ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
۹۲۱.

سناریوهای کاربست فناوری بلاکچین در توسعه سرمایه انسانی ارتش جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۵
زمینه و هدف: با ظهور فناوری های نوین، بلاکچین ظرفیت هایی را فراهم آورده است که می تواند فرآیند توسعه سرمایه انسانی را شفاف، ایمن و داده محور سازد. این فناوری در سازمان های نظامی می تواند از جعل مدارک، ارزیابی های غیرواقعی و ناکارآمدی اطلاعاتی جلوگیری کرده و اعتماد، عدالت و پاسخ گویی را تقویت نماید. از این رو، هدف این پژوهش، نگاشت سناریوهای کاربست فناوری بلاکچین در توسعه سرمایه انسانی ارتش جمهوری اسلامی ایران (آجا) است. روش شناسی: این تحقیق از نوع توسعه ای-کاربردی است و با رویکرد توصیفی-علّی انجام شده است. روش پژوهش ترکیبی از مرور نظام مند ادبیات و نگاشت شناختی فازی بوده است. داده های پرسشنامه براساس نظرات ۱۴ نفر از خبرگان حوزه منابع انسانی و فناوری اطلاعات آجا به دست آمده است. تحلیل داده های بخش کیفی به روش تِماتیک و نگاشت فازی با استفاده از نرم افزار FCMapper و Python 3.11 انجام شد. با تحلیل تِماتیک، عوامل کلیدی موفقیت استخراج و با نگاشت شناختی فازی، سناریوهای محتمل برای کاربست فناوری بلاکچین در توسعه سرمایه انسانی طراحی شد. یافته ها: یافته ها نشان داد عوامل کلیدی موثر در توسعه سرمایه انسانی، شامل «کاربست فناوری بلاکچین»، «توسعه شایستگی سازمانی»، «اخلاق حرفه ای» و «مهارت های بین فردی» بوده اند. در بخش پایانی نیز ضمن ترسیم نقشه شبکه روابط بین عوامل، سناریوهای سه گانه محتمل ترسیم شد. نتیجه گیری: سه سناریوی «زره دیجیتال»، «رخنه خاموش» و «فروپاشیِ هسته» برای کاربست فناوری بلاکچین در توسعه سرمایه انسانی قابل تصور است که آجا می تواند برنامه ریزی مبتنی بر سناریو برای کاربست تدریجی، انعطاف پذیر و هدفمند این فناوری را اتخاذ کند
۹۲۲.

تحلیلی بر توسعه و گسترش تاریخی دانش سیاست جدید در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۶
در ارتباط با گسترش دانش سیاست در جامعه ایرانی از زمان تأسیس این رشته، عوامل زیاد و متنوعی دخیل بوده است؛ سازمان ها و ارگان ها، دانشگاه ها و گروه ها، تحولات و اتفاقات داخل و بیرون از ایران، انجمن ها و نشریات و افراد برجسته از سیاست مداران، استادان، فیلسوفان، کارگزاران و دانش آموختگان و به طور کلی فعالان این حوزه از جمله آن ها هستند که همگی بر گسترش کمی و کیفی دانش سیاست در ایران تاثیرگذار بوده اند. یعنی این عوامل در تعامل با جامعه و نوع نظام سیاسی و فرهنگ جامعه، باعث گسترش این دانش شده اند. مدعا این است که گسترش و استمرار تاریخی دانش سیاست در قالب دانشگاه، مرکز، مؤسسه، اندیشکده، انجمن، سایت، کانال و شبکه و مجله در جامعه ایرانی می تواند نشانگر موضوعاتی از جنس «ضرورت پیوند علم با نیازهای عینی» با طرح مباحث نظری یا کارکردی یا حتی نیازهایی از جنس «الزامات زندگی جمعی جدید» باشد که اطلاق «توسعه» یا «رشد» بر آن را می توان داشت.تعبیری که به معنی الزام ضروری حضور این دانش در جامعه ایرانی است. این مقاله با نگاهی کمّی و البته با روش توصیفی - استنباطی به بررسی فعالیت های تاریخ معاصر مرتبط با دانش سیاست پرداخته و از این زاویه، تلاش کرده با عطف توجه به پیچیدگی موضوع، جنبه ها و ابعادی از آن را باز کند.
۹۲۳.

سیاست نخبگان چین در برقراری رابطه با آمریکا در سال 1969(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۵
پژوهشگران حوزه روابط خارجی چین عموما استدلال کرده اند که درگیری های نظامی چین و شوروی در جزیره ژنبائو (دامانسکی) در مارس 1969 و تهدید روزافزون شوروی باعث تغییر جهت گیری سیاست خارجی چین و نزدیکی این کشور به آمریکا شده است. اما اسناد جدید منتشرشده نشان می دهد که چینی ها درگیری مرزی با شوروی را آغاز کردند. سوال این است که هدف مائو از این اقدام چه بود؟ آیا پکن درگیری های مرزی را برای بهبود موقعیت دیپلماتیک بین المللی خود شروع کرد؟ اسناد نشان می دهد که درگیری های نظامی عامدانه توسط مائو با هدف «جلب نظر و روی آوردن به آمریکایی ها» طراحی شده بود و نزدیکی چین و آمریکا نتیجه استراتژی بزرگ و تصمیم دیپلماتیک مائو بود. علاوه بر آن درس تلخ به شوروی و بسیج داخلی مردم بخاطر توسعه انقلاب فرهنگی و نگرانی های مائو از آن از دیگر اهداف این استراتژی بود. هدف اصلی مقاله این است که چگونگی نزدیک شدن چین و آمریکا در دوران دو قطبی را به بهترین نحو درک کنیم. اسناد جدید از منابع چینی به وضوح نقش مهم ابتکار چین در پیشبرد روابط چین و آمریکا در طول سال 1969 را نشان می دهد. در این پژوهش از مقالات دو مجله تاریخ جنگ سرد و مطالعات جنگ سرد که مبتنی بر اسناد دست اول چینی هستند، استفاده شده است.
۹۲۴.

مقدمات دیپلماسی علمی ایران: راهبردها و راه کنش های افزایش سهم ایران در بازار دانشجویان بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۲۸
بازار دانشجویان بین الملل عرصه ای است که فراتر از محرک اقتصادی، به لحاظ افزایش قدرت سیاسی و فرهنگی، در اندرکنش کشورها با جامعه جهانی تعیین کننده است. امروزه، علاوه بر کشورهای توسعه یافته، قدرت های نوظهور منطقه ای و حتی کشورهای ذره ای نیز به این بازار ورود کرده و در صدد افزایش سهم خود از آن هستند. موفقیت ایران در بازار رقابتی دانشجویان بین الملل مستلزم فراهم آمدن مقدمات و ملزوماتی است که بدون آن ها دستیابی به اهداف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مورد انتظار از این حوزه ممکن نیست. پژوهش حاضر رویکردی حل المسائلی داشته و در صدد پاسخ به این سؤال است که راهبردها و راه کنش های افزایش سهم ایران در بازار دانشجویان بین الملل چیست؟ در این راستا، در این پژوهش، با ملاحظه مسائل و چالش های موجود، راهبردها و راه کنش هایی در دو سطح کلان و واحد برای افزایش سهم دانشگاه های ایران در بازار دانشجویان بین الملل ارائه شده است. مدعای پژوهش حاضر این است که با فرض فراهم بودن زیرساخت های مادی و معنوی لازم، راهبردپردازی بومی متناسب با وضعیت داخلی و جهانی ایران، دستیابی به سهم مطلوبی از دانشجویان بین الملل به نسبت کل جمعیت دانشجویان داخلی را ممکن می کند. ملاحظه راهبردهای مذکور در سیاستگذاری آموزش عالی می تواند وضعیت و رویه جذب دانشجویان بین الملل در ایران را به لحاظ کمی و کیفی بهبود ببخشد. این پژوهش، با استفاده از روش ترکیبی تبیینی و تجویزی انجام شده و داده های آن از منابع کتابخانه ای و روش مصاحبه بدون ساختار و نیز به واسطه حضور و تجربه زیسته مؤلفان در زمینه اجتماعی- تاریخی موضوع مورد پژوهش، یعنی دانشجویان بین الملل فراهم شده است.
۹۲۵.

مطالعه مقایسه ای رفتارهای امنیتی آلمان و فرانسه در پرتو فرهنگ استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۲۰۵
پرسش پژوهش به دنبال دلیل تفاوت رفتارهای آلمان و فرانسه مقابل مسائل مشابه علی رغم اشتراکات بسیار است. برای رسیدن به پاسخ پرسش اصلی پژوهش، یک چارچوب تحلیلی «فرهنگ استراتژیک» با مجموعه متغیرهایی از سه سطح تحلیلی اصلی (داخلی، منطقه ای و فرامنطقه ای) طرح می شود. روش پژوهش، کیفی مبتنی بر مقایسه و داده های جمع آوری شده از اسناد بالادستی دفاعی و امنیتی، نظامی و تحلیل های تاریخی است. به عنوان نمونه، مقاله با تبیین دقیق ظرافت ها و تفاوت های رفتاری در رویکرد امنیتی دو کشور نشان می دهد چرا آلمان بر خلاف رویکرد سنتی غیرنظامی خود بر سر توقیف نفتکش استنا اپیمپرو انگلیس با ایران رفتاری متفاوت داشت؟ مقاله نشان می دهد در فرهنگ استراتژیک آلمان، پیگیری امنیتِ اروپا در پیوند با هویت اروپایی و فرهنگ استراتژیک فرانسه پیگیری امنیتِ اروپایی در پیوند با اندیشه گلیستی است. ادارک آلمانی ها از تهدیدات شبکه ای و فراگیر و اقدام نظامی را برای حفظ ثبات و نظم بین المللی به جا می دانند. در مقابل تصور نخبگان فرانسوی از جایگاه ژئوپولیتیکی کشور در مناطق دوردست و قاره آفریقا، اقدام نظامی ولو یک جانبه را در مجموعه اولویت های فرهنگ استراتژیک این کشور قرار می دهد. مقایسه فرهنگ های استراتژیک دو کشور نشان می دهد؛ علی رغم وجود تعهد بالا به نهاد فراملی اتحادیه اروپایی، در سطح فرامنطقه ای (نگرش به ناتو و تعریف حوزه های ژئوپولیتیکی) شکاف زیادی دارند. 
۹۲۶.

آسیب شناسی مدیریت نخبگانی در ایران: تحلیل چالش ها و ارائه راهبردهای عملیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۲
مدیریت نخبگان به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار و اقتصاد دانش بنیان، با چالش های متعددی در ایران روبه روست. مسأله اصلی این پژوهش مشخص کردن این چالش ها و ارائه راهکارهایی برای بهبود وضعیت مدیریت نخبگان است. سوال اصلی پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر کاهش انگیزه نخبگان و افزایش مهاجرت آن ها می باشد. این تحقیق به طور ترکیبی با استفاده از داده های کیفی از 25 نفر از خبرگان و داده های کمی از 350 نخبه فعال در حوزه های علمی و صنعتی صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که چالش هایی نظیر فساد اداری، نبود شفافیت، موانع اجتماعی و ضعف زیرساخت های پژوهشی به کاهش انگیزه نخبگان دامن می زند. همچنین، میانگین انگیزه ماندگاری نخبگان به طور قابل توجهی پایین تر از حد متوسط (۲.۸ از ۵) است و چالش های مدیریتی (میانگین ۴.۲ از ۵) به عنوان مهم ترین مانع شناخته می شوند. بر اساس یافته ها، پیشنهاداتی نظیر شفافیت در سیاست گذاری و توسعه زیرساخت های پژوهشی مطرح شده است. این پژوهش نشان می دهد که اتخاذ سیاست های مؤثر می تواند به کاهش مهاجرت نخبگان و بهره برداری بهتر از ظرفیت های انسانی منجر شود.
۹۲۷.

بازشناسی تأثیر سلاح های هسته ای بر بازدارندگی با تأکید بر آیه 60 سوره انفال(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۸۲
در قرن حاضر، سلاح های هسته ای به یکی از محوری ترین عوامل اثرگذار بر معادلات امنیتی، راهبردی و سیاسی جهان تبدیل شده اند. این سلاح ها از همان آغاز تولید، تنها یک ابزار نظامی محسوب نمی شدند، بلکه به دلیل قدرت تخریبی بی سابقه و پیامدهای ژئوپلیتیک گسترده، توانستند بر ساختار بسیاری از نظریه ها و الگوهای روابط بین الملل تأثیر بگذارند. استفاده ایالات متحده از دو بمب هسته ای در جریان جنگ جهانی دوم علیه ژاپن، لحظه ای سرنوشت ساز در تاریخ نظامی جهان بود که نه تنها پایان جنگ را تسریع کرد، بلکه برای نخستین بار نشان داد که سلاح هسته ای می تواند به ابزار تعیین کننده ای در سیاست بین الملل تبدیل شود. پس از آن، گفتمان مربوط به تولید، انباشت، انتقال و حتی تهدید به استفاده از این سلاح ها گسترش یافت و در دوران جنگ سرد، رقابتی فراگیر میان دو بلوک قدرت شکل گرفت. در این دوران، سلاح هسته ای نه فقط وسیله ای نظامی، بلکه نماد برتری، بازدارندگی، قدرت ملی و حتی هویت سیاسی کشورها شد. همزمان با گسترش این رقابت، در برخی جوامع اسلامی بحث هایی مطرح شد درباره اینکه آیا مفاهیم دینی می توانند پشتوانه ای برای کسب انواع قدرت دفاعی باشند یا نه. یکی از مهم ترین آیات مورد استناد، آیه ۶۰ سوره انفال است که مسلمانان را به فراهم سازی قدرت برای ایجاد رعب در دل دشمنان دعوت می کند. برخی صاحب نظران این مفهوم عام از قدرت را شامل هر نوع توان بازدارنده دانسته اند و کوشیده اند نسبت میان آن و سلاح های مدرن، از جمله سلاح هسته ای را بررسی کنند. این پژوهش نیز دقیقاً با همین هدف شکل گرفته است که روشن سازد آیا طبق مفاد این آیه شریفه و با توجه به اهداف دفاعی آن، می توان گفت تولید سلاح هسته ای واجب شرعی محسوب می شود یا خیر و آیا دایره شمول آیه، چنین ابزارهایی را در بر می گیرد یا نه؟ روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و داده های آن از منابع معتبر کتابخانه ای، از جمله تفاسیر قرآن کریم، آثار فقهی، تحلیل های امنیتی، مطالعات راهبردی و پژوهش های مربوط به نظریه بازدارندگی استخراج شده است. در گام نخست، تاریخچه ظهور سلاح های هسته ای، روند توسعه آنها و نقششان در شکل گیری دکترین های دفاعی بررسی شد تا روشن شود ویژگی های خاص این سلاح ها چه تأثیری بر محاسبات امنیتی داشته است. سپس مفهوم بازدارندگی در اندیشه نظامی، از منظر کلاسیک تا نظریه های جدید، تحلیل شد و رابطه آن با رقابت تسلیحاتی و واکنش های متقابل قدرت ها بررسی گردید. در مرحله بعد، به صورت منظم و روش مند آیه ۶۰ سوره انفال از منظر لغوی، تفسیری و فقهی بررسی شد و آرای فقیهان معاصر درباره دامنه وجوب آمادگی دفاعی تحلیل گردید. این بررسی شامل مطالعه میزان شمول مفهوم «قوّه» بر انواع ابزارهای دفاعی، معیارهای وجوب، نقش قطعیت یا عدم قطعیت در تحقق حکم و نحوه سنجش مصلحت در موضوعات نوپدید است. روش پژوهش بر پایه تحلیل مفهومی، استنباط اصولی، ارزیابی ادله نقلی و عقلی و سنجش نسبت میان احکام شرعی و مقتضیات امنیتی بوده است؛ بدین ترتیب تلاش شده است برداشت ها بر اساس مبانی اصول فقه و نه صرف برداشت حدسی یا سیاسی انجام شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که گرچه آیه ۶۰ سوره انفال مسلمانان را به کسب قدرت و آمادگی دفاعی توصیه می کند، اما این توصیه مطلق و بدون قید نیست. هدف اصلی آیه، ایجاد بازدارندگی واقعی در برابر دشمن است؛ بازدارندگی ای که بر اساس قطعیت یا دست کم اطمینان عقلایی باشد. در مطالعات صورت گرفته بر نظریه های بازدارندگی در روابط بین الملل، مشخص شد که بر خلاف تصور رایج، وجود سلاح هسته ای همیشه باعث کاهش احتمال جنگ یا تقویت بازدارندگی نشده است؛ زیرا افزایش قدرت یک طرف، معمولاً موجب افزایش قدرت طرف مقابل نیز شده و نتیجه آن، شکل گیری رقابت تسلیحاتی، تنش و بی ثباتی بوده است؛ بنابراین بازدارندگی ناشی از سلاح هسته ای نه تنها قطعی نیست؛ بلکه در بسیاری موارد نسبی، شکننده و وابسته به واکنش های متقابل است. همین عدم قطعیت، مانع از تعمیم حکم «وجوب» به چنین موضوعی می شود. از منظر اصول فقه نیز روشن شد که «وجوب» نیازمند دلیل قطعی است و ظنّ، گمان و احتمال برای اثبات آن کافی نیست. اگر احتمال بازدارندگی وجود داشته باشد، اما قطعیت حاصل نشود، نمی توان بر اساس آیه، حکمی الزام آور صادر کرد. پژوهش نشان می دهد که تنها در صورتی می توان ادعا کرد تولید سلاح هسته ای واجب است که به طور قطعی ثابت شود این تولید به طور مستقیم و بدون جایگزین، مانع تهاجم دشمن می شود. اما از آنجا که سلاح هسته ای همواره واکنش متقابل و رقابت ایجاد می کند، چنین قطعیتی در عمل دشوار و گاه ناممکن است؛ بنابراین بر اساس تحلیل های فقهی و امنیتی، احتمال بازدارندگی نمی تواند مبنای استنباط حکم وجوب باشد. پژوهش حاضر نشان داد که جایگاه س
۹۲۸.

چالش های امنیتی و برندسازی ملی در قطر: ظرفیت ها و سیاست ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۲۰۴
با توجه به محدودیت های جدی در حوزه قدرت سخت، توسعه قدرت نرم از جمله با برندسازی ملی به عنوان یکی از اولویت های کلیدی دولت های کوچکی مانند قطر محسوب می شود. پرسش این است که برندسازی ملی چه جایگاهی در سیاست خارجی و امنیت ملی قطر دارد؟ در این راستا ضمن اشاره به محدودیت ها و چالش های قطر به لحاظ ظرفیت های قدرت و امنیت ملی و همچنین ظرفیت های آن، به رویکرد کلان و سیاست های این کشور در حوزه برندسازی ملی پرداخته شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد رهبران قطر با تمرکز بر شش حوزه اصلی توانسته اند در حوزه برندسازی ملی موفقیت ها و دستاوردهای قابل توجهی را کسب نموده و از این طریق به ارتقای ظرفیت های قدرت و امنیت ملی این کشور کمک کنند. این حوزه ها عبارتند از: شبکه سازی سیاسی و میانجیگری در بحران ها؛ برندسازی رسانه ای با محوریت الجزیره؛ ظرفیت ها و کمک های اقتصادی به مثابه پشتوانه برندسازی؛ ظرفیت سازی و دیپلماسی فرهنگی؛ توسعه ظرفیت ها و دیپلماسی ورزشی و تقویت و ارتقای حوزه گردشگری. این مقاله به عنوان پژوهشی توصیفی- تبیینی از الگوی مفهومی شش وجهی آنهولت برای تبیین برندسازی ملی بهره برده است.
۹۲۹.

واکاوی جنگ روسیه و اوکراین بر پایه الگوی تعینات ساختاری نظام بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۹
علل و آثار اقدام نظامی روسیه علیه اوکراین از دغدغه های مهم محافل علمی در سالهای اخیر بوده است. تاثیرات جنگ اوکراین بر آینده نظام بین الملل موضوع آثار متعددی بوده است اما نقش این نظام بر وقوع این جنگ کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. پرسش اصلی مقاله این است که الگوی تعینات نظام بین الملل چگونه در وقوع جنگ روسیه-اوکراین موثر بوده است. با تکیه بر چارچوب نظری رئالیسم تهاجمی-ساختاری و سطح تحلیل کلان، این فرضیه طرح شده که جنگ علیه اوکراین ناشی از الگوی تعینات ساختاری نظام بین الملل بر تعاملات اوکراین و روسیه بوده است. واکاوی تاریخی تحولات مربوط به رابطه مسکو-کی یف از زمان استقلال اوکراین تا آغاز جنگ، با استفاده از روش تاریخی-تحلیلی، نشان می دهد که نظام بین الملل از طریق تعینات ساختاری، منجر به بحران فزاینده در روابط دو کشور شده است. الگوی تعینات ساختاری نظام بین الملل با فشارهایی چون خلع سلاح هسته ای اوکراین(معاهده بوداپست)، انقلاب نارنجی، انقلاب یورومیدان، تقابل اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای مشترک المنافع و همچنین طرح عضویت اوکراین در ناتو، منجر به شکاف فزاینده بین غرب گرایان و روس گرایان در اوکراین، تهییج مسکو در اقدام به رفتار تهاجمی، قراردادن دو کشور در برابر هم و نهایتاً سوق دادن مسکو به جنگ تمام عیار علیه اوکراین شده است.
۹۳۰.

رمان و صلح جهانی: یاری گری های یک ژانر ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۲۶
کانت در رساله مشهورش با عنوان صلح جاویدان، بر این باور بود تا صلح در سطح جهانی به هدفی دست یافتنی مبدل نشود، نه تنها کار بشر رو به سامان نمی گذارد بلکه حتی اخلاق و حقوق بشری تحقق کامل نخواهد یافت؛ با این همه، خود کانت و بسیاری دیگر از فیلسوفان بعد از او، باور داشتند که چنین خواست و آرزوی بلندی به سادگی شدنی نیست و راه بسیار صعب و دشواری در پیش است. وانگهی، به زعم بسیاری، صلح جهانی صرفا شکل گیری ترتیبات و نهادهای اجتماعی یا سیاسی نیست، بلکه بیشتر از اینها، نوعی فرهنگ و شیوه زیست و شیوه نگرش به مسائل و مشکلات جهانی است؛ در واقع نوعی هستی شناسی به انسان و مسائل آن است. به این معنا، صلح بیش از هر چیز دیگری از فرهنگ و هنر تغذیه می کند. و البته فرهنگ و هنر شبیه همان تلاش های گام به گامی هستند که در زمانی بلند و دراز می توان تاثیرات آنها را دید.سوال پژوهش حاضر این است که رمان به عنوان یکی از ژانرهای ادبی چه کمکی می تواند به شکل گیری و تداوم ذهنیت صلح به طور کلی، و صلح جهانی به طور خاص، انجام دهد؟ در پاسخ باید گفت که رمان به دلیل ویژگی هایش اساسا ژانر ادبی صلح است. با استفاده از نظریه ادبی میخائیل باختین، تلاش می کنیم تا نشان دهیم که رمان به مثابه یک ژانر، در ذات خودش، گفتگویی، گشوده، باز، همدلانه، دیگرپذیر.... است؛ روش این پژوهش توصیفی و تبیینی است.
۹۳۱.

تأثیر مأموریت های دوردست نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر وزن ژئوپلیتیکی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف : مأموریت های دوردست نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از اساسی ترین ابزار اعمال قدرت و اراده کشور در مناطق مختلف جغرافیایی تلقی می گردد؛ بنابراین نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با اجرای مأموریت های دوردست و حضور مستمر در آب های آزاد و بندرهای کشورهای مناطق مختلف ژئوپلیتیکی به این مهم جامعه عمل پوشانده است. هدف این تحقیق بررسی تأثیر مأموریت های دوردست نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر وزن ژئوپلیتیکی ایران است. روش ها: در این مقاله کاربردی از روش توصیفی- تحلیلی با رویکرد آمیخته استفاده شده است. داده های این تحقیق به دو روش میدانی و کتابخانه ای جمع آوری شده و جامعه آماری تعداد 50 نفر از خبرگان مرتبط با موضوع هستند و با بهره گیری از نرم افزار اسمارت پی ال اس تجزیه وتحلیل داده ها انجام گرفت. یافته ها: پس از تجزیه وتحلیل داده های حاصل از پرسشنامه و تحلیل کیفی داده مشخص گردید که مأموریت های دوردست نیروی دریایی با دو بعد حضور در بندرهای خارجی و حضور در دریاهای آزاد و اقیانوس ها بر وزن ژئوپلیتیکی ایران تأثیر دارد. نتیجه گیری : نتایج این تحقیق نشان می دهد که مأموریت های دوردست نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران تأثیر زیادی بر وزن ژئوپلیتیکی ایران دارد
۹۳۲.

نقش قدرت سیاسی در نظام تفسیری کلیسای ارتدوکس روسیه: جنگ اوکراین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۱۵
جنگ روسیه در اوکراین، جنگی ترکیبی است. در این چارچوب، یکی از مهم ترین ابعاد و زوایای این جنگ نقش مذهب و کلیسای ارتدوکس روسیه در پیشبرد هدف های این جنگ است. در این نوشتار با هدف بررسی این موضوع به این پرسش پاسخ می دهیم که نقش مذهب و جایگاه کلیسای ارتدوکس روسیه در پیشبرد جنگ روسیه در اوکراین چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهد دستگاه استنباطی کلیسای ارتدوکس روسیه، در چارچوب الزام های ساخت قدرت مستقر برای پیشبرد این جنگ پشتوانه های ایدئولوژیک و مذهبی فراهم می کند که نمود آن را دست کم در این محورها به روشنی می بینیم: معرفی مفهوم سیاسی فرهنگی جهان روسی به عنوان روس مقدس، خروج از سنت صلح طلبی مسیحی و تأکید بر ادامه جنگ تا رسیدن به پیروزی تاریخی بر دشمنان متافیزیکی روسیه مقدس، پذیرش جنگ اوکراین به عنوان جنگ مقدس و نبرد برای برقرای عدالت، تشویق به فداکاری و تقدیس کشته های جنگ، غیریت سازی و دشمن انگاری تمدن غربی در بافتار نبرد متافیزیکی که در اوکراین تبلور یافته است. چارچوب نظری که از یافته های نوشتار پشتیبانی می کند نظریه دانش و قدرت فوکو است که بر اساس آن گفتمان های سیاسی تنها به آن نوع از دانش و نظام آگاهی اجازه پیدایش می دهند که مشروعیت بخش خواسته های ساخت قدرت باشد. روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی (از نوع تحلیل ساختاری) است.
۹۳۳.

بررسی رویه و بازشناسی اهداف ایالات متحده ی آمریکا در تدوین، پذیرش و عدم عضویت در معاهدات بین المللی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۵
ایالات متحده آمریکا به عنوان یکی از قدرت های برتر نظام بین الملل، نقش برجسته ای در شکل دهی و هدایت بسیاری از معاهدات و سازمان های بین المللی دارد. تجربه تاریخی قرن بیستم و بیست ویکم نشان داده است که این کشور معمولاً در مراحل اولیه تدوین و پیشبرد معاهدات کلیدی، نقش فعال و حتی بنیان گذار را ایفا می کند، اما در ادامه، یا عضویت در آن ها را نپذیرفته، یا به عضویتی مشروط و محدود رضایت داده، یا حتی از آن ها خارج شده است. این رویکرد، پرسش های بنیادینی را درباره اهداف واقعی آمریکا در صحنه بین الملل، میزان پایبندی آن به قواعد حقوق بین الملل، و تأثیر چنین سیاست هایی بر اصل برابری و منافع جمعی جامعه جهانی مطرح می کند. مسئله اصلی این تحقیق آن است که آیا این کشور، در پس ظاهر همکاری جویانه و قانون مدار، در واقع به دنبال بهره برداری یک جانبه از تعهدات دیگران و گریز هدفمند از تعهدات خود بوده است؟ و اگر چنین است، چه سازوکارهایی را برای تحقق این هدف به کار گرفته و چه پیامدهایی برای نظام حقوقی بین الملل به همراه داشته است؟ هدف اصلی این پژوهش، شناسایی رویه های ایالات متحده در حوزه تدوین، پذیرش و عدم عضویت در معاهدات بین المللی، و تحلیل اهداف پشت پرده این رفتارهاست. این تحقیق تلاش می کند با مطالعه نمونه های برجسته- از جمله پیمان جامعه ملل، منشور ملل متحد، و اساسنامه دیوان بین المللی کیفری- تصویری روشن از الگوی رفتاری آمریکا ارائه دهد. هم چنین به دنبال آن است که پیوند میان این الگو و راهبردهای کلان ملی آمریکا را نشان داده، و تأثیر این رفتار خاص گرایانه بر حقوق بین الملل و منافع جهانی را تحلیل کند. به طور خاص، پژوهش می کوشد پاسخ دهد که اولاً آیا در سیاست خارجی آمریکا، تدوین معاهدات ابزاری برای محدودکردن دیگران بدون پذیرش محدودیت برای خود محسوب می شود، و ثانیاً در برابر چنین الگوهایی، چه تدابیر یا سیاست هایی از سوی دیگر کشورها می تواند مناسب باشد. روش این پژوهش، توصیفی تحلیلی با رویکرد تاریخی اسنادی است. داده ها از منابع کتابخانه ای، اسناد تاریخی، تحلیل های حقوق دانان بین المللی و بیانیه های رسمی سیاستمداران گردآوری شده است. مطالعه، هم بر بررسی تطبیقی اسناد و رویدادهای تاریخی (مانند روند تشکیل جامعه ملل یا مذاکرات منشور ملل متحد) متمرکز است و هم به تحلیل محتوای مواضع و اظهارنظرهای رسمی آمریکا می پردازد تا پیوستگی رفتاری و اهداف راهبردی شناسایی شود. در این مسیر، رویکرد استقرایی از مطالعه موردی به نتیجه گیری کلی- و نیز روش تحلیل منطقی برای تبیین رابطه میان کنش های اعلامی و رفتارهای واقعی آمریکا به کار گرفته شده است. بررسی مورد جامعه ملل نشان می دهد که ایالات متحده، علی رغم نقش محوری در طرح ایده و تدوین میثاق آن، نهایتاً به بهانه های حقوقی نظیر ناسازگاری ماده دفاع دسته جمعی با قانون اساسی، از عضویت رسمی خودداری کرد. شواهد تاریخی حاکی از آن است که بخشی از این مخالفت ها نه از دغدغه های حقوقی اصیل، بلکه از رقابت های حزبی داخلی و انگیزه محدودکردن سایر کشورها بدون محدودیت متقابل نشأت گرفت. نتیجه این رفتار، ایجاد تعهدات الزام آور برای دیگر کشورها در خلع سلاح و همکاری امنیتی، در حالی بود که آمریکا از این تعهدات آزاد ماند و نفوذ غیرمستقیم خود را بر تصمیمات جامعه حفظ کرد. در مورد سازمان ملل متحد نیز، آمریکا با پذیرش حق وتو به همراه چهار قدرت دیگر، عملاً امکان بی اثرکردن هر تصمیم مغایر با منافع خود را تثبیت کرد. در عین حال، پیشنهاد «قطعنامه اتحاد برای صلح» را مطرح نمود تا در شرایطی که وتوی دیگران به ضررش باشد، بتواند مسیر دیگری برای تأمین منافع خویش بیابد. این رفتار دوگانه نشان می دهد که حتی سازوکارهایی که در ظاهر برای تقویت کارآمدی سازمان ارائه می شود، در عمل می تواند در خدمت منافع یک قدرت خاص باشد. مطالعه موردی اساسنامه دیوان بین المللی کیفری نمونه دیگری از این الگو را نشان می دهد: آمریکا در فرایند تدوین اساسنامه نقش فعال ایفا کرد و در ابتدا آن را امضا نمود تا بر شکل گیری مواد و سازوکارهای دیوان اثر بگذارد، اما سپس نه تنها از ارسال آن به سنا خودداری کرد، بلکه امضای خود را رسماً پس گرفت و از عضویت در دیوان سرباز زد. این اقدام به روشنی حاکی از استفاده ابزاری از فرآیند تدوین برای شکل دهی به نهاد بین المللی، بدون پذیرش تعهدات آن، است. تحلیل تطبیقی این سه نمونه نشان می دهد که یک خط مشی ثابت در سیاست خارجی و حقوقی آمریکا وجود دارد: ترغیب دیگر کشورها به پذیرش محدودیت های الزام آور، بهره گیری از فضای متعهد بودن آنان برای پیشبرد منافع ملی، و اجتناب هدفمند از هر تعهدی که توان مانور و برتری راهبردی این کشور را محدود کند. این رویکرد در قالب نوعی «خاص گرایی حقوقی» ظاهر می شود که در آن قدرت های بزرگ، به ویژه آمریکا، قواعد را نه به عنوان اصولی عام و برابر، بلکه به مثابه ابزارهایی انعطاف پذیر برای تحقق منافع خود تفسیر و اجرا می کنند. در نهایت، یافته ها نشان می دهد که چنین رویه ای، علاوه بر تضعیف اعتماد به نهادها و معاهدات بین المللی، می تواند باعث گسترش بدبینی و کاهش انگیزه کشورهای ضعیف تر برای پایبندی به تعهدات بین المللی گردد. این امر، کارایی حقوق بین الملل را به عنوان سازوکار تنظیم کننده رفتار بین المللی، به شدت کاهش می دهد. پژوهش استدلال می کند که تنها از طریق آگاهی بخشی، ایجاد جبهه های متحد میان کشورهای متضرر، و اصرار بر سازوکارهای نظارتی بی طرفانه می توان از پیامدهای منفی این الگو کاست و مانع تثبیت بیش تر رژیم های خاص گرایانه در حقوق بین الملل شد.
۹۳۴.

آسیب شناسی سیاست گذاری دیپلماسی اقتصادی ایران؛ موانع و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۸۱
دیپلماسی اقتصادی یکی از مهمترین ابزارها در خدمت سیاست خارجی یک کشور است که می تواند منجر به شکوفایی اقتصادی و افزایش قدرت و نفوذ یک کشور در عرصه جهانی و منطقه ای شود. بررسی شاخص های دیپلماسی اقتصادی مشتمل بر صادرات، واردات و سرمایه گذاری خارجی در یک دهه اخیر نشان می دهد که شرایط در این زمینه پر نوسان بوده است. تداوم این وضعیت، ضمن کاسته شده از قدرت منطقه ای و اثرگذاری ایران، باعث کاهش روندهای منجر به شکوفایی اقتصادی در داخل کشور می شود؛ در نتیجه آسیب شناسی سیاست گذاری دیپلماسی اقتصادی به منظور برون رفت از وضعیت فعلی ضروری است. بر این اساس، این پرسش اساسی مطرح می گردد که مهمترین آسیب های سیاستی متوجه دیپلماسی اقتصادی ایران در یک دهه اخیر چیست؟ پاسخ موقت به این پرسش بدین شرح است: عدم اهتمام جدی نسبت به موضوع رفع و خنثی سازی تحریم ها، فقدان استراتژی کلان مبتنی بر وابستگی متقابل با اقتصاد جهانی به ویژه با همسایگان و فقدان راهبرد عملیاتی مدون مبتنی بر استفاده از فرصت های تجاری مهمترین آسیب ها در عرصه سیاستگذاری دیپلماسی اقتصادی ایران است. روش پژوهش در این مقاله به صورت توصیفی - تحلیلی می باشد و برای گردآوردی داده ها از منابع کتابخانه ای و اینترنتی استفاده شده است. بر اساس یافته های این پژوهش علاوه بر ضرورت رفع آسیب های ذکرشده، پیوستن به سازمان تجارت جهانی، حضور موثر بخش خصوصی در سیاست گذاری های تجاری، مقابله با ایران هراسی و برندسازی محصولات ایرانی، اصلاح قوانین به منظور تسهیل روابط تجاری، وجود فرماندهی واحد اقتصادی در امر تجارت و ارتقا کمی و کیفی رایزنان بازرگانی به عنوان راهکارهای فرعی مدنظر است.
۹۳۵.

بررسی فرهنگ سیاسی حزب عدالت و توسعه (AKP) ترکیه (قبل و بعد از انتخابات سال 2019)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۴
بعد از پیروزی های متعدد در انتخابات های گذشته، حزب عدالت و توسعه انتخابات را در برخی شهرهای بزرگ ترکیه به احزاب رقیب واگذار کرد. هدف این پژوهش که با روش میدانی انجام یافته است، مشخص ساختن تغییرات فرهنگ سیاسی حاکم بر حزب عدالت و توسعه در دوره قبل و بعد از انتخابات سال 2019 می باشد. هم چنین پژوهش حاضر بدنبال یافتن پاسخ به این پرسش است که آیا حزب عدالت و توسعه به عنوان حزب حاکم، دارای فرهنگ سیاسی فراگیر و ایدئولوژیک می باشد یا خیر؟ نتایج پژوهش نشان می دهد حزب حاکم به عنوان حزب اسلام گرای معتدل، یک حزب حاکم فراگیر و ایدئولوژیک می باشد و در قبل و بعد از انتخابات سال 2019، در شاخص هایی مانند بازسازی هویت ملی و اسلامی، عملکرد نهادهای آموزشی، تعامل با اقلیت های قومی و مذهبی و احزاب مخالف، برخی سیاست های متفاوت از قبل از انتخابات سال 2019 را در پیش گرفته است. بر اساس جدول فراوانی و نمودار ستونی فوق از کل 208 اشاره مستقیم و غیر مستقیم اعضای اصلی حزب عدالت و توسعه ترکیه (رجب طیب اردوغان، بن علی ییلدیریم، مولود چاووش اوغلو و سلیمان سویلو) به مولفه های فراگیر 136 مورد معادل 65.4 درصد قبل از انتخابات 2019 و 72 مورد معادل 34.6 درصد بعد از انتخابات 2019 است. بر اساس جدول فراوانی و نمودار ستونی فوق از کل 174 اشاره مستقیم و غیر مستقیم اعضای اصلی حزب عدالت و توسعه ترکیه به مولفه های ایدئولوژیک 84 مورد معادل 48.3 درصد قبل از انتخابات 2019 و 90 مورد معادل 51.7 درصد بعد از انتخابات 2019 است.
۹۳۶.

شناسایی و تحلیل نقش آفرینی سلبریتی ها در توسعه سیاسی ایران (1398- 1402)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۵۲
با گسترش شبکه های اجتماعی، سلبریتی ها به عنوان گروه مرجع جدید اقدام به انعکاس دغدغه های مختلف مردم از طریق رسانه های مذکور نمودند. همین قضیه منجر به تاثیرگذاری این قشر از جامعه در فرایند توسعه سیاسی می گردد و موانعی را در این عرصه به وجود می آورد. پرسش این است که سلبریتی ها چه نقش و جایگاهی در توسعه سیاسی ایران داشته اند؟ فرضیه این است که با توجه به مرجعیت چهره ها و سلبریتی زدگی سیاست در جمهوری اسلامی، این گروه می تواند موانعی جدی در روند توسعه سیاسی به وجود آورد. این مقاله با بهره گیری از رویکرد نشانه شناسی، پست ها و استوری های سلبریتی ها که به صورت هدفمتد در سکوی اینستاگرام انتخاب شده اند را برای نشان دادن تضعیف روند توسعه سیاسی به دلیل نقش آفرینی سلبریتی ها در سیاست ناشی از مرجعیت یافتن آنان در جامعه مورد خوانش قرار داده و با به کارگیری روش کیفی از نوع تحلیل محتوا کیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای، اثرات مداخله ستاره ها در روند فرسایش توسعه سیاسی مورد واکاوی قرار گرفته است. هدف این پژوهش نیز نشان دادن نقش سلبریتی ها در تضعیف فرآیند توسعه سیاسی و سلبریتی زدگی سیاست می باشد که مداخلات آنها در آینده منجر به نتایجی خواهد شد که روند توسعه سیاسی را مختل خواهد نمود.
۹۳۷.

واکاوی مسئله «تصویر» در روابط چین - آفریقا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۴۴
برخی از پژوهش های انتقادی اخیر از وضعیت رقابت های بین المللی در آفریقا، از نفوذ چین در کشورها و جوامع آفریقایی و همکاری آنها با نخبگان ملی و محلی آفریقا ابراز نگرانی کرده اند. برخی نخبگان فکری و عملی آفریقایی اما با اشاره به تأثیر اقدامات زیرساختی چین در آفریقا، این حضور را مؤثر و مفید دانسته اند. بر اساس این تفاوت تصویر از تعامل دو طرف، تصاویر برخاسته از روابط چین با آفریقا را می توان شامل دسته بندی های: 1. تصاویر آفریقایی درخصوص چین از منظر جهانی؛ 2. تصاویر آفریقایی درباره چین از منظر چندجانبه؛ 3. تصاویر آفریقایی درباره چین از منظر دوجانبه، دانست. عده ای ضمن صحه گذاشتن بر بخشی از حس تهدید، معتقدند نگرانی از حضور چین در آفریقا بیشتر از آنکه معطوف به دل نگرانی از منافع آفریقا باشد، به جهت به خطرافتادن منافع غرب است. با توجه به مطالب فوق، پرسش کلیدی پژوهش حاضر این است که بنیان های مسئله محور شدن تصویر در روابط چین آفریقا، از منظر ذی نفعان دو طرف چیست؟ فرضیه پژوهش حاضر این است که مساله تصویر چین در آفریقا و آفریقا در چین، صرفاً به رقابت های چین با قدرت های بزرگ محدود نمی شود؛ بلکه عاملیت تجربی کشورهای آفریقایی در این میان تعیین کننده است و برخلاف برخی تصویرسازی ها که آنها را بازیگرانی منفعل می دانند، این کشورها به دنبال متنوع سازی شرکای بین المللی خود هستند و این اقدام زمینه رقابت برای ایجاد تصویر مثبت از خود و منفی از چین را ایجاد می کند.در این مقاله از روش شناسی کیفی و تحلیل توصیفی تفسیری بهره گرفته شده است.
۹۳۸.

امنیت و سیاست چین در برابر طالبان: تحول در رویکردها پس از اوت 2021(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۹
با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در اوت 2021 طالبان به قدرت رسید. بسیاری از کشورها به دلیل تحقق نیافتن وعده های حقوق بشری و تشکیل دولت فراگیر، از شناسایی حکومت طالبان خودداری کردند. با وجود این، چین پیش و پس از اوت 2021 با طالبان روابط رسمی و رو به افزایشی داشته است. با توجه به اهمیت اصل مداخله نکردن و راهبرد اقتصادمحور در سیاست خارجی چین، دیدگاه غالب بر منافع اقتصادی چین و بهره برداری از ذخایر طبیعی افغانستان در چارچوب طرح یک کمربند و یک راه تأکید دارد. با بررسی روابط متغیر چین و افغانستان در ده های گذشته، به نظر می رسد منافع چین در دوره کنونی فراتر از سود اقتصادی است. در این نوشتار با رویکرد واقع گرایی تدافعی تحلیل می کنیم که مهم ترین عامل در سیاست خارجی چین، نگرانی های امنیتی است. پرسش این است که کدام عامل بر شیوه تعامل چین با طالبان بیشترین تأثیر را داشته است؟ فرضیه این است که توانایی طالبان در مهار گروه های جدایی طلب و تروریستی که امنیت ملی چین را تهدید می کنند، مهم ترین عامل مؤثر است. این نوشتار با روش ردیابی فرایند نشان می دهد که از دوره جنگ سرد تاکنون چین همواره در افغانستان ملاحظه های امنیتی داشته و با خروج آمریکا از افغانستان در سال 2021، مسئولیت حفظ ثبات و امنیت در افغانستان برای چین افزایش یافته است. در نتیجه، چین با رویکردی واقع گرایانه و تدافعی، به دنبال حفظ امنیت ملی خود از راه تعامل هوشمندانه با طالبان است، به گونه ای که اقتصاد ابزاری برای تحقق هدف های امنیتی شده است.
۹۳۹.

ایدئولوژی و ژئوکالچر سلفیسم، تهدید وجودی علیه ایران: مختصات نظری – میدانی، تهدیدات و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۹
سلفیسم رادیکال- جهادی که به منزله «ایدئولوژیِ خشونت و ترور» در بافت جامعه شناختی ویژه ای با نوعی «اقبال توده ای» مواجه می شود، در ترکیب با ژئوپولتیک ویژه خاورمیانه توانایی کنشگری جمعی برای گروه های غیردولتی تروریستی فراهم می کند. ایران به دلیل موقعیت فرهنگی پیشران نیروی ژئوکالچرال شیعی در خاورمیانه (زمینه ساز تصادم با نیروی ژئوکالچرال سنی پیرامون) و تنوع مذهبی در جغرافیای خاص تهدیدآمیز (مرزنشینی اهل سنت در همسایگی کشورهای سنی نشین) آسیب پذیری خاصی در برابر این پدیده دارد. پرسش این است که سلفیسم جهادی چه تهدیداتی و با چه سازوکاری برای امنیت ملی ایران می تواند درپی داشته باشد؟ فرضیه پژوهش این است که سلفیسم جهادی به مثابه یک نیروی ژئوکالچرال ضد شیعی/ ضد ایرانی می تواند از طریق ایجاد بی ثباتی در محیط پیرامونی و مرزهای کشور، و بسیج و رادیکالیزه کردنِ اجتماع اهل سنت داخلی، تأثیر منفی بر منافع و امنیت ملی ایران نهد. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد ارائه تحلیلی کاربردی از تهدیدات سلفیسم جهادی علیه ایران و چگونگی مواجهه با آن در سیاست خارجی و داخلی می باشد. این تحلیل با تأکید بر تنیدگی نظریه و عمل صورت می گیرد و متقابلا راه حل ها ناظر به ابعاد نظری و عملی خواهند بود. بدین منظور، داده های گردآوری شده از منابع کتابخانه ای در یک قالب تحلیلی متشکل از دو لایه ی مکمل، یعنی تحلیل «در زمانی و همزمانی»، به کار گرفته می شود؛ بدین صورت که در ابتدا با استفاده از تکنیک تحلیل روند به توضیح «روندپژوهانه» ی شکل گیری و تداوم تاریخی تهدیدات ژئوکالچرال علیه ایران می پردازد. سپس با تمرکز بر مختصات نظریِ «ایدئولوژی شناسانه» ، تبیینی از چگونگی تهدیدزاییِ سلفیسم جهادی به عنوانمخاطره برانگیزترین نیروی ژئوکالچرال امروزی در قبال ایران به دست می دهد. کوتاه آنکه، پژوهش پیش ِرو به گونه ای سیستماتیک و روشمند روایتی از نسبت سلفیسم جهادی با ایران تحت عنوان «ایدئولوژی و ژئوپولیتیکِ تهدید» ارائه می دهد.
۹۴۰.

بررسی جنبش مزدکیه در چارچوب الگوی کیهان شناسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۹۴
جنبش مزدکیه، یکی از پدیده های مهم و مناقشه برانگیز تاریخ ایران عصر ساسانی است که هم از منظر اجتماعی و اقتصادی و هم از جهت مشروعیت زدایی از نظم کیهان شناختی زرتشتی، نقشی اساسی در تحولات آن دوره ایفا کرده است. این مقاله با رویکردی انتقادی و تحلیلی، می پرسد در بستر کیهان شناسی ایرانی، چه نقدی بر آموزه های مزدکیه وارد است؟ در پاسخ، نشان داده می شود که اندیشه های وی و پیروانش در تقابل بنیادین با مفاهیمی چون «اشه» (نظم کیهانی) و «فرّه کیانی» قرار داشته اند. مزدک با ترویج ایده هایی چون اشتراک اموال و زنان، ساختار خانواده، مالکیت و نظام طبقاتی را تضعیف و نظم اجتماعی و دینی زمانه را با چالش جدی مواجه کرد. اگرچه در نگاه نخست، آموزه های مزدک در حمایت از محرومان و توده های فرودست تفسیر می شود، اما در عمل، این جنبش به فروپاشی هنجارهای دیرپای جامعه، بی ثباتی سیاسی و اخلاقی، و تضعیف نهادهای مشروعیت بخش منجر شد. جنبش مزدکیه نه صرفاً خواهان عدالت اقتصادی، بلکه تجدیدنظر رادیکال در بنیان های دینی و فلسفی جامعه ایرانی بود. آموزه های او وحدت معنوی جامعه، ساختار سلسله مراتبی قدرت و مرزهای اخلاقی سنتی را درهم شکست. سرکوب شدید این جنبش توسط خسرو انوشیروان، نه فقط اقدامی سیاسی، بلکه در چارچوب کیهان شناسی ایرانی، تلاشی برای بازگرداندن نظم مقدس و حفظ کیان دولت ساسانی تلقی شد. واکاوی اسناد تاریخی و تحلیل نگرش اندیشمندان متأخر نشان می دهد که بسیاری از مخالفت ها با مزدک، نه از سر تعصب طبقاتی، بلکه در دفاع از انسجام اجتماعی، تقدس نهاد خانواده و تداوم مشروعیت دینی-سیاسی صورت گرفت. مقاله حاضر با عبور از خوانش های ساده انگارانه، تصویری واقع بینانه و چندلایه از ماهیت، انگیزه ها و پیامدهای جنبش مزدکیه ارائه می دهد و نشان می دهد چرا آموزه های مزدک در چشم نظام ساسانی نه اصلاح طلبانه، بلکه نوعی هرج ومرج تلقی شد و سرنوشتی سخت برای او و پیروانش رقم زد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان