هدف و انگیزه نگارنده از نگارش کتاب “قدرت و اصول” افزون بر بیان خاطرات سیاسی و اجرایی خود در کاخ سفید و بنا به گفته خود وی احساس تعهد نسبت به اطلاع رسانی شفاف امور سیاست خارجی به شهروندان امریکایی، دفاع از سیاستهای دوران ریاست جمهوری جیمی کارتر به ویژه در زمینه روابط خارجی است.
گویا امارات متحده عربی با انتشار این کتاب و کتابهایی دیگر خواهان رفع “اتهام” دزدی و غارتگری در قواسم است و از سویی دیگر با طرح ادعاهای بزرگ همچون حاکمیت قواسم بر بندر عباس و غیره، گوشه چشمی به مسئله جزایر سه گانه ایرانی داشته است.
در سده نوزدهم نخستین گروههای تبعید از خاورمیانه به کشورهای اروپایی و سرزمینهای دیگر مهاجرت کردند. شاید معروف ترین این گروههای تبعیدی “عثمانیهای جوان” در فرانسه پایان سده نوزدهم باشند. تا میانه سده نوزدهم هم گروهی از ایرانیان افزون بر سرزمینهای همچون عثمانی و هندوستان، به گروه تبعیدیان مقیم کشورهای اروپایی پیوسته بودند.
ژنرال دیکسون وضعیت شرق ایران را در جریان جنگ جهانی اول به عنوان بخشی از منطقه عقب مانده ایران وصف کرد که به هیچ وجه نباید تحت تاثیر رویدادهای جنگ قرار گرفته باشد. اما با بروز جنگ، استانهای شرقی و جنوب شرقی به گونه ای فزاینده به صحنه فعالیتهای نظامی تبدیل شد.
بی گمان در دوره حاکمیت اندیشه مارکسیسم عناصر ملی موجود در این منطقه (آسیای مرکزی و قفقاز) تبدیل به نوعی عناصر خلقی مبتنی بر قالبهای مارکسیستی شدند و در آنچه که به عنوان تاریخ مکتوب برای منطقه به نگارش درآمد نقش هویتهای منطقه ای نادیده گرفته شد و سخنی از تاریخ ملتهایی همچون تاجیک، ازبک، قرقیز، قزاق و غیره به میان نیامد.
در این گفتوگو ضمن اشاره به پیشینه رابطه اسلام و غرب، در بستر شناساندن مؤلفههاى قدرت دو فرهنگ، به بررسى مشکلات گذشته و حال و نیز ارائه راه حلهایى جهت رفع این معضلات پرداخته شده است.
مسأله تجربه دینى، از جمله مسائلى است که امروزه براى جامعه فرهنگى ما مسألهاى گشوده و مورد توجه است. در این اقتراح، از معناى تجربه دینى و ربط و نسبت آن با عرفان، ایمان و گزارههاى دینى سخن به میان آمده است. همچنین از حجیت معرفت دینى و ارتباط آن با دین شخصى و دین نهادینهشده تاریخى بحث شده است. عوامل تسهیلکننده و موانع وقوع تجربه دینى و نیز آثار و پیامدهاى تجربه دینى بر شخصیت و منش صاحب تجربه از دیگر مسائلى است که در اقتراح مطرح شدهاند. شرکتکنندگان در این اقتراح، آقاى مصطفى ملکیان و آقاى محمد لگنهاوزن بودهاند که به جهت رعایت اختصار، نظرات آقاى ملکیان را در اینجا منعکس مىکنیم.
بحث از مناسبات دین و دولت بیشتر در فرهنگ مسیحى و در شرایطى خاص اهمیت یافت. بر خلاف مسیحیت و بودیسم که به تمایز ساختى میان دین و دولت گرایش دارند، اسلام و هندوئیسم چنین تفکیکى را نمىپذیرند. در عین حال، اسلام و مسیحیت بیشتر گرایش این جهانى دارند؛ ولى در هندوئیسم و بودیسم گرایش آنجهانى غلبه دارد. مناسبات دین و دولت در این چهار دین بزرگ و مقایسه آنها با یکدیگر موضوع اصلى این مقاله است.
تجدد از نظر فلسفى ریشه در اندیشه روشنگرى و تقریر خاصى از عقلانیت و خرد خودبینانه دارد. مدرنیسم با اصلزدایى و متافیزیکزدایى، تمدن جدید را بنا مىنهد. در مقابل، سنت از نظر فلسفى اصلگرایى و خدامحورى است. اما از نظر جامعهشناختى آنچه از تقابل سنت و مدرنیسم مطرح مىشود، بیش از آنکه یک واقعیت معمولى و واقعى باشد، به علقهها و ارزشهاى ایدئولوژیکى باز مىگردد. هیچ تجددى نمىتواند به لحاظ اجتماعى با اصلگرایى یا سنتش بیگانه باشد.
اگر جامعه ما دچار اصلاحات بنیادى نشود، حتى حفظ مجموعهاى به نام «ایران» دشوار خواهد بود. اصلاحات معطوف به آزادى نیازمند لایههاى اجتماعى مناسبى است که در جامعه ما شکل نگرفتهاند و نیز باید به دریافت مناسبى از مقولات و مفاهیم موجود در جریان مدرنیته و مدرنیزاسیون برسیم. بخشى از اصلاحطلبان، قدرتجویان سالهاى قبل هستند که دچار تحول شدهاند. اصلاحطلبان برخى اشکالات ساختارى مشترک با جناح مقابل دارند و نتوانستهاند این مشکلات را حل کنند.
«تئولوژى» امروزه در لغت به معناى علم کلام یا الهیات است؛ ولى منظور نویسنده از این واژه، «خداشناسى» به وسیعترین معناى آن است. ویلیام چیتیک که یکى از محققان بزرگ در عرفان ابنعربى است، این سخنرانى را در کنفرانسى با همین عنوان ایراد کرده است. او معتقد است که توسعه مفهومى غربى است که با معارف اسلام و سایر ادیان الهى در تنافى است.
نویسنده محترم آزادى را مقوم دموکراسى مىداند. آزادى، تکثر، حق حیات مخالفان و قرائتهاى مختلف، از ارکان مردمسالارى دینى به شمار مىروند. پسوند «دینى» براى مردمسالارى چیزى بیش از توصیف واقعیت نیست و بار ارزشى ندارد و دین نمىتواند ارزشهاى خودش را بر مردمسالارى تحمیل کند؛ بلکه باید در ارزشهاى خودش تجدید نظر نماید.
روشنفکران که در انقلاب سهمى داشتند، پس از پیروزى به دلیل چالشهاى درونى و بیرونى به حاشیه رانده شدند و تبدیل به روشنفکر اجتماعى شدند. از این رو، جامعه هر چه بیشتر از حکومت فاصله مىگیرد، به همان نسبت بیشتر به روشنفکران خویش روى مىآورد. در ایران امروز کمتر قشر اجتماعیى به محبوبیت روشنفکران وجود دارد.
به عقیده نویسنده، جهانى شدن یک واقعیت گریزناپذیر، پرسابقه و دوسویه است و مسلمانان به جاى مقابله با آن باید از این امکان استفاده کرده، غرب را وسیلهاى براى جهانى شدن تمدن اسلام در شرق و غرب قرار دهند.
روشنفکرى از جنبه فکرى بر دو خصیصه «خودآگاهى» و «عقل نقاد» بنا نهاده مىشود. از جنبه اجتماعى، پدیده روشنفکرى در غرب، در رویارویى با دین، فئودالیته و سلطنت شکل گرفت؛ ولى در ایران چنین تقابلهایى وجود نداشت و از این رو مقولهاى به نام «روشنفکرى دینى» به وجود آمد. روشنفکران دینى با وجوه اجتماعى و اقتصادى دین کاملاً مواجهه انتقادى دارند. روشنفکران در اروپا عامل بهوجود آوردن تحولات جدید بودند؛ ولى روشنفکرى در جامعه ما محصول برخورد ما با فرهنگ، تمدن و سیاست فرنگى است.
نویسنده سعى مىکند تفاوت رفتار سیاسى عالمان شیعه امامى را نسبت به زیدى و اسماعیلى ریشهیابى کند. وى بر خلاف کسانى که ریشه این تفاوت را به عوامل خارجى و بیرونى نسبت مىدهند و نیز آنان که این رفتار را نقشهاى حسابشده از ناحیه عالمان امامى مىدانند، سرّ اصلى این تفاوت را در نوع برداشت از نظریه امامت مىداند.
طرح مفصل «مکتب تفکیک» در ویژهنامه کیهان فرهنگى در سال 1371 و سپس انتشار کتابى با همین عنوان از سوى جناب آقاى حکیمى، سبب شد که این موضوع بار دیگر در محافل فرهنگى کشور به عنوان یکى از مباحث جدى و قابل تأمل مطرح شود و گفتمان جدیدى را در حوزه اندیشه دینى وارد کند. یکى از بازتابهاى این موضوع، مقالهاى بود که در چند عنوان به تلخیص و جمعبندى اندیشههاى مکتب تفکیک پرداخته بود و آقاى حکیمى در مقاله بلند حاضر به شرح و بررسى آن عناوین همت گماشته است. هدف از این مقاله، چنان که ایشان خود گفته است، آشتى دادن میان دو طرز تفکر تفکیکى و غیرتفکیکى است و از این رو، به نقل قولهاى متعدد از بزرگان فلسفه و عرفان پرداخته و آنها را تأییدى بر مکتب تفکیک دانسته است. در تلخیص زیر تا حد امکان از نقل اقوال یادشده پرهیز کردهایم.
در این مقاله به دیدگاههاى مثبت و منفى منتقدان و حامیان جهانى شدن پرداخته شده است. نویسنده بر این باور است که جهانى شدن در کنار عوارض و پیامدهاى منفى، آثار مثبتى هم دارد که نباید نادیده انگاشت