تحلیل مفهومی «حکمرانی» و «نظام سازی فقهی»: به سوی چارچوبی برای اداره امور عمومی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه مدیریت راهبردی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۰)
193 - 232
حوزههای تخصصی:
حکمرانی در مطالعات مغرب زمین و نظام سازی فقهی در مطالعات اسلامی، در زمره آخرین تلاش های علمی برای پاسخگویی به دغدغه های حوزه اداره امور عمومی به شمار می روند؛ امّا علی رغم توجه روزافزون به این دو مفهوم، عارضه ابهام در معنا، توأمان گریبان گیر آنان شده است. در بخش اول این پژوهش در تلاشی برای رفع این ابهام، با بهره گیری از روش تحلیل مفهومی تقلیل گرا به واکاوی معانی این واژگان می پردازیم؛ با این تفاوت که در حکمرانی، با ادبیاتی متکثری مواجهیم که به سختی می توان، خاستگاه نظری و سیر تطور واحدی برای تأسیس و توسعه این مفهوم جستجو نمود؛ اما در «نظام سازی فقهی» می توان تکیه ی بخش قابل توجه ای از رویکردهای موجود را به «نظریه شهیدصدر» معطوف دانست؛ به همین اعتبار در مراحل اجرای پژوهش، برای فهم معنای حکمرانی به راهبرد گونه شناسی و در نظام سازی فقهی (به دلیل مرکزیت نظریه شهید صدر)، به راهبرد مرکز-پیرامون تأکید می کنیم. با مقایسه مفاهیم حکمرانی و نظام سازی فقهی در بخش دوم، با مقایسه تطبیقی این دو رویکرد، دلالت های نظری هر یک برای ترسیم چارچوب کلی اداره امور عمومی اسلامی استخراج می شود. تأکید حکمرانی بر «پدیده اقتدار منتشر»، «مقوله تحقق»، «حلّ مسئله»، «رویکرد تدریجی» و «روش تجربی» در کنار دلالت های نظام سازی فقهی بر «کشف محوری»، «قواعد کلان هنجاری»، «قواعد بنیادین»، «محوریت ولّی جامعه»، «نیازهای حقیقی انسان» و «حقایق ثابت در کنار امور متغیّر» می تواند زمینه ساز چارچوبی تلفیقی، کارآمد و در عین حال مشروع برای اداره امور عمومی اسلامی باشد.