فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۸۴۱ تا ۱۵٬۸۶۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
گرنیکای فلسطین و افسانه قربانی شدن اسراییل
حوزههای تخصصی:
طریقت بکتاشی
تاریخچه ی حزب ایرانیان (6)
جهان آینده و روح زنانه
حوزههای تخصصی:
بررسی تاثیرات زیانبار تولید، تجارت و استفاده غیرقانونی سلاح های کوچک، اسلحه های سبک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو تاثیرات زیانبار اشکال گوناگون تجارت و استفاده غیر قانونی و نامشروع از سلاح های کوچک و اسلحه های سبک را بر زندگی انسان به پژوهش گذاشته است. با این هدف، نخست پس از ارائه تعریفی از سلاح های کوچک و اسلحه های سبک، اشکال غیر قانونی تجارت این سلاح ها بررسی می شود و ابعاد گوناگون تاثیر آنها را در منازعات مسلحانه بر شرایط زیستی زنان، کودکان، جمعیت های آواره، فعالیت های امداد رسانی و نهادینه شدن فرهنگ خشونت در جوامع درگیر مطالعه می کند. بررسی نقش سلاح های کوچک در تشدید خشونت های خانگی و شهری از دیگر موضوعات مورد توجه این نوشتار است.
نشانه شناسی و تبارشناسی انقلابهای رنگی
حوزههای تخصصی:
تبارشناسی یکی از راههای شناخت پدیده های اجتماعی است. الگوی تبارشناسانه در شرایطی به کار گرفته میشود که جلوه هایی از تغییر، تداوم و برسازی شکلی - معنایی در پدیده ایجاد شود. انقلابهای رنگی، پدیده ای نوظهور در روابط بین الملل میباشند. این امر را میتوان در راستای انقلابهای دموکراتیک و در چارچوب موج سوم دموکراسی مورد توجه قرار داد. اگر انقلاب فرانسه که در سال 1789 شکل گرفته را اولین مرحله انقلاب دموکراتیک بدانیم، حوادث کشورهای اروپای شرقی در 200 سال بعد از آن؛ یعنی در سال 1989 را میتوان دومین موج انقلاب دموکراتیک دانست. بعد از این مرحله تاریخی، زمینه برای گسترش موجهای مداخله در چارچوب انقلابهای رنگی فراهم شد.
در این مقاله تلاش میشود تا فرایند و تبارشناسی انقلابهای رنگی از طریق بررسی و تحلیل مقایسه ای چنین حوادثی مورد توجه قرار گیرد. حوادث سالهای بعد از فروپاشی نظام دو قطبی، نشان میدهد که فرایندها و نشانه های انقلاب رنگی در راستای تغییر رژیم در کشورهای مورد نظر انجام گرفته است. بررسی حوادث این کشورها بیانگر آن است که جلوه هایی از مشابهت الگویی و رفتاری در این کشورها وجود دارد که میتواند عامل درک سازمانیافته از انقلابهای رنگی و مداخلات آمریکا تلقی شود.
ویروس هایی که زنده اند
مبانی فرانظری نظریه اسلامی روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کلیه نظریه های روابط بین الملل، برمبانی فرانظری خاصی استوارند. همة این نظریه ها بر مبانی هستی شناختی، معرفت شناختی و روش شناختی خاصی مبتنی هستند. براساس این اصول، مبانی و پیش فرض های فرانظری، روابط و نظام بین المللی که هریک از این نظریه ها، مورد مطالعه قرار می دهد از دیگری متفاوت است. یک نظریه اسلامی روابط بین الملل، درصورت وجود نیز از این قاعده مستثنی نیست. یعنی این نظریه نیز بر مبانی فرانظری خاصی ابتنا می یابد که آن را از سایر نظریه های روابط بین الملل متمایز می سازد که و رقابت با آنها می پردازد. در این مقاله تلاش می شود تا این اصول و مبانی فرانظری استخراج و تبیین شود. بنابراین، این نوشتار، زمینه و بستر لازم برای پردازش و ارائه یک نظریه اسلامی روابط بین الملل را براساس آموزه های اسلام فراهم می سازد؛ به طوری که اصول و مبانی فرانظری استخراج شده می تواند به عنوان پیش فرض های این نظریه در قالب مبانی علم شناسی و دین شناسی آن، مورد استفاده قرار گیرد.
هویت و غیریت در زمان شکل گیری کشور ایران از منظر شاهنامه: دیدگاه انسان باورانه ایرانی در سیاست خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هم اکنون، با گذار از حاکمیت روش های کمّی و اثبات گرایانه در حوزه علوم اجتماعی، و اطلاع از تأثیرگذاری جدی عامل مغفول فرهنگ در این حوزه، توجه به تعامل فرهنگ و هویت، و روابط خارجی به جدی ترین مباحث رشته روابط بین الملل تبدیل شده است. پذیرش تأثیرگذاری فرهنگ در سیاست خارجی به معنای قبول تنوعات در آن است. در این مقاله از منظری ایرانی و با روش تاریخی و دیدگاه تحلیلی به متون کهن پارسی، در اینجا مشخصاً شاهنامه فردوسی، به برخی از ابعاد تأثیرگذاری این عامل بر روابط خارجی پرداخته شده است. چگونه «خود» و «دیگری» در شاهنامه بازنمایی شده اند؟ آیا تمایز آشکاری میان ایرانی و غیرایرانی در ذهنیت فردوسی وجود دارد؟ کدام دیدگاه فرهنگی می تواند با دیدگاه فردوسی مطابقت داشته باشد؟ انعکاس این نگرش در روابط خارجی چیست؟ در این مقاله ادعا شده است که فردوسی با نگاهی خاص فرهنگی به مقوله روابط خارجی می نگریست که آن را «دیدگاه انسان باورانه ایرانی در سیاست خارجی» می نامیم. دیدگاهی که ضمن تأکید بر هویت ممدوح ایرانی، اصالت را بر گسترش اخلاق و ارزش های انسانی می گذارد و در دام تعصبات قومی نمی افتد.
نقش و جایگاه کلیسای ارتدوکس در نظام سیاسی روسیه (از سال 1917 تا 2010)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این نوشته پی بردن به نقش و جایگاه کلیسای ارتدوکس در نظام سیاسی روسیه از سال 1917 تا 2010 م است. از همین رو، یک پرسش مطرح شد که چه رابطه ای میان کلیسای ارتدوکس و نظام سیاسی روسیه در این دوره وجود داشته است؟ و برای پاسخ به این پرسش هم یک فرضیه ی اصلی مطرح گردید: همکاری دولت با کلیسا همواره محدود بوده است و بر مبنای عدم دخالت در کار یکدیگر استوار است. افزون بر این، کلیسا نقش مهمّی در حفظ و دفاع از هویّت ملّی، گسترش زبان و فرهنگ ملّی داشته است. هویّت بخشی برای روسیه یکی از کارکردهای کلیسا به شمار می رود. به عبارت دیگر، می توان گفت که هویّت روسیه با مسیحیّت ارتدوکس پیوند خورده است. برای بررسی فرضیه ی مورد نظر، از وضع قانون جدید «آزادی عقیده و عمل» در روسیه و رابطه ی دین و سیاست و رویکرد آن در غرب بهره گرفته شده است.
جهانی شدن و مناسبات دولت، جامعه در مصر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تلاش دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که فرایند جهانی شدن در چند دهه گذشته آیا اصولا تاثیری بر رابطه دولت و جامعه در مصر داشته است و اگر پاسخ مثبت است این آثار به چه صورت بوده و اگر پاسخ منفی است، چرا فرایند جهانی شدن نتوانسته است تاثیری بر این رابطه برخلاف دیگر کشورها بر جای بگذارد؟ فرضیه ای که در پاسخ به این پرسش طراحی شده این است که به خاطر مقاومت شدید دولت و نخبگان سیاسی مصر در برابر هر گونه تحولی در جهت دموکراتیک شدن از لحاظ سیاسی و خصوصی سازی و حاکم شدن اقتصاد بازار آزاد از جنبه اقتصادی، جهانی شدن تاثیر ناچیزی بر رابطه دولت، جامعه در مصر بر جای گذاشته است.
راهبرد نگاه به شرق در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران: دیدگاه ها، زمینه ها و فرصت ها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، اهمیت ژئوپلتیک و منطقه گرایی را در نظام بین الملل دوچندان کرده، به طوری که بسیاری از کشورها در سیاست خارجی خود منطقه گرایی را به عنوان اصلی ثابت و اساسی جهت تامین منافع و امنیت ملی خود برگزیده اند. نگاه عملی و نظری غالب در طول سال های متمادی گذشته در سیاست خارجی ایران عدم توجه به راهبرد «نگاه به شرق» و بلکه نگاه یک جانبه به غرب بوده و این باعث غفلت از سایر مراکز و منابع قدرت و ثروت جهانی به خصوص در نزدیکی مرزها گشته است؛ اما در سال های اخیر راهبرد نگاه به شرق، به راهبردی منطقه گرایانه از سوی جمهوری اسلامی ایران در منظومه نگاه ژئوپلتیکی و جغرافیایی تبدیل شده است، چرا که ایران از جمله کشورهایی می باشد که به لحاظ موقعیت جغرافیایی و سیاسی، از مزیت ژئواستراتژیکی، ژئواکونومیکی و ژئوپلیتیکی بهره مند می باشد. بر این اساس «راهبرد نگاه به شرق» که از منطق علمی و تاریخی و همچنین ریشه های جغرافیایی و سیاسی در سیاست خارجی کشور برخوردار است و هویت سازی جدیدی در گفتمان سیاست خارجی ایجاد می کند، از اهمیت مضاعفی برخوردار شده است. نوشتار حاضر تلاش دارد دیدگاه ها، زمینه ها و فرصت ها راهبرد نگاه به شرق را در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران واکاوی نماید
بررسی جایگاه قدرت نرم در سیاست: از دوران باستان تا زمان معاصر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر به روش اسنادی ابتدا ریشه های قدرت نرم را از گذشته های دور بررسی می کند، سپس، عوامل تشکیل دهنده آن را تشریح و امکانات و محدودیت های عمده بر سر راه اعمال آن را ارزیابی می نماید. قدرت نرم از قرن ها قبل از میلاد مورد توجه اندیشمندان و حکمرانان در چین، یونان مصر و ایران قرار داشته است. در دهه های گذشته، و قبل از اینکه جوزف نای قدرت نرم و جایگاه آن را بخصوص در حوزه سیاست خارجی مفهوم سازی نماید، دانشورانی چون آلفرد دو گرازیا، کلاوس نور و جان کنث گالبرایت شکل هائی از قدرت را تبیین کردند که با قدرت نرم شباهت و معنی قانونمندی، مشروعیت و دموکراسی داشته و در مقابل قدرت سخت با زور و شیوه های تولید گذشته ربط داده شده است. منابع قدرت نرم را معمولا ارزش های فرهنگی، بازیگران سیاسی، فرهنگ و خط مشی های سیاستمداران و نهادها تشکیل می دهند، اما برخی اوقات حتی نیروهای نظامی، که قاعدتا بر قدرت سخت متکی هستند، توانسته اند نقش قدرت نرم را بازی کنند و دیکتاتورهایی چون هیتلر و استالین را موفق سازند تا از امکانات آن برای اهداف خود بهره گیرند. قدرت نرم را از طریق نظرخواهی از افکار عمومی، مصاحبه بانخبگان سیاسی و مطالعات موردی می توان اندازه گرفت.
بازخوانی، تردید وبازسازی برخی پیش فرض ها انقلاب اسلامی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این مقاله تلاش می کند به جای آنکه یک نظریه فراگیر و جامع را در تبیین انقلاب وانقلاب اسلامی مطرح کند، فقدان اعتبار نظری چنین رویکردی را بازخوانی مجدد برخی از پیش فرض ها ارایه شده ،برای فهم بهتر پیچیدگی جامعه نشان دهد. توجه به ابعاد ناخودآگاه نقش باورهای دینی در کنش سیاسی- اجتماعی جامعه (و دراین مقاله به عنوان یک مطالعه موردی بحث انقلاب اسلامی) در حقیقت پرداختن به حلقه مفقوده و کمتر اندیشه ای در تحولات سیاسی و اجتماعی این مرز وبوم است. نظریه ایدئولوژی در خصوص تبیین انقلاب اسلامی از سوی بسیاری از محققین از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا به عزم آنها آنچه انقلاب ایران را از گونه های دیگر انقلاب متفاوت می کند نقش اسلام و شکل گیری یک دولت اسلامی است. در این پژوهش براین نکته تاکید شد که علیرغم بیان برخی از وجوه انقلاب از سوی این نظریه پردازان، مفهوم ایدئولوژی به علت تقلیل گرایی مستتر د رآن و تلاش برای تبدیل آن به متغیری عام در تبیین تحولات سیاسی اجتماعی ایران در اکثر مقاطع تاریخی ایران ودر عین حال سیطره الگوی های سیاسی با جمعیت های خاص، از قدرت تبیین لازم برخوردار نمی باشد. داده های این پژوهش با رد ومفروضه اصلی اکثر تحقیق های انجام شده در این زمینه یعنی «دین گریزی» و «دین ستیزی» در دوران پهلوی تداوم و تاثیر این باورها را در شکل دهی فرم انقلاب بازشناسی می کند.