به عقیده آقاى سروش، جهان اسلام نیازمند تجدید تجربه اعتزال است; زیرا تفکر اشعرىگرى غلبه یافته و باب محاجه و استدلال بسته شده است . تجدید تجربه اعتزال، پادزهرى در برابر تفکر نصى و قدرتى است .
کتاب فوق نوشته ای ز عبدالحی حبیبی درباره نخستین جنبش آزادیخواهی روشنفکران در تاریخ معاصر افغانستان است با توجه به اینکه نویسنده خود شاهد برخی رویدادهای دوره دوم مشروطیت بود، این کتاب اهمیت بسیاری دارد.
تاسیس کارخانه خارک در 1735 را باید با در نظر گرفتن برنامه های کمپانی هند شرقی هلند برای بهبود سطح، الگو و میزان سودآوری فعالیتهای تجاری اش در خلیج فارس مورد توجه قرارداد، اگر چه تاسیس شرکت جدید در جزیره خارک با شکست روبه رو شد.
از نظر آقاى ملکیان، مطالعهى تاریخ هر علمى براى فهم بهتر آن علم ضرورى است و این ضرورت، در فلسفه، فزونى مىیابد. به گفتهى ایشان ما نیازمند نهضت ترجمهایم و براى ما زمان تألیف فرا نرسیده است. فلسفه، به دلیل لزوم آزادىاش، نمىتواند متصف به اوصاف اسلامى، یهودى، مسیحى و... شود؛ به همین دلیل، آنچه به نام فلسفهى اسلامى شناخته شده است، در واقع، الاهیات است. البته باید پذیرفت که مواضع فلسفى، دینى و هنرى ما به سنخ روانى ما وابسته است.
قرآن کریم سه روش و روىکرد در آموزش دین مطرح ساخته است: روش عقلى - فلسفى؛ روش عرفانى و روش هنرى. شیوهى هنرى، نخستین اولویت را دارد؛ شیوهى عرفانى در رتبهى دوم و شیوهى عقلى - فلسفى در رتبهى سوم قرار دارد. باید از هر سه روش استفاده کرد؛ ولى آنچه تا کنون تحقق یافته است، روش عقلى - فلسفى است.