فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۲۰۱ تا ۵٬۲۲۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
همکاری نظامی ابزاری برای تأمین منافع ملی است. تجارت اسلحه به تشدید یا مهار اقدام های تهاجمی یا تدافعی، ثبات منطقه ای یا برهم زدن آن کمک می کند. بعد از فروپاشی اتحاد شوروی، روسیه کوشید به بازار تسلیحات نظامی در سطح منطقه و جهان بازگردد تا رقابت خود را با تسلیحات پیشرفته ایالات متحد آمریکا حفظ کند. با شروع بهار عربی در سال 2011 و به ویژه مداخله روسیه در بحران سوریه از سال 2015، فروش تسلیحات پیشرفته روسی در این منطقه افزایش یافته است. در این نوشتار با بهره گیری از نظریه معمای امنیتی و روش پژوهش کیفی، به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که با صادرات تسلیحات روسی به کشورهای منطقه غرب آسیا، چشم انداز امنیتی در این منطقه چگونه خواهد بود؟ در شرایط حاضر ملاحظات ژئوپلیتیکی و مزایای نسبی از درآمد فروش این تسلیحات از انگیزه های روسیه برای حضور در این بازار بزرگ است. با وجود رقیب قدرتمندی همچون ایالات متحد بازار صادرات تسلیحات در این منطقه پرآشوب، پیچیده خواهد شد. فرضیه این است که روسیه با فروش تسلیحات خود به کشورهای غرب آسیا، مناسب با شرایط زمانی و مکانی، موجب کاهش یا افزایش معمای امنیتی بین کشورهای این منطقه شده است. یافته ها نشان می دهد فروش تسلیحات روسیه به ایران می تواند سبب شکل گیری معمای امنیتی بین این کشور و اسرائیل شود. در مورد سوریه و عراق نیز می تواند به مبارزه آن ها علیه تروریسم کمک کند و ثبات ساز شناخته شود. همچنین تا زمانی که فروش تسلیحاتی روسیه به مصر توزان قوا بین مصر و اسرائیل را برهم نزند، معمای امنیتی بین مصر و اسرائیل شکل نخواهد گرفت.
سناریوهای محتمل عملیات روانی علیه سرمایه های انسانی آجا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ششم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۲
131 - 156
حوزههای تخصصی:
فرماندهی معظم و معزز کل قوا <sup>(مدظله العالی)</sup> برنامه های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه نموده اند اول: جنگ روانی، دوم: جنگ اقتصادی و سوم: مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی؛ بر همین اساس هدف این مطالعه تدوین سناریوهای محتمل عملیات روانی دشمن علیه سرمایه های انسانی آجا می باشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر روش جزء تحقیقات اکتشافی آینده پژوهانه است که به روش سناریونویسی انجام شده است. در این پژوهش با استفاده از مرور ادبیات و جلسات خبرگی، داده های اولیه گردآوری شده اند. با بهره گیری از خبرگی صاحب نظران از میان انبوهی از عوامل و پیشران های مؤثر بر عملیات روانی علیه آجا؛ شناسایی و چارچوب سناریوها تبیین شده است. جامعه آماری تحقیق یک گروه راهبری به استعداد 10 نفر و یک گروه کارشناسی به استعداد 6 نفر در تدوین سناریوها همکاری نموده اند. با استفاده از چارچوب الگوی پیتر شوارتز و روش های کمی سازی رولاند برگر، بر اساس رتبه بندی عوامل کلیدی و پیشران های شناسایی شده بر اساس اهمیت و عدم قطعیت توسط خبرگان در نهایت دو عامل انسجام میان ارتش و نیروهای مسلح (ستاد کل، سپاه، ناجا و وزارت دفاع)، ایجاد خلل و تردید در باورهای دینی، انقلابی و ملی (هویت زدایی) رتبه بالاتری به دست آوردند که با قرارگیری در محورهای یک ماتریس، مبنای شکل گیری چهار سناریو با عناوین؛ تفرقه افکنی، شکست اراده، جذب و استحاله و فریب و فتنه گردید.
جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در نگرش اندیشمندان دفاعی و امنیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله سعی دارد ضمن بررسی علل وقوع جنگ ها به خصوص جنگ ایران و عراق، به بررسی دیدگاه های تحلیل گران دفاعی و امنیتی پیرامون دفاع مقدس، بپردازد. از این رو با توجه به ماهیت عنوان و همچنین در مسیر پاسخگویی به پرسش مقاله، در این تحقیق از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. این مقاله از نظر نوع تحقیق در دسته پژوهش های نظری – کاربردی قرار دارد. روش و ابزار گردآوری اطلاعات و داده ها نیز به شیوه کتابخانه ای – اسنادی، رجوع به سخنرانی ها و فرمایشات امام (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و منابع اینترنتی می باشد. با تجزیه و تحلیل داده ها می توان به سؤال اصلی مقاله که همان «نگرش و دیدگاه اندیشمندان دفاعی و امنیتی پیرامون جنگ تحمیلی عراق علیه ایران چیست؟» است، پاسخ داد. در پاسخ به این سؤال باید گفت که: عامل اصلی برپایی جنگ بین ایران و عراق جدال دو ابرقدرت بزرگ به نام غرب و شرق بودن. این قدرت ها انقلاب نوپای جمهوری اسلامی ایران را به عنوان تهدیدی بزرگ برای اهداف خود قلمداد می کردند. لذا به واسطه عراق وارد جنگ با ایران شدند. نتایج تحقیق که با جمع بندی دیدگاه های مختلف به خصوص دیدگاه های امامین انقلاب اسلامی درباره دفاع مقدس احصاء شده است بیانگر آن است که نقطه اشتراک تمامی نظریه های پیرامون جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، تأکید بر تغییر وضعیت پیامدها به عنوان بستر اصلی وقوع جنگ و تحریک اختلافات مرزی در پی خلأ قدرت و تلاش عراق برای جبران آن و از همه مهم تر نقش دو ابرقدرت غرب و شرق بوده است.
راهکارهای همگرایی در روابط سیاسی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال هجدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۶
۱۶۶-۱۴۵
حوزههای تخصصی:
رابطه ایران و آذربایجان، فراز و نشیب های گوناگونی را تجربه کرده است، دوره ای به همگرایی نزدیک شده و دوره ای نیز واگرا بوده است، در چنین فضایی، گفتمان های متفاوت در کشور آذربایجان شکل گرفته که باعث ایجاد محیط مستعدی برای رشد گروه های ضد جمهوری اسلامی ایران شده است همین امر باعث ایجاد فضای غبارآلود بین این دو کشور شده است، حال چه راهکارهایی در راستای همگرایی در روابط سیاسی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان وجود دارد؟ در این سپهر، مقاله حاضر با تحلیل و تبیین عوامل و موانع همگرایی بین دو کشور تلاش کرده با بهره گیری از چارچوب نظری همگرایی با روش کتابخانه ای و میدانی، راهکارهایی برای همگرایی در روابط سیاسی دو کشور ارائه کند در نهایت در حوزه سیاسی راهکاره های تأسیس کمیته مشترک سیاسی، تأسیس مجمع سیاسی اکو، پیمان امنیتی، حمایت از تمامیت ارضی یکدیگر، ایجاد تعادل میان کشور آذربایجان و ارمنستان با حفظ رویکرد مثبت آذربایجان به ایران و خنثی کردن عملکرد ترکیه، عربستان و اسرائیل در آذربایجان را ارائه کرده است.
واکاوی تحریم های یکجانبه اقتصادی در حقوق بین الملل: مطالعه موردی ایالات متحده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
53 - 75
حوزههای تخصصی:
برخی از کشورهای قدرتمند به ویژه ایالات متحده تحریم هایی را به صورت یک جانبه علیه سایر کشورها اعمال می کنند که امروزه به اقدامی معمول در سیاست خارجی آنان تبدیل شده است. مسئله این است که اساساً این تحریم ها بنا به دلایل و توجیهاتی اعمال شده و در عین حال با مخالفت هایی نیز همراه است و قانونی بودن اعمال این تحریم ها برخلاف بسیاری از تحریم های جمعی که توسط شورای امنیت سازمان ملل اعمال می شوند، زیر سؤال رفته است. لذا سؤال اصلی این است که ادله توجیه اعمال تحریم های یکجانبه توسط آمریکا چیست و این تحریم ها چه جایگاهی در حقوق بین الملل دارند؟ در این پژوهش قصد بر این است تا برپایه اصول روش علمی-تجربی به واکاوی دلایل اعمال تحریم های یک جانبه پرداخته و قانونی بودن این تحریم ها از منظر حقوق بین الملل بپردازیم. نتایج نشان می دهد که علیرغم ارائه توجیهات گوناگون درباره ضرورت حفظ امنیت ملی و وضع قوانین داخلی در اینباره، این تحریم ها مبنای قانونی مشخصی در حقوق بین الملل ندارند و اعمال تحریم علیه سایر کشورها –بجز در موارد خاص- مفروض به تصویب آن در سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته به آن و شورای امنیت بعنوان مسئول اصلی در اینباره است.
تاثیر جریان شناسیِ «نفوذ»برعدم دستیابی انقلاب اسلامی به تمام آرمانها واهدافش (باتاکیدبردهه 1390)
منبع:
راهبرد سیاسی سال پنجم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۹
113 - 134
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیشرو به تاثیر جریان شناسی نفوذ برعدم دستیابی انقلاب اسلامی به تمام آرمانها واهدافش با تاکید بر دهه اخیر می پردازد. جریان نفوذ که سابقه ای طولانی دارد در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی به درون نظام جمهوری اسلامی رخنه کرد و به دلیل شکست های دشمنان در براندازی نظام دردهه اخیر و با روی کارآمدن دولت «تدبیر و امید»در قالب مذاکرات هسته ای رخنه خود را به طرق مختلف افزایش داد.به همین دلیل مقام معظم رهبری دراین دهه از عمر انقلاب اسلامی به مناسبت های مختلف جریان نفوذ، منشاَ، اهداف، انواع و... آن را به مسؤلین ومردم گوشزد کرند. سؤال تحقیق جریان نفوذچه تاَثیری برعدم دستیابی انقلاب اسلامی به تمام اهدافش دردهه90 داشته است؟ فرضیه تحقیق نفوذ به دوشکل فردی و جریانی در قالب جریان فکری سیاسی لیبرال که توسط دشمنان انقلاب تربیت یافتند، به جریان سازی نیرواقدام نمودند ودرجریان مذاکرات هسته ای بانفوذ به درون مدیران و تصمیم گیرندگان به اخلال در اهداف انقلاب و ناکارآمد جلوه دادن حاکمیت بودند تا از این طریق به تغییر نظام جمهوری اسلامی که هدف اصلی آنها می باشد، اقدام کنند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی وروش گردآوری اسنادی،کتابخانه ای می باشد.
ارائه مدل استقرار اصل ۴۴ قانون اساسی با تاکید بر آسیب شناسی فرایندهای ده ساله خصوصی سازی در ایران: مطالعه موردی خصوصی سازی صنعت حمل و نقل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره دهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۳۶)
317 - 344
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف ارائه مدل استقرار اصل ۴۴ قانون اساسی با تاکید بر آسیب شناسی فرایندهای ده ساله خصوصی سازی در ایران (مورد مطالعه: خصوصی سازی صنعت حمل و نقل)، انجام شده است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، از لحاظ روش جمع آوری داده ها روش تحقیق آمیخته محسوب می گردد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از خبرگان بوده و در بخش کمی از کلیه مدیران و کارشناسان سازمان خصوصی سازی کشور به تعداد 282 نفر که از این میان نمونه ای متشکل از 163 نفر انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها در بخش میدانی شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته (در بخش کیفی) و پرسشنامه محقق ساخته به تعداد 63 گویه مبتنی بر طیف پنج درجه لیکرت (در بخش کمی) تنظیم شده است. جهت تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون (تم) و نرم افزار مکس کیودا و روش دلفی فازی با نرم افزار MatLab تحلیل ساختاری-تفسیری با نرم افزار MicMac و نهایتا برای آزمون فرضیات از تکنیک مدلیابی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی. ال اس استفاده شده است.
شناسایی و تحلیل پیشران های تأثیرگذار بر آینده مشارکت سیاسی در ایران و سناریوهای پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت سیاسی در نظام های مردم سالار یکی از ارکان اساسی حکمرانی و تعیین جهت-گیری های کلی به شمار می رود؛ به گونه ای که ثبات و پایداری سیستم سیاسی و گذرموفق از بحران های سیاسی که ممکن است نظام های سیاسی با آن مواجه شوند درگرو انتخابات، میزان مشارکت مردم و نتایج حاصله از آن است. پژوهش پیش روی با رویکرد آینده-پژوهانه در پی پاسخگویی به این پرسش است که پیشران های اساسی و تاثیرگذار بر آینده مشارکت سیاسی در ایران کدام است و بالطبع چه سناریوهایی می توان برای آینده مشارکت سیاسی در ایران ترسیم کرد؟ برای پاسخگویی به این پرسش، در مرحله اول از پرسشنامه دلفی به تعداد 10 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی انتخاب گردیدند، پس از تکرار دلفی و اجماع خبرگان از میان 30 پیشران شناسایی شده تعداد 15 پیشران اصلی و اثرگذار به انتخاب خبرگان تعیین گردید.در مرحله دوم پس از دریافت نظر خبرگان و ارزش گذاری عددی پیشران ها و وزن دهی به آن ها در جدول تحلیل متقاطع با استفاده از نرم افزار میک مک داده ها تحلیل و سناریوها ترسیم گردیده اند. یافته ها بیانگر آن است که سناریوی سوم، مشارکت سیاسی سازمان دهی شده می تواند محتمل ترین سناریو از میان سناریوهای موجود باشد. این امر ضرورت اتخاذ سیاست های کلان و راهبردی به منظور تحقق شرایط ایده آل و حرکت به سمت سناریوی دوم و حتی اول را ایجاب می نماید.
نقد دیدگاه «استبداد ایرانی» همایون کاتوزیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۹
313-336
حوزههای تخصصی:
یکی از نظریه های شایعِ معطوف به سیاست، جامعه و دولت در ایران، «نظریه استبداد» است. درباره چرایی و چگونگی پیدایش، صورت بندی و تداوم «استبداد» در ایران، بسیاری از اندیشمندان ایرانی و غیرایرانی به اظهارنظر و حتی نظریه پردازی پرداخته اند. از جمله پژوهشگران ایرانی که دیدگاه «استبداد» را درباره تاریخ ایران مطرح کرده، محمدعلی (همایون) کاتوزیان است. در دیدگاه کاتوزیان، جامعه و دولت ایرانی در طول تاریخ خود در چرخه «استبداد، آشوب، هرج ومرج و استبداد» قرار داشته است. در این دیدگاه، جامعه ایرانی همیشه یا گرفتار «استبداد» بوده یا «هرج و مرج، آشوب، درگیری و نزاع». دیدگاه کاتوزیان برتأثیرگذاری همه جانبه «قدرت سیاسی» -که استبدادی است-بر دیگر ابعاد جامعه تأکید دارد. سؤال این است که آیا دیدگاه «استبداد ایرانی» کاتوزیان، برآیندی از تمامیت واقعیت تاریخ ایران هست یا خیر. یافته ها حکایت از این دارد که این دیدگاه، تناسبی با کل و جوهره تاریخ ایران ندارد و در این مقاله بر اساس محورهایی به بررسی این عدم تناسب از منظر تاریخی پرداخته می شود. روش مقاله، توصیفی- تحلیلی است؛ یعنی توصیف تاریخ و احتمالاً تحلیل نظری بر اساس توصیف ها و تبیین های انجام گرفته درباره تاریخ، در انطباق با دیدگاه استبداد ایرانی، روش این تحقیق است.
ریشه ها و پیامدهای امنیتی نفوذ رژیم صهیونیستی در خلیج فارس با تأکید بر نقش محوری محمد بن سلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۲
79 - 103
حوزههای تخصصی:
مسأله روابط اعراب و رژیم صهیونیستی را باید یکی از چالش های مهم سیاسی و امنیتی در جهان اسلام دانست. گذشته از تعهدات اعراب به آرمان های قدس به مثابه نخستین قبله گاه مسلمین، این مسأله در طول تاریخ اهمیتی ملی گرایانه داشته است. تا پیش از جریانات منتهی به بیداری اسلامی، روابط میان اعراب و رژیم صهیونیستی در بهترین حالت، حول مسائلی هم چون طرح های صلح بوده است. در این میان، عربستان سعودی که به نوعی، خود را زمامدار جهان اهل سنت می داند، درخصوص مسأله فلسطین همواره حمایت های ضمنی و تلویحی خود را نشان داد اما با ظهور محمد بن سلمان در مقام ولایت عهدی و بسط روابط خارجی به ویژه با امریکا، مسأله روابط با رژیم اشغالگر قدس به صورت جدی مطرح گردید و حتی در ادامه، با تلاش های ترامپ کشورهایی هم چون امارات و بحرین، جزو نخستین کشورهای خلیج فارس بودند که در سال 2020 به برقراری روابط رسمی دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی مبادرت نمودند. در این مقاله تلاش نویسندگان حول پاسخی مستدل به این سؤال اصلی است که نقش عربستان سعودی به ویژه محمد بن سلمان در نفوذ رژیم صهیونیستی در خلیج فارس و برقراری روابط رسمی دیپلماتیک با اعراب این منطقه چیست؟ یافته های مقاله با استفاده از روش تحلیلی توصیفی و تئوری موازنه تهدید، نشان دهنده سه هدف کلان است. نخستین مسأله، پوشش خلأ حمایت های ترامپ پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری امریکا؛ دوم، اثبات شایستگی پادشاهی آینده سعودی ها در ازای عادی سازی روابط با صهیونیست ها و تحقق طرح معامله قرن و سوم، تغییر نگاه ها و رویکردهای نخبگان ابزاری و فکری نسل جدید رهبران عرب در قبال رژیم صهیونیستی با تأکید بر زوال ناسیونالیسم عربی. پیامدهای امنیتی، نظامی و حفاظتی این مسأله نیز در سه سطح موردبررسی قرار خواهد گرفت.
تاثیر ناتو بر سیاست خارجی ترکیه در قبال دول همجوار
منبع:
راهبرد سیاسی سال پنجم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۷
1 - 21
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی ترکیه در طول هفت سال اخیر به ویژه پس از تحولات سیاسی-اجتماعی موسوم به بیداری اسلامی دستخوش فراز و نشیب های بسیاری بوده است. سیاستمداران حزب حاکم عدالت و توسعه تا قبل از سرنگونی دومینو وار حاکمان تونس، مصر، لیبی و یمن موفق شده بودند ترکیه را با تکیه بر قدرت نرم این کشور در عرصه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به عنوان الگویی شاخص به دیگر کشورهای منطقه معرفی کنند. نگاه دکترین عمق استراتژیک ترکیه همگرایی و تعامل فزاینده را با کشورهای همجوار ترویج کرده بود، با تمام این وجود متغییرهای زیادی بر چرخش سیاست خارجی ترکیه در نگاه سلبی و تهاجمی بخصوص در قبال تحولات منطقه مانند جنگ قره باغ، داعش، سوریه موضوع خلیج فارس داشته که با نگاه ترکیه بر اروپایی شدن به ویژه نقش ناتو در این کشور با پیچیدگی های همراه شده است. پژوهش حاضر به بررسی تاثیر ناتو بر سیاست خارجی ترکیه در برابر دولت های همسایه می پردازد و این سوال را مطرح می کند که ناتو چه تاثیری بر رویکرد ترکیه در قبال دول همجوار دارد. برای این منظور پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه با کارشناسان به این نتیجه رسیده است که نگاه اروپایی شدن ترکیه پس از به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه باعث نفوذ هر چه بیشتر ناتو در این کشور شده است که این خود بر همسویی هرچه بیشتر سیاست خارجی ترکیه گردیده و در نهایت منجر به نگرانی کشورهای غیر همسو با ترکیه گردیده است.
تاثیر مولفه های سرمایه اجتماعی بر روند شکل گیری و پیروزی انقلاب مشروطه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در روند تاریخ معاصر ایران، خیزش های اجتماعی و اعتراضات مردمی فراوانی در مقابله با استعمار و استبداد به وقوع پیوسته است که ریشه های آنها را می توان در انقلاب مشروطیت به عنوان مهم ترین و غنی ترین سرمایه اجتماعی ایران معاصر جستجو کرد. در این مقاله، با بهره گیری از هنجارهای معنوی و عناصر کیفی سرمایه اجتماعی مانند: آموزه های دینی، ایمان به خدا، روحیه شهادت طلبی، ایثار و فداکاری، فرهنگ عاشورا و ... به تبیین تحولات انقلاب مشروطه ایران پرداخته است. پژوهش حاضر، توصیفی – تحلیلی و ترکیبی از روش مطالعه و جمع آوری کتابخانه ای و سایت های معتبر علمی پژوهشی است و با توجه به اینکه «نظریه هنجاری» بر کاربرد ارزش های معنوی خصوصاً حاکمیت ارزش ها تاکید دارد، بنابراین روش این تحقیق در رابطه با حوزه هنجاری و توجه به رویکرد بومی و دین محور است. از آنجا که در نگاه «پوتنام» نظریه پرداز برجسته غربی، شاخص های سرمایه اجتماعی بر پایه هنجارهای اعتماد و همیاری تحقق می یابد و نقش مهمی در تسهیل کنش جمعی دارد، بنابراین فراز هایی از این تحقیق، از نظریه وی الهام گرفته است. هدف این تحقیق، دستیابی به عوامل و دستاوردهای سرمایه اجتماعی است که در عصر انقلاب مشروطه ایران تاثیرگذار بوده است.
چشم اندازی بر راهبردی شدن مناسبات جمهوری اسلامی ایران و پاکستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۰ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۰۱
761 - 789
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر درصدد تحلیل و ارزیابی مناسبات راهبردی جمهوری اسلامی ایران و پاکستان است. در چند دهه اخیر، مناسبات راهبردی تهران و اسلام آباد در سطوح اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک، نظامی و فرهنگی جهش قابل توجهی را تجربه کرده است. با این حال، زمینه ها و عوامل واگرایی در روابط دو کشور همچنان از برجستگی خاصی برخوردارند. جمهوری اسلامی ایران بر مبنای راهبرد سیاست همسایگی و استراتژی تعمیق روابط اقتصادی-تجاری با همسایگان، اهمیت و جایگاه ویژه ای برای گسترش مناسبات با کشورهای حوزه پیرامونی خود تعریف نموده است. پاکستان نیز نفع بالایی در کاهش تمرکز در مرزهای غربی جهت افزایش تمرکز و مدیریت مرزهای شرقی با هند و تأمین برخی نیازهای اقتصادی خود از ایران دارد. در همین ارتباط، پرسش اصلی مقاله حاضر این است که با عنایت به سطوح و ابعاد گوناگون روابط جمهوری اسلامی ایران با پاکستان تا چه میزان امکان شکل گیری اتحاد راهبردی در مناسبات دو طرف وجود دارد؟ در پاسخ، این فرضیه به آزمون گذاشته می شود که به دلیل سطح بالای اشتراکات فرهنگی، مجاورت جغرافیایی، نیازهای نسبتاً مکمل اقتصادی دوطرف و سرمایه اجتماعی ایران در جامعه پاکستان، درکنار امکان همکاری سه جانبه با کشور چین به عنوان یک قدرت نوظهور منطقه ای و جهانی، بسترهای حرکت روابط دوجانبه ایران و پاکستان به سطح راهبردی وجود دارد. روش نگارش مقاله حاضر به صورت توصیفی-تحلیلی و استفاده از تجویزات سیاستی بوده و اطلاعات موردنیاز به روش کتابخانه ای، استفاده از منابع دسته اول، مصاحبه با نخبگان و مقامات اجرایی و مراجعه به منابع اینترنتی گردآوری می شود.
عادی سازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی و پیامدهای امنیتی آن برای جمهوری اسلامی ایران(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال بیست و چهارم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۹۶
101 - 124
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی و پیامدهای امنیتی آن برای جمهوری اسلامی ایران است. سوال اصلی پژوهش این است که عوامل موثر در ایجاد و تداوم روند عادی سازی روابط میان رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی حوزه ی خلیج فارس چیست و تکامل این روند چه پیامدهایی بر امنیت ملی ایران خواهد داشت؟ فرضیه ی پژوهش براساس «نظریه های اتحاد» در پارادایم واقع گرایی این است که «مداخلات بین المللی»، «رقابت درون منطقه ای» و «تحولات داخلی کشورها» سه عوامل موثر بر آغاز روند عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی بوده است؛ تکامل این وضعیت از «عادی سازی» به «اتحاد استراتژیکی» می تواند زمینه ساز ایجاد ناامنی در سطوح سیاسی، اقتصادی و نظامی کشورمان باشد. یافته های پژوهش نشان می دهند «ضعف های ساختاری و قدرت تصنعی کشورهای درگیر در این روند»، «افزایش قدرت منطقه ای ایران» و «اتخاذ راهبرد موازنه ی خارج از مرزها از سوی آمریکا» از مهم ترین عوامل موثر بر ایجاد این روند است که رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای حوزه ی خلیج فارس در قالب «دکترین پیرامونی» در تلاش هستند با ایجاد اتحادهای استراتژیک، آسیب پذیری خود را در برابر چالش های بیان شده کاهش دهند.
نگاهی آسیب شناسانه براقتصاد سیاسی دولت های رانتیر درکشورهای حوزه خلیج فارس؛ مطالعه ی موردی: قطر
حوزههای تخصصی:
برخی اندیشمندان ،ملاک ومعیارکمی برای تمییزدولت رانتیرازسایردولت ها قائل شده وهردولتی را که 42 درصد یابیشترازکل درآمدش ازرانت خارجی باشد،دولت رانتیرنامیده اند. گرچه آسیب پذیری بخش لاینفکی ازخصلت تمامی نظام های سیاسی است اما به نظرمیرسد این آسیب پذیری درمورد دولتهای رانتیربه مراتب بیشترباشد. بدین معنا دولت های رانتیربه دلیل وابستگی شدید به درآمدهای نفتی اولآازلحاظ اقتصادی تک محصولی وبه دورازتنوع ساختاری اند که این مشخصه واجد خصلت تک بعدی آنها را نشان میدهد.ثانیاً اقتصاد آنهاعلاوه برتک محصولی، همواره با بحرانهای مالی روبه روگشته که خود تحت تاثیرکاهش قیمت نفت بوده است. درنهایت وفوراین منابع و سهل الوصول بودن این درآمدها سبب بی رغبتی دولتمردان به سمت بخش های تولیدی ازجمله بخش صنعت و کشاورزی شده است. این پژوهش با مطالعه موردی قطربه سان دولتی رانتیر،درصدد آسیب شناسی اقتصادی و سیاسی آنست.دروجه اقتصادی قطر وابستگی شدیدی به درآمدهای نفتی دارد وتمام وجوه اقتصادی ازجمله تأمین بودجه ودیگرعرصه های اقتصادی، ازعایدات نفتی تأمین می گردد.هرچند برای تنوع درساختاراقتصادی تک محصولی خود تلاش هایی نموده است وبه فعالیت هایی درزمینه تجارت،کشتیرانی،بانک داری وسرمایه گذاری در حوزه های انرژی ازجمله نفت وگازپرداخته است اماهنوزهم بخش نفت وگازنقش قابل توجهی دراقتصاد قطرایفا میکند. اقتصاد رانتی قطرپس ازکشف نفت به درآمدی نفتی وابسته واعتیاد پیدا کرد وعملاً موجب ظهوربحران های مالی ازجمله کسری بودجه، تورم، بیکاری وبدهی شد .دروجه سیاسی نیزوضعی مشابه دارد به گونه ای که تکیه بردرآمدهای نفتی دولتی اقتدارگرا باساختاری غیردموکراتیک را برجای گذاشت. بامنفک شدن درآمدهای نفتی از اقتصاد این دولت،عدم پاسخگویی نقش قابل توجهی درگرایش بسوی دولت اقتدارگرای قطرایفا کرده
سیاست همسایگی جمهوری اسلامی ایران: مبانی اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۵ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۱۳۹)
49 - 64
حوزههای تخصصی:
سیاست همسایگی به مفهوم غالب در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. سیاست همسایگی یک کنش نرم افزاری ویژه مبتنی بر تفکر و طراحی با هدف شکل دادن به نوعی در هم تنیدگی و هم تکمیلی در ابعاد مختلف و فراتر رفتن از همسایگی در مفهوم فیزیکی و جغرافیایی آن و روابط دوجانبه با همسایگان است. در این معنا، مهم ترین، عمل گرایانه ترین و موثرترین بخش سیاست همسایگی که مستعد ایجاد حساسیت با همسایگان هم نیست، در هم تنیدگی، همگرایی و هم تکمیلی اقتصادی با همسایگان است. در هم تنیدگی اقتصادی در سیاست همسایگی، زمینه را برای همکاری در سایر حوزه ها فراهم می کند.
Non-physical Combat Ability Components of Iranian Islamic Revolution Armed Forces with Emphasis on the View of Imam Sajjad (a.s.) in the Prayer of "MARZDARAN"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The security of any country depends primarily on the strength of its military forces. If safety is established at the borders, it will be possible to create the necessary security in other areas. On the other hand, according to experts, since the Iranian Islamic Revolution (1979) was involved in an imposed an unequal war, the non-revolutionary military knowledge in this war did not last more than three months. Instead, it affected other factors in this issue and the victory of the Islamic Revolution armed forces, referred to as "Non-Physical Factors of Combat Ability." The main question is, 'what are these factors', and 'what function did they play in creating the Islamic Revolution armed forces' combat ability?' The present study aimed, with descriptive-analytical and content analysis method based on library resources, to answer the above question and explain the non-physical components are affecting the combat ability of the Islamic Revolution armed forces by emphasizing Imam Sajjad's (a.s.) view in the twenty-seventh prayer of Sahifa Sajjadiah and the study of their function in creating the fighting power of these forces. Based on the research conducted, the mentioned factors are faith and will, knowledge and insight, prudence and solution, empathy and compassion, patience and perseverance, occult help, and martyrdom.
سرمایه های فرهنگی و هژمونیک شدن طبقه متوسط سنتی (مورد مطالعه: 1357-1360)
منبع:
راهبرد سیاسی سال پنجم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۶
237-256
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف، تبیین نقش سرمایه های فرهنگی اقشار طبقه متوسط سنتی در هژمونیک شدن آن ها بر دیگر اقشار و گروه های سیاسی در دوران شکل گیری انقلاب اسلامی با استفاده از نظریه میدان و سرمایه پیر بوردیو به رشته تحریر درآمده است. به لحاظ روش شناسی از نوع مطالعه تبیین علّی می باشد که برای جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای استفاده شده است. پرسش محوری پژوهش چنین است که «طبقه متوسط سنتی در میدان رقابت از چه سرمایه های فرهنگی برای هژمونیک شدن بر دیگر اقشار و گروه های سیاسی در دوران شکل گیری انقلاب اسلامی از سال 1357 تا 1360 استفاده کردند و این منابع و سرمایه ها چگونه مورد بهره برداری قرار گرفته اند؟». نتایج تحقیق نشان می دهد که طبقه متوسط سنتی در دوران شکل گیری انقلاب اسلامی ایران از طریق بهره برداری مناسب از سرمایه های متنوع فرهنگی و نمادین از قبیل سرمایه های تاریخی و ارتباطی، نقش کاریزماتیک امام خمینی(ره)، ایدئولوژی(مذهب)، شبکه وسیع روحانیون و مساجد و مرجعیت اجتماعی و فرهنگی توانست بر دیگر رقیبان پیروز شود و جایگاه هژمونیک در ساختار قدرت سیاسی پیدا کند.
اثرات نظامی گری بر فقر و بی عدالتی در آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال اول بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
51 - 73
حوزههای تخصصی:
اقتصاد آمریکا یک نظام سرمایه داری است و تحلیل سیستماتیک اقتصاد این کشور، فارغ از تحلیل نظام سرمایه داری امکان پذیر نیست. هدف اصلی این مقاله بررسی ویژگی های خاص نظام سرمایه داری در تطبیق با مؤلفه های اقتصاد کلان آمریکاست و نیز پاسخ به این سؤال که آیا می توان با توجه به ماهیت های ذاتی نظام سرمایه داری، احتضار این نظام و افول اقتصاد آمریکا را نتیجه گرفت؟ نتایج تحقیق دلالت بر آن دارد که از بُعد شاخص های کلان اقتصادی، تکیه بر سرمایه داری لیبرال باعث شده اقتصاد آمریکا مسیر رشد خود را استمرار دهد، اما از ابعاد مختلفی نیز دچار افول نسبتاً شدیدی شده است. کاهش سهم اقتصاد آمریکا از تولید جهانی از 21 درصد به 15 درصد و قدرت گرفتن رقبای این کشور مانند چین با تصاحب سهم 17 درصدی در سال 2019، از دست دادن رتبه یک اقتصادی جهان و واگذاری آن به چین از سال 2016، افزایش نابرابری های اقتصادی و نیز چرخه های تجاری بحران زا که از هر ده سال رخ می دهد، اقتصاد آمریکا را در معرض تهدیدات جدی و افول نسبتاً شدیدی قرار داده است. بدون تردید افول قدرت اقتصادی آمریکا امری تحقق یافته است و استمرار این روند در سال های آتی اقتصاد آمریکا را در وضع نامناسب تری قرار خواهد داد. از طرفی با افزایش نابرابری ها و ذات بحران زای نظام سرمایه داری و وقوع بحران های پی در پی، فروپاشی اقتصاد آمریکا هرچند محتمل است، اما زمان دقیقی برای آن قابل تصور نیست و دخالت عامل انسانی در اقتصاد، همانند دولت می تواند این امر را دچار تسریع، تأخیر یا اصلاً نجات دهنده باشد.
گذار از نظم اقتصاد سیاسی بین الملل آمریکامحور: روندپژوهی کاربست ابزار تحریم و جهان روایی دلار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال اول بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
97 - 118
حوزههای تخصصی:
در طول چند دهه اخیر تحولاتی از قبیل ظهور بازدارندگی هسته ای و افزایش بار مالی درگیری های نظامی، باعث گردیده تا مطلوبیت استفاده از ابزار نظامی به طرز چشمگیری کاهش پیدا کند. بر همین اساس، راهبرد کلان ایالات متحده آمریکا، به خصوص در طول دو دهه اخیر، مبتنی بر کاهش درگیری های نظامی و افزایش تمایل به استفاده از ابزارهای جایگزین بوده است. از جمله مهم ترین ابزارهایی که کاربست آن روندی صعودی داشته، تحریم های اقتصادی بوده که به پشتوانه جهان روایی دلار اثرگذاری قابل توجهی بر کشور تحریم شده داشته است؛ بنابراین مسئله اساسی که مقاله حاضر در پی پرداختن به آن است، چرایی رشد کاربست تحریم ها در راهبرد کلان اقتصادی و سیاسی ایالات متحده آمریکا است. در پاسخ به این مسئله، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، این فرضیه مطرح شده که به موازات افزایش مقبولیت دلار آمریکا در اقتصاد بین الملل، ایالات متحده در طول 5 دهه اخیر از سلطه دلار به عنوان یکی از ابزارهای سیاست خارجی خود در راستای تحت فشار قرار دادن سایر کشورها بهره گرفته است؛ اما قدرت های نوظهوری همچون چین و روسیه که اساس ظهور خود را بر محوریت رشد اقتصادی بنا نهاده اند، مجموعه مشترکی از کشورهای با منافع مشترک را ایجاد کرده اند که گذار از نظم اقتصادی آمریکامحور را به عنوان یکی از رویکردهای سیاست خارجی خود پذیرفته اند.