بررسی ابتناء هنر دینی بر امور فطری در گستره فرایند آموزش الهیات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنر در اندیشه ی دینی جایگاه والایی دارد. همواره دین از هنر برای تبیین جنبه های گوناگون خویش بهره جسته و هنر نیز از مبانی و مفاهیم دینی اشراب شده و در پرتو این بهره مندی رشد کرده است؛ بنابراین بین دین و هنر پیوند وثیقی است. دین و هنر دینی، نیازهای فطری و روحی انسان را تأمین می کنند، به همین علت هر دو همزاد و هم زیست انسان هستند. عرصه ی مبانی هنر دینی در حوزه ی ادبیات نظری از خلأ رنج می برند. یکی از این ساحت ها مبانی انسان شناسانه هنر در تربیت دینی است. پژوهش حاضر به روش تحلیلی - اسنادی نقش امور فطری در هنر و تأثیر آن در دانش محتوایی تربیت اسلامی را بررسی می کند و این پرسش اصلی را پی می گیرد که امور فطری هنر دینی در آموزش الهیات چه کارکرد هایی دارند؟ فرضیه ی حاکم بر این بررسی این است که امور گوناگون فطری هنر دینی نقش تأثیرگذار در آموزش الهیات دارند. یافته های پژوهش نیز حاکی از آن است که امور فطری چون حقیقت جویی و واقع گرایی، زیبایی خواهی، پرستش و خلاقیت انعکاس خاص خود را در ساحت هنر دینی در قلمرو آموزش الهیات داشته و نشان داده اند. حاصل مبنای امور فطری در محتوا و صورت هنر، زایش انگاره ی هنر دینی و آفرینش آثار هنری فاخر خواهد بود و به وسیله آن تجربه ی یادگیری محقق می شود و سبک زندگی متربی به صورت ماندگارتری تغییر خواهد یافت. علاوه بر این مبنای امور فطری هنر دینی در ارزیابی آثار هنری نیز کارگشاست و ما را از کاربرد مبانی غربی در نقد هنر بی نیاز می کند. همچنین، کارکردهای یادشده ما را به نقش برجسته ی هنر دینی در تمدن سازی اسلامی - ایرانی و حتی جهانی رهنمون می دارد.