رابطه انسان با خدا و به تبع آن رابطه انسان با جامعه، از مهم ترین روابط انسان است که سهمی عمده از اعتقاد، رفتار و عملکرد وی را در طول دوران زندگی به خود اختصاص می دهد. جامعه نبوی یا آخرین الگوی دینی و اجتماعی بشریّت، تحت مدیریت مستقیم خداوند متعال شکل گرفته و به تصریح آیه 29 سوره فتح، چهار مرحله جوانه زدن، به شکل نهال درآمدن، قوّت یافتن و در نهایت استوار شدن بر پایه های خود را از سر گذرانده است. با عنایت به هدایت و تربیت بشر به عنوان هدف نزول قرآن کریم و راهبرد الگوسازی جامعه نبوی، قرآن کریم، شکل گیری و ترقی این جامعه را گام به گام پیش برده و در این مسیر، با آسیب شناسی های به موقع، آن را از گذرگاه های حادثه خیز به سلامت عبور داده است. در این میان، سوره بقره به عنوان نخستین سوره مدنی، در بخشی از مرحله استحکام بخشی به جامعه نبوی، در حوزه راهبری و آسیب شناسی، از ابتدای مرحله سوم شکل گیری؛ یعنی تنومندی و قوّت یافتن ایفای نقش نموده است. با توجه به شرایط ویژه ورود پیامبر به مدینه، شکل گیری رسمی جامعه و وضع قوانین الهی، همگام با نزول سوره بقره مشخص می شود. در این سوره با یک آسیب شناسی هدفمند و ذکر مصادیق متعددی از نقض عهد مؤمنین گذشته، به اهمیّت و پایبندی مؤمنین به عهد و میثاق های الهی بسیار تأکید شده و انسجام و استحکام یافتن جامعه نوپای دینی و ترقی مؤمنان در تصحیح روابط اجتماعی و از طرفی عدم بروز آسیب اجتماعی نقض عهد جمعی یا مهم ترین آسیب جامعه نبوی در دوره سوم شکل گیری، مشروط به میزان پایبندی تک تک آنان به عهد و میثاق های الهی دانسته شده است.
«داعش [1]»، تشکیلاتی تروریستی در خاورمیانه، خصوصاً عراق و سوریه است. این تشکیلات از سال 2013، موفقیت های زیادی را در عرصه های نظامی کسب کرد و هزاران نفر از نقاط مختلف جهان را به خدمت خود درآورد. ماهیت و سیر تحولات عصر جهانی شدن، از جمله تروریسم، از ابعاد اقتصادی، سیاسی و امنیتی برخوردار است؛ به طوری که تبیین این تحولات نیازمند فهم پیوند های میان مؤلفه های اقتصادی، سیاسی و امنیتی و تأثیرات متقابل آن ها در تمامی سطوح داخلی، منطقه ای و بین المللی است. این تبیین، با کاربرد رویکرد اقتصاد سیاسی بین الملل [2]امکان پذیر است. تلاش داریم به این سؤال پاسخ دهیم که «چگونه تأثیرات متقابل عوامل اقتصادی، سیاسی و امنیتی منطقه ای و بین المللی، ظهور گروه تروریستی داعش و روند تحولات آن را در منطقة خاورمیانه سبب شده اند؟» در این مقاله، به تأثیرات ساختارهای سیاسی و نظامی-امنیتی خاورمیانه و توسعه نیافتگی سیاسی و اقتصادی منطقه ای بر روند شکل گیری داعش می پردازیم. هم چنین، به بررسی سیاست های مالی حمایتی برخی از کشورها، به ویژه آمریکا و عربستان سعودی از این تشکیلات، خواهیم پرداخت. به علاوه، ابعاد نظامی و امنیتی خاورمیانه و ارتباط آن با شکل گیری و کارکرد داعش را در چارچوب رویکرد اقتصاد سیاسی بین الملل مورد بررسی قرار خواهیم داد. [1] Islamic State of Iraq and al-Sham (ISIS) [2]International Political Economy
هدف این مقاله پاسخ به این پرسش است که جهانی شدن چگونه از طریق مهاجرت های بین المللی بر زبان ها تأثیر می گذارد. جهانی شدن با سرعت بخشیدن، گسترش دادن و تنوع بخشیدن به این گونه مهاجرت ها، موجب جدا شدن فرد از جامعه زبانی خود و پیوستن به دنیای زبانی جدیدی می شود. در این مقاله زبان و مهاجرت و تأثیر متقابل آنها از دو نظر بررسی می شود؛ نخست از زاویه سیاستگذاری های مهاجرتی کشورهای میزبان که طبق قوانین خود، مقررات سخت گیرانه ای را در حوزه زبان برای تازه واردان اعمال می کنند و دوم از زاویه فرهنگ پذیری و ادغام در جامعه میزبان توسط مهاجران. نمونه های مطرح شده در ذیل هر کدام نحوه تأثیرگذاری مهاجرت بین المللی بر زبان مهاجران را نشان می دهد و بدین طریق مشخص می شود که مهاجرت بین المللی چگونه در مقیاس وسیع می تواند عامل همگونی زبانی باشد.
پرسش اصلی این پژوهش این است که آمریکا در مقابل بیداری اسلامی مردم کشورهای عربی غرب آسیا و شمال آفریقا چه واکنشی داشته است؟ فرضیه ما این است که قیام های مردم کشورهای عربی منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا که منجر به سقوط رژیم های دیکتاتوری دست نشانده غرب گردیده بود، نظام سلطه غرب و در رأس آن، ایالات متحده آمریکا را غافلگیر کرد و امروز آمریکا، تمام سعی و تلاش خود را به کار گرفته است تا با استفاده از ابزارها و سازوکارهای مختلف اعم از سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی در سطوح مختلف محلی، منطقه ای و فرامنطقه ای، سوار بر موج شده و تحولات سیاسی منطقه را در جهت منافع استراتژیک خود هدایت کرده و جریان بیداری اسلامی را خنثی سازد.
منطقه خاورمیانه در حال تحول است. عوامل و بازیگران بسیاری نیز بر تحولات آن اثرگذار است که بر پیچیدگی مسائل آن می افزاید. این وضعیت سیال و مبهم موجب مواجهه با سناریوهای مختلفی شده است که می تواند آینده کشورهای اسلامی و به طور کلی خاورمیانه را به اشکال مختلفی رقم زند. در این مقاله به این سؤال اصلی پاسخ داده می شود که: روندهای آینده دموکراسی در خاورمیانه تا سال 2025، چه تأثیراتی بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران می گذارد؟ در پاسخ به این پرسش، با بررسی آینده پژوهانه روندهای آینده دموکراسی در خاورمیانه، در چارچوب نظریه سازه انگاری و با روش دلفی، پرسش نامه ای طراحی و در اختیار خبرگان موضوع قرار گرفت. در ادامه، با هدایت تیم راهبری، داده های پرسش نامه های دلفی، تجزیه و تحلیل شدند. سپس نتایج و نظرات خبرگان و پاسخ دهندگان به گویه ها، تحلیل کیفی شد و چهار سناریوی اصلی به دست آمد که شامل تفوق و حاکمیت مردم سالاری دینی؛ سکولاریسم؛ سلفی گری و حکومت های نظامی، سلطنتی مطلقه و قومی هستند. در نهایت مطلوب ترین سناریو و تهدیدآمیزترین سناریو برای جمهوری اسلامی ایران معرفی و راهکارهایی ارائه می شود.