هدف پژوهش حاضر بررسی عدالت فرهنگی از نگاه علی (ع) بوده و به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام شده است. برای کشف دیدگاه حضرت علی (ع) در مورد عدالت فرهنگی، ابتدا عدالت و فرهنگ از منظر ایشان تبیین شده و در گام بعد نگاه ایشان به فرهنگ از مسیر شناخت ضد (تعرف الاشیاء به اضدادها) بر مبنای رویکرد تبارشناختی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد، عدالت فرهنگی در سیره ی امیرالمؤمنین (ع) برپایه ی مقدماتی شامل: عدالت یعنی اعطای کل ذی حق حقه؛ حقی که مردم بر گردن حضرت دارند، اقامه ی سیره ی رسول خداست؛ سیره و فرهنگ نبوی در مقابل فرهنگ جاهلی است. بنابراین، عدالت فرهنگی در سیره ی علی (ع) یعنی تقابل با فرهنگ جاهلیت از مسیر اعطای حقوق فرهنگی. حقوق فرهنگی در فرهنگ علوی نیز شامل: حق آزادی مذهب، حق آزادی بیان، حق تعلیم و تعلم (آموزش)، حق مشارکت فرهنگی، حق آزادی فرهنگی، حق بهره از میراث فرهنگی و حق استفاده از رسانه می باشد.
رخدادهای تروریستی 11 سپتامبر 2001، امنیت ایالات متحده در نظام بین الملل را با چالش جدی رو به رو ساخت و آمریکا را وارد جنگ های پرهزینه و طولانی در افغانستان و عراق کرد. سپس بحران های مالی جهانی 2008، به رکود بی سابقه در آن کشور منجر شد. اقتصاد بحران زده آمریکا در وضعیت آسیب پذیرتری نسبت به گذشته قرار گرفت. از سوی دیگر جایگاه چین در اقتصاد جهانی در این سال ها ارتقا و نفوذ فرامنطقه ای آن کشور توسعه یافت. این نوشتار با به کارگیری نظریه های جابه جایی قدرت بر آن است به این پرسش پاسخ دهد که قدرت یابی چین در اقتصاد سیاسی بین الملل، چه تأثیری بر قدرت ایالات متحده داشته است؟ در این زمینه، نویسندگان به این نتیجه می رسند که قدرت یابی چین افول قدرت مالی ایالات متحده را تشدید کرد، اما از نظر سیاسی و امنیتی تأثیر چندانی بر قدرت ایالات متحده نداشته است و ضعف ایالات متحده بیشتر به اقتصاد کلان آن مربوط می شود.
اختلاف نگرش میان طبیعت گرایان و مخالفان آنان، پیدایش رهیافت های روش شناسانه متفاوت در فهم روابط و پدیده های اجتماعی را به ارمغان آورد و در قلمرو مطالعات روابط بین الملل به صورت خاص، این تنوع رهیافت ها در مناظره چهارم رخ نشان داد. با این وجود، وجه اشتراک تمامی این دیدگاه ها که سربرآمده از خصلت علم مدرن است، غفلت از تبیینی مبتنی بر رابطه علت فاعلی و غایی است. سئوال مطرح این است که آیا می توان با تبیینی بر پایه کشف رابطه این دو نوع علت به فهم مناسب تری از تحلیل پدیده ها و رفتارها در علوم اجتماعی و از جمله روابط بین الملل دست یافت؟ سئوال مدعای این نوشتار آن است که توجه به این پیوند، که از آن به تبیین غایی تعبیر خواهیم نمود، نوع ویژه ای از تبیین را رقم خواهد زد، به گونه ای که از یک سو کاستی های فهم تفسیری و سازه انگارانه را جبران ساخته و سهم بسزایی در فهم و تحلیل مسایل مهم این قلمرو از جمله علل منازعه و همکاری خواهد داشت و از سوی دیگر، توجه به ابعاد تکوینی و تأمّلی این رابطه و تاثیر غایات در برساخت هویت بازیگران، عمق و گستردگی قواعد بازی، ساختار کنشگری، فرایند اقدام و تعیین محدودیت های اخلاقی و هنجاری آن به ارتقای فهم این حوزه خواهد انجامید. این مقاله با استفاده از روش برهانی به تشریح تبیین غایی پرداخته و دلالت های آن در مطالعات روابط بین الملل و تاثیر آن بر تحلیل در این حوزه مطالعاتی را بررسی می نماید
کشمکش بلوچ ها و دولت پاکستان با محور قوم گرایی بلوچ مؤلفه مهم تحولات ایالت بلوچستان به ویژه از استقلال پاکستان در سال 1947م. بوده است. اما تهاجم شوروی به افغانستان در سال 1979م. و حمله آمریکا به این کشور در سال 2001م.، و همجواری این رویدادها با ایالت بلوچستان، سلفی گرایی را به عنوان پدیده ای جدید وارد این ایالت کرد. پرسش پژوهش این است که هویت خواهی سلفی چگونه وارد ایالت بلوچستان شده و چه تأثیری بر قوم گرایی بلوچ داشته است؟ این پژوهش نشان می دهد که رویدادهای سال های 1979 تا 2001م.، ایجاد مدارس مذهبی در بلوچستان برای مقابله با شوروی، شکل گیری شورای کویته، حضور فرقه گرایان ضدشیعی، جذب بلوچ ها در گروه های فرقه گرا و القاعده و همکاری متقابل بلوچ قوم گرا با فرقه گرایان سلفی و طالبان، قوم گرایی بلوچ را تحت الشعاع قرار داده و ایالت بلوچستان را به مأمن گروه های خشونت طلب سلفی مبدل ساخته است.
این مقاله به بررسی مفهوم سکولاریسم سیاسی در اندیشه مارسیلیوس اهل پادوا فیلسوف قرن چهاردهم ایتالیایی می پردازد. در همین راستا نشان داده م یشود که مارسیلیوس با شناسایی دو سویه بنیادی امر الاهیاتی مسیحی، یعنی سویه فراسیاسی و ذات سیاسی امر الاهیاتی، تفسیری را از متن مقدس ارائه م یکند که به «سیاست زدایی از مرجع امر الاهیاتی » یعنی کشی شها منجر شود. این نظریه «سکولاریسم نهادی » نامیده شده است؛ زیرا در نهایت متضمن این امر است که نهاد کلیسا به مثابه نهاد کلیسا فاقد قدرت اجبارآمیز دنیوی )یعنی قدرت سیاسی( است. این مقاله نشان م یدهد که مفهوم سکولاریسم در خاستگاه تاریخی اش از خصایص ویژه امر الاهیاتی مسیحی جدایی ناپذیر است و در وهله اول باید آن را «امری مسیحی » دانست.
تصویری که از جهان در 25 سال آینده میتوان داشت، البته تصویری مبهم است که با توجه به روندهای مختلفی که در آن به وقوع خواهد پیوست، ماهیت و اجزاء آن مشخص میشود. با این حال از نگاه آمریکا آن چه در جهان آینده وجود خواهد داشت، عبارت است از: پراکندگی قدرت: ظاهر امر حکایت از آن دارد که: نه آمریکا و نه هیچ کشور دیگری نخواهد توانست قدرت بلامنازع باشد.