«بسیج انقلاب اسلامی ایران بیش از آنکه دارای سازمان رزمی مشخص باشد، دارای یک فرهنگ و تفکر است که شالوده اصلی آن را تشکیل میدهد. موضوع این پژوهش بررسی شاخصهای فرهنگ و تفکر بسیج است، محقق برای آسیب شناسی این فرهنگ، ابتدا فرهنگ و تفکر بسیج راتعریف کرده، سپس یک مدل مطلوب مبتنی بر فرمایشات حضرت امام خمینی (ره) و حضرت آیت الله خامنهای (مدظله) از فرهنگ و تفکر بسیج ترسیم میکند تا بر اساس این مدل مطلوب وضعیت موجود را شناسایی کند و نقاط قوت و ضعف این فرهنگ را نشان دهد. درنهایت محقق پیشنهاد میکند برای ارتقاء وضعیت موجود باید برنامهریزی شود تا همه شاخصهای مورد بررسی در این تحقیق به حد مطلوب سوق داده شود.»
«به منظور تحقق دیدگاههای حضرت امام ( ره ) و مقام معظم رهبری و همچنین تقویت مقاومت مردمی در دفاع از کشور و ایجاد انگیزه در ردههای مقاومت بسیج به منظور جذب نیروهای مردمی به بسیج و حفظ انسجام بسیجیان طرح تجهیز ردههای مقاومت بسیج در سالهای 78 ـ 1376 انجام گرفته است. این پژوهش برای بررسی دیدگاههای فرماندهان و بسیجیان نسبت به کارآیی و آثار برجای مانده از طرح تجهیز صورت گرفته است. به نظر پژوهشگر این طرح از بعد اطلاعرسانی، باید اقداماتی جهت معرفی امکانات بین بسیجیان صورت گیرد و توزیع امکانات و تجهیزات عادلانه انجام شود، تحویل امکانات و نیاز سنجی برای توزیع بموقع انجام شود و به نقاط محروم توجه بیشتری صورت گیرد.
این پژوهش که به روش پیمایشی و با تکنیک پرسشنامه انجام شده است، در کل کشور در ردههای مختلف انجام گرفته است.»
امریکاییها اعتقاد دارند که در دهه 1990 و در آستانه قرن بیست و یکم به آن دسته از توانمندیهایی نائل گردیده اند که تاکنون هیچ یک از کشورهای هژمونیک در نظام بین الملل از آن برخوردار نبوده است. بر اساس چنین ادراکی دو رویکرد کاملا متفاوت برای اداره امور جهانی ارایه شده است. گروه اول را ”بین المللی گرایان“ لیبرال تشکیل می دهند. نماد عینی آنان را در سیاست داخلی و روابط خارجی باید در رفتارهای سیاسی و تصمیمات اعضای کابینه کلینتون در دوره دوم ریاست جمهوری وی مورد توجه قرار داد. گروه دوم از اواسط دهه 1990 ظهور یافتند. آنان توانستند کنترل کنگره آمریکا را در دست بگیرند. این افراد درصددند تا ”هژمونیک گرایی امریکا“ را بر اساس رویکردهای مبتنی بر نظامی گری و چالشگری هویتی با سایر گروههای فرهنگی و مذهبی پیگری کنند.
تحول در جنگهای رخ داده در طول تاریخ تمدنها همواره یکی از عوامل تحول در روابط و تعامل میان ملتها بوده است. جنگ نامتقارن را شاید بتوان هم ناشی از همه این تحولات و هم پیامد تحول در تقابل میان کشورهای قوی و کشورهای ضعیفتر برشمرد. نقش اطلاعات در جنگها نیز همواره عامل ایجاد برتریهای استراتژیکی و تاکتیکی به شمار می آمده است. روشن است نقش اطلاعات در این نوع جنگ نیز نمی تواند از مباحث بسیار مهمی باشد که هم در سرنوشت جنگ و هم در تحولات ناشی از آن تاثیرگذار باشد.