بر دولت اصلاحات و نخبگانش عبارت بودند از: توسعه سیاسی، پلورالیسم فرهنگی، گفتمان حقوق بشر و دموکراسی، آزادی اجتماعی، تنش زدایی در سیاست خارجی، رفرمیسم و مدرنیزاسیون در عرصه های گوناگون و تکیه بر طبقه متوسط مدرن. دولت اصلاحات قائل به تقدم و اولویت توسعه سیاسی- فرهنگی و اصلاحات از پایین به بالا بوده و این عکس روند دولت توسعه گراست. دولت اصلاحات در خصوص متغیر بستر بین المللی و قدرت بوروکراتیک اندکی مشابه و در مورد متغیرهای استقلال دولت از همه طبقات و رابطه ویژه با طبقه سرمایه دار، جامعه مدنی و نگاه نخبگان به توسعه، تفاوت های جدی با دولت مدنظر لفت ویچ دارد.
۳۳۸۷۲.

تأثیرات چندجانبه گرایی فرهنگی بر توسعه مبادلات اقتصادی: مطالعه موردی روابط ایران و ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۷
در دنیای جهانی شده امروز، روابط فرهنگی و اقتصادی به طور فزاینده ای به هم مرتبط شده اند و چندجانبه گرایی فرهنگی، به عنوان یک رویکرد کلیدی در تعاملات بین المللی، می تواند نقش مهمی در تسهیل و گسترش مبادلات اقتصادی ایفا کند. چندجانبه گرایی از جمله مباحث جدید است که میتواند تاثیرمهمی بر روابط ایران و ترکیه داشته باشد. فلذا با توجه به روابط تاریخی و ارتباطات گسترده فرهنگی میان این دو کشور، چندجانبه گرایی فرهنگی به عنوان ابزاری موثر برای تقویت همکاری های اقتصادی میتواند حائزاهمیت باشد. بنابراین باتوجه به اهمیت روزافزون تبادل فرهنگی در تقویت و توسعه روابط اقتصادی و اهمیت نقش دیپلماسی فرهنگی و همکاری های مشترک فرهنگی به عنوان ابزاری موثر در تحکیم روابط اقتصادی و توسعه همکاری های تجاری در سطوح دو جانبه و منطقه ای، این پژوهش به بررسی تاثیرات چندجانبه گرایی فرهنگی بر توسعه مبادلات اقتصادی میان دو کشور ایران و ترکیه می پردازد. سوال اصلی این است که، چندجانبه گرایی فرهنگی چه تاثیری بر توسعه مبادلات اقتصادی بین ایران و ترکیه دارد؟ فرضیه این پژوهش بر پایه این مفهوم استوار است که تبادلات فرهنگی نقش مهمی در تسهیل روابط اقتصادی ایفا می کنند و به کاهش موانع ارتباطی و افزایش همکاری بین ایران و ترکیه می انجامد. این تحقیق با استفاده از روش تحلیلی و استنباط یافته ها به تحلیل تاثیرات تعاملات فرهنگی میان ایران و ترکیه بر توسعه اقتصادی دو کشور می پردازد. نتایج تحقیق نشان می دهد که تقویت روابط فرهنگی از طریق رویدادهای فرهنگی، آموزش و همکاری های هنری، می تواند به تقویت اعتماد متقابل، کاهش موانع تجاری و افزایش فرصت های سرمایه گذاری منجر شود.
۳۳۸۷۳.

تحلیل صورت بندی گفتمانی و کردارهای گفتمان امنیتی- نظامی جمهوری اسلامی ایران و سه گفتمان غرب، اخوانی و سلفی-تکفیری در منطقه غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۸
پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش اصلی که «در صورت بندی گفتمانی در منطقه غرب آسیا پس از سقوط نظام سیاسی سوریه در دسامبر 2024 و استقرار دانلد جی. ترامپ در کاخ سفید در ژانویه 2025، موقعیت گفتمان امنیتی-نظامی جمهوری اسلامی ایران چگونه خواهد بود؟»، این فرضیه را ارائه می دهد که «از ژانویه 2025، میدان گفتمانی در منطقه غرب آسیا شاهد حضور چهار گفتمان امنیتی-نظامی می باشد که هیچ یک دارای منزلت هژمونیک نیستند: 1)گفتمان «مقاومت» که بیان کننده(اداکننده) اصلی آن جمهوری اسلامی ایران می باشد. دگرهای گفتمانی آن اسراییل، ایالات متحده و نیروهای سلفی-تکفیری و زنجیره هم ارزی آن شامل جمهوری اسلامی ایران و گروه های مقاومت در یمن، لبنان، عراق، فلسطین، سوریه و مردم معتقد به اسلام انقلابی و بخشی از مردم متنفر از اسراییل و ایالات متحده در منطقه می باشد؛ 2)گفتمان امنیتی-نظامی «غرب» که بیان کننده اصلی آن ایالات متحده دوران ترامپ می باشد و دارای چندین خرده گفتمان است. دگر یا غیرخودی گفتمانی آن نیروهای مخالف ارزش های غربی و زنجیره هم ارزی آن شامل اسراییل، دولت های موسوم به عرب میانه رو و مردم معتقد به سبک زندگی و ارزش های غربی در منطقه است؛ 3)گفتمان «اخوان المسلمین» که پس از سقوط نظام سیاسی سوریه نوعی قوت گفتمانی پیدا کرده و بیان کننده اصلی آن ترکیه می باشد. دگرهای گفتمانی آن نیروهای مخالف احیای امپراطوری عثمانی و خرده گفتمان کردها و زنجیره هم ارزی آن شامل ترکیه، قطر، سوریه و مردم معتقد به قرائت غیرانقلابی از اسلام(اسلام سکولار اخوانی) می باشد؛ 4)گفتمان «سلفی-تکفیری» که از 21 ژوئن 2017 که محمد بن سلمان به عنوان ولیعهد عربستان سعودی انتخاب گردید بیان کننده اصلی آن از عربستان سعودی به داعش منتقل شده است. دگرهای گفتمانی آن شیعه و نیروهای مخالف اسلام سلفی-تکفیری(از جمله غرب گرایان) و زنجیره هم ارزی آن شامل گروه های سلفی-تکفیری در منطقه و مردم معتقد به اسلام سلفی(نه قرائت انقلابی و نه قرائت اخوانی از اسلام) می باشد.
۳۳۸۷۴.

جمهوری اسلامی ایران و راهبرد حفظ و تقویت جهت گیری های ضداستعماری و ضدآمریکایی در جنبش ها و انقلاب های اسلامی و عربی (مطالعه موردی: انقلاب مصر در سال 2011 میلادی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۴۰
پیروزی انقلاب اسلامی علاوه بر تقویت جهت گیری های ضدآمریکایی در ایران، انگیزه های ضداستبدادی و ضداستعماری در منطقه و به ویژه در بین جنبش ها و انقلاب های عربی و اسلامی را بیش از پیش افزایش داد. درواقع علاوه بر آثار و پیامدهای انتشار و صدور شعارهای ضداستعماریِ انقلاب ایران بر سایر کشورها و جوامع پیرامونی، جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته در تلاش بوده تا ضمن تبیین تجربیات ملّت ایران در مواجهه با آمریکا و قدرت های غربی، جهت گیری های ضداستعماری و ضدآمریکاییِ جنبش ها و انقلاب های اسلامی و عربی را حفظ و تقویت نماید. نمونه ای از این تلاش ها در جریان وقوع خیزش ها و انقلاب های پی درپی در کشورهای عربی و به ویژه در مواجهه با تحولات انقلاب مصر در سال 2011 میلادی روی داد. درواقع این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤال است که جمهوری اسلامی چگونه در دوران پیش و پس از پیروزی انقلاب مصر، راهبرد حفظ و تقویت جهت گیری های ضداستعماری و ضدآمریکایی را دنبال کرده است؟ بررسی های این پژوهش نشان می دهد که چگونه هم زمان با آغاز تحولات انقلابی در مصر، مقامات جمهوری اسلامی در بالاترین سطح و در سخنرانی های متعددی تلاش کردند تا انگیزه ها و جهت گیری های ضداستعماری و ضدآمریکایی انقلاب را حفظ و تقویت نمایند. بر این اساس جمهوری اسلامی ضمن تأکید بر اهمیت موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی خاص مصر در جهان اسلام، سوابق مبارزه با استبداد و استعمار در این کشور، روحیه آزادی خواهی مردم مصر و برجسته سازی نقش مصر در مبارزه علیه رژیم صهیونیستی تلاش کرد تا با ارائه تحلیل از ماهیت ضداستعماری انقلاب مصر، روشنگری نسبت به سیاست های تفرقه افکنانه ی دولت های غربی، هشدار نسبت به بازگشت به گذشته و ربوده شدن انقلاب توسط بیگانگان و جریان های نفوذی و غرب گرا، شناسایی گروه های مرجع و مؤثر در انقلاب (علما، نخبگان سیاسی و احزاب، جوانان، ارتش) و ارائه راهکار به آنان، دعوت به «نظام سازی» و «تمدن سازی اسلامی» در برابر تمدن غرب و خلق و بازتعریف مفاهیم (انگاره سازی)، جهت گیری های ضدآمریکایی و ضداستعماری را در انقلاب مصر تقویت نماید.
۳۳۸۷۵.

نقش کارکردگرایانه پدافند غیرعامل در دیپلماسی دفاعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۹
در دوران معاصر، سیاست به عنوان موضوعی بین رشته ای تلقی می شود که شاخص ه ای امنیتی و دفاعی را با یکدیگر پیوند می دهد. موضوع پدافند غیر عامل یکی از مواردی است که در سال های اخیر مورد ِتوجه قرار گرفته است. به ویژه گسترش فضای مجازی و دسترسی های غیر مجاز به اسناد و مدارک و اطلاعات طبقه بندی شده موجب شده است، دقت نظر و ارتقاء عوامل آفندی در رأس کارهای اجرایی به ویژه موارد مرتبط با امنّیت ملی گردد. ازاین رو وزارت امور خارجه که متولی دستگاه دیپلماسی و به عنوان حوزه مدیریتی روابط خارجی با س ایر دولت ها و س ایر کنش گران روابط بین الملل تعریف می شود، نقش اصلی و پررنگی ایفا می کند. دیپلماسی دفاعی ازجمله مقوله هایی است که در خلال دهه های اخیر به شدّت مورد توجه قرارگرفته است و به مثابه بخشی از همکاری های عمیق دفاعی در دستور کار بسیاری از کشورها قرار دارد. دیپلماسی دفاعی را به معنای بهره گیری از قدرت نرم، تحرک دیپلماتیک و انعطاف پذیری گفتمانی، برای غلبه بر تهدیدات توصیف می کنند.
۳۳۸۷۶.

حکمرانی امنیت از منظر قرآن کریم؛ با تأکید بر نقش گروه ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
امنیت به عنوان یکی از بنیادی ترین کارکردهای حکمرانی، همواره کانون توجه مکاتب و نظریه های سیاسی بوده است. هرچند نظریه های متنوعی مانند واقع گرایی، مکتب کپنهاک و رویکردهای نوین امنیتی تلاش کرده اند چارچوبی برای تأمین امنیت ارائه دهند، ناکامی های عملی آن ها در حل بحران های پیچیده، به ویژه در جوامع اسلامی، ضرورت بازگشت به منابع اصیل معرفتی و وحیانی را برجسته کرده است. قرآن کریم، به عنوان کامل ترین منبع هدایت بشری، نه تنها امنیت را یک نیاز فردی و جمعی بلکه بخشی از رسالت الهی انبیا می داند و تحقق آن را با اصولی دقیق و سازوکارهایی مشخص پیوند می زند. مسئله محوری این پژوهش آن است که حکمرانی امنیت مطلوب در منطق قرآن چگونه طراحی می شود و جایگاه گروه ها، به عنوان یکی از بازیگران کلیدی، در این فرایند چیست. کم توجهی به نقش جمعیت ها و گروه های اجتماعی در امنیت سازی، موجب شده است بخش مهمی از ظرفیت های حکمرانی اسلامی مغفول بماند. در حالی که بررسی واژگان پرکاربردی چون «آل»، «بنی» و «ملأ» در قرآن نشان می دهد که این متن الهی تأکید ویژه ای بر نقش گروه ها در ساخت و پایداری امنیت دارد، به گونه ای که داستان بنی اسرائیل، چه در مقام الگوی منفی و چه به منظور بیان آموزه های مثبت، از برجسته ترین نمونه های امنیت پژوهی قرآنی است. هدف این تحقیق، تبیین نظام مند مبانی و سازوکارهای حکمرانی امنیت بر اساس آیات قرآن با تأکید بر نقش گروه ها و ارائه الگویی قابل انطباق با شرایط معاصر جوامع اسلامی است. در این مسیر، تلاش شده است تا از یک سو تصویری منسجم از ساختار مطلوب حکمرانی امنیت در منطق وحی ارائه شود و از سوی دیگر با استخراج آموزه های مرتبط، راهکارهایی عملی برای مشارکت گروه ها در فرآیند امنیت سازی به دست آید. این پژوهش همچنین می کوشد با مرور نمونه های تاریخی مانند مواجهه موسی(ع) با فرعون و نقش آفرینی گروه هایی چون آل فرعون، ملأ و پیروان حق، نشان دهد که چگونه الگوهای رفتاری و مدیریتی در تعامل با گروه ها می تواند به تقویت یا تضعیف امنیت بینجامد. روش تحقیق بر پایه «تفسیر موضوعی استخراجی» است؛ روشی که بر جمع آوری و تحلیل آیات هم موضوع درباره امنیت و نقش گروه ها متمرکز است، بدون آنکه ترتیب مصحف به عنوان چارچوب الزامی در نظر گرفته شود. در این رویکرد، مفسر ضمن گردآوری آیات پراکنده پیرامون یک موضوع، با تحلیل ساختاری و محتوایی آن ها، تصویری جامع از دیدگاه قرآن ارائه می کند. داده ها از طریق مطالعه کتابخانه ای و مراجعه به تفاسیر معتبر، منابع تاریخی و متون مرتبط با اندیشه سیاسی اسلامی تکمیل شده است. برای افزایش دقت، موارد تحلیلی با مثال های قرآنی همچون نقش بنی اسرائیل در دوره رسالت موسی(ع)، حکومت فرعونی، کارگزارانی مانند قارون و بلعم باعورا و مفاهیمی چون «استضعاف»، «فتنه» و «جدال احسن» بررسی شده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که از منظر قرآن، حکمرانی امنیت فراتر از تأمین وضعیت عاری از تهدید است و به برقراری تعادل پایدار میان حقوق، وظایف و کرامت بازیگران مختلف اجتماعی منوط می شود. گروه ها در این نظام جایگاهی دوگانه دارند: می توانند عامل تحکیم امنیت باشند یا به عنوان ابزار استبداد و ناامنی به کار گرفته شوند. در الگوی مطلوب قرآنی، تشکیل گروه ها امری پذیرفته شده و حتی ضروری تلقی می شود و امنیت آن ها باید در برابر تهدیدات داخلی و خارجی تضمین شود. نفی استضعاف، مقابله با تقسیم بندی های تبعیض آمیز و بازگرداندن حقوق پایمال شده، از شاخصه های کلیدی این رویکرد است. داستان مواجهه موسی(ع) با فرعون نمونه بارزی از این اصل است که در آن، رهایی گروه تحت ستم، مقدمه ای برای بروز ظرفیت های اعتقادی و عملی آنان بود. از نظر قرآن، تهدیدات علیه گروه ها می تواند از سوی حکومت های ستمگر، دیگر گروه های قدرتمند یا حتی افراد دارای نفوذ شکل بگیرد. مستکبران برای تحکیم سلطه، از ابزارهایی چون ایجاد شکاف اجتماعی، کاهش توان نیروی انسانی و حذف نخبگان استفاده می کنند. در مقابل، الگوی قرآنی بر همبستگی درونی، رقابت سالم و مدیریت مسالمت آمیز اختلافات تأکید دارد. واژه هایی مانند «حزب» و «شعوب» نشانگر پذیرش تنوع در عین پاسداشت وحدت اجتماعی اند. یافته ها همچنین حاکی است که امنیت، تنها به بعد فیزیکی محدود نیست و سطوحی چون امنیت فکری، اعتقادی و آزادی های اساسی را نیز دربرمی گیرد. قرآن با به رسمیت شناختن آزادی عقیده، بیان و مناظره، فضایی را ترسیم می کند که در آن مخالفان می توانند دیدگاه خود را آزادانه بیان کنند، به شرط رعایت حدود اخلاقی و عدالت. این رویکرد نه تنها مانع شکل گیری ناامنی ناشی از سرکوب می شود، بلکه زمینه رشد فکری و استحکام بنیان های مشروعیت را نیز فراهم می آورد. آموزه هایی چون «جدال احسن»، طلب برهان، عدم تفتیش عقاید و امنیت برای آمران به معروف و ناهیان از منکر، ستون های این بنای فکری را تشکیل می دهد. به طور کلی، پژوهش حاضر نشان می دهد که مدل قرآنی حکمرانی امنیت، امنیت را محصول تعامل فعال و مسئولانه دولت، گروه ها و افراد می داند و بر نقش کلیدی گروه ها در این زنجیره تأکید دارد. این مدل با پرهیز از تمرکز صرف بر امنیت دولتی یا فردی، نگاهی جامع و متوازن ارائه می دهد که در آن همه بازیگران، هم ذی حق و هم مسئول اند. چنین نگرشی می تواند با انطباق بر شرایط اجتماعی و فرهنگی امروز، مبنای طراحی سیاست های امنیتی پایدار و عدالت محور در جوامع اسلامی قرار گیرد.
۳۳۸۷۷.

الگوی بهره گیری از «تفکر، اندیشه ورزی و آزاد فکری» در حکمرانی تمدن ساز، براساس منظومه ی اندیشه ای مقام معظم رهبری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۵
با ورود انقلاب اسلامی ایران به مرحله دوم حیات خود- که در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی از سوی مقام معظم رهبری به عنوان عصر «خودسازی، جامعه پردازی و تمدن سازی» تبیین شده است- ضرورت بازشناسی و به کارگیری بنیان های فکری و نظری در حکمرانی اسلامی بیش از پیش اهمیت یافته است. از منظر معظم له، سه مؤلفه «تفکر»، «اندیشه ورزی» و «آزادفکری» ارکان قدرت نرم ملی و پیش نیاز تحقق حکمرانی اسلامی در تراز تمدن نوین اسلامی به شمار می آیند. این عناصر علاوه بر آنکه پایه های تولید علم و نوآوری محسوب می شوند، بستری برای تربیت نسلی در تراز انقلاب و شکل دهی به جامعه ای اندیشمند و متعهد به ارزش های دینی فراهم می کنند. با وجود تأکیدهای مکرر رهبری، چالش هایی همچون کمبود نهادهای ساختاری برای ترویج آزادفکری، عدم پیوند مؤثر میان تولید فکر و گفتمان سازی، و نبود الگویی جامع برای بهره برداری از این ظرفیت ها در فرآیند حکمرانی، مانع بهره گیری کامل از این سرمایه نرم شده است. در نتیجه، ضرورت ارائه الگویی علمی و بومی که بتواند این سه مؤلفه را در نسبت با حکمرانی اسلامی تبیین و عملیاتی کند، به مسئله ای راهبردی بدل شده است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی، تبیین و طراحی الگویی مفهومی- کاربردی برای بهره گیری مؤثر از ظرفیت های تفکر، اندیشه ورزی و آزادفکری در مسیر تحقق حکمرانی تمدن ساز اسلامی است. این هدف بر محور تحلیل دیدگاه های مقام معظم رهبری درخصوص نقش ساختاری این مؤلفه ها در اداره جامعه و فرآیند تمدن سازی استوار است و تلاش می کند اصول و چارچوب های نظری لازم برای پیوند ظرفیت های فکری با کارکردهای حکمرانی را در سطوح متنوعی چون تولید فکر، تربیت نیروی انسانی و نهادسازی فرهنگی استخراج کند. علاوه بر این، پژوهش می کوشد جریان تفکر و آزاداندیشی را از سطح مراکز علمی و آموزشی به عرصه تصمیم گیری های کلان و مدیریت اجرایی کشور پیوند دهد و نقش این مؤلفه ها را به عنوان شرط گذار از دولت اسلامی به جامعه اسلامی و نهایتاً تحقق تمدن نوین اسلامی آشکار سازد. این تحقیق به شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد کیفی انجام شده است. داده ها از طریق مطالعه کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده و تمرکز اصلی بر تحلیل بیانات، آثار مکتوب و اسناد رسمی منتشرشده از سوی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری و اسناد بالادستی همچون بیانیه گام دوم انقلاب، الگوی پایه ی اسلامی- ایرانی پیشرفت و منشور حوزه پیشرو بوده است. در گام نخست، تعاریف و مفاهیم سه مؤلفه «تفکر»، «اندیشه ورزی» و «آزادفکری» در چارچوب مبانی اسلامی بازخوانی شده و سپس با رویکرد اجتهادی، نسبت آن ها با عناصر بنیادین نظام و تمدن اسلامی بررسی شده است. همچنین نمونه ها و بیانات راهبردی مقام معظم رهبری درباره نهادسازی، گفتمان سازی و تربیت نیروی انسانی با روش تحلیل محتوا مورد واکاوی قرار گرفته تا اصول حاکم بر الگوی پیشنهادی شناسایی شود. نتایج نشان می دهد که از منظر مقام معظم رهبری، سه گانه تفکر، اندیشه ورزی و آزاد فکری، زیربنای حرکت تمدنی فرهنگ اسلامی در عصر حاضر محسوب می شود و بدون آن ها مسیر رسیدن به حکمرانی تمدن ساز دچار وقفه خواهد شد. تفکر به عنوان فعالیت عقلانی هدفمند برای شناخت و حل مسائل بر اساس معارف اسلامی، آغازگر تولید فکر راهبردی است. اندیشه ورزی، فرایند تحلیل نقادانه و روشمند پدیده ها در جهت ارائه پاسخ های کارآمد به نیازهای روز به شمار می رود و آزادفکری، آزادی اندیشه در چارچوب عقلانیت و شریعت را فراهم می سازد و مانع از سلطه پذیری فکری و تقلید از الگوهای بیگانه می شود. یافته ها نشان می دهد این مؤلفه ها باید همزمان در چهار عرصه به کار گرفته شوند: نخست، در عرصه انسانی، تربیت منابع انسانی مؤمن، خودساخته و خردورز که به سبک زندگی اسلامی و سنت های ایرانی آشنا بوده و توانایی تحقق آرمان های انقلاب را دارند؛ دوم، در عرصه تولید فکر و گفتمان سازی، که از رهگذر تقویت آزاداندیشی، مفاهیم و واژگان بومی متناسب با هندسه فکری انقلاب، تولید و سپس به گفتمان عمومی و اجرایی تبدیل شود؛ سوم، در عرصه نهادی، که نیازمند ایجاد و تقویت نهادهای پشتیبان مانند حوزه های علمیه، دانشگاه ها، رسانه ها و هیئت های اندیشه ورز است تا جریان عقلانیت دینی و پاسخ به شبهات تقویت شود؛ و چهارم، در عرصه حکمرانی، که پیوند عملی فرآیندهای فکری با سیاست گذاری کلان و مدیریت جامعه را تضمین کند، به گونه ای که تصمیمات مهم بر پایه پشتوانه های نظری و ارزش های اسلامی اتخاذ شوند. به طور کلی، یافته ها تأکید دارد که حکمرانی تمدن ساز اسلامی زمانی تحقق می یابد که این سه مؤلفه نه تنها به عنوان ارزش های نظری، بلکه به عنوان ابزارهای عملی و راهبردی در طراحی و اجرای الگوهای پیشرفت و اداره جامعه به کار گرفته شوند و نقش آفرینی هم افزای حوزه ها، دانشگاه ها و نهادهای فرهنگی در این فرآیند استمرار یابد.
۳۳۸۷۸.

حکمرانی سازمانی علوی: چارچوبی بومی برای ارتقای سلامت روانی– معنوی کارکنان در پرتو سیره امام علی(ع)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۴
چالش های سرمایه انسانی در ایران، تهدیدی راهبردی برای کارآمدی و مشروعیت نظام حکمرانی است. سلامت روانی- معنوی کارکنان به شاخص کلیدی کیفیت حکمرانی تبدیل شده، اما مدل های وارداتی مدیریت منابع انسانی به دلیل بی توجهی به هویت ایرانی- اسلامی ناکام مانده اند. در این راستا، سوالی اصلی پژوهش حاضر این است که «آیا الگوی بومی حکمرانی سازمانی علوی با سه رکن عدالت علوی، معنا در کار و سیاست های منابع انسانی ایرانی- اسلامی می تواند سلامت روانی- معنوی کارکنان را ارتقاء دهد؟». فرضیه اصلی بر تفاوت اثرگذاری این ارکان در بخش های دولتی و خصوصی استوار بوده است. با روش پیمایشی- میدانی و تحلیل سطح پاسخ، داده ها از ۲۳۵ کارمند در استان لرستان جمع آوری شد. نتایج نشان داد در بخش دولتی عدالت علوی مهم ترین پیش بینی کننده سلامت روانی- معنوی است، در حالی که در بخش خصوصی معنا در کار با اثر غیرخطی غالب است. سیاست های منابع انسانی ایرانی- اسلامی نقش زیرساخت و تعدیل کننده مثبت را ایفا می کنند. تحلیل تابع مطلوبیت نیز تأیید کرد که تمرکز بر عدالت در بخش دولتی و بر معنا در بخش خصوصی، بیشترین بازده را دارد. این مدل سه لایه ای نشان می دهد که هر نقص در لایه زیرین (سیاست های منابع انسانی)، اثربخشی کل سیستم را کاهش می دهد. اجرای این الگو می تواند به کاهش فرسودگی، افزایش تاب آوری سازمانی و تقویت سرمایه اجتماعی کمک کند.
۳۳۸۷۹.

استراتژی های کاهش قومیت گرایی در منطقه آذربایجان (با تأکید بر رویکردهای اقتصادی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۵
در شرایطی که منازعات قومی در سراسر جهان رو به افزایش است و کشورها را دچار بحران های امنیتی می کند، موضوعات اقتصادی و استراتژی هایی که از منظر اقتصادی بتوانند باعث کاهش تبعات امنیتی این چالش ها شوند بسیار قابل توجه است. هدف از این پژوهش، تدوین استراتژی های کاهش قومیت گرایی در منطقه آذربایجان با تمرکز بر استراتژی های اقتصادی است. این تحقیق از نوع کاربردی و با روش آمیخته (کتابخانه ای و پیمایشی) و از طریق چهارچوب تحلیلی سوات انجام شده است. جامعه آماری شامل 30 نفر از نخبگان حوزه قومیت به ویژه متخصصان مسائل مربوط به آذربایجان است. طی پژوهش، باتوجه به چهارچوب سوات، نقاط ضعف و قوت داخلی و فرصت و تهدید خارجی از طریق مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه نخبگانی شناسایی شد که در این میان، ظرفیت بالا در حوزه نخبگان و تحصیل کردگان و وضعیت قابل قبول توسعه در منطقه، مهم ترین نقاط قوت، وجود احساس تبعیض در میان مردمان منطقه، نفوذ صاحبان ثروت رانتی و تحریک قومیت گرایی توسط آنان و عدم توسعه متوازن درون استانی و درون منطقه ای مهم ترین نقاط ضعف، مرز مشترک با پنج حاکمیت سیاسی و پتانسیل بسیار مناسب ترانزیتی به عنوان مهم ترین فرصت ها و القای وجود تبعیض اقتصادی ازطرف رسانه های بیگانه و نخبگان قومی، تحریم های اقتصادی غرب و تورم های طولانی مدت به عنوان مهم ترین تهدیدات شناخته شد. همچنین، تقویت محورهای ترانزیتی در شمال غرب کشور، رفع تحریم ها و ادغام هرچه سریع تر کشور در اقتصاد جهانی، تشویق سرمایه گذاران ملی برای سرمایه گذاری در نواحی مختلف کشور، جلوگیری از ایجاد فدرالیسم اقتصادی در مناطق مختلف کشور، جلوگیری از قدرت گرفتن، شهرت و افزایش ثروت نخبگان و عناصر ضدملی، تدوین اطلس جامع توسعه کشور و اتخاذ تصمیمات برمبنای ظرفیت ها و مزیت های نسبی مناطق مختلف با تأکید بر عدالت اقتصادی، پایش مستمر عملکرد مدیران و تصمیم گیرندگان و تعهد آنان نسبت به نتایج آمایش سرزمینی و مبانی عدالت اقتصادی و ادغام هرچه بیشتر همه مناطق کشور در اقتصاد ملی و وابسته نمودن اقتصادی همه مناطق ایران به یکدیگر به عنوان استراتژی های با قید اجرای فوری در انتهای پژوهش ارائه گردید.
۳۳۸۸۰.

برندسازی شخصی مدیران: راهبردی برای تقویت حکمرانی اسلامی و اعتماد عمومی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
در محیط پیچیده و پویای حکمرانی معاصر، مشروعیت، نفوذ و کارآمدی مدیران، بیش از هر زمان دیگری به سرمایه نمادین و تصویری آنان در جامعه وابسته است. در چارچوب حکمرانی اسلامی که مبانی، اهداف و روش های آن بر اساس عدالت، ارزش مداری، شایسته سالاری و پاسخ گویی تعریف شده است، «اعتماد عمومی» سرمایه ای حیاتی محسوب می شود. با این حال، تجربه های چند دهه گذشته نشان می دهد که اعتماد عمومی حتی در جوامع مبتنی بر ارزش های دینی، می تواند در اثر ضعف ارتباطات، ناکارآمدی [1] یا تصویر منفی از مدیران، دچار خدشه شود. یکی از رویکردهای نوین برای تقویت اعتماد عمومی، «برندسازی شخصی» [2] مدیران است؛ فرایندی که طی آن مدیر، با شناخت دقیق از ویژگی های شخصیتی، ارزشی، مهارتی و عملکردی خود و همسوسازی آن ها با مأموریت های حکمرانی، به خلق تصویری معتبر، جذاب و ماندگار در ذهن ذی نفعان می پردازد. در فضای رقابتی و رسانه محور امروز، که افکار عمومی روزانه از مسیر شبکه های اجتماعی، رسانه های جمعی و ارتباطات چهره به چهره، سیل وار با داده ها و پیام ها مواجه است، فقدان برندسازی شخصی آگاهانه موجب می شود تصویر مدیران راهبردی به طور منفعل و گاه مخدوش شکل گیرد و اعتماد عمومی آسیب ببیند. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش و کارکرد برندسازی شخصی مدیران راهبردی در تقویت حکمرانی اسلامی و بازسازی اعتماد عمومی انجام شده است. این مطالعه در پی پاسخ دادن به این پرسش بنیادی است که چگونه می توان از ظرفیت های برندسازی شخصی، نه صرفاً به عنوان تکنیک بازاریابی فردی، بلکه به عنوان ابزاری راهبردی و ارزش محور، برای ارتقای سرمایه اجتماعی حکومت اسلامی بهره برد؟ در بطن این هدف اصلی، اهداف فرعی متعددی نهفته است: شناسایی مؤلفه های سازنده برند شخصی منطبق با ارزش های اسلامی، تبیین سازوکارهای اثرگذاری این مؤلفه ها بر اعتماد عمومی، و ارائه مدلی که پیوند بین هویت شخصی مدیر، الگوی حکمرانی اسلامی و شاخص های اعتماد عمومی را برقرار سازد. نگاه این پژوهش آن است که برندسازی شخصی، اگر بر پایه صداقت، عمل به وعده ها، عدالت ورزی و کارآمدی شکل گیرد، نه تنها تعارضی با آموزه های اسلامی ندارد، بلکه می تواند به ابزاری مشروع و کارآمد برای ترویج الگوی مدیر تراز انقلاب اسلامی بدل شود. از نظر روش شناسی، تحقیق حاضر از نوع کاربردی با رویکرد کیفی است. داده ها به شیوه اسنادی و میدانی گردآوری شده است. در بخش اسنادی، منابع شامل کتب، مقالات علمی داخلی و خارجی، اسناد بالادستی مرتبط با حکمرانی اسلامی، آموزه های دینی و مطالعات حوزه برندسازی شخصی بررسی و تحلیل شده اند. در بخش میدانی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با نمونه ای هدفمند از خبرگان شامل استادان دانشگاه، پژوهشگران حوزه حکمرانی، مدیران با تجربه در سطوح کلان و کارگزاران رسانه انجام شده است تا ابعاد و الزامات بومی شده برندسازی شخصی مدیران در بستر ایران اسلامی استخراج شود. داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون کدگذاری، دسته بندی و تفسیر گردید. همچنین، برای اطمینان از روایی یافته ها، از راهبرد بازبینی توسط مشارکت کنندگان و مقایسه با متون معتبر استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که برندسازی شخصی در حکمرانی اسلامی دارای چهار بعد اساسی است: بعد شخصیتی و اخلاقی، که بر صداقت، تعهد، تواضع، شجاعت، عدالت ورزی و خدمت گزاری به مردم استوار است؛ بعد مهارتی و تخصصی، که به شایستگی های علمی، مدیریتی و راهبردی مدیر می پردازد و شرط لازم برای ایجاد اعتبار حرفه ای است؛ بعد ارتباطی و تعاملی، که شامل توانایی برقراری ارتباط مؤثر با مردم، گوش دادن فعال، شفافیت در اطلاع رسانی، پاسخ گویی و اقناع مخاطب می شود؛ و بعد نمادین و فرهنگی، که به نقش مدیر به عنوان الگو و مرجع فرهنگی در جامعه اسلامی اشاره دارد و از طریق رفتار، گفتار و سبک زندگی او منتقل می شود. هم افزایی این ابعاد، برند شخصی ای را شکل می دهد که نه یک تصویر مصنوعی و تبلیغاتی، بلکه بازتاب عینیِ شخصیت و عملکرد واقعی مدیر در ذهن جامعه است. تحقیق همچنین نشان داد که پیوند برندسازی شخصی با اعتماد عمومی، از مسیرهای متعددی برقرار می شود. نخست، هم سویی گفتار و عمل؛ وقتی مدیران وعده ها و بیانات خود را با اقدامات واقعی تطبیق می دهند، اعتبار برند شخصی آنها نزد افکار عمومی تقویت می شود. دوم، شفافیت و پاسخ گویی؛ اطلاع رسانی صادقانه و سریع درباره تصمیمات و اقدامات، حتی در شرایط بحران، نشانگر احترام به مردم و ایجاد حس مشارکت در حکمرانی است. سوم، قابلیت اتکا و پیش بینی پذیری؛ ثبات در مواضع و رفتارها، اعتماد به تداوم خط مشی ها را افزایش می دهد. چهارم، الهام بخشی و مرجعیت اخلاقی؛ مدیرانی که سبک زندگی و رفتارشان الگوهای اسلامی را منعکس می کند، نه تنها در حوزه فنی که در بعد فرهنگی و هویتی نیز سرمایه اعتماد عمومی را افزایش می دهند. از منظر سیاست گذاری، یافته ها حاکی از آن است که تحقق برندسازی شخصی اثربخش در حکمرانی اسلامی نیازمند اقداماتی نظام مند است؛ از جمله آموزش و توانمندسازی مدیران در حوزه مهارت های ارتباطی و رسانه ای، ایجاد نهادهای مشورتی برای هم سویی پیام ها با ارزش ها، طراحی سازوکار ارزیابی مستمر تصویر عمومی مدیران و بازخوردگیری از جامعه، و همچنین پیشگیری از شکل گیری شکاف بین تصویر و واقعیت از طریق شفافیت نهادی. این اقدامات باید در چارچوبی لحاظ شوند که هویت دینی-انقلابی مدیران حفظ و تقویت گردد و برندسازی شخصی به ابزاری برای خودنمایی فردی یا رقابت مخرب بدل نشود. در جمع بندی، پژوهش حاضر تأکید می کند که برندسازی شخصی در بستر حکمرانی اسلامی، اگر بر بنیان صداقت، عدالت، تخصص و تعامل مؤثر استوار باشد، می تواند به ابزاری راهبردی برای ارتقای اعتماد عمومی و تحکیم پیوند مردم و حاکمیت تبدیل شود. این رویکرد، مدیران را از منفعل بودن در برابر قضاوت افکار عمومی به کنشگرانی فعال در مدیریت تصویر خود بدل می سازد و با همسوسازی هویت فردی و مأموریت سازمانی، مسیر تحقق الگوی مدیر تراز انقلاب اسلامی را هموار می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان