توسعه فرآیندی است که در آن، جامعه از یک دوره به دوره جدید منتقل می شود. این فرآیند می تواند ابعاد مختلف زندگی انسان را متحول کند. توسعه اقتصادی به معنای رشد اقتصادی و تغییر ارزش ها و نهادها و مستلزمِ انجام رفتارهای خاص اجتماعی است که به فرهنگ و ویژگی های فرهنگی ملت، وابستگی دارد. در شهرستان ممسنی بر بنیاد ساختار اجتماعی موجود که مبتنی بر شناسه های سنتی و طایفه ای است، توسعه اقتصادی با فرهنگ سیاسی که ریشه در هویت جغرافیایی و انگاره های بین الاذهانی کارگزاران دارد، ارتباط معناداری دارد. پایه های اقتصاد ممسنی بر بازار و کشاورزی است و در گُذار به توسعه اقتصادی با شرایط فرهنگی موجود رابطة مستقیمی دارد. هرگونه نوسان در پایه های اقتصادی آن نظیر شکل گیری شرایط تارعنکبوتی، بر مبنای فرهنگ سیاسی موجود قابل تحلیل است. پژوهش حاضر ماهیتی کاربردی دارد و پرسش اصلی این است که چه رابطه ای میان فرهنگ سیاسی و توسعه اقتصادی در شهرستان ممسنی وجود دارد؟ فرضیه پژوهش نیز این است که بین دو متغیر فرهنگ سیاسی و توسعه اقتصادی ارتباط معناداری وجود داشته و فرهنگ سیاسی طایفه ای نقش کلیدی در توسعه نیافتگی اقتصادی شهرستان ممسنی دارد؛ به عبارتی نتایج پژوهش گویای این است که به دلیل وجود فرهنگ سیاسی محدود- مشارکتی و طایف ه ای، ریسک پذیری اقتصاد و عملکرد نامطلوب کارگزاران در ممسنی، توسعه نیافتگی اقتصادی به فرهنگ سیاسی مرتبط است. روش تحقیق در این پژوهش از نوعِ توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای است.
با توجه به رهنمودهای مقام معظم فرماندهی کل قوا مبنی بر تکیه نظام ج.ا.ا. بر استحکام ساخت قدرت درونی، این مقاله در پی تبیین نقش آن دسته از فناوری هایی است که با همگرایی خود منجر به ارتقای توان نظامی بومی به عنوان یکی از مؤلفه های قدرت بازدارندگی همه جانبه دفاعی ج.ا.ا. می شود. در ادامه با استناد به اسناد بالادستی و آرای اندیشمندان در حوزه های مختلف، شاخص های این فناوری استخراج و با بهره گیری از پژوهش آمیخته با روش توصیفی و استنباطی انجام گردید. جامعه آماری تحقیق شامل: اساتید دانشگاه عالی دفاع ملی، متخصصان صداوسیمای ج.ا.ا، مجمع تشخیص مصلحت نظام و مرکز پژوهش های مجلس که با مراجعه به نمونه ای از آنها به تعداد 93 نفر، امر گردآوری اطلاعات پیرامون احصای عوامل و شاخص های توان نظامی بومی انجام شد. سپس امر گردآوری اطلاعات از 30 نفر از خبرگان نظامی راجع به فناوری های همگرا انجام شد و نتایج این تحقیق مبین آن است که بکارگیری فناوری های همگرا به عنوان فناوری های حساس، توان نظامی، امنیت و پیش بینی تهدیدات را تقویت نموده و صنایع بومی را در تولید تجهیزات خودکار و بدون سرنشین ارتقاء می دهد و منجر به ارتقاء آموزش نیروهای مسلح با استفاده از محیط های آموزشی مجازی و شبیه سازی می شود. همچنین شناسایی و حفاظت در برابر عوامل شیمیایی، بیولوژیکی، رادیولوژیکی و انفجاری تسهیل گردیده و جان سربازان و جنگاوران بهتر از گذشته حفظ شده و درمان های غیر دارویی برای تقویت عملکرد جنگاوران را به وجود می آورد و سامانه های جنگی را تقویت و حمله های تروریستی را مدیریت و توان مقابله با آن ها را افزایش می دهد.
مقاله حاضر به روش تحلیلی به بررسی روابط ایران و روسیه در دوره ی احمدی نژاد پرداخته که تا حد زیادی تحت الشعاع فعالیت های هسته ای ایران قرار داشت. کنکاش در این مناسبات به خوبی گویای آن است که منحنی روابط ایران و روسیه عمدتا تحت نفوذ چشم انداز روسی قرار داشته است. روسیه به پیروی از گونه ای عمل گرایی مبتنی بر فرصت طلبی راهبردی و درچارچوب رهیافت کلان خود به سیاست جهانی و الزامات ناشی از این رهیافت، سه دستور کار عمده را در روابط خود با ایران پیگیری نموده است: بازنمایی هویت روسیه در جایگاه یک قدرت بزرگ، بیشینه سازی منافع و دستاوردهای اقتصادی، و فزونی بخشی به اثرگذاری ژئوپلتیک ونفوذ استراتژیک.بازتاب این دستورکارهای سه گانه که مولفه های محوری چشم انداز روسی راشکل می دهند به روشنی می توان در حوزه های موضوعیُ مختلف روابط دوجانبه ی ایران وروسیه در دوره احمدی نژاد آشکار ساخت
در محیط های کسب و کار جهانی شدیدا رقابتی امروزه، منابع انسانی از دیدگاه شرکت های چند ملیتی، در توسعه و حفظ مزیتهای رقابتی نقش بسزائی دارند. "نیروی کار جهانی" به سرمایه انسانی قابل دسترس در عرصه بین المللی و در سرتاسر مرزهای ملی اشاره دارد و برای درک عرضه و تقاضای نیروی کار، مطالعه آن اهمیت دارد. چالش های محیط بین المللی، شرکت های بین المللی فراملیتی را به ایجاد و توسعه روشهای جدید تجارت یا انتقال فعالیت ها و عملیات آن بین کشورهای مبدا و کشورهای مقصد، ترغیب کرده است در این حین مدیریت منابع انسانی بین المللی مقوله ای بسیار پیچیده و حساسی است زیرا وجود آمدن شرکت های چند ملیتی و فراملیتی الزامات جدیدی را برای مدیران منابع انسانی به وجود می آورد. از چالش های مدیریت منابع انسانی در شرکت های چند ملیتی، می توان از یک سوء نیاز به سازگاری شرکت تابعه چندملیتی در کشور میزبان و از طرفی دیگر نیاز به رویکردها و سیاست های به کارگماری کارکنان در شرکت های چند ملیتی، هماهنگی و اجرای عملیات منابع انسانی اشاره نمود. این مقاله ، ابتدا به تشریح چارچوب مفهومی عوامل و نیروی های مختلف تاثیر گذار بر شکل گیری و اجرای سیاست ها و عملیات منابع انسانی در شرکت تابعه از شرکت های چند ملیتی پرداخته و سپس به بررسی مراحل عملیاتی مدیریت منابع انسانی و جمع بندی مباحث ارائه شده ، خواهد پرداخت.
تبیین دوگانۀ تناقض نمای اقتدارگرایی- اقتدارپذیری در نظر و عملِ سازمان مجاهدین خلق، مسئلۀ اصلی این مقاله را تشکیل می دهد. بدین معنی، نویسندگان بر این دغدغه ذهنی متمرکز بوده اند که چگونه ممکن است افرادی با دست کشیدن از وابستگی و علقه های دنیایی، اقتدار پدرگونۀ نظم سیاسی را با چالش مواجه نمایند و در عین حال برای اثبات اطاعت و تسلیم بی چون و چرا به اقتدار و مرجعیت «سازمان» از «رهایی» خود که در ازای از دست دادن همه چیز بدان رسیده بودند، دست بکشند. در پاسخ، مقاله بر این دعوی استوار است که فرهنگ پاتریمونیالیستی با تدارک شرایط امکان شکل گیری ذهنیت سیاسی و خوی روانی اعضا در ایدئولوژی سازمان بازتاب یافته و پراتیک سیاسی آن را شکل داده و در دوگانۀ پارادوکسیکال اقتدارگریزی- اقتدارطلبی گرفتار کرده است. از این رو شیوه و روش انتخابی نویسندگان برای تأمین دلیل و تأیید ادعا، نه برمنطق تک انگارانۀ پوزیتیویستی، بلکه مبتنی بر ضرورت نگاه چندبعدی به پدیده های سیاسی و اجتماعی استوار گردیده و با تأکید بر اهمیت مطالعات میان رشته ای، تلاش شده است تا از دریچۀ روان کاوی سیاسی و با استفاده از آرای اریک فروم و کارل گوستاو یونگ، ابتدا زمینه های تاریخی، سیاسی، فرهنگی، ایدئولوژیکی و اقتصادی که به عنوان رانه هایی مؤثر در شکل گیری خوی اجتماعی و ساختارروانی سازمان مجاهدین عمل کرده اند، بررسی شود و سپس ریشه های میل پارادوکس ستیزه جو- تسلیم پذیر تحت تأثیر قرن ها حاکمیت گفتمان پدرسالارانه بر جامعۀ ایرانی در روان و کنش سازمان مجاهدین نشان داده شود.